• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

حمایت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حمایت، اَعمال و نهادهای حمایتی که هرچند در فقه به رسمیت شناخته نشده‌اند، اما در جوامع اسلامی پیشین مهم بودند.




این واژه مترادف خَفاره به کار رفته که به معنای حمایت و پشتیبانی یک قبیله کوچ‌نشین یا گروهی صحرا گرد از ساکنان ثابت یک منطقه یا مسافران است.
[۱] خلیل‌ بن احمد، کتاب العین، ذیل «خفر»، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
[۲] ابن‌منظور، لسان العرب، ذیل «خفر».

اصطلاح دیگری که تقریبآ معادل حمایت به کار رفته، «تَلْجِئه» است. تلجئه در سه چهار قرن نخست هجری به عملی اطلاق می‌شد که در آن فردی که مقام و مرتبه اجتماعی پایین‌تری داشت دارایی و اموال خویش را به فردی در مقام و جایگاه بالاتر، می‌سپرد .
[۳] بلاذری (لیدن)، ج۱، ص۲۹۴.
[۴] بلاذری (لیدن)، ج۱، ص۳۲۳.
[۵] بلاذری (لیدن)، ج۱، ص۳۲۹.
[۶] محمد بن احمد خوارزمی، کتاب مفاتیح‌العلوم، ج۱، ص۶۲، چاپ فان‌فلوتن، لیدن ۱۸۹۵، چاپ افست ۱۹۶۸.

شخص دون‌مرتبه همچنان مالک قانونی اموال خویش باقی می‌ماند، اما براساس توافقی ضمنی، فرد برتر، در برابر قدرتهای اجرایی و مقامات مالیاتی، پاسخگو بود.
هرچند شخص دون‌مرتبه به فرد برتر دستمزد می‌پرداخت، لیکن این کار برای وی همچنان مقرون به صرفه بود.
حق دریافت دستمزد از امتیازات فردِ برتر بود و حمایت، همچون املاک شخص، می‌توانست به ارث برسد .
[۷] اصطخری، ج۱، ص۱۵۸.




چون توافقِ طرفین تنها به صورت ضمنی بود، برای فردِ حمایت شده غیرممکن می‌نمود که در برابر ادعای فرد برتر، در دفاتر مالیاتی، بتواند مالکیت خویش را به اثبات برساند.



بنابراین حمایت، که گاه بر دیگران تحمیل می‌شد یا به عنوان روشِ بازپرداخت بدهی به کار می‌رفت، شیوه‌ای بود که افراد متنفذ از آن برای گسترش املاک خویش بهره می‌بردند و مالکان اصلی زمینها در این میان مضارعه‌کارانی بیش نبودند .
[۸] بلاذری (لیدن)، ج۱، ص۳۱۱.
[۹] بلاذری (لیدن)،ج۱، ص۳۲۹.





۴.۱ - حمایت از زمین


در کنار حمایت از زمین، نوع دیگری از حمایت رایج بود که در آن، حمایت از محصولات کشاورزی و جاده‌های یک منطقه در مقابل دزدان برعهده افراد متنفذ و قدرتمند نهاده می‌شد.

۴.۲ - حمایت از شهر


گاهی نیز حمایت از یک شهر بزرگ یا بخشی از آن به افرادی واگذار می‌شد و کلمه «حامی» درواقع برای رئیس پلیس شهر به‌کار می‌رفت.
در همه این موارد، حامیان بابت حق پشتیبانی، مالیاتی به نام حمایت (رسم‌الحمایة) می‌گرفتند.
[۱۱] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۹ ص۱۲۶ .
[۱۲] ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۴۳۷.
[۱۳] ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۳۲۷.




فقهای متقدم هدف از وضع این مالیات‌ها را تأمین هزینه‌های لازم برای ایجاد نظم عمومی دانسته‌اند.
اشرافیتِ نظامیِ نوظهور در قرن چهارم، برای منافع خود، این نوع حمایت را توسعه داد.



با این حال از قرن پنجم، با گسترش نظام اِقطاع، این‌گونه حمایت‌ها از میان رفت، هرچند حکمرانان کوچک محلی، همچنان به حمایت از پل‌ها و راه‌ها ادامه دادند.




۷.۱ - در زمینه ادیان و آیین


فرانسه خود را حامی تمامی کاتولیک‌ها در لوان (شرق طالع، سرزمین‌ها ی شرق مدیترانه) می‌دانست و روسیه نیز درباره همه ارتدکس‌های شرقی تابعِ سلطانِ عثمانی ادعای مشابهی داشت.
پشتیبانی کنسولیِ برخی قدرت‌ها‌ی اروپایی از اقلیت‌ها ی یهودی و مسیحیِ ساکن در قلمرو عثمانی نیز حمایت خوانده می‌شد.

۷.۲ - در زمینه سیاست


یکی از معانی متداول واژه حمایت در خاورمیانه (در قرن سیزدهم و چهاردهم/ نوزدهم و بیستم)، پشتیبانی و حمایت سیاسی است.
حمایت به معنای دقیق‌تر به قراردادهای دو جانبه‌ای اطلاق شد که در قرن دوازدهم و سیزدهم/ هجدهم و نوزدهم میان دولت انگلستان و شیخ‌نشینهای ساحل غربی و جنوبی خلیج‌فارس، منعقد شد.
در این قراردادها انگلستان متعهد می‌شد که از این امیرنشینها حمایت و امور خارجی آن‌ها را رهبری کند و آن‌ها نیز می‌بایست از دریازنی و جنگ با یکدیگر دست برمی‌داشتند بین انگلستان و حاکمان جنوب عربستان نیز این‌گونه توافقهای دوجانبه وجود داشت.
این حاکمان متعهد می‌شدند که هیچ بخشی از قلمرو خویش را به قدرتی دیگر واگذار نکنند و بدون مشورت با انگلستان هیچ معاهده‌ای با قدرتهای دیگر منعقد نسازند و در عوض دولت انگلستان متعهد می‌شد از استقلال این حاکمان حمایت کند.
برخلاف این حاکمان، حمایت انگلستان از مصر بر پایه فعالیت یک‌جانبه این کشور اروپایی پس از جنگ جهانی اول بود
در افریقای شمالی، به‌ویژه در تونس و مراکش، نوعی حمایت از طرف کشورهایی چون فرانسه، انگلستان و اسپانیا اعمال می‌شد که درحقیقت حمایت یک نیروی مسیحی خارجی از اشخاص خاص و نیز حکومتها بود.
حمایت‌شوندگان (چون کارمندان عالی‌رتبه، مترجمان، نگهبانان، دلالان (سمساران) و مباشران محلی)، بومیان مسلمان و یهودی بودند که در خدمت کنسولها و تجار فرانسوی قرار داشتند.
این افراد در کارهای خویش آزادی کامل داشتند.
به‌علاوه، از عوارض و مالیات معاف بودند، می‌توانستند از گرفتار شدن در نظام قضایی بگریزند و در برابرِ اَعمالِ مستبدّانه و اخاذیهای خویش، حمایت می‌شدند و قدرتهای خارجی نیز با این حمایت، درصدد افزایش طرفداران سیاسی خود بودند.



افزایش تدریجی شمار افرادی که این‌گونه حمایت شدند و خودسری آنان در برابر حکومت، عامل مهمی در انحطاط دولتها، به‌ویژه در مراکش، گردید
[۱۴] عبدالوهاب‌ بن منصور، مشکلة الحمایة القُنصُلیّة بالمغرب من نشأتها الی مؤتمر مدرید سنة ۱۸۸۰، ج۱، ص۱۹۲ـ۲۰۰، رباط ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
[۱۵] بوشتی بوعسریه، «مرکز الأرشیف الدیبلوماسی فی مدینة نانط فی فرنسا»، ج۱، ص۳۶ـ۳۷، در وثائق عهدالحمایة: رصدأولی، تنسیق ابراهیم بوطالب، رباط: کلیة الآداب و العلوم الانسانیة بالرباط، ۱۹۹۶.
[۱۶] فیلیپ جورج راجرز، تاریخ العلاقات الانجلیزیّة المغربیّة حتی عام ۱۹۰۰، ج۱، ص۲۳۰، ترجمة و دراسة و تعلیق یونان لبیب رزق، دارالبیضاء ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۷] فیلیپ جورج راجرز، تاریخ العلاقات الانجلیزیّة المغربیّة حتی عام ۱۹۰۰، ترجمة و دراسة و تعلیق یونان لبیب رزق، دارالبیضاء ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۸] فیلیپ جورج راجرز، تاریخ العلاقات الانجلیزیّة المغربیّة حتی عام ۱۹۰۰، ترجمة و دراسة و تعلیق یونان لبیب رزق، دارالبیضاء ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۹] عبدالوهاب‌ بن منصور، مشکلة الحمایة القُنصُلیّة بالمغرب من نشأتها الی مؤتمر مدرید سنة ۱۸۸۰، ج۱، ص۸ ـ۹، رباط ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
[۲۰] عبدالوهاب‌ بن منصور، مشکلة الحمایة القُنصُلیّة بالمغرب من نشأتها الی مؤتمر مدرید سنة ۱۸۸۰، رباط ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
[۲۱] ابونصر، ص۲۸۹ـ ۲۹۷




در میان بربرها و عربهای شمال افریقا نیز صورتهایی از حمایت وجود داشت.
نوعی حمایت زمانی بود که بیگانه‌ای (اغلب بازرگان) قصد داشت از محدوده یک قبیله عبور کند.
وی خود را به فردی بانفوذ، که معمولا از نوادگان پیامبراکرم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم (شریف) یا صوفیان بود، معرفی می‌کرد و این فرد در ازای دریافت مبلغی، یکی از خادمان خویش را به عنوان محافظ در اختیار وی قرار می‌داد.
به‌علاوه، شیئی چون عصایِ نوک تیز، ردای کلاه‌دار یا تسبیح، که نشان ویژه حامی بود، به فرد بیگانه داده می‌شد که به منزله گذرنامه برای عبور وی از میان قبایل بود.
این نوع حمایتها گاه شامل کاروانهای تجاری نیز می‌شد .
[۲۲] روژه لوتورنو، فاس قبل الحمایة، ج۱، ص۵۹۱ـ۵۹۳، ترجمه الی العربیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
[۲۳] روژه لوتورنو، فاس قبل الحمایة، ج۱، ۶۰۰ـ ۶۰۱،ترجمه الی العربیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
رواج زیاد این‌گونه حمایت باعث شده بود که «تحت مِزراق (چوب‌دستی) کسی قرار داشتن» به معنای تحت حمایت وی بودن، به کار رود.



در مراکش حامی را آمور (نیزه شکاری)، کاسی (لباس پوشیده)، دُواز (لنج‌بان) و رِفّاد (دفاع‌کننده) نیز می‌خواندند.
کلمه بربری زَطّاطه/ رَطاطه نیز، هم به حمایت گفته می‌شد و هم به پولی که در برابر حمایت می‌گرفتند .
[۲۴] روژه لوتورنو، فاس قبل الحمایة، ج۱، ص۶۰۰، ترجمه الی العربیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.

«عنایت» (توجه) نیز برای اشاره به حمایت به‌کار می‌رفت و «تحت عنایت کسی بودن» به معنای «تحت حمایت وی قرار گرفتن» بود.




۱۱.۱ - درخواست حمایت برای پناهندگی


نوع دیگری از حمایت زمانی بود که فردی تهدید و ارعاب می‌شد و از شخصیتی برجسته تقاضای کمک و پناهندگی می‌کرد.
گاه مجرم ناچار می‌شد از قبیله خویش بگریزد تا از انتقام خانواده قربانی در امان بماند.
وی متضرعانه و با پاهای عریان، در حالی که چاقویی بر دندان گرفته بود و دستهایش را از پشت به صورت متقاطع بسته بود، از حامی می‌خواست که وی را حمایت کند.

۱۱.۲ - درخواست حمایت به صورت تهدید


«عار» گونه‌ای دیگر از حمایت بود که در آن فرد مظلوم در مراسمی خاص و با تضرع و بیان جملاتی چون «عاری علیک» و «أنا فی عارِک»، از حامی می‌خواست تا وساطت کند و به وضع اندوه‌بار وی خاتمه دهد.
در واقع، مظلوم فرد حامی را به منتقل کردن عار خویش بر او، تهدید می‌کرد.
فرد تهدید شده نمی‌توانست از حمایت مظلوم خودداری کند، زیرا در این صورت، رسوایی و بدنامی وی را در پی داشت.

۱۱.۳ - طلب حمایت به شکل قربانی حیوانات


در موارد حساس، مانند زمانی که فرد مغلوب از فاتحان طلب بخشش می‌کرد، تضرع و استغاثه معمولا با قربانی کردن حیواناتی چون گاو، شتر و اسب همراه بود.

۱۱.۴ - طلب حمایت به شکل پناه بردن به مقبره‌ها


گاه نیز افراد تحت تعقیب یا حمایت‌خواه، به زاویه‌ها، که پیرامون مقبره صوفیان و افراد مقدّس ساخته شده بود، پناه می‌بردند .
[۲۵] محمد بن جعفر کتّانی، سَلوة الانفاس و محادثة الاکیاس بمن اقبر من العلماء و الصلحاء بفاس، ج۱، ص۵۵ـ ۵۶، چاپ عبداللّه کامل کتّانی، حمزة‌ بن محمد طیب کتّانی، و محمد حمزة‌ بن علی کتّانی، دارالبیضاء ۱۴۲۵/۲۰۰۴.




حمایتهای گروهی و قبیله‌ای نیز از قرن پنجم در میان عربهای شمال افریقا رایج بود.
برای نمونه، گروه مَعْقِل حمایت خویش را بر برخی از زناته تحمیل کرده بودند و از آن‌ها خراجی به نام خَفاره می‌گرفتند و پس از آن، تا قرن چهاردهم/ بیستم برخی قبایلِ دیگر از الگوهای آن‌ها پیروی کردند.
در میان قبایل شمال افریقا نوعی حمایت دوجانبه نیز میان قبایل یا گروههای نژادی گوناگون مرسوم بود.
در عهدهای حمایت که میان دو گروه نژادی بسته می‌شد، گاه پوششهایی چون ردا و پای‌افزار میان گروهها رد و بدل می‌شد یا در مراسمی خاص، هریک از اعضای یک گروه، برادر خوانده اعضای گروه دیگر می‌شدند.
ریشه بیشترِ گونه‌های حمایت، در میان عربهای جاهلی بود و در اسلام نیز بسیاری از آن‌ها نکوهش شد.
اما این سخن بدان معنا نیست که همه این حمایتها توسط فاتحان عرب به افریقای شمالی راه یافته است، بلکه هر رویدادی مدیون تلاشهای مستقل اما مشابه مردمانی است که می‌کوشیدند حداقلِ نظم و عدالت را در جوامع پرآشوب خویش، برقرار سازند.



(۱)) ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ .
(۲) ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر.
(۳) ابن‌منظور، لسان العرب.
(۴) اصطخری.
(۵) بلاذری (لیدن).
(۶) بوشتی بوعسریه، «مرکز الأرشیف الدیبلوماسی فی مدینة نانط فی فرنسا»، در وثائق عهدالحمایة: رصدأولی، تنسیق ابراهیم بوطالب، رباط: کلیة الآداب و العلوم الانسانیة بالرباط، ۱۹۹۶.
(۷) خلیل‌ بن احمد، کتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
(۸) محمد بن احمد خوارزمی، کتاب مفاتیح‌العلوم، چاپ فان‌فلوتن، لیدن ۱۸۹۵، چاپ افست ۱۹۶۸.
(۹) فیلیپ جورج راجرز، تاریخ العلاقات الانجلیزیّة المغربیّة حتی عام ۱۹۰۰، ترجمة و دراسة و تعلیق یونان لبیب رزق، دارالبیضاء ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۰) طبری، تاریخ (بیروت).
(۱۱) عبدالوهاب‌ بن منصور، مشکلة الحمایة القُنصُلیّة بالمغرب من نشأتها الی مؤتمر مدرید سنة ۱۸۸۰، رباط ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
(۱۲) محمد بن جعفر کتّانی، سَلوة الانفاس و محادثة الاکیاس بمن اقبر من العلماء و الصلحاء بفاس، چاپ عبداللّه کامل کتّانی، حمزة‌ بن محمد طیب کتّانی، و محمد حمزة‌ بن علی کتّانی، دارالبیضاء ۱۴۲۵/۲۰۰۴.
(۱۳) روژه لوتورنو، فاس قبل الحمایة، ترجمه الی العربیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۱۴) ابونصر.


 
۱. خلیل‌ بن احمد، کتاب العین، ذیل «خفر»، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ۱۴۰۵.
۲. ابن‌منظور، لسان العرب، ذیل «خفر».
۳. بلاذری (لیدن)، ج۱، ص۲۹۴.
۴. بلاذری (لیدن)، ج۱، ص۳۲۳.
۵. بلاذری (لیدن)، ج۱، ص۳۲۹.
۶. محمد بن احمد خوارزمی، کتاب مفاتیح‌العلوم، ج۱، ص۶۲، چاپ فان‌فلوتن، لیدن ۱۸۹۵، چاپ افست ۱۹۶۸.
۷. اصطخری، ج۱، ص۱۵۸.
۸. بلاذری (لیدن)، ج۱، ص۳۱۱.
۹. بلاذری (لیدن)،ج۱، ص۳۲۹.
۱۰. طبری، تاریخ (بیروت)، ج۸، ص۵۵۲.    
۱۱. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۹ ص۱۲۶ .
۱۲. ابن‌اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۹، ص۴۳۷.
۱۳. ابن‌خلدون، تاریخ ابن خلدون یا العبر، ج۴، ص۳۲۷.
۱۴. عبدالوهاب‌ بن منصور، مشکلة الحمایة القُنصُلیّة بالمغرب من نشأتها الی مؤتمر مدرید سنة ۱۸۸۰، ج۱، ص۱۹۲ـ۲۰۰، رباط ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۱۵. بوشتی بوعسریه، «مرکز الأرشیف الدیبلوماسی فی مدینة نانط فی فرنسا»، ج۱، ص۳۶ـ۳۷، در وثائق عهدالحمایة: رصدأولی، تنسیق ابراهیم بوطالب، رباط: کلیة الآداب و العلوم الانسانیة بالرباط، ۱۹۹۶.
۱۶. فیلیپ جورج راجرز، تاریخ العلاقات الانجلیزیّة المغربیّة حتی عام ۱۹۰۰، ج۱، ص۲۳۰، ترجمة و دراسة و تعلیق یونان لبیب رزق، دارالبیضاء ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۷. فیلیپ جورج راجرز، تاریخ العلاقات الانجلیزیّة المغربیّة حتی عام ۱۹۰۰، ترجمة و دراسة و تعلیق یونان لبیب رزق، دارالبیضاء ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۸. فیلیپ جورج راجرز، تاریخ العلاقات الانجلیزیّة المغربیّة حتی عام ۱۹۰۰، ترجمة و دراسة و تعلیق یونان لبیب رزق، دارالبیضاء ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۹. عبدالوهاب‌ بن منصور، مشکلة الحمایة القُنصُلیّة بالمغرب من نشأتها الی مؤتمر مدرید سنة ۱۸۸۰، ج۱، ص۸ ـ۹، رباط ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۲۰. عبدالوهاب‌ بن منصور، مشکلة الحمایة القُنصُلیّة بالمغرب من نشأتها الی مؤتمر مدرید سنة ۱۸۸۰، رباط ۱۴۰۵/ ۱۹۸۵.
۲۱. ابونصر، ص۲۸۹ـ ۲۹۷
۲۲. روژه لوتورنو، فاس قبل الحمایة، ج۱، ص۵۹۱ـ۵۹۳، ترجمه الی العربیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۲۳. روژه لوتورنو، فاس قبل الحمایة، ج۱، ۶۰۰ـ ۶۰۱،ترجمه الی العربیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۲۴. روژه لوتورنو، فاس قبل الحمایة، ج۱، ص۶۰۰، ترجمه الی العربیة محمد حجی و محمد اخضر، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۲۵. محمد بن جعفر کتّانی، سَلوة الانفاس و محادثة الاکیاس بمن اقبر من العلماء و الصلحاء بفاس، ج۱، ص۵۵ـ ۵۶، چاپ عبداللّه کامل کتّانی، حمزة‌ بن محمد طیب کتّانی، و محمد حمزة‌ بن علی کتّانی، دارالبیضاء ۱۴۲۵/۲۰۰۴.




دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «حمایت»، شماره۶۵۱۶.    



جعبه ابزار