• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

سجده بر آدم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



سجده بر آدم نشان از شرافت و بزرگی انسان دارد که درجه بزرگی او آنچنان است که پس از تکمیل خلقت وی تمام فرشتگان دستور می‌یابند در برابر او خضوع کنند.



«و اذ قلنا للملئکة اسجدوا لادم فسجدوا الاّ ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین؛ و هنگامی که به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده و خضوع کنید، همگی سجده کردند جز شیطان که سرباز زده و تکبر ورزید (و به خاطر نافرمانی و تکبر) از کافران شد». مساله سجده برای آدم در سوره‌های مختلف قرآن آمده است، مانند سوره اعراف، و سوره حجر و سوره اسراء و سوره کهف و سوره طه.
وضع آیات راجع به این موضوع نشان می‌دهد که این مرحله (سجده بر آدم) بر مرحله‌ نخستین از آیات مورد بحث (مساله اعلام خلافت زمین و گفتگوهای فرشتگان با خدا) مقدّم است، زیرا در سوره‌ حجر می‌خوانیم: «فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین؛هنگامی که آفرینش او را پایان دادم و جان در او دمیدم، به خاطر او سجده کنید». (مفسر معروف «آلوسی» نیز اشاره به این معنی کرده است.) اینجا است که روشن می‌شود، مساله سجده بر او قبل از آزمایش ملائکه است. گواه دیگر بر این موضوع این است که اگر دستور سجده بعد از روشن شدن مقام آدم بود، افتخاری برای ملائکه محسوب نمی‌شد، زیرا در آن زمان مقام آدم بر همه آشکار شده بود.
و از همین جا می‌توان به شرافت و بزرگی این انسان پی برد که درجه بزرگی او آنچنان است که پس از تکمیل خلقت وی تمام فرشتگان دستور می‌یابند در برابر او خضوع کنند. راستی هم کسی که لیاقت سرپرستی زمین را داشته و از علوم و اسرار آفرینش مطلّع باشد شایسته هر نوع احترام است. ما در برابر انسانی که چند فرمول بیشتر بلد نیست چه ‌اندازه کرنش می‌کنیم چه رسد به اوّلین انسان آن هم با آن معلومات سرشار.


فرشتگان هنگام خلقت آدم، شاهد و ناظر بودند ابلیس یکی از افراد بنی‌الجان، (مخلوق قبل از آدم در این جهان) نیز جزو این گروه، آن منظره را مشاهده می‌کرد. و شاهد بر این که او از طائفه فرشتگان نبود آیه ۵۰ سوره کهف است، آنجا که می‌فرماید: «فسجدوا الا ابلیس کان من الجن؛ جز ابلیس ـ که از طایفه (جن) بود ـ همه سجده کردند.
پس از تکمیل خلقت آدم و بخشیدن حیات به او تمام فرشتگان و حضّار آن صحنه مامور سجده و خضوع در برابر این موجود، (و گل سر سبد موجودات)، گردیدند. فرشتگان همه در برابر او به سجده افتادند، ولی در این میان ابلیس سر باز زد و از سجده کردن امتناع ورزید، خود را بالاتر از این موجود خاکی دانست، که بخواهد در برابر او سر تعظیم فرود آورد، قرآن در ذیل این آیه اشاره می‌کند ابلیس جزو کافران بود، زیرا او به دستورات حضرت حقّ گردن نمی‌نهاد، و برای آن ارزشی قائل نبود، در اینجا نیز زیر بار فرمان نرفت.


شکّی نیست که سجده به معنی پرستش مخصوص خدا است، و غیر از خدا هیچ معبودی در جهان نیست، و معنی توحید (الله) (توحید عبادت) ‌همین است که غیر خدا را پرستش نکنیم. بنابراین جای تردید باقی نمی‌ماند که فرشتگان برای آدم سجده پرستش نکردند بلکه سجده برای خدا به خاطر آفرینش چنین موجودی بود و یا این که، سجده برای آدم به معنی خضوع در مقابل آدم بوده است نه پرستش. و نظیر این بحث در سجده پدر و مادر و برادران یوسف (علیه‌السّلام) در برابر او نیز خواهد آمد.
در احتجاج از حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السّلام) از پدران گرامیش (علیهم‌السّلام) نقل شده که: یک مرد یهودی از امیر مؤمنان (علیه‌السّلام) در معجزات پیغمبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در مقابل معجزات انبیاء (علیهم‌السّلام) سئوال کرد و گفت: خدا ملائکه را برای آدم به سجده کردن وادار نمود، آیا درباره محمّد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) چیزی از این قبیل انجام داد؟ علی (علیه‌السّلام) فرمود: صحیح است، امّا خداوند ملائکه را به سجده کردن آدم وادار کرد نه به عنوان عبادت تا غیر از خداوند عزّوجلّ یعنی آدم را عبادت کرده باشند، بلکه به عنوان اعتراف به برتری او و رحمتی از جانب خدا برای آدم بود، امّا خدا به محمّد (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) بالاتر از این داد، (چه این که) خداوند جل و علا در جبروتش بر او درود فرستاد و تمام ملائکه نیز درود فرستادند و عموم مؤمنان متعبدند که درود بر او بفرستند، پس ‌ای یهودی این (کرامت از کرامت آدم) بیشتر است!

۳.۱ - تفسیر قمی

در تفسیر قمی نقل شده است که: خدا آدم را آفرید سپس چهل سال تصویر (مجسمه) آدم باقی ماند و شیطان از کنار آن عبور می‌کرد و می‌گفت برای مطلب مهمّی آفریده شده‌ای (یا برای چه مطلبی آفریده شده‌ای؟) سپس عالم مراد امام است فرمود: شیطان گفت: اگر خدا به من دستور دهد برای این سجده کنم سرپیچی خواهم کرد، تا آنجا که می‌فرماید: سپس خداوند متعال به ملائکه فرمود: برای آدم سجده کنید، همگی سجده کردند ولی ابلیس آن حسدی را که در دل داشت ظاهر ساخت و از سجده کردن امتناع ورزید.
در تفسیر این کلام خدا (فبدت لهما سوآتهما) فرمود: عورت آن دو (آدم و حواء) دیده نمی‌شد بعداً آشکار شد و فرمود: ‌درختی که آدم از خوردن آن ممنوع گردید (سنبله) بود (ظاهراً اشاره به خوشه گندم است). این آیات، مقام و عظمت و جلالی را که خدا به آدم داده بیان می‌کند که به یاد بیاور ‌ای محمّد (اذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم) وقتی که ما به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید، ظاهر آیه نشان می‌دهد که امر خدا متوجّه همه ملائکه حتّی جبرئیل و میکائیل بوده است. آیات دیگر چون: «فسجد الملائکة کلهم اجمعون الّا ابلیس؛؛ همه ملائکه سجده کردند جز ابلیس» همین مطلب را تایید می‌کند که امر متوجّه همه بوده است. بعضی دیگر معتقدند: مخاطب این امر گروهی از ملائکه بودند که شیطان از آنها بود.


سؤالی در اینجا پیش می‌آید که آیا ترک سجده کفر است و چطور در قرآن کفر شمرده شده است؟ در پاسخ باید گفت: کفر ابلیس نه تنها به علت ترک سجده بود بلکه سجده نکردن چیزهای دیگری را نیز همراه داشت از این قرار:
۱ـ او معتقد شد که خدا او را امر به کاری بیهوده کرده است و در این سجده هیچ فائده و مصلحتی نیست.
۲ـ او از سجده خودداری کرد روی تکبّر و سرپیچی از فرمان و الآن نیز اگر کسی نماز نخواند و سجده نکند روی این تمرّد و سرپیچی مسلّماً کافر شمرده می‌شود.
۳ـ او سجده نکرد و پیامبر خدا را مسخره و استهزاء نمود که کاشف از کفر او بود.


از سه قسمت این آیه ضمناً می‌توان استفاده کرد که جبر باطل است. اوّلاً فرمود (ابی) یعنی سرپیچی کرد که معنایش این است می‌توانست ولی ثانیاً می‌فرماید: (فسجدوا الا) که از آن فهمیده می‌شود سجده کار ملائکه بود، ثالثاً ملائکه را به امتثال فرمان خدا و سجده به آدم مدح و ستایش و ابلیس را به ترک آن سرزنش می‌نماید و مدح و ذم همیشه درباره‌ افعال اختیاری است امّا معتقدین به جبر می‌گویند او سجده نکرد زیرا برای این کار خلق نشده بود و توانایی بر آن را نداشت.


۱. بقره/سوره۲، آیه۳۴.    
۲. اعراف/سوره۷، آیه۱۱.    
۳. حجر/سوره۱۵، آیه۳۰.    
۴. اسرا/سوره۱۷، آیه۶۱.    
۵. کهف/سوره۱۸، آیه۵۰.    
۶. طه/سوره۲۰، آیه۱۱۶.    
۷. حجر/سوره۱۵، آیه۲۹.    
۸. آلوسی، شهاب الدین، تفسیر روح المعانی، ج۱، ص۲۳۴.    
۹. کهف/سوره۱۸، آیه۵۰.    
۱۰. مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ‌ج ۱، ص۱۸۳.    
۱۱. طباطبائی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۱، ص۱۲۵.    
۱۲. حجر/سوره۱۵، آیه۳۰.    
۱۳. ص/سوره۳۸، آیه۷۳.    
۱۴. طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۱، ص۱۸۷.    



سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «سجده بر آدم»، تاریخ بازیابی.    



جعبه ابزار