اذان و اقامه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



این مقاله درباره اذان و اقامه که ذکرهای مخصوص اعلان وقت نماز و آمادگی برای آن می‌باشد است.


واژه اذان

[ویرایش]

واژه «اذان» مصدر یا اسم مصدر «تاذین»به معنای اعلان و فراخوانی است چنان که مفهوم این ماده را در آیه {واذن فی الناس بالحج} و آیه {واذان من الله ورسوله} اعلان یا ندا دادن دانسته‌اند.
[۷] . جامع البیان، الطبری ج۱۷، ص۱۹۰.


واژه اقامه

[ویرایش]

واژه «اقامه» نیز مصدر باب افعال، به معنای ادامه دادن و بر پا داشتن است.در اصطلاح فقهی، اذان و اقامه به ذکرهایی خاص گفته می‌شود که برای اعلان پای نهادن به وقت نماز و ایجاد آمادگی برای برپایی آن ادا می‌شوند.
[۱۲] مغنی المحتاج، محمد الشربيني، ج۱، ص۱۳۳.


اهمیت اذان و اقامه

[ویرایش]

اهمیت اذان و اقامه از آن روست که از شعارها و نشانه‌های آشکار اسلام در هر منطقه به شمار می‌روند.
[۱۴] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.
[۱۵] المجموع، النووی، ج۳، ص۸۱.
[۱۶] المجموع، النووی، ج۳، ص۸۲.
افزون بر این، حدیث‌های گوناگون در فضیلت اذان و مؤذنان وارد شده است.
[۱۸] صحیح مسلم، ج۲، ص۵.
البته میان مذاهب گوناگون درباره چگونگی آن دو تفاوت‌هایی دیده می‌شود.

پیشینه

[ویرایش]

بر پایه برخی منابع حدیثی اهل سنت، اذان در سال‌های نخست هجرت پس از تغییر قبله به کعبه تشریع شده است.
[۲۲] صحیح مسلم، ج۲، ص۵.
[۲۳] صحیح مسلم، ج۲، ص۶.
[۲۴] سنن ابن ماجه، ج۱، ص۲۴۰.
[۲۵] من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۲.
[۲۶] من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۳.
بر پایه برخی حدیث‌های اهل سنت، مسلمانان برای اعلان وقت نماز راه‌های گوناگون پیشنهاد می‌کردند؛ مانند برافروختن آتش، نواختن ناقوس یا بوق زدن. در این میان، عمر بن خطاب پیشنهاد کرد که کسی مامور فراخواندن مردم به نماز شود. بدین ترتیب، پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم بلال را به این کار گمارد.
[۲۷] صحیح البخاری، ج۱، ص۱۵۰.
[۲۸] صحیح مسلم، ج۲، ص۲.
بر پایه برخی منابع تاریخی
[۳۱] الکامل، ابن اثير علي بن محمد الجزري، ج۳، ص۱۳۷.
و حدیثی
[۳۲] مسند احمد، ج۴، ص۴۲.
[۳۳] سنن ابن ماجه، ج۱، ص۲۳۳.
عبدالله بن زید بن عبدربه انصاری از صحابیان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در سال اول ق. جمله‌های اذان را در خواب شنید و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم خواب او را رؤیای صادق دانست و دستور داد که وی آن را به بلال آموزش دهد. در برخی حدیث‌های شیعه، این خواب را به ابی بن کعب نسبت داده‌اند.
[۳۴] الکافی، کلینی، ج۳، ص۴۸۲.
به گفته شافعی، اذان برتر از آن است که برگرفته از رؤیای کسی چون عبدالله بن زید باشد.
[۳۵] المستدرک، الحاكم النيشابوري، ج۲، ص۱۷۱.
همچنین گفته‌اند که مفاد حدیث‌های یاد شده، افزون بر آن که با شئون و اقتضائات مقام نبوت سازگاری ندارد، با یکدیگر نیز در تعارض هستند و ضعف سندی دارند.
[۳۶] الاعتصام، الشاطبي، ص۳۱.
[۳۷] الاعتصام، الشاطبي، ص۴۸.
امامان شیعه: صریحا استناد اذان را به خواب مردود شمرده‌اند.
[۳۹] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۸۱، ص۱۲۲.
[۴۰] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۸۱، ص۱۲۳.
[۴۱] الکافی، شیخ صدوق، ج۳، ص۴۸۲.
فقیهان امامی نیز دیدگاه یاد شده را نپذیرفته و به پشتوانه روایات، اذان را به وحی الهی مستند دانسته‌اند.
[۴۴] ذکری، شهید اول، ج۳، ص۱۹۵.

بر پایه حدیث‌های شیعه، جبرئیل در شب معراج اذان و اقامه را بر پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم نازل کرد و ایشان به علی علیه‌السّلام دستور داد آن را به بلال بیاموزد.
[۴۵] الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۲.
بر این اساس، برخی محققان با اثبات ضعف حدیث‌های اهل سنت و به پشتوانه حدیث‌های یاد شده و روایات دیگر، به تشریع اذان در مکه قائل شده‌اند.
[۴۷] الصحیح من سیرة النبی، جعفر مرتضي العاملي، ج۴، ص۳۷۳.
البته برخی بر آنند که پذیرش این ادله به معنای تشریع اذان اعلان پس از معراج نیست، بلکه بر پایه شواهدی، اذان اعلان پس از بنای مسجدالنبی در سال اول ق. رسمی شده است.

حکم تکلیفی اذان و اقامه

[ویرایش]

در روایات، برای تشریع اذان، حکمت‌هایی جز اعلان وقت نماز یاد شده است؛ از جمله: آشکار ساختن اسلام و ایمان، اقرار به توحید، دعوت و ترغیب به عبادت خداوند. حکمت تشریع اقامه نیز آمادگی برای ورود به نماز و یافتن حضور قلب در نماز است.
[۵۱] دعائم الاسلام، النعمان المغربي، ج۱، ص۱۴۵.
[۵۲] دعائم الاسلام، النعمان المغربي، ج۱، ص۱۴۶.
[۵۳] التهذیب، شیخ طوسی، ج۲، ص۲۸۵.
[۵۴] التهذیب، شیخ طوسی، ج۲، ص۲۸۶.

بیشتر فقیهان امامی و اهل سنت، از جمله ابوحنیفه
[۵۸] المبسوط، سرخسی، ج۱، ص۱۳۳.
[۵۹] المجموع، النووي،ج۳، ص۸۱.
[۶۰] المجموع، النووي، ج۳، ص۸۲.
و شافعی، استحباب اذان و اقامه برای نمازهای واجب پنج گانه را باور دارند. مهم‌ترین ادله آن‌ها برای عدم وجوب عبارتند از: حدیث‌های گوناگون دلالت‌گر بر واجب نبودن اذان و اقامه،
[۶۲] السنن الکبری، البیهقی، ج۱، ص۴۰۶.
نقش اذان و اقامه به منزله فراخوان نماز و واجب نبودن فراخوان،
[۶۴] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.

اصل عدم وجوب، متوالی خواندن نماز ظهر و عصر از جانب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم بدون اذان نماز عصر.
اندکی از فقیهان امامی اذان و اقامه را در نماز صبح و مغرب واجب دانسته‌اند.برخی نیز به پشتوانه حدیثی
[۷۰] الاستبصار، ج۱، ص۲۹۹.
آن دو را در نماز جماعت واجب شمرده‌اند.فقیهانی دیگر در سند این روایت خدشه کرده و آن را دارای معنای استحباب دانسته‌اند. شماری از آن‌ها وجوب اذان و اقامه را در نماز جماعت، مخصوص مردان دانسته‌اند.
برخی از فقیهان اهل سنت اذان واقامه را در نماز جمعه واجب شمرده و بعضی از جمله پاره‌ای شاگردان شافعی و بیشتر حنبلیان آن دو را واجب کفایی دانسته‌اند.
[۷۷] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.
[۷۹] المجموع، النووي، ج۳، ص۸۰.
[۸۰] المجموع، النووي، ج۳، ص۸۱.
برخی دیگر، از جمله مالک، وجوب کفایی اذان و اقامه در نماز جماعت مساجد را باور دارند.
[۸۱] المدونة الکبری، مالك بن انس، ج۱، ص۶۱.
[۸۲] الموطا، مالك بن انس، ج۱، ص۷۱.
دلیل آنان برای وجوب کفایی، این حدیث نبوی است که هنگام نماز باید یکی از مؤمنان اذان بگوید.
[۸۵] کشاف القناع، منصور البهوتي، ج۱، ص۲۷۳.

احمد بن حنبل یک اذان را بر ساکنان یک شهر در صورتی که همه ساکنان شهر آن را بشنوند، کافی دانسته است. برخی از فقیهان پیشین اذان را برای حاضر واجب عینی دانسته‌اند و بر مسافر واجب ندانسته‌اند.
[۸۶] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.
پشتوانه آن‌ها فرمان پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم به مالک بن حویرث برای گفتن اذان و مداومت پیامبر و خلفای ایشان بر این سیره است.
[۸۷] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.
این که یک شخص اذان و اقامه را بگوید، از دیدگاه فقیهان جایز است.
[۸۹] نصب الرایه، الزيلعي، ج۱، ص۳۹۰.
ولی برخی فقیهان مذاهب مختلف، از جمله شماری از امامیان، شافعیانو حنبلیان
[۹۳] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۶.
به استحباب آن اعتقاد دارند. از پشتوانه‌های این نظر، حدیث‌های دلالت‌گر بر اذان گفتن پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم همراه با اقامه در نماز است.در برابر، مخالفان این دیدگاه، فقدان یا ندرت مباشرت ایشان و صحابیان و امامان: به اذان گفتن و نیز حدیث‌هایی دیگر را دلیل عدم استحباب شمرده‌اند.
[۹۵] نصب الرایه، الزيلعي، ج۱، ص۳۹۰.
[۹۶] تلخیص الحبیر، ابن حجر العسقلاني، ج۳، ص۲۰۵.
[۹۷] مفتاح الکرامه، سيد محمد جواد العاملي، ج۶، ص۵۳۳.


جملات اذان و اقامه

[ویرایش]

به نظر مشهور فقیهان امامی، به پشتوانه حدیث‌های نقل شده از امامان:
[۹۸] الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۲.
[۹۹] الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۳.
[۱۰۰] من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۸۹.
اذان از ۱۸ جمله تشکیل شده است: الله اکبر (۴بار)، اشهد ان لا اله الا الله (۲ بار)، اشهد ان محمدا رسول الله (۲بار)، حی علی الصلاة (۲بار)، حی علی الفلاح (۲بار) حی علی خیرالعمل (۲بار)، الله اکبر (۲بار)، لا اله الا الله (۲بار). حنفیان
[۱۰۵] المبسوط، طوسی، ج۱، ص۱۲۸.
و حنبلیان
[۱۰۶] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۱۶.
[۱۰۷] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۱۷.
به پشتوانه حدیث عبدالله بن زید
[۱۰۸] سنن ابن ماجه، ج۱، ص۲۲۲.
با حذف دو «حی علی خیر العمل» و یک «لا اله الا الله» از انتهای اذان، آن را دارای ۱۵ جمله
می‌دانند. شافعیان به پشتوانه حدیث ابومحذوره
[۱۰۹] سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۱.
اذان را دارای ۱۹ جمله دانسته‌اند؛ بدین ترتیب که پس از گفتن دو بار اشهد ان لا اله الا الله و دو بار اشهد ان محمدا رسول الله به صورت آهسته، تکرار هر یک از این دو جمله را دو بار با صدای بلند (ترجیع) واجب شمرده‌اند.
[۱۱۲] مختصر المزنی، المزنی، ص۱۲.
[۱۱۴] صحیح مسلم، نووی، ج۴، ص۸۱.
مالکیان نیز به وجوب ترجیع باور دارند؛ ولی از آن جا که در آغاز اذان تنها دو بار الله اکبر می‌گویند، آن را شامل ۱۷ جمله می‌دانند.
[۱۱۵] المدونة الکبری مالك بن أنس، ج۱، ص۵۷.
بر پایه برخی روایت‌های ابومحذوره نیز الله اکبر در ابتدای اذان دو بار گفته می‌شود.
[۱۱۷] صحیح مسلم، ج۲، ص۳.

فقیهان امامی به پشتوانه روایات،
[۱۱۸] الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۳.
اقامه را دارای ۱۷جمله دانسته‌اند. تنها تفاوت آن با اذان، حذف دو تکبیر از اول و یک تهلیل (لا اله الا الله) از پایان و افزوده شدن دو بار «قد قامت الصلاة» پس از «حی علی خیر العمل» است.شافعیانو حنبلیان
[۱۲۸] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۱۸.
[۱۲۹] کشاف القناع، منصور البهوتي، ج۱، ص۲۷۸.
به پشتوانه حدیث‌های نقل شده از صحابه
[۱۳۰] سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۵.
[۱۳۱] سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۹.
[۱۳۲] سنن الترمذی، الترمذي، ج۱، ص۱۲۲.
اقامه را شامل ۱۱ جمله دانسته‌اند. یعنی جز تکبیر اول و تکبیر آخر (قبل از لا اله الا الله) و ذکر «قد قامت الصلاة» که دو بار گفته می‌شوند، دیگر ذکرها یک بار گفته می‌شوند. مالکیان به پشتوانه حدیثی نبوی که همه ذکرهای اقامه را به جز دو تکبیر اول و آخر، فرد دانسته،
[۱۳۳] صحیح البخاری، ج۱، ص۱۵۰.
آن را دارای ۱۰ جمله می‌شمارند.
[۱۳۴] المدونة الکبری، مالك بن انس، ج۱، ص۵۸.
[۱۳۵] بدایة المجتهد، ابن رشد القرطبي، ج۱، ص۹۲.
حنفیان به پشتوانه روایت ابومحذوره،
[۱۳۶] سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۲.
ذکرهای اقامه را همان ذکرهای اذان همراه دو بار «قد قامت الصلاة» یعنی ۱۷ جمله دانسته‌اند.

← کاربرد حی علی خیرالعمل


کاربرد جمله «حی علی خیر العمل» در اذان از ویژگی‌های مذهب تشیع و شعار آن است.
[۱۴۰] دعائم الاسلام، النعمان المغربي، ج۱، ص۱۴۳.
بر پایه منابع شیعی، این جمله در دوران پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم و در زمان خلافت ابوبکر و آغاز خلافت عمر، جزئی از اذان بوده است. عمر با این پندار که این جمله مردم را از رفتن به جهاد بازمی دارد، دستورحذف آن را داد
[۱۴۱] علل الشرایع، شیخ صدوق، ج۲، ص۳۶۷.
و عموم اهل سنت آن را در اذان ذکر نمی‌کنند. پشتوانه فقیهان شیعه، حدیث‌های اذانند که به این جمله تصریح کرده‌اند. برخی بزرگان اهل سنت مانند شافعی (در یکی از سخنانش) گفتن «الصلاة خیر من النوم» را پس از «حی علی الفلاح» مکروه می‌دانند
[۱۴۶] الام، ج۱، ص۱۰۴.
[۱۴۷] مختصر المزنی، المزی، ص۱۲.
[۱۴۹] سنن الترمذی، الترمذی، ج۱، ص۱۲۷.
اما عموم اهل سنت به پشتوانه روایت‌هایی مانند روایت ابومحذوره
[۱۵۰] سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۱.
[۱۵۱] سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۳.
آن را در اذان دو بار تکرار می‌کنند
[۱۵۳] المدونة الکبری، مالك بن أنس، ج۱، ص۵۷.
[۱۵۵] المبسوط، طوسی، ج۱، ص۱۳۱.
[۱۵۶] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۰.
که اصطلاحا تثویب نامیده می‌شود. (← تثویب) این کار در فقه امامی بدعت شمرده شده است.
[۱۵۸] الدروس، الشهيد الاول، ج۱، ص۱۶۲.
«شهادت ثالثه» یعنی عبارت «اشهد ان علیا ولی الله» از دیر باز در اذان و اقامه شیعیان یاد می‌شده؛ اما در منابع فقهی و حدیثی شیعه، بخشی از اذان و اقامه تلقی نشده است.
[۱۶۰] المبسوط، طوسی، ج۱، ص۹۹.
[۱۶۱] الاستبصار، الطوسی، ج۱، ص۳۰۵.
[۱۶۲] الاستبصار، الطوسی، ج۱، ص۳۰۶.
[۱۶۳] الدروس، الشهيد الاول، ج۱، ص۱۶۲.
حتی فقیهان شیعه ذکر آن را به قصد جزئی از اذان صحیح ندانسته و تنها به قصد تبرک، گفتن آن را مستحب شمرده‌اند.

اقسام اذان

[ویرایش]

اذان از لحاظ قصد گوینده آن، گونه‌هایی دارد: ۱. اذان به قصد اعلان فرا رسیدن وقت.
[۱۶۶] مسند احمد، احمد حنبل، ج۳، ص۳۰۵.
[۱۶۷] الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۶.
[۱۶۸] من لایحضره الفقیه، الشیخ الصدوق، ج۱، ص۱۹۵.
۲. اذان گفتن به قصد آغاز نماز که اگر با قصد اعلان وقت همراه باشد، پاداش هر دو کار را دارد. ۳. اذان پیش از وقت به قصد آماده سازی مردم برای نماز، نه برای اعلان وقت.
[۱۷۲] المغنی، لابن قدامه، ج۱، ص۴۲۱.
۴. اذان بی موقع به قصد اعلان رخدادی مهم یا گرد آوردن مردم به سببی خاص.
[۱۷۳] الفقه علی المذاهب الاربعه، عبدالرحمن الجزيري، ج۱، ص۳۲۵.
۵. اذان به قصد تبرک؛ مانند اذان گفتن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در گوش راست امام حسین به پشتوانه روایات.
[۱۷۴] المستدرک، الحاكم النيشابوري، ج۳، ص۱۷۹.
۶. اذان هنگام ترس به قصد رهایی از مایه هراس.۷. اذان برای زدودن بد خلقی و پرورش اخلاق خوش.۸. اذان گفتن پشت سر مسافر.
[۱۸۰] مواهب الجلیل، الحطاب الرعيني، ج۲، ص۸۵.
۹. اذان خواندن در خانه به قصد دور کردن شیطان و برای تربیت فرزندان.
[۱۸۱] الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۸.
[۱۸۲] بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۸۱، ص۱۶۳.
گفتنی است که اذان پیش از ورود به وقت برای آمادگی، ویژه نماز صبح است. شماری از فقیهان امامی به جواز و شماری دیگر به عدم جواز اذان پیش از فرارسیدن وقت نماز صبح باور دارند. از اهل سنت نیز شافعیان،
[۱۹۰] المجموع، النووي، ج۳، ص۴۴.
[۱۹۱] المجموع، النووي، ج۳، ص۴۵.
مالکیان و حنبلیان
[۱۹۴] المغنی، لابن قدامه، ج۱، ص۴۲۱.
به جواز و بیشتر فقیهان حنفی به جایز نبودن این اذان اعتقاد دارند. پشتوانه باور به جواز، روایت‌هایی از پیامبر و امامان: و حکمت آن، بیدار شدن و آمادگی برای اقامه نماز صبح یا خودداری از خوردن و آشامیدن برای روزه داران به شمار رفته است.
[۲۰۰] المغنی، لابن قدامه، ج۱، ص۴۲۲.
پشتوانه باور به عدم جواز نیز روایت نقل شده از پیامبر گرامی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در نهی بلال از اذان گفتن پیش از فجر صادق است.
[۲۰۲] سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۳۰.


احکام اذان

[ویرایش]

پاره‌ای احکام جزئی برای اذان و اقامه در منابع فقهی مطرح شده‌اند. فقیهان امامیو اهل سنت به پشتوانه روایات
[۲۰۷] سنن الترمذی، الترمدی، ج۱، ص۱۲۵.
[۲۰۸] سنن الترمذی، الترمدی، ج۱، ص۱۲۶.
[۲۰۹] الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۶.
[۲۱۰] المستدرک، الحاكم النيشابوري، ج۱، ص۲۰۴.
باور دارند که اذان به صورت ترسل و ترتیل (با تانی و طمانینه) و اقامه به صورت اجداد (به سرعت) خوانده شود. به پشتوانه روایات،
[۲۱۱] المصنف، عبدالرزاق الصنعاني، ج۳، ص۱۲۷.
[۲۱۲] من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۸.
اذان و اقامه گفتن زن برای نماز گزاران مرد جایز نیست.مالکیان
[۲۱۴] المدونة الکبری، مالك بن أنس، ج۱، ص۶۲.

برخی از شافعیانبرخلاف سایر مذاهب اسلامی اجرت گرفتن برای اذان را جایز شمرده‌اند. جز فقیهان مالکی،
[۲۲۰] المدونة الکبری، مالك بن أنس، ج۱، ص۵۹.
[۲۲۱] مواهب الجلیل، الحطاب الرعيني، ج۲، ص۸۸.
فقیهان دیگر مذاهب اسلامی
[۲۲۲] بدائع الصنائع، علاء الدين الكاساني، ج۱، ص۱۵۰.
اذان فرد نابالغ را صحیح دانسته‌اند. اسلام و عقل نیز از شرایط فقهی صحت اذانند.
[۲۲۵] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۵.
[۲۲۷] منتهی المطلب، ج۴، ص۳۹۴.

برخی عدالت را نیز از شرایط صحت اذان برشمرده‌اند.
[۲۲۸] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۵.
فقیهان همه مذاهب اسلامی به پشتوانه روایات،
[۲۲۹] صحیح البخاری، البخاری، ج۱، ص۱۵۲.
[۲۳۰] صحیح مسلم، مسلم، ج۲، ص۴.
[۲۳۱] من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۸.
به استحباب حکایت اذان (تکرار جمله‌های مؤذن) برای شنونده آن باور دارند.
[۲۳۴] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۴۰.
همچنین مستحب است گوینده اذان و اقامه، میان آن دو بنشیند یا با قدری سکوت و مانند آن، میان این دو فاصله اندازد.
[۲۳۵] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۴.
مستحب است مؤذن با وضو
[۲۳۷] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۴.
و رو به قبله اذان گوید و دارای صدای نیکو و بلند
[۲۳۹] المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۶.
باشد.
فقیهان امامی اذان و اقامه را تنها برای نمازهای واجب روزانه مستحب دانسته، بر آنند که در دیگر نمازهای واجب مانند نماز آیات و نماز میت و نیز نمازهای مستحب همچون نمازهای طلب باران، عید فطر و عید قربان، به پشتوانه حدیثی از امام صادق علیه‌السّلاممستحب است سه بار «الصلاة» گفته شود. اهل سنت نیز به پشتوانه روایت‌هایی
[۲۴۶] السنن الکبری، البیهقی، ج۳، ص۳۴۷.
استحباب اذان و اقامه را ویژه نمازهای واجب روزانه دانسته‌اند. بیشتر مالکیان
[۲۴۷] مواهب الجلیل، الحطاب الرعيني، ج۲، ص۵۷۰.
و حنفیان
[۲۴۸] البحر الرائق، ابونجيم المصري، ج۲، ص۲۹۱.
[۲۴۹] الدر المختار، الحصكفي، ج۲، ص۱۹۷.
در نماز کسوف، عبارت «الصلاة جامعة» را جایگزین اذان و اقامه دانسته‌اند.
حنبلیان
[۲۵۰] کشاف القناع، البهوتي ، ج۱، ص۲۷۴.
همین عبارت یا «الصلاة» را افزون بر نماز کسوف، برای نمازهای عید فطر، عید قربان و نماز باران بر زبان می‌رانند. شافعیانافزون بر این‌ها برای نماز تراویح نیز همین عبارت را ندا می‌دهند
طهارت از حدث (وضو داشتن)، موالات (پیاپی گفتن جمله‌ها)، رو به قبله بودن، قیام و استقرار، از شرایط صحت اذان نیستند، بلکه شرط کمال آنند. همه این‌ها در اقامه، شرط صحت هستند. به نظر فقیهان مالکی و حنبلی، در اذان و اقامه، نیت نیز شرط است.
[۲۵۶] مواهب الجلیل، الحطاب الرعيني، ج۲، ص۷۳.
اما به نظر برگزیده فقیهان شافعی و عموم فقیهان حنفی، نیت در اذان و اقامه شرط نیست.
[۲۵۸] مغنی المحتاج، محمد الشربيني، ج۱، ص۱۳۷.
[۲۵۹] حاشیة رد المحتار، بن عابدين، ج۱، ص۴۲۴.
[۲۶۰] حاشیة رد المحتار، بن عابدين، ج۱، ص۴۲۵.

به نظر فقیهان امامی، حنبلی
[۲۶۵] کشاف القناع، البهوتي، ج۲، ص۵۷۶.
[۲۶۶] کشاف القناع، البهوتي، ج۲، ص۵۷۷.
و حنفی و نظر برگزیده فقیهان شافعی به پشتوانه روایات
[۲۷۲] صحیح مسلم، مسلم، ج۴، ص۴۱.
[۲۷۳] صحیح مسلم، مسلم، ج۴، ص۴۲.
[۲۷۴] سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۴۲۷.
[۲۷۵] الکافی، کلینی، ج۴، ص۴۶۲.
[۲۷۶] الکافی، کلینی، ج۴، ص۴۶۸.
مستحب است نماز ظهر و عصر روز عرفه در سرزمین عرفات و همچنین نماز مغرب و عشا در شب عید قربان در مزدلفه، به صورت جمع (بی فاصله) با یک اذان و دو اقامه برگزار شوند. اما عموم فقیهان مالکی به دو اذان و دو اقامه، برای هر نماز یک اذان و یک اقامه، باور دارند.
[۲۷۷] المدونة الکبری، مالك بن أنس، ج۱، ص۴۱۲.


فهرست منابع

[ویرایش]

الاستبصار: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش موسوی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۳ش؛ الاستذکار: ابن عبدالبر (م. ۴۶۳ق.) ، به کوشش سالم محمد و محمد علی، دار الکتب العلمیه، ۲۰۰۰م؛ الاعتصام: الشاطبی (م. ۷۹۰ق.) ، به کوشش عبدالرزاق، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۷ق؛ الافصاح فی الامامه: المفید (م. ۴۱۳ق.) ، قم، البعثه، ۱۴۱۴ق؛ الام: الشافعی (م ۲۰۴ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۳ق؛ بحار الانوار: المجلسی (م. ۱۱۱۰ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ق؛ البحر الرائق: ابونجیم المصری (م. ۹۷۰ق.) ، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق؛ بدائع الصنائع: علاء الدین الکاسانی (م. ۵۸۷ق.) ، پاکستان، المکتبة الحبیبیه، ۱۴۰۹ق؛ بدایة المجتهد: ابن رشد القرطبی (م. ۵۹۵ق.) ، به کوشش العطار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ البیان: الشهید الاول (م. ۷۸۶ق.) ، قم، مجمع الذخائر الاسلامیه؛ تاریخ المدینة المنوره: ابن شبه (م. ۲۶۲ق.) ، به کوشش شلتوت، قم، دار الفکر، ۱۴۱۰ق؛ تاریخ خلیفه: خلیفة بن خیاط (م. ۲۴۰ق.) ، به کوشش سهیل زکار، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۴ق؛ تحریر الاحکام الشرعیه: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، به کوشش بهادری، قم، مؤسسة الامام الصادق۷، ۱۴۲۰ق؛ تحفة الاحوذی: المبارک فوری (م. ۱۳۵۳ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۰ق؛ تحفة الفقهاء: علاء الدین السمرقندی (م. ۵۳۵/۵۳۹ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۴ق؛ تذکرة الفقهاء: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، قم، آل البیت: ، ۱۴۱۴ق؛ تفسیر قرطبی (الجامع لاحکام القرآن): القرطبی (م. ۶۷۱ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق؛ تلخیص الحبیر: ابن حجر العسقلانی (م. ۸۵۲ق.) ، دار الفکر؛ تهذیب الاحکام: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش موسوی و آخوندی، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش؛ جامع البیان: الطبری (م. ۳۱۰ق.) ، به کوشش صدقی جمیل، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ جواهر الکلام: النجفی (م. ۱۲۶۶ق.) ، به کوشش قوچانی و دیگران، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛ حاشیة الدسوقی: الدسوقی (م. ۱۲۳۰ق.) ، احیاء الکتب العربیه؛ حاشیة رد المحتار: ابن عابدین (م. ۱۲۵۲ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ الحدائق الناضره: یوسف البحرانی (م. ۱۱۸۶ق.) ، به کوشش آخوندی، قم، نشر اسلامی، ۱۳۶۳ش؛ الخلاف: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش خراسانی و دیگران، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۷ق؛ الدر المختار: الحصکفی (م. ۱۰۸۸ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق؛ الدروس الشرعیه: الشهید الاول (م. ۷۸۶ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۲ق؛ دعائم الاسلام: النعمان المغربی (م. ۳۶۳ق.) ، به کوشش فیضی، قاهره، دار المعارف، ۱۳۸۳ق؛ ذکری: الشهید الاول (م. ۷۸۶ق.) ، قم، آل البیت: ، ۱۴۱۹ق؛ رسائل المرتضی: السید المرتضی (م. ۴۳۶ق.) ، به کوشش حسینی و رجایی، قم، دار القرآن، ۱۴۰۵ق؛ السرائر: ابن ادریس (م. ۵۹۸ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۱ق؛ سنن ابن ماجه: ابن ماجه (م. ۲۷۵ق.) ، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۹۵ق؛ سنن ابی داود: السجستانی (م. ۲۷۵ق.) ، به کوشش سعید اللحام، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۰ق؛ سنن الترمذی: الترمذی (م. ۲۷۹ق.) ، به کوشش عبدالوهاب، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۲ق؛ السنن الکبری: البیهقی (م. ۴۵۸ق.) ، بیروت، دار الفکر؛ سنن النسائی: النسائی (م. ۳۰۳ق.) ، به کوشش عبدالغفار، سید کسروی، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۱ق؛ شرح منتهی الارادات: منصور البهوتی (م. ۱۰۵۱ق.) ، بیروت، عالم الکتب، ۱۹۹۶ق؛ الصحاح: الجوهری (م. ۳۹۳ق.) ، به کوشش العطار، بیروت، دار العلم للملایین، ۱۴۰۷ق؛ صحیح البخاری: البخاری (م. ۲۵۶ق.) ، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۱ق؛ صحیح مسلم بشرح النووی: النووی (م. ۶۷۶ق.) ، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۷ق؛ صحیح مسلم: مسلم (م. ۲۶۱ق.) ، بیروت، دار الفکر؛ الصحیح من سیرة النبی۹: جعفر مرتضی العاملی، بیروت، دار السیره، ۱۴۱۴ق؛ علل الشرایع: الصدوق (م. ۳۸۱ق.) ، به کوشش بحر العلوم، نجف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۸۵ق؛ العین: خلیل (م. ۱۷۵ق.) ، به کوشش المخزومی و السامرائی، دار الهجره، ۱۴۰۹ق؛ غریب القرآن الکریم: الطریحی (م. ۱۰۸۵ق.) ، به کوشش محمد کاظم، قم، زاهدی؛ فتح العزیز: عبدالکریم بن محمد الرافعی (م. ۶۲۳ق.) ، دار الفکر؛ الفقه علی المذاهب الاربعه: عبدالرحمن الجزیری (م. ۱۳۶۰ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۶ق؛ الکافی فی الفقه: ابوالصلاح الحلبی (م. ۴۴۷ق.) ، به کوشش استادی، اصفهان، مکتبة امیر المؤمنین۷، ۱۴۰۳ق؛ الکافی: الکلینی (م. ۳۲۹ق.) ، به کوشش غفاری، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ش؛ الکامل فی التاریخ: ابن اثیر علی بن محمد الجزری (م. ۶۳۰ق.) ، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق؛ کشاف القناع: منصور البهوتی (م. ۱۰۵۱ق.) ، به کوشش محمد حسن، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۸ق؛ لسان العرب: ابن منظور (م. ۷۱۱ق.) ، قم، ادب الحوزه، ۱۴۰۵ق؛ المبسوط فی فقه الامامیه: الطوسی (م. ۴۶۰ق.) ، به کوشش بهبودی، تهران، المکتبة المرتضویه؛ المبسوط: السرخسی (م. ۴۸۳ق.) ، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق؛ المجموع شرح المهذب: النووی (م. ۶۷۶ق.) ، دار الفکر؛ مختصر المزنی: المزنی (م. ۲۶۳ق.) ، بیروت، دار المعرفه؛ المدونة الکبری: مالک بن انس (م. ۱۷۹ق.) ، مصر، مطبعة السعاده؛ مسائل الناصریات: السید المرتضی (م. ۴۳۶ق.) ، تهران، رابطة الثقافة و العلاقات الاسلامیه، ۱۴۱۷ق؛ المستدرک علی الصحیحین: الحاکم النیشابوری (م. ۴۰۵ق.) ، به کوشش مرعشلی، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ق؛ مستند الشیعه: احمد النراقی (م. ۱۲۴۵ق.) ، قم، آل البیت: ، ۱۴۱۵ق؛ مسند احمد: احمد بن حنبل (م. ۲۴۱ق.) ، بیروت، دار صادر؛ المصنف: عبدالرزاق الصنعانی (م. ۲۱۱ق.) ، به کوشش حبیب الرحمن، المجلس العلمی؛ المعتبر: المحقق الحلی (م. ۶۷۶ق.) ، مؤسسه سید الشهداء، ۱۳۶۳ش؛ المعجم الکبیر: الطبرانی (م. ۳۶۰ق.) ، به کوشش حمدی عبدالمجید، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۵ق؛ معجم مقاییس اللغه: ابن فارس (م. ۳۹۵ق.) ، به کوشش عبدالسلام، قم، دفتر تبلیغات، ۱۴۰۴ق؛ مغنی المحتاج: محمد الشربینی (م. ۹۷۷ق.) ، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۳۷۷ق؛ المغنی: عبدالله بن قدامه (م. ۶۲۰ق.) ، بیروت، دار الکتب العلمیه؛ مفتاح الکرامه: سید محمد جواد العاملی (م. ۱۲۲۶ق.) ، به کوشش خالصی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۹ق؛ المقنعه: المفید (م. ۴۱۳ق.) ، قم، نشر اسلامی، ۱۴۱۰ق؛ من لا یحضره الفقیه: الصدوق (م. ۳۸۱ق.) ، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ق؛ مناقب آل ابی طالب: ابن شهر آشوب (م. ۵۸۸ق.) ، به کوشش گروهی از استادان، نجف، المکتبة الحیدریه، ۱۳۷۶ق؛ منتهی المطلب: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۴۱۲ق؛ مواهب الجلیل: الحطاب الرعینی (م. ۹۵۴ق.) ، به کوشش زکریا عمیرات، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۶ق؛ موسوعة التاریخ الاسلامی: محمد هادی یوسفی غروی، قم، مجمع الفکر الاسلامی، ۱۴۱۷ق؛ الموطا: مالک بن انس (م. ۱۷۹ق.) ، به کوشش محمد فؤاد، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۶ق؛ نصب الرایه: الزیلعی (م. ۷۶۲ق.) ، به کوشش ایمن صالح، قاهره، دار الحدیث، ۱۴۱۵ق؛ نهایة الاحکام: العلامة الحلی (م. ۷۲۶ق.) ، به کوشش رجایی، قم، اسماعیلیان، ۱۴۱۰ق؛ وسائل الشیعه: الحر العاملی (م. ۱۱۰۴ق.) ، قم، آل البیت: ، ۱۴۱۲ق.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. العین، خلیل، ج۸، ص۲۰۰.    
۲. معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، ج۱، ص۷۷.    
۳. الصحاح، الجوهری، ج۵، ص۲۰۶۸.    
۴. . لسان العرب، ابن منظور، ج۱۳، ص۹.    
۵. حج/سوره۲۲، آیه۲۷.    
۶. توبه/سوره۹، آیه۳.    
۷. . جامع البیان، الطبری ج۱۷، ص۱۹۰.
۸. تفسیر قرطبی، القرطبی ج۱۲، ص۳۸.    
۹. غریب القرآن، الطریحی، ص۵۲۹.    
۱۰. الصحاح، الجوهری، ج۵، ص۲۰۱۷،    
۱۱. ذکری، شهید اول، ج۳، ص۱۹۷.    
۱۲. مغنی المحتاج، محمد الشربيني، ج۱، ص۱۳۳.
۱۳. جواهر الکلام، النجفی، ج۹، ص۲.    
۱۴. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.
۱۵. المجموع، النووی، ج۳، ص۸۱.
۱۶. المجموع، النووی، ج۳، ص۸۲.
۱۷. جواهر الکلام، النجفی، ج۹، ص۱۳۳.    
۱۸. صحیح مسلم، ج۲، ص۵.
۱۹. سنن ابن ماجه، ج۱، ص۲۴۰.    
۲۰. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۲.    
۲۱. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۳.    
۲۲. صحیح مسلم، ج۲، ص۵.
۲۳. صحیح مسلم، ج۲، ص۶.
۲۴. سنن ابن ماجه، ج۱، ص۲۴۰.
۲۵. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۲.
۲۶. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۳.
۲۷. صحیح البخاری، ج۱، ص۱۵۰.
۲۸. صحیح مسلم، ج۲، ص۲.
۲۹. تاریخ المدینه، ابن شبّه، ج۳، ص۸۶۷.    
۳۰. تاریخ خلیفه، خلیفة بن خیاط، ص۳۰.    
۳۱. الکامل، ابن اثير علي بن محمد الجزري، ج۳، ص۱۳۷.
۳۲. مسند احمد، ج۴، ص۴۲.
۳۳. سنن ابن ماجه، ج۱، ص۲۳۳.
۳۴. الکافی، کلینی، ج۳، ص۴۸۲.
۳۵. المستدرک، الحاكم النيشابوري، ج۲، ص۱۷۱.
۳۶. الاعتصام، الشاطبي، ص۳۱.
۳۷. الاعتصام، الشاطبي، ص۴۸.
۳۸. دعائم الاسلام، النعمان المغربی، ج۱، ص۱۴۲.    
۳۹. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۸۱، ص۱۲۲.
۴۰. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۸۱، ص۱۲۳.
۴۱. الکافی، شیخ صدوق، ج۳، ص۴۸۲.
۴۲. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۹۵.    
۴۳. نهایة الاحکام، العلامة الحلی، ج۱، ص۴۱۱.    
۴۴. ذکری، شهید اول، ج۳، ص۱۹۵.
۴۵. الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۲.
۴۶. التهذیب، شیخ طوسی، ج۲، ص۲۷۷.    
۴۷. الصحیح من سیرة النبی، جعفر مرتضي العاملي، ج۴، ص۳۷۳.
۴۸. موسوعة التاریخ الاسلامی، محمد هادی یوسفی غروی، ج۲، ص۴۷.    
۴۹. علل الشرایع، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۵۸.    
۵۰. وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، ج۵، ص۴۱۸.    
۵۱. دعائم الاسلام، النعمان المغربي، ج۱، ص۱۴۵.
۵۲. دعائم الاسلام، النعمان المغربي، ج۱، ص۱۴۶.
۵۳. التهذیب، شیخ طوسی، ج۲، ص۲۸۵.
۵۴. التهذیب، شیخ طوسی، ج۲، ص۲۸۶.
۵۵. منتهی المطلب، علامه حلی ج۴، ص۴۰۸.    
۵۶. منتهی المطلب، علامه حلی ج۴، ص۴۰۹.    
۵۷. جواهر الکلام، النجفی، ج۹، ص۳.    
۵۸. المبسوط، سرخسی، ج۱، ص۱۳۳.
۵۹. المجموع، النووي،ج۳، ص۸۱.
۶۰. المجموع، النووي، ج۳، ص۸۲.
۶۱. منتهی المطلب، العلامة الحلی، ج۴، ص۴۱۰.    
۶۲. السنن الکبری، البیهقی، ج۱، ص۴۰۶.
۶۳. التهذیب، شیخ طوسی، ج۲، ص۲۸۵.    
۶۴. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.
۶۵. منتهی المطلب، علامه حلی، ج۴، ص۴۱۰.    
۶۶. فتح العزیز، عبدالکریم بن محمد الرافعی، ج۳، ص۱۳۷.    
۶۷. فتح العزیز، عبدالکریم بن محمد الرافعی، ج۳، ص۱۵۶.    
۶۸. رسائل المرتضی، السید المرتضی، ج۳، ص۲۹.    
۶۹. التهذیب، شیخ طوسی، ج۲، ص۵۰.    
۷۰. الاستبصار، ج۱، ص۲۹۹.
۷۱. المقنعه، شیخ مفید، ص۹۷.    
۷۲. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۹۵.    
۷۳. منتهی المطلب، العلامة الحلی، ج۴، ص۴۱۱.    
۷۴. منتهی المطلب، العلامة الحلی، ج۴، ص۴۱۱.    
۷۵. منتهی المطلب، العلامة الحلی، ج۴، ص۴۱۲.    
۷۶. رسائل المرتضی، السید المرتضی، ج۳، ص۲۹.    
۷۷. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.
۷۸. فتح العزیز، عبدالکریم بن محمد الرافعی، ج۳، ص۱۳۸.    
۷۹. المجموع، النووي، ج۳، ص۸۰.
۸۰. المجموع، النووي، ج۳، ص۸۱.
۸۱. المدونة الکبری، مالك بن انس، ج۱، ص۶۱.
۸۲. الموطا، مالك بن انس، ج۱، ص۷۱.
۸۳. سنن النسائی، ج۲، ص۱۰.    
۸۴. المعجم الکبیر، الطبرانی، ج۱۹، ص۲۸۸.    
۸۵. کشاف القناع، منصور البهوتي، ج۱، ص۲۷۳.
۸۶. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.
۸۷. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۷.
۸۸. البیان، الشهید الاول، ص۷۱.    
۸۹. نصب الرایه، الزيلعي، ج۱، ص۳۹۰.
۹۰. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۹۸.    
۹۱. الام، الشافعی، ج۱، ص۱۰۶.    
۹۲. المجموع، النووی، ج۳، ص۱۲۱.    
۹۳. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۶.
۹۴. تحفة الاحوذی، المبارک فوری، ج۲، ص۳۸۰.    
۹۵. نصب الرایه، الزيلعي، ج۱، ص۳۹۰.
۹۶. تلخیص الحبیر، ابن حجر العسقلاني، ج۳، ص۲۰۵.
۹۷. مفتاح الکرامه، سيد محمد جواد العاملي، ج۶، ص۵۳۳.
۹۸. الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۲.
۹۹. الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۳.
۱۰۰. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۸۹.
۱۰۱. الاستبصار، الطوسی، ج۱، ص۳۰۶.    
۱۰۲. المقنعه، المفید، ص۱۰۰.    
۱۰۳. الخلاف، الطوسی، ج۱، ص۲۷۸.    
۱۰۴. تذکرة الفقهاء، العلامة الحلی، ج۳، ص۴۱.    
۱۰۵. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۱۲۸.
۱۰۶. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۱۶.
۱۰۷. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۱۷.
۱۰۸. سنن ابن ماجه، ج۱، ص۲۲۲.
۱۰۹. سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۱.
۱۱۰. سنن النسائی، النسائی، ج۲، ص۴.    
۱۱۱. سنن النسائی، النسائی، ج۲، ص۵.    
۱۱۲. مختصر المزنی، المزنی، ص۱۲.
۱۱۳. فتح العزیز، عبدالکریم بن محمد الرافعی، ج۳، ص۱۶۷.    
۱۱۴. صحیح مسلم، نووی، ج۴، ص۸۱.
۱۱۵. المدونة الکبری مالك بن أنس، ج۱، ص۵۷.
۱۱۶. الاستذکار، ابن عبدالبر، ج۱، ص۳۶۹.    
۱۱۷. صحیح مسلم، ج۲، ص۳.
۱۱۸. الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۳.
۱۱۹. الاستبصار، الطوسی، ج۱، ص۳۰۵.    
۱۲۰. الاستبصار، الطوسی، ج۱، ص۳۰۶.    
۱۲۱. التهذیب، الشیخ الطوسی، ج۲، ص۵۹.    
۱۲۲. التهذیب، الشیخ الطوسی، ج۲، ص۶۰.    
۱۲۳. المقنعه، شیخ مفید، ص۱۰۲.    
۱۲۴. الخلاف، الشیخ الطوسی، ج۱، ص۲۷۹.    
۱۲۵. جواهر الکلام، النجفی، ج۹، ص۸۲.    
۱۲۶. الام، الشافعی، ج۱، ص۱۰۴.    
۱۲۷. المجموع، النووی، ج۳، ص۹۰.    
۱۲۸. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۱۸.
۱۲۹. کشاف القناع، منصور البهوتي، ج۱، ص۲۷۸.
۱۳۰. سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۵.
۱۳۱. سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۹.
۱۳۲. سنن الترمذی، الترمذي، ج۱، ص۱۲۲.
۱۳۳. صحیح البخاری، ج۱، ص۱۵۰.
۱۳۴. المدونة الکبری، مالك بن انس، ج۱، ص۵۸.
۱۳۵. بدایة المجتهد، ابن رشد القرطبي، ج۱، ص۹۲.
۱۳۶. سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۲.
۱۳۷. المبسوط، سرخسی، ج۱، ص۱۲۹.    
۱۳۸. بدائع الصنائع، علاء الدین الکاسانی، ج۱، ص۱۴۷.    
۱۳۹. بدائع الصنائع، علاء الدین الکاسانی، ج۱، ص۱۴۸.    
۱۴۰. دعائم الاسلام، النعمان المغربي، ج۱، ص۱۴۳.
۱۴۱. علل الشرایع، شیخ صدوق، ج۲، ص۳۶۷.
۱۴۲. علل الشرایع، شیخ صدوق، ج۲، ص۳۶۸.    
۱۴۳. من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۹۰.    
۱۴۴. الاستبصار، شیخ طوسی، ج۱، ص۳۰۵.    
۱۴۵. الاستبصار، شیخ طوسی، ج۱، ص۳۰۶.    
۱۴۶. الام، ج۱، ص۱۰۴.
۱۴۷. مختصر المزنی، المزی، ص۱۲.
۱۴۸. مختصر المزنی، المزنی، ج۸، ص۱۰۵.    
۱۴۹. سنن الترمذی، الترمذی، ج۱، ص۱۲۷.
۱۵۰. سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۱.
۱۵۱. سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۲۳.
۱۵۲. سنن النسائی، النسائی، ج۲، ص۷.    
۱۵۳. المدونة الکبری، مالك بن أنس، ج۱، ص۵۷.
۱۵۴. المدونة الکبری، مالک بن أنس، ج۱، ص۱۵۷.    
۱۵۵. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۱۳۱.
۱۵۶. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۰.
۱۵۷. الخلاف، الطوسی، ج۱، ص۲۸۸.    
۱۵۸. الدروس، الشهيد الاول، ج۱، ص۱۶۲.
۱۵۹. من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۲۹۰.    
۱۶۰. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۹۹.
۱۶۱. الاستبصار، الطوسی، ج۱، ص۳۰۵.
۱۶۲. الاستبصار، الطوسی، ج۱، ص۳۰۶.
۱۶۳. الدروس، الشهيد الاول، ج۱، ص۱۶۲.
۱۶۴. الحدائق، یوسف البحرانی، ج۷، ص۴۰۳.    
۱۶۵. مستند الشیعه، احمد النراقی، ج۴، ص۴۸۷.    
۱۶۶. مسند احمد، احمد حنبل، ج۳، ص۳۰۵.
۱۶۷. الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۶.
۱۶۸. من لایحضره الفقیه، الشیخ الصدوق، ج۱، ص۱۹۵.
۱۶۹. جواهر الکلام، النجفی، ج۹، ص۳.    
۱۷۰. جواهر الکلام، النجفی، ج۹، ص۴.    
۱۷۱. المقنعه، شیخ مفید، ص۹۸.    
۱۷۲. المغنی، لابن قدامه، ج۱، ص۴۲۱.
۱۷۳. الفقه علی المذاهب الاربعه، عبدالرحمن الجزيري، ج۱، ص۳۲۵.
۱۷۴. المستدرک، الحاكم النيشابوري، ج۳، ص۱۷۹.
۱۷۵. المناقب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۵۵.    
۱۷۶. ذکری، شهید اول، ج۳، ص۲۳۶.    
۱۷۷. الدروس، شهید اول، ج۱، ص۱۶۵.    
۱۷۸. ذکری، شهید اول، ج۳، ص۲۳۶.    
۱۷۹. الدروس، ج۱، ص۱۶۵.    
۱۸۰. مواهب الجلیل، الحطاب الرعيني، ج۲، ص۸۵.
۱۸۱. الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۸.
۱۸۲. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۸۱، ص۱۶۳.
۱۸۳. المقنعه، شیخ مفید، ص۹۸.    
۱۸۴. المعتبر، المحقق الحلی، ج۲، ص۱۳۸.    
۱۸۵. تذکرة الفقهاء، العلامة الحلی، ج۳، ص۷۷.    
۱۸۶. تذکرة الفقهاء، العلامة الحلی، ج۳، ص۷۸.    
۱۸۷. مسائل الناصریات، السید المرتضی، ص۱۸۲.    
۱۸۸. السرائر، ابن ادریس، ج۱، ص۲۱۰.    
۱۸۹. السرائر، ابن ادریس، ج۱، ص۲۱۱.    
۱۹۰. المجموع، النووي، ج۳، ص۴۴.
۱۹۱. المجموع، النووي، ج۳، ص۴۵.
۱۹۲. مواهب الجلیل، الحطاب الرعینی، ج۲، ص۸۰-۸۱.    
۱۹۳. مواهب الجلیل، الحطاب الرعینی، ج۲، ص۸۱.    
۱۹۴. المغنی، لابن قدامه، ج۱، ص۴۲۱.
۱۹۵. المبسوط، سرخسی، ج۱، ص۱۳۴.    
۱۹۶. المبسوط، سرخسی، ج۱، ص۱۳۵.    
۱۹۷. بدائع الصنائع، علاء الدین الکاسانی، ج۱، ص۱۵۴.    
۱۹۸. بدائع الصنائع، علاء الدین الکاسانی، ج۱، ص۱۵۵.    
۱۹۹. صحیح البخاری، البخاری، ج۱، ص۱۵۳.    
۲۰۰. المغنی، لابن قدامه، ج۱، ص۴۲۲.
۲۰۱. تذکرة الفقهاء، العلامة الحلی، ج۳، ص۷۸.    
۲۰۲. سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۱۳۰.
۲۰۳. منتهی المطلب، العلامة الحلی، ج۴، ص۳۸۹.    
۲۰۴. المبسوط، سرخسی، ج۱، ص۱۳۱.    
۲۰۵. فتح العزیز، عبدالکریم بن محمد الرافعی، ج۳، ص۱۶۴.    
۲۰۶. فتح العزیز، عبدالکریم بن محمد الرافعی، ج۳، ص۱۶۵.    
۲۰۷. سنن الترمذی، الترمدی، ج۱، ص۱۲۵.
۲۰۸. سنن الترمذی، الترمدی، ج۱، ص۱۲۶.
۲۰۹. الکافی، کلینی، ج۳، ص۳۰۶.
۲۱۰. المستدرک، الحاكم النيشابوري، ج۱، ص۲۰۴.
۲۱۱. المصنف، عبدالرزاق الصنعاني، ج۳، ص۱۲۷.
۲۱۲. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۹۸.
۲۱۳. تحریر الاحکام، العلامة الحلی، ج۱، ص۲۲۶.    
۲۱۴. المدونة الکبری، مالك بن أنس، ج۱، ص۶۲.
۲۱۵. حاشیة الدسوقی، الدسوقی، ج۱، ص۱۹۹.    
۲۱۶. الام، شافعی، ج۱، ص۱۰۳.    
۲۱۷. المجموع، النووی، ج۳، ص۱۲۷.    
۲۱۸. الخلاف، شیخ طوسی، ج۱، ص۲۹۰.    
۲۱۹. بدائع الصنائع، علاء الدین الکاسانی، ج۱، ص۱۵۲.    
۲۲۰. المدونة الکبری، مالك بن أنس، ج۱، ص۵۹.
۲۲۱. مواهب الجلیل، الحطاب الرعيني، ج۲، ص۸۸.
۲۲۲. بدائع الصنائع، علاء الدين الكاساني، ج۱، ص۱۵۰.
۲۲۳. المجموع، النووی، ج۳، ص۱۰۰.    
۲۲۴. منتهی المطلب، العلامة الحلی، ج۴، ص۳۹۶.    
۲۲۵. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۵.
۲۲۶. المجموع، النووی، ج۳، ص۹۸.    
۲۲۷. منتهی المطلب، ج۴، ص۳۹۴.
۲۲۸. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۵.
۲۲۹. صحیح البخاری، البخاری، ج۱، ص۱۵۲.
۲۳۰. صحیح مسلم، مسلم، ج۲، ص۴.
۲۳۱. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج۱، ص۲۸.
۲۳۲. الام، شافعی، ج۱، ص۱۰۸.    
۲۳۳. الخلاف، شیخ طوسی، ج۱، ص۲۸۵.    
۲۳۴. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۴۰.
۲۳۵. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۴.
۲۳۶. المجموع، النووی، ج۳، ص۱۲۰.    
۲۳۷. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۴.
۲۳۸. بدائع الصنائع، علاء الدین الکاسانی، ج۱، ص۱۴۹.    
۲۳۹. المغنی، عبدالله بن قدامه، ج۱، ص۴۲۶.
۲۴۰. السرائر، ابن ادریس، ج۱، ص۲۱۳.    
۲۴۱. التهذیب، الطوسی، ج۳، ص۲۹۰.    
۲۴۲. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۱۶۹.    
۲۴۳. المبسوط، طوسی، ج۱، ص۱۷۰.    
۲۴۴. المعتبر، المحقق الحلی، ج۲، ص۳۱۶.    
۲۴۵. المعتبر، المحقق الحلی، ج۲، ص۳۱۷.    
۲۴۶. السنن الکبری، البیهقی، ج۳، ص۳۴۷.
۲۴۷. مواهب الجلیل، الحطاب الرعيني، ج۲، ص۵۷۰.
۲۴۸. البحر الرائق، ابونجيم المصري، ج۲، ص۲۹۱.
۲۴۹. الدر المختار، الحصكفي، ج۲، ص۱۹۷.
۲۵۰. کشاف القناع، البهوتي ، ج۱، ص۲۷۴.
۲۵۱. المجموع، النووی، ج۳، ص۷۷.    
۲۵۲. المقنعه، شیخ مفید، ص۹۸.    
۲۵۳. المقنعه، شیخ مفید، ص۹۹.    
۲۵۴. الکافی، حلبی، ص۱۲۰.    
۲۵۵. الکافی، حلبی، ص۱۲۱.    
۲۵۶. مواهب الجلیل، الحطاب الرعيني، ج۲، ص۷۳.
۲۵۷. شرح منتهی الارادات، منصور البهوتی، ج۱، ص۱۳۶.    
۲۵۸. مغنی المحتاج، محمد الشربيني، ج۱، ص۱۳۷.
۲۵۹. حاشیة رد المحتار، بن عابدين، ج۱، ص۴۲۴.
۲۶۰. حاشیة رد المحتار، بن عابدين، ج۱، ص۴۲۵.
۲۶۱. المقنعه، شیخ مفید، ص۴۰۹.    
۲۶۲. تحریر الاحکام، العلامة الحلی، ج۱، ص۶۰۴.    
۲۶۳. تحریر الاحکام، العلامة الحلی، ج۱، ص۶۰۹.    
۲۶۴. المغنی، لابن قدامه، ج۳، ص۴۲۵.    
۲۶۵. کشاف القناع، البهوتي، ج۲، ص۵۷۶.
۲۶۶. کشاف القناع، البهوتي، ج۲، ص۵۷۷.
۲۶۷. تحفة الفقهاء، علاء الدین السمرقندی، ج۱، ص۴۰۴.    
۲۶۸. تحفة الفقهاء، علاء الدین السمرقندی، ج۱، ص۴۰۶.    
۲۶۹. بدائع الصنائع، علاء الدین الکاسانی، ج۱، ص۱۵۲.    
۲۷۰. الام، شافعی، ج۲، ص۲۳۳.    
۲۷۱. المجموع، النووی، ج۸، ص۹۲.    
۲۷۲. صحیح مسلم، مسلم، ج۴، ص۴۱.
۲۷۳. صحیح مسلم، مسلم، ج۴، ص۴۲.
۲۷۴. سنن ابی داود، سجستانی، ج۱، ص۴۲۷.
۲۷۵. الکافی، کلینی، ج۴، ص۴۶۲.
۲۷۶. الکافی، کلینی، ج۴، ص۴۶۸.
۲۷۷. المدونة الکبری، مالك بن أنس، ج۱، ص۴۱۲.
۲۷۸. حاشیة الدسوقی، الدسوقی، ج۲، ص۴۴.    


منبع

[ویرایش]

حوزه نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت، برگرفته از مقاله«اذان و اقامه».    



جعبه ابزار