ده عنوانی که به تازگی ثبت شده اند :

فهق (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]

فَهْق (به فتح فاء و سکون هاء) از واژگان نهج البلاغ ه به معنای پر شدن است.
این واژه فقط يک بار در «نهج البلاغه» آمده است.

 


نسک (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]


نُسْک (به ضم نون و سکون سین) و نُسُک (به ضم نون و سین) از واژگان نهج البلاغه به معنای عبادت است.
ناسک به معنای عابد است.
منسک (مثل معبد) مصدر ميمى است به معنى عبادت و نيز اسم زمان و مكان است.
این کلمه سه بار در نهج‌ البلاغه آمده است.

 


فهر (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]

فِهْر (به کسر فاء و سکون هاء) از واژگان نهج البلاغه به معنای سنگ كوچكى كه به قدر شكستن گردو باشد و يا به قدرى كه مشت را پر كند است.
این واژه یک بار در «نهج البلاغه» آمده است.

 


فناء دار (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]

فِناء دار (به کسر فاء) از واژگان نهج البلاغه به معنای آستانه و اطراف حياط و خانه است.
مواردی از کاربرد این واژه در «نهج البلاغه» به چشم میخورد.

 


نزو (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]


نَزْو (به فتح نون و سکون زاء) از واژگان نهج البلاغه به معنای جهيدن است.
این کلمه دو بار در نهج‌ البلاغه آمده است.

 


رمح (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]
مقالات مرتبط: رمح (مفردات‌قرآن).

رُمْح (به ضم راء و سکون میم) از واژگان نهج البلاغه به معنای نيزه است.
رِماح (به کسر راء) جمع آن است.
أَرْماح (به همزه مفتوح و سکون راء) همچنین جمع است.
چهار مورد از اين ماده در نهج‌ البلاغه آمده است.

 


رکیّ (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]

رَکیّ (به فتح راء) از واژگان نهج البلاغه به معنای چاه‌ها است.
رَّكيّه (به فتح راء مشدد) مفرد آن است.
یک مورد از اين ماده در نهج‌ البلاغه آمده است.

 


فناء (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]
مقالات مرتبط: فناء (مفردات‌قرآن)، فناء.

فَناء (به فتح فاء) از واژگان نهج البلاغه به معنای از بين رفتن است.
موارد زيادى از این واژه در «نهج البلاغه» ديده مى‌شود.

 


فنّ (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]

فَنّ (به فتح فاء و تشدید نون) از واژگان نهج البلاغه به معنای حالت و قسمتى از يك شى‌ء است.
مواردى از این واژه و مشتقاتش در «نهج البلاغه» آمده است.

 


فنک (مفردات‌نهج‌البلاغه)[ویرایش]

[ادامه]

فَنَک (به فتح فاء و نون) از واژگان نهج البلاغه به معنای بى‌تدبيرى و جدّى نگرفتن كار است.
اين كلمه فقط يک بار در «نهج البلاغه» آمده است.

 






جعبه ابزار