امیر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



امیر بمعنای آمر، پادشاه، فرمانروا، خلیفه و... می‌باشد.


معنای لغوی امیر

[ویرایش]

امیر (جمع آن امَرا) در لغت به معانی زیر آمده است: آمر، پادشاه، فرمانروا، خلیفه،رئیس، بزرگ قوم، کسی‏که ازطرف پادشاه حکومت ولایتی یا شهری را به عهده دارد و ... به کار رفته است.
[۱] تاج العروس، زبیدی، ج۳، ص۱۸.
[۲] لغتنامه دهخدا، ج۸، ص۲۲۸.
[۳] دایرة المعارف، بستانی، ج۴، ص۴۱۱.


معنای اصطلاحی امیر

[ویرایش]

امیر در اصطلاح به معنای بالاترین درجه نظامی، امّا پایین‏تر از فرمانروای کل، سپهسالار، سردار، فرمانده سپاه و... استعمال شده است.

استعمال واژه امیر در روایات

[ویرایش]

«واژه امیر» و مشتقات آن در بسیاری از روایات اسلامی به کار برده شده است.
[۴] وسائل الشیعه، ج۸، ص۴۷.
[۵] نهج‏البلاغه، خطبه۴۰.
[۶] نهج‏البلاغه، خطبه۹۲.
[۷] نهج‏البلاغه، خطبه۹۷.
[۸] نهج‏البلاغه، خطبه۱۹۸.
[۹] نهج‏البلاغه، خطبه۲۰۸.
[۱۰] نهج‏البلاغه، نامه‌ها، ش۴۷.
[۱۱] نهج‏البلاغه، نامه‌ها، ش۴۷.
[۱۴] اصول کافی، ج۲، ص۳۷۷.
[۱۵] اصول کافی، ج۲، ص۴۴۹.


← در کلام امام صادق


امام صادق علیه السلام فرمود:«کانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) اذا بَعَثَ سَرِیَّةً دَعا بِامیرِها فَاجْلَسَهُ الی‏ جَنْبِهِ وَ جَلَسَ اصْحابُهُ بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ قالَ سیرُوا بِسْمِ‏اللَّهِ وَ فی‏ سَبیْلِ‏اللَّهِ وَ عَلی‏ مِلَّةِ رَسُولِ‏اللَّهِ (ص) لاتَغْدِرُوا وَ لا تَغْلُوا وَ لاتَمْثَلُّوا وَ لاتَقْطَعُوا الشَّجَرَةَ الّا انْ تَضْطَرُّوا الَیْها وَ لاتَقْتُلُوا شَیْخاً وَ لاصَبیّاً وَ لاامْرَاةً وَ...»
زمانی که رسول خدا (صلی الله علیه وآله) گروهی را به جنگ می‏فرستاد، ابتدا فرمانده گروه را می‏خواست و او را در کنار خود جای می‏داد و بقیه را در پیش رو می‏نشاند. آنگاه می‏فرمود: به سوی دشمن حرکت کنید، به نام خدا و در پناه خدا و در راه خدا و به پیروی از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) پیمان نشکنید، خیانت نورزید، کشته‌ها را مثله نکنید، درختان را تا ناچار نشدید، قطع نکنید، پیرمردان و کودکان و زنان را نکشید و....

← در کلام پیامبر


پیامبر گرامی اسلام صلی‏الله علیه وآله فرمود: «صِنْفانِ مِنْ‏امَّتی اذا صَلُحا صَلُحَتْ‏امَّتی وَاذا فَسَدا فَسَدَتْ، الْامَراءُ وَ الْفُقَهاءُ»
[۱۷] سفینة البحار، ج۱، ص۳۰، ماده امر.

امرا و فقها دو گروه از امت من هستند که اگر صالح باشند، امت من صالح، و اگر فاسد باشند، امت فاسد می‏شود.

← در کلام امام علی


در جریان جنگ صفین چون یاران حضرت علی (علیه السلام) در مورد حکمیت به ایشان خیانت کردند، حضرت علی (علیه السلام) فرمود:«لَقَدْ کُنْتُ امْسِ امیراً فَاصْبَحْتُ الْیَوْمَ مَأْمُوراً»»
[۱۸] نهج البلاغه، خطبه‌ها، ش۲۰۸.
دیروز امیر و فرمانده بودم و امروز مأمور و فرمانبردار.

استعمال واژه امیر در کتب فقهی

[ویرایش]

کلمه امیر در کتب فقهی‏نیز به‏معنای فرمانده آمده‏است که به دومورد آن‏اشاره‏می‏شود: زمانی که فرمانده سپاه تصمیم گرفت که حمله کند، از خداوند طلب خیر و درخواست پیروزی نماید، و یاران خود را در صفوفی منظم سازماندهی کند و هر گروه را زیر پرچم شجاعترین و کارآمدترین افراد قرار دهد.
[۱۹] ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۷۱.

زمانی امام دو سپاه را (بطور جداگانه) به دو مکان مختلف روانه کند، در حالی که برای هر کدام از آنها «فرمانده و امیری» منصوب کرده است. اگر هر کدام از آنان غنیمتی به دست آورند، مال خود آنان است و کسی در آن شریک نیست.
[۲۰] ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۲۵۳.


← تذکر


این حکم فقهی، شامل نیروهای مسلّح با تشکیلات سازماندهی فعلی نمی‏شود؛ زیرا اینان حقوق‌بگیر دولت هستند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. تاج العروس، زبیدی، ج۳، ص۱۸.
۲. لغتنامه دهخدا، ج۸، ص۲۲۸.
۳. دایرة المعارف، بستانی، ج۴، ص۴۱۱.
۴. وسائل الشیعه، ج۸، ص۴۷.
۵. نهج‏البلاغه، خطبه۴۰.
۶. نهج‏البلاغه، خطبه۹۲.
۷. نهج‏البلاغه، خطبه۹۷.
۸. نهج‏البلاغه، خطبه۱۹۸.
۹. نهج‏البلاغه، خطبه۲۰۸.
۱۰. نهج‏البلاغه، نامه‌ها، ش۴۷.
۱۱. نهج‏البلاغه، نامه‌ها، ش۴۷.
۱۲. تهذیب الاحکام، ج۶، ص۱۳۸.    
۱۳. تهذیب الاحکام، ج۵، ص۴۴۴.    
۱۴. اصول کافی، ج۲، ص۳۷۷.
۱۵. اصول کافی، ج۲، ص۴۴۹.
۱۶. تهذیب الاحکام، شیخ طوسی، ج۶، ص۱۳۸، ح۳، نشر دار صعب    .
۱۷. سفینة البحار، ج۱، ص۳۰، ماده امر.
۱۸. نهج البلاغه، خطبه‌ها، ش۲۰۸.
۱۹. ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۷۱.
۲۰. ینابیع الفقهیه، کتاب الجهاد، ص۲۵۳.


منبع

[ویرایش]

جمعی از نویسندگان، پژوهشکده تحقیقات اسلامی، اصطلاحات نظامی در فقه اسلامی، ص۲۱-۲۲.



جعبه ابزار