حمنه بنت جحش (قرآن)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حمنه بنت جحش بن رئاب (ریاب) اسدیه، همسر مصعب بن عمیر و خواهر زینب همسر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود.


افترا به همسران پیامبر

[ویرایش]

مفسران بسیاری ذیل آیات ۱۱ تا ۱۸ سوره نور ـ که درباره ماجرای «افک» نازل شده ـ از وی یاد کرده و جزو کسانی دانسته‌اند که بر عایشه، همسر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم افترا بستند و حد قذف بر آنها جاری شد.

افک به روایت شیعه

[ویرایش]

بر طبق روایت دیگری که در بسیاری منابع حدیثی شیعه مانند تفسیر قمی ذکر شده وقتی عایشه حزن و اندوه فراوان پیامبر را در موقع فوت ابراهیم فرزند رسول الله مشاهده می‌کند به خیال خود جهت تسلیت و تسکین اندوه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ادعا می‌کند که غلامی به نام جریح با ماریه رابطه نامشروع داشت و ابراهیم فرزند نامشروع جریح و ماریه است و بنابراین ناراحتی شما بی مورد است. که این سخنان مایه ناراحتی پیامبر را فراهم می‌کند ولی خداوند متعال با نزول آیاتی بر بی گناهی ماریه شهادت می‌دهد و تهمت زننده و کسانی راکه این تهمت را شنیدند و باور کردند و رواج دادند سرزنش می‌کند.
۱- تاریخ نزول آیات مذکور با تاریخ فوت ابراهیم فرزند پیامبر مطابقت دارد و هر دو در سال نهم هجری روی داده‌اند.
۲- با توجه به روحیات خاص عایشه که گاهی پیامبر را با بدگویی و اهانت به حضرت خدیجه و گاهی با روشهای دیگر چنان آزار می‌دادند که خداوند به صراحت آیاتی را درخصوص اینکه اگر او و حفصه دست از این اعمال خود برندارند پیامبر آنها را طلاق خواهد داد (امیداست که اگر پیامبر شما را طلاق داد خدا به جای شما زنانی بهتر از شما به او بدهدکه همه با مقام تسلیم و ایمان باشند)
صدور این ماجرا از عایشه بعید و دور از ذهن نیست. مخصوصا که روایتی از امام صادق (علیه‌السّلام) این ماجرا را تایید و به عنوان شان نزول ماجرای افک نقل می‌کند.

افک به روایت اهل سنت

[ویرایش]

اهل سنت معتقدند پس از پايان غزوه بنی مصطلق در بازگشت، عايشه از قافله مسلمانان جا ماند و چون به مدینه باز گشت گروهي با شايعه پراكني سخناني را درباره او بر سر زبان ها انداختند و به گونه اي بر او تهمت ناروا زدند و پيامبر نسبت به اين واقعه از عايشه متأثر گرديد.
ایرادات این روایت :
۱- نزول آیات سوره نور به عقیده کلیه مفسرین و مورخین در سال نهم هجری بود در حالیکه غزوه بنی المصطلق در سال ششم هجری به وقوع پیوسته است.
۲- بجز عایشه هیچ یک از مسلمانان صدر اسلام به این ماجرا کوچکترین اشاره‌ای نکرده‌اند به عبارت دیگر این روایت به قول علمای رجال مرسل (تک راوی) است و بنابراین قابل اعتماد نیست.
۳- جملات آغازین این روایت تهمت و توهینی بزرگ به پیامبر است که می‌تواند دست آویز خطرناکی برای دشمنان اسلام باشد. به این معنا که نعوذ بالله پیامبر چنان اسیر شهوات خود بود که در سفرهای جنگی که مردان مسلمان از جان و مال و هستی خود مایه گذاشته و برای حفظ دین اسلام می‌جنگیدند نمی‌توانست از معاشرت با همسر خود پرهیز کند و حتما باید یکی از زنان خود را به قید قرعه به همراه خود می‌برد. این مفهوم ناپسند و این جسارت بزرگ به ساحت عظیم نبوی جز این روایت مخدوش در هیچ کتابی و سندی و تاریخی ذکر نشده است.
۴- پیامبری که به قول خداوند متعال دارای چنان خلق عظیمی بوده که اسوه حسنه‌ای برای مسلمانان معرفی شده در این روایت فردی است که تحت تاثیر شایعه بی اساس قرار گرفته و به جای حسن ظن و بررسی منطقی ماجرا یک ماه با همسر خود سخن نمی‌گوید و از او می‌خواهد اعتراف کند و چنان این سوء ظن در او تاثیر گذاشته که بقول عایشه : اگر درخصوص بیگناهی خود راست بگویم باور نخواهی کرد و اگر به دروغ اعتراف کنم باور می‌کنی.
۵- پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) چنان در این مساله شخصی و خانوادگی بی اختیار و بی اراده شده که برای کسب تکلیف در خصوص طلاق یا نگه داشتن عایشه با حضرت علی (علیه‌السّلام) و اسامه بن زید مشورت می‌کند. عایشه در این روایت از آب گل آلود ماهی می‌گیرد و در وسط این روایت جعلی حضرت علی (علیه‌السّلام) را فردی بی منطق معرفی می‌کند که (احتمالا از روی دشمنی با عایشه) به مجرد یک سوء ظن و شایعه بی اساس از پیامبر می‌خواهد عایشه را طلاق دهد.
۶- متاسفانه این ماجرای جعلی نیز مانند ماجرای ثوبی حجر به برخی از تفاسیر شیعه نفوذ کرده و بعضی از مفسران شیعه نیز بدون بررسی مطلبی که ساختگی بودن آن به روشنی مشخص است ذیل این آیات نورانی سوره نور، ماجرای جعلی عایشه را به عنوان تنها شان نزول این آیات نقل کرده‌اند.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابن سعد، الطبقات، ج۸، ص۱۹۱.    
۲. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۹۱.    
۳. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۱۳.    
۴. عسقلانی، ابن حزم، الاصابه، ج۸، ص۸۸.    
۵. نور/سوره۲۴، آیه۱۱-۱۸.    
۶. طبری، أبو جعفر، جامع البیان، ج۱۹، ص۱۱۶.    
۷. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ج۷، ص۲۳۰.    
۸. زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۳، ص۲۱۷.    
۹. قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱۲، ص۱۹۹.    
۱۰. سیوطی، عبدالرحمن بن ابوبکر، الدرالمنثور، ج۶، ص۱۵۲.    


منبع

[ویرایش]

فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «حمل و نقل»    



جعبه ابزار