دختران پیامبر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



رسول گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از همسر خویش "خدیجه بنت خویلد" دارای چهار دختر بودند. دختر بزرگ ایشان با "ابوالعاص بن ربیع" و دختر دیگرشان "حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)" با "علی‌ بن ابی‌طالب (علیه‌السلام)" ازدواج کردند و دو دختر دیگر آن حضرت، "رقیه" و "ام‌کلثوم" می‌باشند.


رقیه

[ویرایش]

"رقیه" دومین دختر رسول‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود که مادرش خدیجه بنت خویلد است. پیش از اسلام با پسر عموی پدرش "عتبة بن ابولهب بن عبدالمطلب" ازدواج کرد. مادر عتبه "ام‌جمیل" دختر "حرب‌ ابن امیه" که بعد از نزول سوره‌ی مبارکه «مسد» به «حمّالة الحطب» معروف گردید. پس از نزول سوره مبارکه «مسد» در مذمت "ابولهب" و همسرش، آنان فرزند خود عتبه را مجبور کردند تا همسر خود رقیه را طلاق دهد و به او گفتند: دختر محمد را رها کن. بطوری که ابولهب گفت: اگر همسرت را طلاق ندهی، با تو قطع رابطه می‌کنم.
البته پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) قبلاً طلاق رقیه را از عتبه خواسته بود و خود رقیه نیز خواستار طلاق بود. لکن نزول سوره مسد و به دلیل مسلمان شدن رقیه، عتبه او را طلاق داد.
[۲] بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۲، ص۷۶.


← ازدواج رقیه با عثمان‌بن‌عفان


رقیه پس از جدایی از عتبه با "عثمان بن عفان" ازدواج کرد.
[۳] بیهقی، ابوبکر، دلایل النبوة، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۲، ص۷۷.
البته بنابر قولی ازدواج رقیه با "عثمان" در زمان جاهلیت صورت گرفت. او برای عثمان پسری به نام "عبدالله" به دنیا آورد که در کودکی از دنیا رفت و فرزند دیگری را نیز سقط نمود.
[۵] ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۸، ص۳۵.

البته بنابر قول دیگر؛ عبدالله در سال ۴ هجری و بعد از مادرش رقیه از دنیا رفت. رقیه در هر دو هجرت با عثمان به حبشه رفت و در هجرت اولی کودکی را سقط کرد. رقیه پس از هجرت عثمان به مدینه که همزمان با هجرت رسول‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود، به مدینه هجرت کرد؛
[۷] ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۸، ص۳۵.
البته آنها زودتر از سایر مسلمانان از حبشه به مکه بازگشته بودند و قبل از رسول‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به مدینه هجرت کردند.
[۸] بیهقی، ابوبکر، دلایل النبوة، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۲، ص۴۶۱.


← وفات رقیه


رفتار عثمان با رقیه خوب نبود بطوری که یک بار او را به شدت کتک زد و رقیه در اثر آن به سختی بیمار شد و در اثر همان بیماری از دنیا رفت. وفات او در ماه رمضان سال دوم هجری و در روز پیروزی جنگ بدر صورت گرفت.
هنگامی که رقیه دختر رسول‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از دنیا رفت، زنان بر او گریستند. "عمر بن خطاب" با تازیانه پیش آمد و شروع به زدن آنها کرد. پیامبر‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: «ای عمر رهایشان کن تا گریه کنند» و سپس چنین فرمود: «بگریید؛ ولی از نعره زدن شیطانی بپرهیزید. اندوه و اشک تا آنجا که از دل سرچشمه می‌گیرد، از الطاف الهی است و چون به ضربه زدن با دست و هیاهوی زبانی برسد، از شیطان است.» حضرت فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها) کنار قبر او نشسته بود و گریه می‌کرد و رسول‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) با گوشه لباس خویش اشک‌های او را پاک می‌کرد. پیامبر‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مرگ او فرمود: «ملحق شو به سَلف‌مان، عثمان ‌بن مظعون.»
[۱۱] ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۸، ص۳۰.


← عثمان‌ بن مظعون


عثمان‌ بن مظعون که بود؟ "عثمان" از مسلمانان اولیه بود، بطوری که بعد از سیزده نفر مسلمان شد. در اولین هجرت همراه پسرش به حبشه رفت و سپس به مدینه هجرت کرد. در جنگ بدر حضور داشت. وی مرد عابدی بود و روزها روزه می‌گرفت و شبها به عبادت طی می‌کرد. او اولین مهاجری بود که در مدینه از دنیا رفت و در بقیع مدفون شد.

ام‌کلثوم

[ویرایش]

"ام‌کلثوم" سومین دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بود. او در زمان جاهلیت با "عتیبة ابن ابولهب" ازدواج کرد. زمانی که سوره مبارکه «مسد» در مذمت ابولهب و همسرش نازل شد، بزرگان قریش و پدر و مادر عتیبه از او خواستند که دختر محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را رها کند و در مقابل او دختر "سعید بن عاص"‌ را تزویج کند. او نیز ام‌کلثوم را طلاق داد و با دختر سعیدبن عاص ازدواج کرد.

← عاقبت کار عتیبه


او پس از طلاق دادن "ام‌کلثوم"، پیش پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آمد و در کمال بی‌ادبی گفت من به دین تو کافرم، دخترت را هم طلاق دادم. نه مرا دوست داشته باش و نه ترا دوست دارم و به پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) حمله کرده و پیراهن آن حضرت را پاره کرد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) فرمود: از خدا می‌خواهم تا سگی از سگ‌های خود را بر او چیره کند. عتیبه همراه گروهی به قصد تجارت به شام رفت و چون به در منزلی آمدند، در شب شیری به سوی ایشان آمد. شیر از میان آن گروه به او حمله کرد و سرش را در دهان گرفت و از تن جدا کرد.
[۱۴] بیهقی، ابوبکر، دلایل النبوة، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۲، ص۷۷.


← ازدواج عثمان با ام‌کلثوم


او همراه پدر بزرگوار خویش به مدینه هجرت کرد. زمانی که رقیه دختر بزرگ‌تر آن حضرت از دنیا رفت، ‌ام ‌کلثوم با عثمان ازدواج کرد. ازدواج آنها در ربیع‌الاول سال سوم هجرت صورت گرفت و در ماه شعبان سال ۹ هجری از دنیا رفت. پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر جنازه او نماز خواند. "اسماء بنت عمیس" و "صفیه" دختر عبدالمطلب او را غسل دادند و "علی (علیه‌السّلام) " و "فضل" و "سامة ‌بن زید" او را در قبر نهادند.
اما آنچه برخی قائلند ام‌کلثوم قبل از رقیه با عثمان ازدواج کرده است، نظریه غیر مشهوری می‌باشد. مرحوم "شیخ عباس قمی" در «منتهی‌الامال» این نظریه را از «قرب‌الاسناد» "حمیری" نقل نموده که ام‌کلثوم قبل از رقیه با عثمان ازدواج کرد؛ ولی سپس می‌گوید: مشهور تزویج رقیه به عثمان قبل از ام‌کلثوم می‌باشد.
[۱۶] قمی‌، عباس، منتهی الآمال، ج۱ ص۲۴۱.
عثمان را به دلیل ازدواج با دو دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) «ذوالنورین» نیز می‌گویند.
[۱۷] مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ترجمه محمدرضا شفیعی کدکنی، ج۲ ص۷۳۱.

آیا رقیه و ام‌کلثوم دختران حضرت رسول‌اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بودند؟ آن رقیه که پیامبراکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به عثمان تزویج نمود، دختر خودش نبوده؛ بلکه او «ربیبه» پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و دختر "هاله" همسر خدیجه بوده است و "رقیه" دختر خود پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد از بعثت به دنیا آمده است. همچنین ام‌کلثوم نیز دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نبوده بلکه ربیبه ایشان بوده است و ام‌کلثوم دختر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بعد از بعثت متولد شده است.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۱.    
۲. بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۲، ص۷۶.
۳. بیهقی، ابوبکر، دلایل النبوة، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۲، ص۷۷.
۴. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۲، ص۱۶۷.    
۵. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۸، ص۳۵.
۶. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۲، ص۱۶۷.    
۷. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۸، ص۳۵.
۸. بیهقی، ابوبکر، دلایل النبوة، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۲، ص۴۶۱.
۹. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۲، ص۱۶۷.    
۱۰. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، ج۶، ص۱۷۰.    
۱۱. ابن سعد، محمد، طبقات الکبری، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۸، ص۳۰.
۱۲. ابن اثیر، علی بن ابی الکرم، اسدالغابة، ج۳، ص۴۹۴- ۴۹۵.    
۱۳. بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، ج۱، ص۴۰۱.    
۱۴. بیهقی، ابوبکر، دلایل النبوة، ترجمه محمود مهدوی دامغانی، ج۲، ص۷۷.
۱۵. ابن عبد البر، یوسف‌ بن‌ عبدالله، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، ج۴، ص۱۹۵۲-۱۹۵۳.    
۱۶. قمی‌، عباس، منتهی الآمال، ج۱ ص۲۴۱.
۱۷. مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، ترجمه محمدرضا شفیعی کدکنی، ج۲ ص۷۳۱.
۱۸. عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ج۸، ص۳۲۵.    


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «دختران پیامبر»، تاریخ بازیابی۹۵/۸/۳۰.    



جعبه ابزار