شیخ احمد بلادی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
شیخ احمد بن حاجی بلادی، دانشمندی فاضل و
ادیب و از شعرای
اهل بیت (علیهمالسّلام) در قرن دوازدهم هجری است
مراثی فراوانی از او باقی مانده و گفتهاند که هزار قصیده در رثای
حسین بن علی (علیهالسّلام)، شهید
کربلا دارد که در دو جلد تدوین کرده است.
وی شاعری
بدیههسرا و تاریخگو بود و به علم تاریخ تسلط داشت.
شیخ احمد، دانشمندی فاضل و ادیب و از شعرای اهل بیت (علیهمالسّلام) در قرن دوازدهم هجری است.
وی جدّ
سید محسن امین مؤلف کتاب «
اعیان الشیعه» است.
بلادی، شاعری بدیههسرا و تاریخگو بود و به علم تاریخ تسلط داشت.
مراثی فراوانی از
احمد بلادی، باقی مانده و گفتهاند که هزار
قصیده در رثای حسین بن علی (علیهالسّلام)، شهید کربلا دارد که در دو جلد تدوین کرده است.
شیخ لطفاللّه جدّ حفصی، بخشی از حسینیههای این شاعر را در مجموعهای فراهم کرده است.
| | |
| ناد الاحبّة ان مررت بدورها • • • • • و اشهد مطالع نیّرات بدورها | | |
| کم قد بدت و بها ان جلت ظلم الدّجی • • • • • و لطا لما بزغت بوازغ نورها؟ | | |
| انست بها ارض الطّفوف و اقفرت • • • • • منها الدّیار و لیس غیر یسیرها | | |
| غربت بعرصة کربلا فانهض لها • • • • • و اقر السّلام علی جناب مزورها | | |
| و انثر بتربتها الدّموع تفجّعا • • • • • لقتیلها فوق الثّری و عفیرها | | |
| اکرم بها من تربة فدسیّة • • • • • قد بالغ الجبّار فی تطهیرها | | |
| یا تربة من حولها الاملاک ما • • • • • زالت تشمّ لمسکها و عبیرها؟ | | |
| | |
| | |
۱ - آنگاه که از میان ماههای رخشندهی دوستان میگذری، یاران را ندا بده.
۲ - چقدر این ماهها پرتو افکنده و تیرگیها را زدودهاند، و همواره ماه وجودشان در پرتوافشانی بوده است.
۳ - سرزمینهای پست و بلند و خانهها، با این پرتوها آشنایی دیرین دارند.
۴ و ۵ - یارانی که در عرصهی کربلا غریب ماندهاند، پس برخیز و بر این بهترین زیارت شوندگان سلامی نثار کن.
۶ - چقدر گرامی و با کرامت است آن خاک پاکی که پروردگار، آن را در حدّ اعلا مطهّر گردانیده است.
۷ - ای خاک مقدسی که همهی سرزمینهای مجاور آن، از عطر مشک و عبیر آن، عطرآگین شده است.
| | |
| یا تربة حفّت بها القوم الاولی • • • • • فازوا بلثمهم لترب قبورها؟ | | |
| قد ضمنّت جسد الحسین و من به • • • • • فتکت امیّة بعد امر امیرها | | |
| فازالت الاسلام عن برحائها • • • • • و اطاعت الشّیطان فی تدبیرها | | |
| و تسرّجت خیل الضّلال فاخرّت • • • • • غیر الاخیر و قدّمت لاخیرها | | |
| و نست عهودا بالحمی سلفت و لن • • • • • تعبا بنص نبیّها و نذیرها | | |
| یا للرّجال لامّة ملعونة • • • • • لم یکفها ما کان یوم غدیرها | | |
| بئس العصابة من بغت و تنکّبت • • • • • عن دینها و تسارعت لفجورها | | |
| | |
| | |
۸ - ای خاک مقدسی که بسیار مردم، بر خاک قبرهای آن بوسه زدهاند.
۹ - آن خاكى كه پيكر پاك حسين (علیهالسّلام) را دربر گرفته، و كسانى را كه بنى اميه خونشان را در ركاب حضرتاش بر زمين ريختند، در آن مدفوناند.
۱۰ -
اسلام را به كنارى نهاده و شيطان را در تدبيرهاى خود مورد اطاعت قرار دادهاند.
۱۱ - اسبان گمراهى و تباهى را زين كرده، و مقدمان را پس زده، و واپسماندگان را پيش انداختهاند.
۱۲ - آن پيمانهايى را كه پيش از آن بسته بودند، به فراموشى سپرده و متن گفتار و سفارش پيامبر را ناديده گرفتند.
۱۳ - اينان چه مردانى، از مردم لعنتزدهاى هستند، كه پيام
غدیر بر آنها بسنده نبوده است.
۱۴ - چه مردم زشت و نابكارى بودند آن گروهى كه ستم روا داشتند، و از دين
حق كناره گرفتند، و در تبهكارى به سرعت پيش رفتند.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۴۴۸.