طنز (ادبیات)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



طنز در لغت به معنی افسوس کردن، مسخره کردن و طعنه زدن است و در اصطلاح ادبیات به نوع خاصی از آثار نظم و نثر ادبی گفته می‌شود که انتقادی را بصورت خنده‌آور مطرح می‌کند و معادل" " Satire اروپایی به معنی انتقادی و طنزآمیز می‌باشد.
[۱] جوادی، حسن، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، کاروان، ۸۴، ص۵.



تفاوت طنز با هزل و هجو

[ویرایش]

تفاوت طنز با هزل و هجو، در رعایت ادب و اخلاق است. هجو به معنی ناسزا گفتن و ضد مدح است و هزل، سخن بیهوده و یاوه بصورت زشت و غیراخلاقی و مقابل "جد" است. هزل و هجو، بیشتر، جنبه انتقاد شخصی و مستقیم دارد و هدف آن الزاما اجتماعی و آموزنده نیست. طنز در عین حال که می‌کوشد نازیبایی‌ها و رذایل فردی و جمعی را نشان دهد؛ اما صراحت و بی‌پردگی هجو و هزل را ندارد و خلاصه اینکه طنز، کمتر از محدوده ادب و شرم فراتر می‌رود.

هدف طنز

[ویرایش]

طنز اگر چه بر خنده استوار است، اما این خنده موجب تفکر و وسیله‌ای برای رسیدن به هدفی بالاتر یعنی آگاه کردن مردم از رواج ظلم و ستم و نیز بی‌اعتبار شدن فضایل اخلاقی و انسانی در جامعه است و طنزپرداز یا نویسنده سعی در به چالش کشیدن این اوضاع نابسامان را دارد.
[۲] حلبی، علی‌اصغر، تاریخ طنز و شوخ طبعی، تهران، ۷۷، ص۵ و۴.


طنز در ادبیات کهن

[ویرایش]

در ادبیات قدیم ما "طنز" به معنی امروزی آن و نوع ادبی مجزا و خاص وجود نداشت. شاعران بزرگ ما مثل "رودکی"، "سنایی"، "انوری"، "سعدی" و "حافظ" و "مولوی" با سخره گرفتن جامعه و ناهنجاری‌های آن بر بی‌عدالتی، تبعیض، ظلم و جهل و فقر می‌تازیدند و به رواج بی‌اخلاقی و رذایل و پلیدی انتقاد می‌کردند.
مثلاً "رودکی" خطاب به نمازگزاران ریاکار می‌گوید:

روی به محراب نهادن چه سود؟ •••• دل به بخارا و بتان طراز
ایزد ما وسوسه عاشقی •••• از تو نپذیرد، نپذیرد نماز!
[۳] بهزادی‌ اندوهجردی، حسن، طنزپردازان ایران، تهران، دستان، ۸۲، ص۸۰.


"مولوی" نیز مدعیان بی‌خبری را اینگونه مسخره می‌کند:

عارفی پرسید از آن پیر کشیش •••• که توای خواجه مسن‌تر یا که ریش
گفت نی، من پیش از آن زائیده‌ام •••• بس بی‌ریشی جهان را دیده‌ام

تنها سخن "سعدی" با دلنشینی و ملایمت همیشگی به طنز امروزی نزدیک می‌شود؛ چرا که همگان، از جمله ظالم ستمکار را نیز به تامل و انفعال ‌وا‌میدارد. در "گلستان" باب اول چنین می‌آورد:

"یکی از ملوک بی‌انصاف، پارسایی را پرسید: از عبادت‌ها کدام فاضل‌تر است؟ گفت: تو را خواب نیمروز تا در آن یک نفس، خلق را نیازاری".
[۴] جوادی، حسن، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، کاروان، ۸۴، ص۵۵.


اولین شاعر طنزسرا

[ویرایش]

تا پایان قرن هشتم، تنها "عبید زاکانی" شاعر متعهد و موشکاف این دوره، را می‌توانیم جزء نویسندگان طنز پرداز بنامیم. "عبید"، سطحی‌نگری و حماقت جامعه و بر سر کار بودن افراد نالایق را به استهزاء می‌گیرد و از زاهدان ریاکار که مذهب را وسیله‌ای برای کسب مال و منال قرار داده‌اند سخت انتقاد می‌کند.
از آثار او می‌توان به رساله‌های "دلگشا"، "اخلاق الاشراف"، "تعریفات" و "ریش‌نامه" که سبکی ابداعی و کاملاً نو دارند؛ اشاره کرد. مشهورترین منظومه او منظومه "موش و گربه" است؛ که به خونریزی و زاهد نمایی "شاه شیخ ابواسحاق" اشاره دارد:

گربه آن موش را بکشت و بخورد •••• سوی مسجد بشد خرامانا
دست و رو را بشست و بخورد •••• ورد حق را بخواند و دیانا
بهر این خون ناحق‌ ای خلاّق •••• من تصدق دهم دو من نانا
[۵] جوادی، حسن، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، کاروان، ۸۴، ص۱۴۶.


آثار لطیفه‌گویی و حکایات طنزآمیز و پندآموز در ادبیات قدیم ما بسیار گسترده است و لطف قریحه و هنرمندی و نیز تعهد و مسئولیت همه بزرگان شعر و نثر ما نسبت به این جامعه و مردم موجب به وجود آمدن آثار بسیار ارزشمندی شده است؛ از "رباعیات خیام" و "سوزنی سمرقندی" گرفته تا "لطائف الطوایف مولانا فخر‌الدین علی صفی"، ادیب قرن دهم. که البته نمی‌توان به همه آنها حتی اشاره‌ای کوچک کرد.

طنز پس از مشروطه

[ویرایش]

"عصر مشروطه" دوران شکوفایی طنزنویسی بود، که با باز شدن فضای سیاسی، طنز به عنوان نوع ادبی جدید، ساتیر "Satire" (که در اروپا با آثار نویسندگانی چون "سروانتس"، "رابله"، "مارک تواین" و "فیلیدینگ" شناخته شد) مورد توجه نویسندگان واقع شد. بعد از قرن‌ها سکوت و خفقان، دورانی آغاز شد که مردم و نمایندگان آنها یعنی نویسندگان، ادبا و حتی مردان سیاست، امکان باز گفتن آنچه سال‌ها آزارشان می‌داد را یافتند. اکثر نویسندگان تنها به خاطر مبارزه برای آزادی و زندگی بهتر می‌نوشتند و موضوع آثار و اشعار این دوره مربوط به وضع مردم و سیاست روز بود.

← نویسندگان و شعرای طنزنویس


بعضی نویسندگان نظم و نثر در این دوره صرفاً طنزنویس بوده‌اند؛ مثل "صابر طاهر‌زاده"، "ابوالقاسم حالت"، "محمدعلی افراشته" و "اشرف گیلانی" (نسیم شمال) و بعضی دیگر گاه‌گاهی، شعر طنز می‌نوشتند مثل "ملک‌الشعرای بهار"، "میرزاده عشقی"، "ایرج میرزا" و ادیب و سیاستمدار فرهیخته "دهخدا".
این روند سال‌ها بعد بصورت مترقی‌تر و ابداعی‌تر در آثار "صادق هدایت"، "جمال‌زاده"، و در سال‌های اخیر "کیومرث صابری فومنی" مشاهده می‌شود.
[۶] فرجیان، مرتضی و محمدباقر نجف‌زاده، طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، تهران، نشر بنیاد، ۷۰، ص۴۶۸.


← اهداف طنزسرایی


۱) روی سخن نویسندگان طنزپرداز این دوره، متشرعین و متظاهرین به دین و همچنین مردمی است که حتی از مسائل اساسی دین هم بی‌خبرند.

۲) هدف دیگر طنز این دوره، بیداری افکار مردم، در راه مبارزه با استبداد و بی‌قانونی مملکت بود. نویسنده یا شاعر با احساس مسئولیت و توجه به رسالت انسانی، رهبری اجتماع را با آثار آگاهی‌بخش خود، بدست گرفته بود.

← نشر طنزسرایی


آنها با چاپ کتاب، انتشار روزنامه، هفته‌نامه و حتی شب‌نامه حرف‌های خود را به گوش مردم می‌رساندند. بعضی از این روزنامه‌ها در خارج از کشور به چاپ می‌رسید مثل روزنامه "شاهسون" متعلق به "عبدالرحیم طالوف".
از نشریات فکاهی این دوره میتوان به روزنامه "ملانصرالدین" "صابر طاهرزاده"، "حشرات الارض" "میرزاآقا بلوری" و نیز "بهلول" با مدیریت "شیخ‌علی عراقی" اشاره کرد؛ همچنین روزنامۀ مشهور "صور اسرافیل" و مقالات "چرند و پرند" "دهخدا" در آن و نیز نشریه "نسیم شمال" "سید اشرف الدین گیلانی"، بیشتر از دیگر نشریات، جای خود را در میان مردم باز کرد.
"دهخدا" و "سیداشرف" از نمونه‌های بارز روح خستگی‌ناپذیر مشروطه‌اند که زبان محاوره را به طرز بی‌سابقه‌ای در اشعار سیاسی و طنزآمیز خود، بکار گرفتند. شعر برای این دو وسیله‌ای بود برای انتقاد سازنده از اجتماع و آگاهانیدن مردم.

← نمونه‌ای از طنز دهخدا


"علیا مکرمه محترمه، اولاً از شما خانم کلانتر و کدبانو بعید است که چرا با اینکه اولادتان نمی‌ماند، اسمش را مشهدی ماشاءالله و میرزا ماندگار نمی‌گذارید... امشب پیش از هر کاری یک قدری دود عنبر نصارا را بده ببین چطور می‌شود اگر خوب شد که شد اگر نشد فردا یک کمی سرخاب پنبه‌ای بریز توی چشمش اگر خوب شد که شد اگر نشد... "
[۷] مرادی کوچی، شهناز و فتح‌الله اسماعیلی، معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا، تهران، نشر قطره، ۸۱، ص۲۷۹.


← نمونه‌ای از طنز نسیم شمال


‌ای فرنگی از شما باد آن عمارات قشنگ •••• افتتاح کارخانه اختراعات قشنگ
با ادب تحریر کردن آن عبارات قشنگ •••• جهل بی‌جا، شور و غوغا، فحش و تهمت مال ماست
[۸] فرجیان، مرتضی و محمدباقر نجف‌زاده، طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، تهران، نشر بنیاد، ۷۰، ص۷۲۳.


قالب‌های طنز

[ویرایش]

با گسترش روابط با کشورهای اروپایی و اعزام دانشجویان ایران به اروپا و آشنایی آنها با ادبیات و تمدن اروپا و ترجمه مطالب و کتاب‌ها از زبان‌های مختلف، "رمان" و انواع ادبی دیگر چون "داستان کوتاه" و "نمایش‌نامه" نیز در ایران تجربه شد و رواج یافت.

← رمان


از رمان‌ها می‌توان به" حاجی بابای اصفهانی" نوشته "جیمز موریه"، ترجمه "میرزا حبیب اصفهانی" اشاره کرد که شرح حال خصوصیات زندگی و عاداتی اجتماعی ایرانیان با نثری جذاب و گیرا نوشته شده است.

← داستان کوتاه


در داستان کوتاه از "محمدعلی جمال‌زاده"، پدر داستان نویسی ایران باید نام برد که آغازگر شایسته این شیوه نوین در ایران بود. اولین آثار او با نثر زیبا و فصیح جزء بهترین‌های آن هم هست؛ مثل: "فارسی شکر است"، "سر و ته یه کرباس"، "تلخ و شیرین" و... می‌باشد.
این روند در آثار "صادق هدایت" چون "بوف کور"، "زنده به گور" و "سنگ صبور" "صادق چوبک" و "غرب‌زدگی" "جلال آل احمد" و نیز اثر معروف "دائی جان ناپلئون" "ایرج بزشگ‌زاد" ادامه یافت.

← نمایش‌نامه


نمایش‌نامه نیز کم و بیش با ترجمۀ نمایش‌نامه‌های مشهور اروپایی در ایران تجربه شد. نمایش‌نامه‌های "بقال بازی حضور" نمایش‌نامه‌ای که بیشتر انتقاد به "ناصر الدین شاه" است و شخصیت اصلی آن "کریم شیره‌ای"، از شخصیت‌های محبوب "ناصرالدین شاه" در دربار است؛ و نمایش‌نامه "سرگذشت وزیر سراب" "آخوندزاده" که از حکومت و ریاکاری و تزویز مامورین دولتی انتقاد می‌کند و نمایش‌نامه معروف "جعفر خان از فرنگ آمده" از "حسن مقدم" که غرب‌زرگی و زبان پر از اصطلاحات فرانسوی بعضی جوانان فرنگ رفته را به باد انتقاد می‌گیرد، البته بسیاری از این نمایش‌نامه‌ها ترجمه آثار اروپایی است که تقریباً بیشتر آنها مجال حضور در صحنه نمایش را نیافتند.
[۹] جوادی، حسن، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، کاروان، ۸۴، ص۷۵۸.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. جوادی، حسن، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، کاروان، ۸۴، ص۵.
۲. حلبی، علی‌اصغر، تاریخ طنز و شوخ طبعی، تهران، ۷۷، ص۵ و۴.
۳. بهزادی‌ اندوهجردی، حسن، طنزپردازان ایران، تهران، دستان، ۸۲، ص۸۰.
۴. جوادی، حسن، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، کاروان، ۸۴، ص۵۵.
۵. جوادی، حسن، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، کاروان، ۸۴، ص۱۴۶.
۶. فرجیان، مرتضی و محمدباقر نجف‌زاده، طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، تهران، نشر بنیاد، ۷۰، ص۴۶۸.
۷. مرادی کوچی، شهناز و فتح‌الله اسماعیلی، معرفی و شناخت علی اکبر دهخدا، تهران، نشر قطره، ۸۱، ص۲۷۹.
۸. فرجیان، مرتضی و محمدباقر نجف‌زاده، طنزسرایان ایران از مشروطه تا انقلاب، تهران، نشر بنیاد، ۷۰، ص۷۲۳.
۹. جوادی، حسن، تاریخ طنز در ادبیات فارسی، تهران، کاروان، ۸۴، ص۷۵۸.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «طنز»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۷/۰۸/۱۰.    






جعبه ابزار