قیام امام حسین

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اعوذ بالله من الشیطان الرجیم؛ بسم اله الرحمن الرحیم؛ الحمد لله ربّ العالمین و صلّی الله علی محمد و آله الطّیبین الطّاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین.
«الاسلام بدؤه محمدیّ و بقاؤه حسینیّ»
مروری بر مباحث گذشته
بحث ما راجع به خطبهای بود که امام حسین (علیهالسلام) دو سال قبل از واقعه عاشورا در منا ایراد فرمودند. این خطبه سه بخش داشت که ما آن را اجمالاً بررسی کردیم. همه آن بخشها هم ناظر به حوادثی بود که بعد از پیغمبر اکرم تا آن زمان پیش آورده بودند؛ امام حسین (علیهالسلام) در بخش اول مساله امامت و نقش آن در اسلام را مطرح فرمودند، در بخش دوم هم مساله امر به معروف و نهی از منکر را به اعتبار آن لاابالی گریهایی که بنی امیه داشتند حتی به نام دین ترویج میکردند، بیان کردند و در بخش سوم هم برای افرادی که در جامعه وجاهت دینی داشتند تعیین وظیفه کردند که اینها چه باید بکنند و فرمودند: اینکه افرادی مثل بنی امیه آمدند و زمام امور مسلمین را به دست گرفتند، نبود مگر برای اینکه شخصیتهایی که وظایف آنها پاسداری از اسلام بود و باید قیام میکردند و نمیگذاشتند که بنی امیه در امور حکومت دخالت کنند، به وظیفهشان عمل نکردند. در نتیجه این مفاسدی که پیدا شد، بر اثر این بود که اینها در ادای وظیفه شرعی‌شان کوتاه آمدند و ما همه اینها را بحث کردیم.
هدف امام حسین ریاست و مال نبود
ما جملات آخری را که امام حسین (علیهالسلام) در این خطبه میفرماید، در گذشته در باب قیام امام حسین (علیهالسلام) مطرح کردیم و گفتیم که هدف حضرت از این قیام یک هدف مادی دنیایی نبود و این قیام ماهیتاً با قیامهای بشری و حرکتهای اجتماعی که در جوامع انجام میگیرد و مثلاً نظامی را کنار می‌زنند و نظام دیگری را میآورند، از نظر هدف تفاوت دارد. امام حسین (علیهالسلام) بعد از این سه بخش که خطاب به آن جمع بیش از هزار نفر صحابه و تابعین در منا بود، میفرمایند: «اللَّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یَکُنْ مَا کَانَ مِنَّا تَنَافُساً فِی سُلْطَانٍ وَ لَا الْتِمَاساً مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ» خدایا بدون شک تو میدانی آن کاری که ما داریم انجام میدهیم، برای به دست آوردن قدرت سیاسی و ثروت و نعمتهای زائد نیست. یعنی مبارزه ما بر ضد دستگاه بنی امیه و خود معاویه که حضرت قبلاً صریح گفت، نه برای جاه است و نه برای مال. اولی؛ جاه یعنی مقام، دومی؛ مال. هدف من از این قیام نه ریاست است و نه پول.
«وَ لَکِنْ لِنُرِیَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ وَ نُظْهِرَ الْاِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ وَ یَاْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِکَ وَ یُعْمَلَ بِفَرَائِضِکَ وَ سُنَّتِکَ وَ اَحْکَامِکَ»
[۱] . بحارالانوار، ج۹۷، ص۷۹
بلکه برای این بود که اصول و ارزشهای دینیات را که درخشان هم هست بنمایم و ارائه کنم و در کشور و قلمرو حکومت اسلامی اصلاحات پدید بیاورم و بندگان ستمدیده ایمن و برخوردار از حقوقشان باشند، همچنین به وظایف و احکامی که مقرر داشتهای عمل شود. وقتی حضرت به خدا خطاب میکند، معنایش این است که با خدا می‌گوید که هدف من بقای اسلام است. قیام من برای بقای اسلام است نه برای ریاست و مال.
همسو بودن سخنان امام حسین و پدر بزگوارشان
من اینجا یک تذکر بدهم، آنهایی که اهل تحقیق هستند به شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید مراجعه کنند. در آنجا نظیر این جملات را از علی (علیهالسلام) نقل میکند. «اللَّهُمَّ اِنَّکَ تَعْلَمُ اَنَّهُ لَمْ یَکُنِ الَّذِی کَانَ مِنَّا مُنَافَسَةً فِی سُلْطَانٍ» این برخوردی که ما با اینها داریم برای حکومت نیست. «وَ لَا الْتِمَاسَ شَیْ‌ءٍ مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ» برای پول هم نیست که بخواهیم زیاده طلبی کنیم و پول بیشتری گیرمان بیاید. «وَ لَکِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِینِکَ وَ نُظْهِرَ الْاِصْلَاحَ فِی بِلَادِکَ فَیَاْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِک»
[۲] . شرح‌نهج‌البلاغة، ج۸، ص۲۶۳
کانه حسین (علیهالسلام) در اینجا همان جملات پدر را نسبت به هدف گیری قیامش استخدام کرده است. سخنان علی (علیهالسلام) و حسین (علیهالسلام) هیچ تفاوتی ندارد.
تفاوت ریشهای قیام امام حسین با سایر قیامها
امام حسین خیلی خوب هدف را روشن میکند و مساله این نیست که حضرت بخواهد حکومت کند. من در بحثهایم در ابعاد قیام امام حسین نسبت به عاشورا گفتهام که ماهیت این قیام با قیامهای بشری فرق میکند و فرقشان این است که قیامهای بشری این است که تو نباشی و من باشم، ریاست دست تو نباشد و دست من باشد، البته بعضیها هم میآیند شعارهایی میدهند که میخواهم اصلاحاتی کنم، بعد هم میبینیم دروغ در آمد؛ قیامهای بشری این است تو نباشی و من باشم که عمده در مورد ریاست است. در قیامهای بشری براندازی میشود، کودتا میشود، همه این قیامها همین است. اما قیامهای الهی این طور نیستند، چون هدف نه ریاست است و نه پول، هدف دین است. دین باشد ولو من نباشم.
هدف این است که دین باشد، امام حسین هم همین را میگفت. از اول تا آخر قیام گفت که میدانم من را میکشند و همه شما را هم که با من هستید میکشند، نه به کسی وعده پست و ریاست داد و نه وعده پول. این دو قیام صد و هشتاد درجه با هم تفاوت دارند. امام حسین بسیار زیبا آخر خطبه هدفش را بیان میکند. به خدا میگوید: خدایا میدانی که قیام من نه برای ریاست است و نه برای پول، بلکه من می‌خواهم دین تو را نگه دارم، هدف من بقای اسلام است. اسلام باقی باشد ولو من به حسب ظاهر فانی شوم. این تفاوت ماهوی و ریشهای قیام حضرت با قیامهای بشری است.
برنامه ریزی چندین ساله امام برای قیام
امام حسین چه موقعی دارد این سخنان را میگوید؟ دو سال قبل از واقعه عاشورا، در منا و در جمع بیش از هزار نفر از صحابه پیغمبر و تابعین اینها را میگوید. آیا امام حسین نمیدانست دارد چه کار میکند؟ آیا در عمل انجام شده قرار گرفت؟ کسی که این را بگوید، سواد و اطلاعات ندارد. همه کارهای امام حسین حساب شده است. دهها سال بود روی این حرکت کار و هدف گیری کرده بود. تو داری با عینک مادی‌گرایی قیام امام حسین را نگاه میکنی، آن را بردار و با عینکی که دید معنوی دارد این قیام را ببین که چه خوب و حساب شده است!
دید مادیگری همین است، شما ببینید الآن این قدر پول خرج میکنند برای این که به ریاست برسند. می‌گویند: ما احساس تکلیف میکنیم. این حرفها و شیطنتها و فریبکاریها چیست؟ تکلیف از کلفت است، من خودم اینطوری هستم که از خدا میخواهم که هر چه هست این تکلیف را از گردنم بردارد، چون تکلیف از کلفت و مشقت است. اگر احساس تکلیف کردی باید بروی از هر دری که شده، از هر راه حرام و حلالی که شده دست بیاندازی و آن مقام را به چنگ بیاوری؟ این قدر خرج میکنی که به یک مقام و منزلت اجتماعی برسی؟ این برای خدا است؟ شاید من مشکل دارم که نمیتوانم باور کنم اینها برای خدا است!
یاری نکردن امام؛ خاموش کردن نور نبوت
حضرت اینها را میفرمایند، بعد یک مطلب اساسی را مطرح میکنند، به همین جمعیتی که بودند خطاب میکند-البته گفتم که بحثِ شخص نیست، بحثِ شخصیت است- به آنها خطاب میکند که وظیفه من این است که انجام میدهم اما شما: «فَاِنَّکُمْ اِلَّا تَنْصُرُونَا وَ تُنْصِفُونَا قَوِیَ الظَّلَمَةُ عَلَیْکُمْ وَ عَمِلُوا فِی اِطْفَاءِ نُورِ نَبِیِّکُمْ» ما به اینها «تالی فاسد» میگوییم؛ یعنی اگر شما دست‌به‌کار نشوید و ما را کمک کنید، باطل را یاری کرده و نتیجه‌اش این می‌شود که نور نبوّت خاموش خواهد شد. «وَ حَسْبُنَا اللَّهُ وَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْنا وَ اِلَیْهِ اَنَبْنَا وَ اِلَیْهِ الْمَصِیر»
[۳] . بحارالانوار، ج۹۷، ص۷۹
میگوید: بنابراین اگر شما، یعنی اگر چهرههای دینی و مذهبی که در جامعه جایگاه و مقامی دارید ما را در این راه یاری نکنید، این را بدانید که این ستمگرها در مقابل شما قدرت بیشتری پیدا خواهند کرد و در خاموش کردن مشعل نبوت فعالتر خواهند شد. اینها میخواهند اسلام را از بین ببرند، این همان حرفی است که من از اول زدم.
امام حسین برای بقای اسلام قیام کرد، چون دید که اگر بنی امیهایها بمانند، فاتحه اسلام را میخوانند: «وَ عَلَی الْاِسْلَامِ السَّلَام»،
[۴] . بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۶
از اسلام دیگر خبری نیست و کارش تمام میشود. این هم تالی فاسد یاری نکردن امام که فرمود: «فَاِنَّکُمْ اِلَّا تَنْصُرُونَا وَ تُنْصِفُونَا قَوِیَ الظَّلَمَةُ عَلَیْکُمْ وَ عَمِلُوا فِی اِطْفَاءِ نُورِ نَبِیِّکُمْ» خیلی صریح فرمود. این همان حرفهایی است که من از اول بحثهایم راجع به امام حسین گفتم. شاید بیش از ده ساعت دارم بحث میکنم، دیدید که آخرش هم به همان جا ختم شد. حضرت این حرفها را در مدینه و در شبی که بیعت با یزد را به او پیشنهاد کردند نگفت، دو سال قبل از واقعه عاشورا و زمان معاویه اینها را گفت.
ولایت امام عادل؛ شرط قبولی اعمال
من میخواهم بحثم را ختم کنم، شما اگر در معارفمان نگاه کنید هم راجع به اطاعت از حکّام جور و هم راجع به اطاعت از حکّامی که جور نباشند، مثل معصومین (صلواتاللهعلیهم) داریم که اطاعت از حکّام جور موجب عذاب و عقاب الهی میشود ولو اینکه به همه واجبات هم عمل کنی و هیچ یک از محرّمات را هم انجام ندهی و حتّی نماز شب بخوانی. یک وقت میگوییم: کسی که شرب خمر کرده یا غیبت کرده یا دروغ گفته یا تهمت زده یا نعوذبالله زنا کرده است، به جهنّم میرود؛ اما در اینجا شخص، هیچ کدام از این کارها را نکرده است، از آن طرف به تمام واجباتش هم عمل کرده است؛ اما چون از حکّام جور، یعنی کسانی که از نظر الهی برای حکومت لیاقت نداشتند، اطاعت کرده است، مستحق عذاب خواهد بود.
اطاعت از حاکم جور با همه اعمال نیکی که داری موجب میشود که مستقیم تو را در آتش ببرند. من دارم کلّی میگویم، اینها همه روایت دارد. در مقابل، کسانی که از نظر پذیرش حکومتی مقیّد بودند که از حکّامی که خدا اینها را منصوب کرده است، اطاعت کنند، تمام اعمال نیکشان مقبول است. اعمال آنها مقبول نیست، مردود است، ولی اعمال اینها مقبول است.
یک بحثی است که الآن جایش نیست، در وسائل الشیعه هم بابی در مساله مقبولیت اعمال به پذیرش ولایت منصوبین از ناحیه خداوند وجود دارد. این دو تا حرف است، یک وقت بحث بطلان عمل است، یک وقت بحث مقبولیت عمل است. بطلان و اینها ظواهر و دستورات شرع است، اینکه مثلاً وقتی نماز میخوانی، رو به قبله باشی، لباست پاک باشد، نمازت صحیح است، اما اگر ولایت نباشد مقبول نیست، یعنی خدا آن را نمیپذیرد. مقبولیت عمل را هم در این طرف گذاشته‌اند.
ما در این باره، دو دسته روایات داریم. مثلاً از پیغمبر داریم که فرمود: «قال رسول الله (صلیاللهعلیهوآلهوسلم) قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَاُعَذِّبَنَّ کُلَّ رَعِیَّةٍ فِی الْاِسْلَامِ اَطَاعَتْ اِمَاماً جَائِراً لَیْسَ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اِنْ کَانَتِ الرَّعِیَّةُ فِی اَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِیَّه»
[۵] . بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۱۰
خداوند فرموده که من مردمی از اهل اسلام را حتماً عذاب خواهم کرد که حاکمی جائر و غیر منصوب از جانب مرا اطاعت کنند؛ اگر چه همه اعمالشان هم خوب باشد. نظیر این روایت از امام باقر (علیهالسلام) داریم که فرمود: «قَالَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی لَاُعَذِّبَنَّ کُلَّ رَعِیَّةٍ فِی الْاِسْلَامِ اَطَاعَت اماماً جائِراً»
[۶] . بحارالانوار، ج۶۵، ص۱۴۲
از آن طرف هم داریم: «لَا یَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ الْاَعْمَالَ الصَّالِحَةَ الَّتِی یَعْمَلُونَهَا اِذَا تَوَلَّوُا الْاِمَامَ الْجَائِرَ الَّذِی لَیْسَ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی»
[۷] . بحارالانوار، ج۲۴، ص۴۳
یا روایت داریم: «لَا یَنْفَعُ عَبْداً عَمَلُهُ اِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا»
[۸] . بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۹۲
خداوند عمل هیچ بنده‌ای را با تولّای حاکمی جائر که منصوب از طرف خدا نیست، نمی‌پذیرد.
حاکم الهی، جامعه را الهی میکند
چون امشب، شب آخر است، این مطلب را عرض کنم. اگر یادتان باشد من در بحثها عرض کردم که مساله امامت در اسلام، جنبه زیربنایی دارد، شواهد زیادی هم آوردم. اینکه روی این مطلب تاکید میکنم برای این است که اگر حاکم، الهی بود، جامعه هم یک بینش الهی پیدا میکند و روال کارها، روال الهی می‌شود. ولی اگر او الهی نبود، به تدریج این دین الهی و آیین اسلام از بین خواهد رفت. این همان است که امام حسین (علیهالسلام) میگفت. روایتی از امام هشتم (علیهالسلام) است که من بخشی از آن را میخوانم، دارد که حضرت فرمود: «اِنَّ الْاِمَامَةَ اُسُّ الْاِسْلَام»
[۹] . بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۲۰
حضرت کار را تمام کرد و فمود: ریشه اسلام امامت است، اگر این ریشه را بکنی، درخت هم از بین خواهد رفت. «اِنَّ الْاِمَامَةَ اُسُّ الْاِسْلَام»، این همان حرفی است که در خطبه گفتیم و امام فرمودند.
بحمدالله ما موفق شدیم که تا حدودی این خطبه را بررسی کنیم.





فهرست مندرجات

۱ - پانویس
۲ - منبع

پانویس

[ویرایش]
 
۱. . بحارالانوار، ج۹۷، ص۷۹
۲. . شرح‌نهج‌البلاغة، ج۸، ص۲۶۳
۳. . بحارالانوار، ج۹۷، ص۷۹
۴. . بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۲۶
۵. . بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۱۰
۶. . بحارالانوار، ج۶۵، ص۱۴۲
۷. . بحارالانوار، ج۲۴، ص۴۳
۸. . بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۹۲
۹. . بحارالانوار، ج۲۵، ص۱۲۰


منبع

[ویرایش]




جعبه ابزار