محمد بن محمد غزالی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





زندگی غزالی

[ویرایش]

“ابو حامد محمد غزالی” در سال ۴۵۰ یا ۴۵۱ هـ در «طابران» (یکی از شهرهای طوس) به دنیا آمد. پدرش مرد فقیری بود که شغل پشم فروشی در بازار داشت و شاید به همین خاطر او را "غزالی" نامیدند.
[۱] . تاج الدین ابی نصر السبکی، طبقات الشافعیه الکبری، بی جا، دار احیاء الکتب العربیه، چاپ پنجم، ج۶، ص۱۹۳.

"غزالی" تحصیلات مقدماتی خود را در زادگاهش نزد "احمد رازکانی" آغاز کرد. سپس به نیشابور رفته و در درس "امام جوینی" شرکت نمود. بر اثر مطالعه و زحمات فراوان، در زمان اندکی جزء بزرگان و علماء محسوب گشت. از نیشابور به محضر "خواجه نظام الملک" وزیر سلجوقی عازم و مورد استقبال و احترام واقع شد. در مجالس مناظره که در حضور خواجه تشکیل می‌یافت، به طور فعالانه شرکت و به منازعه با بزرگان می‌پرداخت، به طوری که مشهور و سرشناس گشت و "نظام الملک" تدریس مدرسه نظامیه بغداد را به او واگذار کرد.
از جمله اساتید بر جسته او علاوه بر "جوینی" می‌توان به "قاضی ابوالفتح" حاکم طوسی، "محمد بن احمد خواری" و "ابوسهیل محمد بن عبیدالله حفصی"
[۲] . شمس الدین محمد بن عثمان الذهبی، تاریخ الاسلام، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۵ هـ، چاپ اول، ج۳۵، ص۱۱۵.
و از شاگردانش می‌توان به "ابوالخطاب" و "ابن عقیل" که از بزرگان اهل حنابله بودند،
[۳] . ابی الفداء اسماعیل بن کثیر، البداید والنهایه، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ هـ، چاپ اول، ج۱۲، ص۲۱۴.
اشاره کرد.

"ابو حامد" آثار زیادی از خود به جای گذاشته است که از آن جمله می‌توان به، «نصیحة الملوک، فضایل الانام، فارسنامه، کیمیای سعادت،
[۴] . آذر تفصلی و مهین فضایلی جوان، فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲، چاپ اول، ص۵۷۳.
احیاء علوم الدین، تهافت الفلاسفه، الوجیر فی فروع الفقه، المستصفی،
[۵] . عمر رضا کحاله، معجم المؤلفین، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی جا، ج۱۱، ص۲۲۶.
سرالعالمین و کشف ما فی الدارین و المظنون به علی غیر اهله
[۶] . شمس الدین محمد بن عثمان الذهبی، سیراعلام النبلاء، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۶ هـ، چاپ چهارم، ج۱۹، ص۳۲۲.
» اشاره نمود.
سرانجام، پس از حدود نیم قرن زندگی، روز دوشنبه، جمادی الاخره سال ۵۰۵ هـ در اقامت گاهش دار فانی را وداع گفت.
[۷] . عزالدین ابی الحسن علی (ابن اثیر)، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر و داربیروت، ۱۳۸۶ هـ، بی جا، ج۱۰، ص۴۹۱.



غزالی و فلسفه

[ویرایش]

نظریات غزالی در فلسفه بیشتر جنبه انتقادی دارد. او در آثار فلسفی خود ضمن ارائه گزارش ساده از آراء فیلسوفان، با باریک بینی و موشکافی به نقد آنها می‌پردازد ابو حامد از استقلال فکری فوق العاده برخوردار بود و علیه فلسفه‌های ارسطویی و افلاطونی و نمایندگان مسلمان مثل فارابی و ابن سینا به مبارزه واقعی برخاست.
شاید بتوان عوامل چنین روحیه‌ای را در سه چیز دانست:
۱- الگو قرار دادن عموی خویش در دوره جوانی که در کلام و فقه بسیار مشهور بود.
۲- فضای باز و آزادی تفکر و جرات پرداختن به هر نوع مناظره در زمانی که در خدمت جوینی بود. و نخستین تمایل تفکرات فلسفی او نیز از همین جا آغاز شد.
[۸] . سعید شیخ، «غزالی: ما بعد الطبیعه» مترجم محسن جهانگیری، تاریخ فلسفه داراسلام، به کوشش میان محمد شریف و گردآوری نصرالله پور جوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول، ۱۳۶۵، ج۲، ص۴.

۳- اوضاع سیاسی زمان زندگی او که مصادف با عصر سوم عباسی و ضعف و انحلال بود. ظهور اسماعیلیان و حسن صباح، تسلط سلجوقیان و حمله صلیبیان از جمله حوادثی بود که اوضاع را آشوب تر می‌کرد.
[۹] . حنا الفاخوری و خلیل الجر تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، مترجم عبدالمحمد آیتی، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۷، چاپ سوم، ص۵۱۷.


مطالعه سخت جریان کامل فلسفه یونان و تسلط بر مسایل و مشارب آن، منجر به تلخیص کتابی به عربی بنام «مقاصد الفلاسفه» گردید. و توسط گوند سیالووس به لاتین ترجمه و به عنوان یک اثر مشایی اصیل، شمرده شد. به طوری که آلبرت کبیر، آکویناس، بیکن، نام غزالی را به همراه ابن سینا و ابن رشد بارها ذکر کردند. تالیف کتاب «تهافت الفلاسفه» که با دقیق‌ترین جدل موجود در تاریخ فلسفه، حمله مخربی را بر رای مشائیان اسلام، متوجه ساخت، اعتراض فیلسوفان را بر آورد و در کمتر از ۱۰۰ سال، دو پاسخ از ابن رشد با تالیف کتاب «تهافت التهافت» و یک متکلم ترک (خواجه زاده) داده شد.
او در بیست مساله (از مبدا گرفته تا معاد) به فلاسفه حمله و بسیاری از آراء فیلسوفان مشایی را باطل گرداد.
وقتی ترجمه فلسفه ارسطو به عربی مورد توجه غزالی واقع شد، با اسلوب منظم و دقیق به مطالعه آن پرداخت. در نتیجه علوم فلسفی را به ریاضیات، منطق، طبیعیات، سیاست، اخلاق و ما بعد الطبیعه تقسیم کرده و مفصلا و سخت مشغول مطالعه آنان گردید. بدین ترتیب او دریافت که بزرگترین اشتباهات فیلسوفان الهی در آراء ما بعد الطبیعی است که بر خلاف علوم ریاضی و طبیعی متکی بر استدلال قطعی و تجربه اثباتی نیست، بلکه بر ظن و گمان استوار می‌باشد.
غزالی در غرب نفوذ دینی و فلسفی بسیاری پیدا کرد و آثارش مانند:

«تهافت الفلاسفه» در قرن ششم، «مقاصد» تحت عنوان منطق و فلسفه غزالی عرب و «النفس الانسانی» ترجمه گردید. "بار هبرایوس" فصل‌های بسیاری از «احیاء علوم الدین» را استنساخ و در کتابهای خود جرح و تعدیل کرد. در طول قرن هشتم سه فیلسوف شکاک غرب، تحت تاثیر غزالی قرار گرفته و درباره مسئله علیت به استدلال پرداختند. این سه نفر "پترایلی"، "نیکلارو تروکور" و "ویلیام آکمی" بودند.
[۱۰] . تاریخ فلسفه در اسلام، همان، ص۱۳.




غزالی و دکارت

[ویرایش]

دکارت مستقیما یا غیر مستقیم به تاثیر پذیری از متفکران مسلمان اعتراف نکرده، اما خیلی مشکل است که قبول کنیم او از موضع فلسفی غزالی به طور کلی بی خبر بوده و تحت تاثیر آراء او قرار نگرفته باشد.
با توجه به نظریات غزالی در تالیفاتش و دکارت در کتابهای: «تاملات در فلسفه اولی» و «اصول فلسفه» و «گفتار در روش» می‌توان شباهتهایی بین این دو را این چنین بیان نمود:
۱. هر دو تفکر فلسفی خود را از مطالعه نفس خود آغاز کرده‌اند.
۲. هر دو صفات سلبی و ایجابی خداوند متعال را از مفهوم وجود واجب اخذ کرده‌اند.
۳. مایوسی هر دو از بزرگان فلسفه پس از مراجعه ابتدایی به اقوال و نظرات آنان.
۴. هر دو در کتابهای خود (المنقذ من الضلال) غزالی و (گفتار در روش دکارت)، بحث از زندگانی خود و سیر تحول فکری خود می‌کنند و فکر می‌کنند عقائدی که دارند از عقاید سنتی و موروثی آنان است نه از اقوال فلاسفه.
۵. هر دو با استدلهای یکسان به نتیجه می‌رسند که از طریق حواس نمی‌توانند به معرفت یقینی نایل گردند.
۶. هر دو سعی می‌کردند که همه کتابهایی را که به دستشان می‌رسد، مطالعه کنند، و موضوعاتی که هر دو در فلسفه، ریاضیات، منطق، الهیات و طبیعیات ذکر می‌کردند، مثل هم بود. در نتیجه دریافتند که عقاید گذشتگان مفید علم یقینی نیست و به همه علوم گذشته شکاک شدند.
۷. روشهای اینان عین هم، شیوه و جدیدی را برای کشف حقیقت ابداع نمودند.
[۱۱] . میان محمد شریف، «تاثیر فلسفی از دکارت تا کانت»، ترجمه نصرالله پور جوادی، تاریخ فلسفه در اسلام، همان، ج۳، ص۵۳۲.

بنابراین با این شباهتها، می‌توان به دزدی فرهنگی آثار مسلمانان توسط غربی‌ها پی برد که در بخش بعدی به آن اشاره خواهد شد.


استعمار آراء و آثار اسلامی

[ویرایش]

تمدن اسلامی در اوج و شکوفایی خود، شاهد ثمره‌هایی در زمینه‌های مختلفی بود، که غربیان از دستاوردهای علمی و تالیفات مسلمانان بهره و به نام خودشان مطرح نمودند. آراء و آثار استادان مسلمان از جمله ابن سینا، رازی، ابن هیثم، غزالی، ابن رشد و... آنان را مبهوت و متحیر نمود. لذا پاپ‌ها و دستگاه‌های کلیسا و دولت‌های غربی و مستشرقان آنها مصمم شده‌اند، برای فراگیری علم و تمدن مسلمانان و رشد علمی خود و پی ریزی مقدمات علمی یک نهضت فرهنگی و یک تمدن جدید گام‌هایی بردارند: انتقال علوم و تمدن اسلامی، ربودن کتاب‌های کتابخانه‌ها و نسخه‌های خطی و پژوهش‌های علمی در کتابهای مسلمانان سه گام اساسی در این زمینه بود.
[۱۲] . زمانی، محمد حسن، اسلام شناسی و شرق شناسی، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۵، چاپ اول، صص ۱۱۲ – ۹۵.

در این راستا، متفکران غربی، آراء و نظریات اندیشمندان اسلامی را با تغییرات جزئی بنام خودشان منتشر می‌ساختند. از جمله آثار غزالی؛ مثلا در باب منطق کتاب «مقاصد الفلاسفه» را «یوحنای» اسپانیایی ترجمه و به نام خودش چاپ کرد و حتی دکارت و کانت بعضی از مهم‌ترین اندیشه‌های فلسفی خویش را از کتب فلسفی غزالی گرفتند و به نام خود مطرح نمودند.
و بی جا نیست که شباهت‌های بسیاری بین غزالی و دکارت وجود دارد.
[۱۳] . خلیقه حسن، محمد، ازمة الاستشراق الحدیث و المعاصر، ریاض، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیه، ۱۴۲۱ هـ، ص۴۰۶.

در یک نگاه کلی اگر ما به کارنامه اسلام در طول قرون گذشته گذری داشته باشیم؛ کتابها و کتابخانه‌ها، مدارس و دانشگاه‌ها، در علم طب و بیمارستانها، دارو سازی و علوم طبیعی، نجوم و ریاضیات، فیزیک و شیمی، جغرافیا و جهانگردی، تاریخ نویسی، ملل و نحمل، عقاید و مذاهب، فلسفه، کلام و حکمت، هنرهای زیبا، عرفان و ادب و... مسلمانان در سطوح عالی جای داشته‌اند و غرب دندان طمع و غارت به آنها انداخت.
[۱۴] . زرین کوب، عبدالحسین، کارنامه اسلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲، چاپ سوم، ص۵.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. . تاج الدین ابی نصر السبکی، طبقات الشافعیه الکبری، بی جا، دار احیاء الکتب العربیه، چاپ پنجم، ج۶، ص۱۹۳.
۲. . شمس الدین محمد بن عثمان الذهبی، تاریخ الاسلام، دار الکتاب العربی، ۱۴۱۵ هـ، چاپ اول، ج۳۵، ص۱۱۵.
۳. . ابی الفداء اسماعیل بن کثیر، البداید والنهایه، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ هـ، چاپ اول، ج۱۲، ص۲۱۴.
۴. . آذر تفصلی و مهین فضایلی جوان، فرهنگ بزرگان اسلام و ایران، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲، چاپ اول، ص۵۷۳.
۵. . عمر رضا کحاله، معجم المؤلفین، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی جا، ج۱۱، ص۲۲۶.
۶. . شمس الدین محمد بن عثمان الذهبی، سیراعلام النبلاء، بیروت، موسسه الرساله، ۱۴۰۶ هـ، چاپ چهارم، ج۱۹، ص۳۲۲.
۷. . عزالدین ابی الحسن علی (ابن اثیر)، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر و داربیروت، ۱۳۸۶ هـ، بی جا، ج۱۰، ص۴۹۱.
۸. . سعید شیخ، «غزالی: ما بعد الطبیعه» مترجم محسن جهانگیری، تاریخ فلسفه داراسلام، به کوشش میان محمد شریف و گردآوری نصرالله پور جوادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، چاپ اول، ۱۳۶۵، ج۲، ص۴.
۹. . حنا الفاخوری و خلیل الجر تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، مترجم عبدالمحمد آیتی، تهران، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۷، چاپ سوم، ص۵۱۷.
۱۰. . تاریخ فلسفه در اسلام، همان، ص۱۳.
۱۱. . میان محمد شریف، «تاثیر فلسفی از دکارت تا کانت»، ترجمه نصرالله پور جوادی، تاریخ فلسفه در اسلام، همان، ج۳، ص۵۳۲.
۱۲. . زمانی، محمد حسن، اسلام شناسی و شرق شناسی، قم، موسسه بوستان کتاب، ۱۳۸۵، چاپ اول، صص ۱۱۲ – ۹۵.
۱۳. . خلیقه حسن، محمد، ازمة الاستشراق الحدیث و المعاصر، ریاض، جامعة الامام محمد بن سعود الاسلامیه، ۱۴۲۱ هـ، ص۴۰۶.
۱۴. . زرین کوب، عبدالحسین، کارنامه اسلام، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۲، چاپ سوم، ص۵.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «امام محمد غزالی».    



جعبه ابزار