محمّد بن الحسن زین الدّین (شهید ثانی) (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
محمّد بن حسن بن زینالدّین (شهید ثانی) بن علی بن احمد العاملی، فقیه و محدث برجسته
شیعه در
قرن یازدهم هجری بود که در سال
۹۸۰ قمری متولد شد.
وی نزد پدر و سید محمد (صاحب
مدارک) و
میرزا محمد استرآبادی تحصیل کرد و سپس در
مکه ساکن شد.
از آثار مهم او میتوان به
شرح تهذیب الاحکام،
حاشیه بر شرح لمعه و
دیوان شعر اشاره کرد که مورد تحسین عقلایی مانند صاحب
املالآمل قرار گرفت.
محمّد بن حسن، فاضلی محقق و کنجکاو و فقیهی دریا آسا بود.
وی در ظهر روز دوشنبه دهم ماه
شعبان سال ۹۸۰ ه.ق متولد شده است.
محمد عاملی، نخست نزد پدرش و سیّد محمد مؤلف «مدارک» درس خواند و
حدیث و علم اصول و دیگر علوم را آموخت و تالیفات ایشان را به صورت درس فراگرفت و پس از آن به مکّه مشرف شد و از میرزا محمد استرآبادی مؤلف کتاب «
رجال» علم حدیث آموخت، آنگاه به دیار خویش برگشت و سپس عازم
عراق و پس از آن به مکه رفت و تا پایان عمر در آنجا به سر برد.
آثار
محمد بن حسن، عبارتاند از:
•
شرح تهذیب الاحکام و شرح استبصار در سه جلد،
•
حاشیه بر شرح لمعه در دو جلد،
•
حاشیه بر اصول معالم الدین،
•
حاشیه اصول کافی و حاشیههای گوناگون،
•
کتاب روضة الخواطر و نزهة النواظر در سه جلد
• و
دیوان شعر.
مؤلف کتاب أمل الآمل میگوید: «
زین الدّین شعر خوب میگفته است»، فرزندش گفته است: «پدر من اشعاری پسندیده مشتمل بر اندرز و نغز فراوان دارد و نامه و منشداتی از او باقی است.»
فرزند
محمد بن حسن عاملی، شیخ علی، در جزء دوم کتاب «
الدر المنثور» وی را عالمی عامل و فاضلی کامل و پارسایی دادگر و پاکدامنی عابد و پرهیزگاری زاهد که مورد پسند همگان بوده و از
دنیا و اهل آن بیمناک و حافظه و هوشمندی و اندیشهای در کمال آراستگی داشته و همواره کارهایش را محض تقرب به خدا انجام میداده است و همگی عمرش را به تصنیف و عبادت و بهرهیابی و بهرهدهی به دیگران به انجام رسانیده توصیف نموده است.
محمد بن حسن، از بلاد
جبل عامل به
دمشق میرفت و مدتی آنجا ماندگار شد و با دانشمندان عامه (
اهل سنّت) ارتباط و آمیزش داشته است و به طرز شایستهای با آنان رفتار میکرد.
همسر
محمد بن حسن بن زین الدّین، حکایت میکند آن شب که دار فانی را وداع گفت در تمام شب از اطاقی که جنازهی او در آنجا گذاشته شده بود صدای تلاوت قرآن به گوش میرسید.
و زمانی که به طواف
کعبه مشغول بود مردی به او رسید و یکی از گلهای زمستانی که در مکّه وجود نداشت و فصل چنان گلی هم نبود به وی داد، پرسید این گل را از کجا آوردی؟ پاسخ داد: از خرابات، و سپس آن مرد از نظرش ناپدید شد.
محمد بن حسن، در شب دوشنبه دهم
ذیقعده سال ۱۰۳۰ ه.ق سال وفات
شیخ بهایی در ۵۳ سالگی در مکّه مکرمه درگذشت و در قبرستان معلّی نزدیک مزار حضرت
خدیجه به خاک سپرده شده است.
| | |
| کیف ترقی دموع اهل الولاء • • • • • و الحسین الشهید فی کربلاء | | |
| جدّه المصطفی الامین علی • • • • • الوحی من اللّه خاتم الانبیاء | | |
| و ابوه اخو النبی علیّ • • • • • آیة اللّه سیّد الاوصیاء | | |
| امّه البضعة البتول، اخوه • • • • • صفوة الاولیاء و الاصفیاء | | |
| یا لها من مصیبة اصبح الدی • • • • • ن بها فی مذلة و شقاء | | |
| لیت شعری ما عذر عبد محب • • • • • جامد الدّمع ساکن الاحشاء | | |
| | |
| | |
۱ - چگونه با آنکه حضرت
سیدالشهداء (علیهالسّلام) در سرزمین
کربلا به درجهی شهادت رسید، دوستان آن حضرت از گریه خودداری میکنند.
۲ - جدّ آن حضرت، پیامبر برگزیدهایست که امین وحی خدا و خاتم پیامبران بوده است.
۳ - پدرش برادر
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و آیت خدا و سیّد اوصیاء پیامبران است.
۴ - مادر پاکگوهر او پارهی تن پیامبر و برادر او برگزیده اولیا و برگزیدگانست.
۵ -ای وای از این مصیبت که بر اثرش دین به خاک مذلت و تیرهروزی نشست.
۶ -ای کاش میدانستم چه عذری خواهد آورد بندهای که آرامش دارد و در اندوه او نمیگرید.
| | |
| و ابن بنت النبی اضحی ذبیحا • • • • • مستهاما مرملا بالدماء | | |
| و حریم الوصی فی اسر ذلّ • • • • • فاقدات الآباء و الابناء | | |
| و علیّ خیر العباد اسیر • • • • • فی قیود العدی حلیف العناء | | |
| مثل هذا جزاء نصح نبیّ • • • • • کلّ عن نعته لسان الثناء | | |
| اسس السابقون بیعة غدر • • • • • و بنی اللاحقون شرّ بناء | | |
| حرفوا بدلوا اضاعوا اقاموا • • • • • بدعا بالعناد و الشحناء | | |
| | |
| | |
۷ - چگونه نگرید و حال آنکه فرزندزادهی پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) شهید شده و در حالی که از کار مردم بیحقیقت حیرتزده گردیده، به خون خود آغشته شده است و او را سر بریده و خونآلود، بر خاک رها کردهاند.
۸ - و حریم وصّی رسول خدا و پردگیان او (زنان خاندان
علی (علیهالسّلام)) در بند اسیری و ذلّت درآمده و پدران و فرزندان خود را از دست دادهاند.
۹ - و حضرت
سجّاد (علیهالسّلام) که از بهترین بندگان خداست اسیر گردیده و با کمال رنج و ناراحتی در زنجیر کافران درآمده است.
۱۰ - آری این اعمال ناپسند نتیجهی زحمت و رنجی بوده که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در هدایت آنان تحمّل کرد، آن رسولی که زبان ستایش از نیایش او عاجز است.
۱۱ - پیشینیان این قوم اساس بیعت خیانت را نهادند و آیندگان بر آن اساس بنای تبهکاری بالا بردند.
۱۲ - آری دین خدا را
تحریف کردند و سنّت پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) را تغییر دادند و دین را تباه گردانیدند و حقوق
اهل بیت (علیهمالسّلام) را نابود ساختند و از سر کینه و بدخواهی بدعتهای دشمنی و بدبختکننده رواج دادند.
| | |
| یا خلیلیّ باللطیف الخبیر • • • • • و بودّ اضحی لکم فی الضمیر | | |
| خصصا بالثنا اماما جلیلا • • • • • و خلیلا اضحی عدیم النضیر | | |
| | |
| | |
۱ و ۲ - ای دو دوست من به آن خدایی که به آفریدگان خود مهربان است و از راز درون همگان اطلاع دارد و به آن دوستی که از شما در دل دارم ستایش و نیایش خود را ویژهی پیشوایی قرار دهید که بزرگوار و ارجمند و بینظیر است.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۴۳۶.