مفاهیم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مفاهیم به معنای ملازم با معنای منطوق و مستفاد از آن اطلاق می‌شود.


تعریف

[ویرایش]

مفاهیم، جمع مفهوم است و مفهوم در لغت، معنایی است که از لفظ فهمیده می‌شود؛ چنان که گفته می‌شود: «مفهوم اللفظ» یعنی: «ما یفهم من اللفظ»، و «مفهوم الجملة» یعنی: «ما یفهم من الجملة».

← مفاهیم در عرف عام


در عرف عام ، مفهوم، یعنی مطلق معنای نقش بسته شده در ذهن ، چه منشا حضور معنا در ذهن وضع باشد چه غیر آن.
[۲] حیدر، محمد صنقور علی، المعجم الاصولی، ص۸۷۴.


← مفهوم در اصطلاح اصولیون


در اصطلاح اصولیون ، مفهوم، مقابل منطوق بوده و به معنایی گفته می‌شود که در ظاهر کلام آورده نشده، ولی به سبب خصوصیتی، از منطوق کلام فهمیده می‌شود؛
[۳] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۷، ص۳۵۳.
برای مثال، در جمله شرطیه «ان جاء زید فاکرمه»، منطوق، «وجوب اکرام زید به شرط آمدن او» است که از ظاهر لفظ به دست می‌آید، ولی مفهوم آن، «عدم وجوب اکرام زید در صورت نیامدن او» است که به سبب وجود خصوصیتی در منطوق به دست می‌آید. بنابراین، منظور از مفهوم، مفهوم جمله است نه مفهوم لفظ مفرد ، و مفهوم در اصطلاح اصولیون قضیه‌ای است که از جمله ترکیبی به دست می‌آید.

خصوصیت مسبب وجود مفهوم

[ویرایش]

خصوصیتی که سبب وجود مفهوم می‌شود، در مفهوم موافق، اولویت یا اتحاد در علت و مناط حکم است؛
[۵] فضلی، عبد الهادی، مبادی اصول الفقه، ص (۸۸۸-۸۸۶).
برای مثال، وقتی گفته می‌شود: «نباید به پدر و مادرت اف بگویی»، مفهوم موافق آن، که از او اولویت فهمیده می‌شود، این است که «نباید آنها را بزنی».
در این که خصوصیت در مفهوم مخالف چیست، اختلاف وجود دارد؛ قدمای اصولی بر اساس «عقلی بودن» مفهوم، معتقدند اگر مولای عاقل، مختار و ملتفت، در مقام جعل حکم و تبیین وظیفه بگوید: «ان جاءک زید فاکرمه»، عقل پی می‌برد که میان آمدن زید و وجوب اکرام ارتباط وجود دارد، به گونه‌ای که با فقدان شرط، وجوب اکرام منتفی می‌شود.

دیدگاه متأخرین اصولیون

[ویرایش]

متاخران اصولی بر مبنای «مدلول التزامی بودن» مفهوم، معتقدند مثلا از « ادات شرط » یا «اطلاق جمله شرطیه» علیت منحصره شرط برای جزا به دست می‌آید و با انتفای شرط، سنخ حکم در جزا نیز منتفی می‌شود. بنا بر مبنای متاخران که مفهوم را مدلول التزامی جمله منطوق می‌دانند، منظور از لزوم، لزوم بیّن به معنای اخص است.

مفهوم صفت مدلول یا صفت دلالت

[ویرایش]

در این که مفهوم از صفات مدلول است یا دلالت یا غیر آنها، اختلاف وجود دارد؛ برخی مانند مرحوم « آخوند خراسانی » و « حاجبی » معتقدند صفت مدلول می‌باشد و اگر کسی آن را صفت دلالت بخواند، تعبیر مجازی، مسامحی و از باب « وصف به حال متعلق موصوف» است، و برخی چون «عضدی» آن را صفت دلالت دانسته‌اند.
گروهی نیز معتقدند مفهوم به عنوان یک مدلول التزامی، هم می‌تواند صفت دلالت، هم صفت دال و هم صفت مدلول باشد و همه اینها به نحو حقیقت است.
[۱۰] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۷، ص۳۶۱.


دیدگاه اخوند خراسانی درباره مفهوم

[ویرایش]

مرحوم «آخوند» معتقد است مفهوم، «حکم اخباری یا انشایی است که به سبب وجود خصوصیتی در منطوق به دست می‌آید»
[۱۱] آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص (۲۳۱-۲۳۰).
و درست این است که گفته شود: «المفهوم انما هو حکم غیر مذکور، لا حکم لغیر مذکور».
در جواب ایشان گفته شده است:
مفهوم، حکم نیست که بحث شود «هو حکم غیر مذکور» یا «حکم لغیر مذکور» بلکه مفهوم جمله‌ای است مقابل منطوق و همان گونه که منطوق قضیه‌ای است که حکم را شامل می‌شود، مفهوم نیز قضیه‌ای است که شامل حکم (انشایی یا اخباری) می‌گردد.
[۱۲] فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۷، ص۳۵۳.
[۱۳] سبزواری، عبدالاعلی، تهذیب الاصول، ص (۱۰۷-۱۰۵).
[۱۵] خمینی، مصطفی، تحریرات فی الاصول، ج۲، ص۳۵۷.
[۱۶] فاضل تونی، عبدالله بن محمد، الوافیة فی اصول الفقه، ص۶۸.
[۱۸] نائینی، محمد حسین، فوائد الاصول، ج۲، ۱، ص۴۷۶.


پانویس

[ویرایش]
 
۱. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۲، ص۱۶.    
۲. حیدر، محمد صنقور علی، المعجم الاصولی، ص۸۷۴.
۳. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۷، ص۳۵۳.
۴. مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج۱، ص۱۱۱.    
۵. فضلی، عبد الهادی، مبادی اصول الفقه، ص (۸۸۸-۸۸۶).
۶. خویی، ابوالقاسم، محاضرات فی اصول الفقه، ج۵، ص (۵۹-۵۸).    
۷. مکارم شیرازی، ناصر، انوار الاصول، ج۲، ص۱۵۱.    
۸. نائینی، محمد حسین، اجود التقریرات، ج۱، ص۴۱۳.    
۹. سبحانی تبریزی، جعفر، الموجز فی اصول الفقه، ج۱، ۲، ص۱۶۴.    
۱۰. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۷، ص۳۶۱.
۱۱. آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، کفایة الاصول، ص (۲۳۱-۲۳۰).
۱۲. فاضل لنکرانی، محمد، سیری کامل در اصول فقه، ج۷، ص۳۵۳.
۱۳. سبزواری، عبدالاعلی، تهذیب الاصول، ص (۱۰۷-۱۰۵).
۱۴. صدر، محمد باقر، دروس فی علم الاصول، ج۲، ص۱۱۱.    
۱۵. خمینی، مصطفی، تحریرات فی الاصول، ج۲، ص۳۵۷.
۱۶. فاضل تونی، عبدالله بن محمد، الوافیة فی اصول الفقه، ص۶۸.
۱۷. نائینی، محمد حسین، فوائد الاصول، ج۲، ۱، ص۳۵.    
۱۸. نائینی، محمد حسین، فوائد الاصول، ج۲، ۱، ص۴۷۶.


منبع

[ویرایش]

فرهنگ‌نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، برگرفته از مقاله «مفاهیم».



جعبه ابزار