ملا علی کنی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



در یکی از روزهای سال ۱۲۲۰ هجری قمری در محله «كَن» واقع در شمال غرب تهران ملاعلی کنی دیده به جهان گشود. پدر او، میرزا قربانعلی آملی نامش را «علی» نهاد تا میراث امام خواهی و علی دوستی را با گوشت و پوست نسل خویش درآمیزد.
[۱] . علماء معاصرین، ملاعلی واعظ خیابانی، ص۲۶.
[۲] گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی ج۴، ص۶۳.



در حوزه تحصیل

[ویرایش]
او پس از سعی و تلاش در مکتب، در اندیشه حضور در حوزه علوم دینی بود، لیکن با مخالفت خانواده‌اش روبرو گردید و در آغاز به صورت مخفیانه به درس مشغول شد و سپس با کسب رضایت آنان راهی حوزه تهران گردید و از آنجا به اصفهان رفت و در آن شهر از محفل درس استادی چون سید اسدالله اصفهانی (متوفی ۱۲۹۰ ق.) استفاده کرد.
[۳] . مکارم الاثار در احوال رجال دوره قاجار، میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی ج۳، ص۶۹۶.
[۴] اختران فروزان ری و تهران، محمد شریف رازی، ص۱۱۴.
[۵] مجله پیام انقلاب، ش ۷۱، ص ۴۲.
[۶] معارف الرجال، محمد حرز الدین ج۲، ص۱۱۳.

سپس آماده سفر به نجف اشرف شد و از ذخایر گران سنگ آن حوزه بهره برد. اساتید بنام و معماران علمی و معنوی «کنی» در حوزه نجف عبارت بودند از: شیخ محمد حسن نجفی معروف به صاحب جواهر (متوفی ۱۲۶۶ ق.)، شیخ حسن کاشف الغطاء (متوفی ۱۲۶۲ ق.) شیخ مشکور حولاوی نجفی (متوفی ۱۲۷۳ ق.).
[۷] . نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانی ج۳، ص۱۵۰۴.
[۸] معارف الرجال ج۲، ص۱۱۳.
[۹] اعیان الشیعه ج۱۰، ص۱۲۶.

در کنار حوزه نجف، حوزه علمیه کربلا نیز جایگاه پرورش دانش طلبان بود. شیخ علی کنی در جوار آستان مقدس حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ از محضر دو استاد برجسته‌ای چون شریف العلماء مازندرانی (متوفی ۱۲۴۵ ق.) و سید ابراهیم قزوینی معروف به صاحب ضوابط (متوفی ۱۲۶۲ ق.) کسب فیض کرد و دوره عالی فقه و اصول را گذراند.
[۱۰] . معارف الرجال ج۲، ص۱۱۳.
[۱۱] مکارم الاثار ج۳، ص۶۹۶.


یاران محفل انس

[ویرایش]

«کنی» در مدت تحصیل از نعمت دوستان فاضل و کوشایی برخوردار بود که در تمام فراز و نشیبهای تحصیل و زندگی غمخوار هم بوده، از کمک به یکدیگر دریغ نمی‌ورزیدند و با جمع خود محفل انس علمی پرباری را تشکیل داده بودند. دوستان هم حجره‌ای او در حوزه علمیه نجف عبارت بودند از ملا علی خلیلی (متوفی ۱۲۹۷ ق.)، شیخ عبدالحسین تهرانی (متوفی ۱۲۸۶ ق.) و سید زین العابدین طباطبایی حائری (متوفی ۱۲۹۲ ق.).
آقای طباطبایی حائری از دوران سخت تحصیل چنین یاد می‌کند: «در ایام طلبگی که به نجف اشرف آمده بودم من و آقای شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و آخوند ملا علی کنی در یک حجره از مدارس حوزه علمیه در نهایت فقر و فاقه به سر می‌بردیم و فقیرتر از همه حاجی کنی بود که هرهفته یک شب به مسجد سهله می‌رفت و از گوشه و کنار مسجد ـ‌‌ بدون اینکه کسی بفهمد ـ نان خشک جمع می‌کرد و به مدرسه می‌آورد و گذران هفته را از آنها می‌کرد!»
[۱۲] . مجله مشکوه، ش ۴۰، ص ۸۱.

حاج شیخ علی کنی در سفری که به مکه مکرمه و مدینه منوره انجام داد در راه بازگشت، به همراه میرزا محمد حسن شیرازی (میرزای بزرگ) به سوی شام آمده، تا بارگاه حضرت زینب ـ علیها السّلام ـ را زیارت کند و آن دو وقتی به حرم مطهر وارد شده از غربت آن مکان بسیار متأثر گردیدند زیرا گرد و غبار زیادی بر آستان مبارک و اطراف ضریح نشسته بود. بسرعت دست به کار شده، به نظافت آنجا پرداختند و با گوشه عبای خویش خاک و خاشاک را از حرم و ضریح مطهر زدودند و آنجا را تمیز کردند.
[۱۳] . گنجینه دانشمندان، ج ۴، ص ۶۳۴.
شیخ انصاری (متوفی ۱۲۸۱ ق.) نیز از دوستان نزدیک کنی بود. او پیرامون زهد و دوری از زخارف و دلبستگی‌های دنیا که در زندگی شیخ انصاری به چشم می‌خورد، چنین می‌گوید: «حدود بیست سال در کربلا با او دوست و معاصر بودم. اثاثیه‌ای جز یک عمامه نداشت که آن را شبهای تابستان فرش خویش قرار می‌داد و هنگامی که از محل سکونت بیرون می‌رفت آن را عمامه سر خویش می‌کرد.»
[۱۴] . معارف الرجال، ج ۲، ص ۱۱۲.


بر بلندای آفتاب

[ویرایش]

مدت زمانی پس از اقامت حاجی مراجعات پی در پی مردم و پرسشهای کتبی و شفاهی آنان در قالب استفتاءات شرعی آغاز شد و روز به روز افزایش می‌یافت و ایشان یگانه محور پاسخگویی به سؤالات دینی و تنها ملجأ رسیدگی به مشکلات مردم به شمار می‌رفت.
[۱۵] . احسن الودیعه، محمد مهدی کاظمی موسوی، ج ۱، ص ۸۲.
به دلیل فزونی مقلدان و بنا به درخواست آنان سرانجام در سال ۱۲۷۱ ق. رساله عملیه آن فقیه خداترس به چاپ رسید
[۱۶] . الاجازه الکبیره، آیه الله مرعشی نجفی، ص ۴۱۶.
تا مردم مؤمن احکام دینی خود را بر اساس فتاوای مجتهد و مرجع تقلید خویش انجام دهند.
آیت الله کنی همچنین تولیت مدرسه مروی را عهده‌دار شد و با نظارت و حسن تدبیر او، نظم شایان تحسینی بر برنامه‌های آن محیط معنوی و روحانی حکمفرما گشت.
[۱۷] . کتاب «روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه»، ص ۱۴۵.


شاگردان

[ویرایش]

آن فقیه برجسته، تربیت شاگردان را یکی از اهداف اساسی خود قرار داد و به برپایی درس فقه و اصول و دیگر رشته‌های علوم اسلامی اقدام ورزید. برخی از شاگردان او از این قرارند:
شیخ موسی شراره عاملی (متوفی ۱۳۰۶ ق.)
شیخ محمد باقر نجم آبادی (متوفی ۱۳۴۷ ق.)
شیخ اسدالله تهرانی (متوفی ۱۳۵۲ ق.)
سید محمود حیاطشاهی
سید محمد لواسانی
سید محمد مرعشی
مولا محمد علی خوانساری
ملا محمد تقی سنجابی
میرزا حسین نایب الصدر
شیخ محمد حسین گرگانی (متوفی ۱۳۵۳ ق.)
شیخ حسین بافقی (متوفی ۱۳۱۳ ق.)
[۱۸] . مجله پیام انقلاب، ش۷۱، ص۴۳.
[۱۹] مکارم الاثار ج۳، ص۶۹۶.
[۲۰] مجله مشکوه، ش۴۰، ص۸۳.
[۲۱] نقباء البشر ج۲، ص۵۰۸.


مقتدای همگان

[ویرایش]

آیت الله کنی در قلب همه جای داشت. علاقه و محبت درونی مردم به این پیشوای سترگ در تمام حالات هویدا بود. ساموئل گرین ویلر بنجامین ـ نخستین سفیر آمریکا در ایران ـ در خاطرات خود چنین می‌نویسد: « ... بزرگترین مجتهدهای حالیه که به منزله رئیس عدالت خانه حالیه ممالک فرنگ است حاجی ملا علی کنی است. حاجی ملا علی شخص مسنّی است و ظاهراً مایل به تجمل نیست بلکه میل به سادگی زیاد دارد. اگر چه املاک او زیاد است مع هذا نمی‌خواهد جلال و ظاهر سازی به خرج دهد. وقتی در کوچه‌ای راه می‌رود بر قاطر سفیدی سوار می‌شود و فقط یک نفر نوکر دارد، اما جمعیت از هر طرف کوچه به جلوِ او ازدحام می‌کنند مثل اینکه وجودی ملکوتی است. اگر یک کلمه بگوید می‌تواند اعلیحضرت را از سلطنت خلع کند. سربازهایی که در سفارت ممالک متحده آمریکا قراول می‌کشیدند به من گفتند که اگرچه ما برای حفظ وجود شما اینجا فرستاده شده‌ایم، اما اگر حاجی ملا علی امر کند همه شما را می‌کشیم!»
[۲۲] . ایران و ایرانیان، ساموئل گرین بنجامین، ص ۴۹۹.

رسیدگی به ضعیفان، دستگیری از مستمندان و تلاش در پی رفع گرفتاری نیازمندان از صفات بارز ملاعلی کنی بود. او چون پدری دلسوز، بسیاری از یتیمان درمانده را تحت تکفل قرار داده و برای گذران زندگی آنان مقرری مناسبی در نظر گرفته بود و همچنین برای حل مشکل بیمارانی که بنیه مالی ضعیفی داشتند، مکانهایی را به منظور پرداخت پول داروها در نظر گرفته بود تا آنان با دریافت مبلغ آن، به درمان خود اقدام کنند.
[۲۳] . معارف الرجال، ج ۲، ص ۱۱۲، مجله پیام انقلاب، ش ۷۱، ص ۴۴.

ساخت آب انبار و کاروانسرا به منظور رفاه و آسایش قافله‌ها ـ چون کاروانسرایی در خاتون آباد ـ نیز از خدمات عمومی و عام المنفعه حاجی بود.
[۲۴] . نامه‌های سیاسی دهخدا، ص ۱۰۳ ؛ نخبه سیفیّه، محمد علی قورخانچی صولت نظام، ص ۶۵.

مُهر آیت الله کنی سند اعتبار اسناد به شمار می‌رفت. معامله کنندگان برای معتبر ساختن کاغذ و سند معامله خویش به در خانه او رفته، سند خود را با مُهر مبارکش اعتبار می‌بخشیدند.
[۲۵] . تاریخ بیگدلی، دکتر غلامحسین بیگدلی، ص ۹۱۴؛ مجله پیام انقلاب، ش ۷۱، ص ۴۴.


آثار ماندگار

[ویرایش]

ارشاد الأمّه
ایضاح المشتبهات
تحقیق الدلائل فی شرح تلخیص المسائل (شامل مباحث مستقلی چون کتاب البیع، کتاب الخیارات، کتاب القضاء و کتاب الشهادات،
[۲۶] . آقا بزرگ تهرانی درباره چهار کتاب فوق می‌نویسد: «این کتابها به اتفاق تمام فقها و علما، دقیقتر و متین تر از جواهر الکلام و آکنده از تحقیقات است و در سراسر آن ریزه‌کاریها و موشکافیهایی که اندیشه هیچ فقیهی به سوی آن راه نمی‌پوید، به چشم می‌خورد». ر. ک: نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۵۰۶.
کتاب الطهاره و کتاب الصلاه)
تلخیص المسائل
توضیح المقال فی علم الدرایه و الرجال
حاشیه بر قواعد
رساله‌ای در استصحاب
رساله‌ای در اوامر و نواهی
رساله‌ای در مفاهیم و مواعظ حسنه
[۲۷] الذریعه الی تصانیف الشیعه ج۱۱، ص ۵۷.
[۲۸] الذریعه الی تصانیف الشیعه ج۳، ص۳۹۲.
[۲۹] الذریعه الی تصانیف الشیعه ج۴، ص۴۲۷.
[۳۰] الذریعه الی تصانیف الشیعه ج۴، ص۴۹۸.
[۳۱] ریحانة الادب ج۳، ص ۳۹۲.
[۳۲] طرائف المقال، جابلقی ج۲، ص۳۷۵.
[۳۳] نشریه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ش۵، ص۱۸۸.


دژی در برابر دژخیم

[ویرایش]

بسیاری از مورّخان تاریخ معاصر ایران بر این نکته اعتراف دارند که ناصر الدین شاه قاجار از عظمت و نفوذ آیت الله کنی فوق العاده بیم و ملاحظه داشت و این امر حاکی از قدرت معنوی، نفوذ کلام، پیوند با مردم و شجاعت آن مرجع دینی است. عالمی که با تحقیر و شکستن قدرت پوشالی کارگزاران ظالم، سایه حمایت خویش را بر مردم ضعیف گسترده بود. در این مقال به نمونه های درخشانی از شجاعت و غیرت دینی او اشاره می‌کنیم:
میرزا محمد مهدی لکهنوی می‌نویسد:
«اینک حکم محکم ایشان مشابهت دارد. از سلطان و شاهزادگان و امرا کسی را جرأت آن نیست که بی‌اذن ایشان اقدام بر تکلم نماید و یا بی‌مشورت ایشان اجرای مطلبی بنماید. امرای عصر حتی ناصرالدین شاه قاجار از وی خائف می‌بودند و شاه مذکور مکرر به خانه‌اش به جهت ملاقات می‌آمد.»
[۳۴] . تکمله نجوم السماء، میرزا محمد مهدی لکنهوی ج۲، ص۲۱-۲۳.

نوشته‌اند: «روزی ناصرالدین شاه به منظور شکار، به همراه اطرافیانش از دروازه شهر خارج شد. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که از دور نگاهی به پایتخت کرد و در فکر فرو رفت. پس از آن بی‌درنگ از شکار منصرف شد و به تهران بازگشت. یکی از درباریان سبب انصراف شاه را از شکار جویا شد. شاه در پاسخ گفت: چون از دروازه بیرون رفتم، نگاهم به شهر و دروازه افتاد، این فکر در نظرم آمد که اگر حاجی ملا علی کنی امر نماید درِ این دروازه را بر روی من ببندند و باز نکنند، من چه خواهم کرد! از این رو ترس و وحشت مرا فرا گرفت و گفتم برگشتن بهتر است.»
[۳۵] . مجله مشکوه، ش ۴۰، ص ۸۱.

کردار مغایر با دین و همکاری ذلت آور با بیگانگانی چون روس و انگلیس از شاه چهره کریه و خائنی ساخته بود؛ بدان حد که حاجی درباره او می‌گفت: «او ناصرالدین شاه (یاری کننده دین) نیست، بلکه ناصر الکفر است.»
[۳۶] . مجله پیام انقلاب، ش ۷۱، ص ۴۴.

روزی شاه از ملاعلی می‌پرسد بر اساس حدیث «علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل» «علمای امت من از پیامبران بنی اسرائیل برترند) شما باید لااقل همان کارهایی را بکنید که آن پیامبران می‌کردند. مثلاً آیا شما می‌توانید مانند حضرت موسی عصایی را اژدها کنید؟!
حاجی بدون تأمل و درنگ در پاسخ می‌گوید: آری، اگر شما ادعای خدایی کنید ما هم عصا را اژدها خواهیم کرد؟!
[۳۷] . حکایات برگزیده از زندگی علما با سلاطین، ناصر باقری بیدهندی، ص ۱۱۶.

روزی نایب السلطنه، کامران میرزا پسر ناصرالدین شاه و وزیر جنگ و حاکم تهران برای انجام کاری در منزل حاج ملا علی کنی حضور یافت. در ضمن صحبت، حاجی با عذرخواهی فرمود: «خیلی ببخشید، من پایم درد می‌کند و ناچارم آن را دراز کنم!» کامران میرزا که مردی خودخواه و خودپسند بود، احساس کرد ملاعلی کنی قصد بی‌احترامی به او را دارد و برای اینکه تلافی کرده باشد، گفت: اتفاقاً بنده هم پایم درد می‌کند و اجازه می‌خواهم آن را دراز کنم!
آیت الله کنی بافراست و هوشیاری تمام متوجه منظور نایب السلطنه شد و برای آنکه او را خوب ادب کرده باشد فرمود: «من اگر ناچارم پایم را دراز کنم، علتش این است که دستم را کوتاه کرده‌ام، ولی فکر نمی‌کنم شما در وضعی باشید که لازم باشد پایتان را دراز کنید.»
[۳۸] . مجله خانواده ش ۵۲، ص۹.


مبارزه با امتیاز رویتر

[ویرایش]

در هیجدهم جمادی الثانی ۱۲۸۹ ق. قراردادی میان ناصر الدین شاه و نماینده بارون ژولیوس دورویتر ـ سرمایه دار انگلیسی ـ به امضا رسید که در صورت اجرا تسلط کامل اقتصادی و به دنبال آن تسلط سیاسی انگلستان بر سرتاسر ایران برقرار می‌شد. این امتیاز که کشور را در اندک زمانی تحت استعمار بریتانیا قرار می‌داد، از نمونه‌های فوق العاده‌ای بود که می‌توان آن را کودتای اقتصادی نامید.
[۳۹] . مقاله امتیاز استعماری رویتر (قتل اتابک)، ص ۶۹.

کارگردان اصلی و بانیان پشت پرده در اعطای امتیاز، دو روشنفکر بی‌خردی بودند که به موجب غرب باوری و مطامع شخصی خویش، کشور را به سراشیبی هلاکت و سقوط کشاندند. این دو خائن میرزا حسن خان سپهسالار (مشیرالدوله) و میرزا ملکم خان ناظم الدوله بودند که با اخذ رشوه کلان، زمینه اعطای تمام ثروت و منابع طبیعی و اقتصادی کشور را به یک سرمایه‌دار خارجی فراهم کردند.
[۴۰] . مقاله امتیاز استعماری رویتر (قتل اتابک)، ص ۷۱.
[۴۱] عصر بی‌خبری، ص ۳۸.

به موجب این قرارداد امضا شده، تأسیس راه آهن از دریای خزر تا خلیج فارس علاوه بر حق تصرّف کلیه زمینهای واقع در مسیر، دایر کردن راه آهن شهری، بهره‌برداری از همه معادن، از جمله زغال سنگ، نفت و آهن و سُرب، بهره‌برداری از جنلگهای ملی در سراسر مملکت و وصول انحصاری حقوق گمرکی و به طور خلاصه کلیه منابع ثروت ملی ایران به رویتر واگذار شد.
[۴۲] . تاریخ روابط خارجی ایران، عبدالرضا هوشنگ مهدوی ج۱، ص۲۸۹.
[۴۳] مقدمه فکری نهضت مشروطیت، علی اکبر ولایتی، ص ۸۸.
[۴۴] ار گاتها تا مشروطیت، محمد رضا فشاهی، ص۴۴۱ -۴۴۲.

«لرد کرزن» این امتیاز را چنین توصیف می‌کند « ... موقعی که متن این قرارداد منتشر گردید، نفس اروپا از حیرت بند آمد، زیرا تا آخر تاریخ در صحنه معاملات بین المللی چنین امری سابقه نداشت که پادشاهی تمام ثروتهای زمینی، زیرزمینی و کلیه منابع طبیعی و پولی و اقتصادی کشورش را بدین سان مفت و دربست در اختیار یک سرمایه‌دار خارجی گذاشته باشد.»
[۴۵] . مقاله امتیاز استعماری رویتر (قتل اتابک)، ص ۶۹.

«لس یر» سیاستمدار فرانسوی می‌نویسد: «برای شاه جز هوا چیزی باقی نگذاشته‌اند!»
[۴۶] . انگلیسیان در ایران، دنیس رایت، ترجمه غلامحسین صدری، ص۱۰۱.

از سویی دیگر، سران روسیه تزاری با خشم و نفرت از امضای این قرارداد، از اینکه از قافله امتیازگیران عقب مانده بودند بشدت اعتراض کردند.
حاج ملا علی کنی با رهبری مبارزه علیه امتیاز رویتر، افکار عمومی مردم را در جهت لغو امتیاز هدایت کرد. نامه اعتراض آمیز و کوبنده او به شاه، سند زنده تیزبینی و آگاهی آن مرجع شیعه بوده و قدرت تشخیص و توانایی درک مسائل پیچیده سیاسی او را بر همگان روشن می‌سازد.
[۴۷] . عصر بی‌خبری، ص۱۲۴.

نفوذ کلام و اقتدار مردمی حاجی کنی، خیزش و حرکت مردم پایتخت را به دنبال داشت. سیل خروشان ملت، آماده عمل به دستور مرجع شجاع خویش شدند و برای انجام تکلیف از هیچ گونه جانفشانی و مجاهدت دریغ نورزیدند. لغو امتیاز و برکناری محمد حسین خان سپهسالار از صدر اعظمی دو خواسته‌ای بود که علما و مردم بر آن اصرار داشتند؛ بدان حد که پس از بازگشت ناصرالدین شاه از سفر اروپا و به محض پیاده شدن ازکشتی و ورود به بندر انزلی، استقبال کنندگان درباری، بیداری و خیزش مردم به رهبری روحانیون را گزارش داده، به او فهماندند که اگر صدراعظم همراه شما وارد تهران شود، شورش عظیمی در پایتخت برپا خواهد شد. به این سبب شاه در مرحله نخست سپهسالار را از مقام صدراعظمی عزل کرد و او را در رشت قرار داد و خود رهسپار تهران گردید
[۴۸] . نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت، حامد الگار، ص۲۴۸.
و سپس در دهه آخر رمضان ۱۲۹۰ ق. بطلان قرارداد به طور رسمی اعلان شد
[۴۹] . مقاله امتیاز استعماری رویتر (قتل اتابکی)، ص۸۳.
و سرانجام تلاش عالمانی چون ملا علی کنی و حمایت و حضور مردم وظیفه شناس جامه عمل پوشید و ورقی زرّین بر تاریخ پرافتخار مرجعیت شیعه و پیوند امت با روحانیت افزوده شد و اقتدار علمای متعهد را عیان ساخت.

وفات

[ویرایش]

این مرجع وارسته، فقیه دلیر و همراز محرومان در بامداد روز پنجشنبه ۲۷ محرم ۱۳۰۶ ق. به دیار باقی شتافت و دنیای فانی را وداع گفت.
[۵۰] . گنجینه دانشمندان ج۴، ص۶۳۵.
تهرانیهای مؤمن در روز یکشنبه اول صفر ۱۳۰۶ پیکر مطهر او را تشییع نمودند و تابوت پرنور او را تا مدفنش در حرم حضرت عبدالعظیم ـ واقع در شهر ری ـ بر دوش گذاشته، با او وداع کردند. پس از آن نیز مردم مسلمان ایران بخصوص اهالی تهران در غم رحلت پیشوای خویش سه روز به عزاداری و نوحه سرایی پرداختند.
[۵۱] . نقباء البشر ج۳، ص۱۵۰۶.
[۵۲] کتاب «روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه»، ص ۶۸۱.



پانویس

[ویرایش]
 
۱. . علماء معاصرین، ملاعلی واعظ خیابانی، ص۲۶.
۲. گنجینه دانشمندان، محمد شریف رازی ج۴، ص۶۳.
۳. . مکارم الاثار در احوال رجال دوره قاجار، میرزا محمد علی معلم حبیب آبادی ج۳، ص۶۹۶.
۴. اختران فروزان ری و تهران، محمد شریف رازی، ص۱۱۴.
۵. مجله پیام انقلاب، ش ۷۱، ص ۴۲.
۶. معارف الرجال، محمد حرز الدین ج۲، ص۱۱۳.
۷. . نقباء البشر، آقا بزرگ تهرانی ج۳، ص۱۵۰۴.
۸. معارف الرجال ج۲، ص۱۱۳.
۹. اعیان الشیعه ج۱۰، ص۱۲۶.
۱۰. . معارف الرجال ج۲، ص۱۱۳.
۱۱. مکارم الاثار ج۳، ص۶۹۶.
۱۲. . مجله مشکوه، ش ۴۰، ص ۸۱.
۱۳. . گنجینه دانشمندان، ج ۴، ص ۶۳۴.
۱۴. . معارف الرجال، ج ۲، ص ۱۱۲.
۱۵. . احسن الودیعه، محمد مهدی کاظمی موسوی، ج ۱، ص ۸۲.
۱۶. . الاجازه الکبیره، آیه الله مرعشی نجفی، ص ۴۱۶.
۱۷. . کتاب «روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه»، ص ۱۴۵.
۱۸. . مجله پیام انقلاب، ش۷۱، ص۴۳.
۱۹. مکارم الاثار ج۳، ص۶۹۶.
۲۰. مجله مشکوه، ش۴۰، ص۸۳.
۲۱. نقباء البشر ج۲، ص۵۰۸.
۲۲. . ایران و ایرانیان، ساموئل گرین بنجامین، ص ۴۹۹.
۲۳. . معارف الرجال، ج ۲، ص ۱۱۲، مجله پیام انقلاب، ش ۷۱، ص ۴۴.
۲۴. . نامه‌های سیاسی دهخدا، ص ۱۰۳ ؛ نخبه سیفیّه، محمد علی قورخانچی صولت نظام، ص ۶۵.
۲۵. . تاریخ بیگدلی، دکتر غلامحسین بیگدلی، ص ۹۱۴؛ مجله پیام انقلاب، ش ۷۱، ص ۴۴.
۲۶. . آقا بزرگ تهرانی درباره چهار کتاب فوق می‌نویسد: «این کتابها به اتفاق تمام فقها و علما، دقیقتر و متین تر از جواهر الکلام و آکنده از تحقیقات است و در سراسر آن ریزه‌کاریها و موشکافیهایی که اندیشه هیچ فقیهی به سوی آن راه نمی‌پوید، به چشم می‌خورد». ر. ک: نقباء البشر، ج ۴، ص ۱۵۰۶.
۲۷. الذریعه الی تصانیف الشیعه ج۱۱، ص ۵۷.
۲۸. الذریعه الی تصانیف الشیعه ج۳، ص۳۹۲.
۲۹. الذریعه الی تصانیف الشیعه ج۴، ص۴۲۷.
۳۰. الذریعه الی تصانیف الشیعه ج۴، ص۴۹۸.
۳۱. ریحانة الادب ج۳، ص ۳۹۲.
۳۲. طرائف المقال، جابلقی ج۲، ص۳۷۵.
۳۳. نشریه کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ش۵، ص۱۸۸.
۳۴. . تکمله نجوم السماء، میرزا محمد مهدی لکنهوی ج۲، ص۲۱-۲۳.
۳۵. . مجله مشکوه، ش ۴۰، ص ۸۱.
۳۶. . مجله پیام انقلاب، ش ۷۱، ص ۴۴.
۳۷. . حکایات برگزیده از زندگی علما با سلاطین، ناصر باقری بیدهندی، ص ۱۱۶.
۳۸. . مجله خانواده ش ۵۲، ص۹.
۳۹. . مقاله امتیاز استعماری رویتر (قتل اتابک)، ص ۶۹.
۴۰. . مقاله امتیاز استعماری رویتر (قتل اتابک)، ص ۷۱.
۴۱. عصر بی‌خبری، ص ۳۸.
۴۲. . تاریخ روابط خارجی ایران، عبدالرضا هوشنگ مهدوی ج۱، ص۲۸۹.
۴۳. مقدمه فکری نهضت مشروطیت، علی اکبر ولایتی، ص ۸۸.
۴۴. ار گاتها تا مشروطیت، محمد رضا فشاهی، ص۴۴۱ -۴۴۲.
۴۵. . مقاله امتیاز استعماری رویتر (قتل اتابک)، ص ۶۹.
۴۶. . انگلیسیان در ایران، دنیس رایت، ترجمه غلامحسین صدری، ص۱۰۱.
۴۷. . عصر بی‌خبری، ص۱۲۴.
۴۸. . نقش روحانیت پیشرو در جنبش مشروطیت، حامد الگار، ص۲۴۸.
۴۹. . مقاله امتیاز استعماری رویتر (قتل اتابکی)، ص۸۳.
۵۰. . گنجینه دانشمندان ج۴، ص۶۳۵.
۵۱. . نقباء البشر ج۳، ص۱۵۰۶.
۵۲. کتاب «روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه»، ص ۶۸۱.


منبع

[ویرایش]

سایت اندیشه قم    



جعبه ابزار