• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

میرزا ابو القاسم وفای شیرازی (شعر عاشورایی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



{{منابع:|عناوین دانشنامه شعر عاشورایی|}}
مقالات مرتبط: http://test.wikifeqh.ir/.

ميرزا ابو القاسم وفاى شيرازى از عالمان و ادیبان قرن سیزدهم هجری قمری بود که مجموعه‌ای به نام دیوان‌العروس تألیف کرد.
او در این اثر، گزیده‌ای از آثار خود و دیگران را گرد آورد و مراثی بحرالعلوم را نقل، ترجمه و تکمیل نمود.



ميرزا ابو القاسم وفاى شيرازىاز فضلا و ادبای قرن سیزدهم ه‌. ق است.



مجموعه‌ای به نام دیوان العروس دارد که منتخبی از آثار ادبی خود و دیگران را در آن گرد آورده است و مراثی بحر العلوم را نقل و ترجمه نموده و ابیاتی را بر آن افزوده است.
[۱] مجموعه خطی شماره ۲۸۴۲ کتابخانه ملک، ص۱۴۵-۱۶۰.



• • •
۱ - روحی و نفسی نفوسا جلّ قدرهم• • • • • سفینة الحلم بحر العلم صدرهم
۲ - روحی و نفسی رؤوسا بالطّفوف علت• • • • • علی العوالی و فیه ازداد قدرهم
۳ - روحی و نفسی جباها کاللّجبین حکت• • • • • نور التّجلی و صدر الرّمح طورهم
۴ - روحی و نفسی وجوها کالشّموس علی• • • • • وسط السّماء ضحی او زاد نورهم
۵ - روحی و نفسی شفاها ذابلا ظما• • • • • و الجیش حول الخبا رکبا یدورهم
۶ - روحی و نفسی نحورا قطّعوا و سبوا• • • • • نساءهم بعد ما سنّت خدورهم
۷ - روحی و نفسی شعورا کالشقائق من• • • • • دم النّحور و قد ذاکت نشورهم
۸ - روحی و نفسی اکفّا بالدّما خضبت• • • • • من بعد شیبهم ما جلّ امرهم
۹ - روحی و نفسی عظاما للقری رکضت• • • • • من السّنابک ما جاشت جسورهم
۱۰ - روحی و نفسی نعوشا بالثّری ترب• • • • • قلوب شیعتهم حبا قبورهم
۱۱ - روحی و نفسی فدا مهر الحسین متی• • • • • اتی خلیّا و قد حنّت سجورهم
۱۲ - روحی و نفسی جسوما فی مضاجعهم• • • • • ما للوفا امل الاّ ازورهم
[۲] شرح مراثی سیّد بحر العلوم، ص۳۱۰ و ۳۱۱.

• • •
تن و جانم فدای آن شهیدان• • • • • که کنج سینه‌شان پرنور از ایمان
تن و جانم فدای آن سرانی• • • • • که بر سرهای رمح آمد درخشان
تن و جانم فدای آن جبین‌ها• • • • • که چون نور خدا در طور رخشان
تن و جانم فدای آن وجوهی• • • • • که همچون آفتاب ظهر، تابان
تن و جانم فدای تفته لبها• • • • • به دور خیمه‌ها ز اعدا سواران
تن و جانم فدای آن گلوها• • • • • حرق خیام و سبی نسوان
تن و جانم فدای دستهایی• • • • • که رنگین شد چو موهای پریشان
تن و جانم فدای آن محاسن• • • • • که گلگون گشت چون گلهای نعمان
تن و جانم فدای استخوانهاک• • • • • ه شد پامال از سم‌های اسبان
تن و جانم فدای نعش‌ها، کش• • • • • حنوط از خاک و دلها قبر ایشان
تن و جانم فداى ذوالجناحى ••••• كه بى‌مولاى خويش آمد ز ميدان
تن و جانم فداى آن بدنها ••••• «وفا» دارد هواى كوى ايشان


۱. مجموعه خطی شماره ۲۸۴۲ کتابخانه ملک، ص۱۴۵-۱۶۰.
۲. شرح مراثی سیّد بحر العلوم، ص۳۱۰ و ۳۱۱.



محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۴۸۶.    






جعبه ابزار