وعیدهای خدا(خام)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



"وعد" در لغت به معنی عهد می‌باشد
[۱] قرشی سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج‌۷، ص۲۲۷، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ششم.
و در اصطلاح عبارتست از تعهّد کردن به انجام أمری، خواه آن أمر خیر باشد یا شرّ، و اختصاص پیدا کردن به یکی از آن‌ها بواسطه قرینه، معیّن می‌شود.
[۲] مصطفوی حسن، تفسیر روشن، ج‌۳، ص۲۱۹، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ش، چاپ اول.
و "وعید" که از وعد گرفته شده خبری است که فقط در وعدۀ شر و تهدید استعمال می‌گردد.
[۳] بانوی اصفهانی امین سیّده نصرت، مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، ج‌۴، ص۲۷۴، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
[۴] بانوی اصفهانی امین سیّده نصرت، مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، ج‌۴، ص۲۷۵، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.



تفاوت وعده با وعید

[ویرایش]

۱) مهم ‌ترین تفاوتی که بین این دو کلمه وجود دارد تفاوت از ناحیۀ استعمال است و آن این است که: "وعد" هم در وعدۀ خیر و هم در وعدۀ شرّ بکار می‌رود ولی"وعید" و "ایعاد" فقط در وعده شرّ استعمال می‌شود.
[۵] ابن منظور محمد بن مکرم، لسان العرب، ج‌۳، ص۴۶۳، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴.

۲) فرق دیگری که بین "وعد" و "وعید" وجود دارد در تخلّف پذیری آن هاست چرا که: خُلف وعده، قبیح است، زیرا مستلزم وقوع کذب از طرف خداوند است و صدور آن از خداوند محال است،
[۶] طیّب سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۰، ص۳۶۰، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم.
ولی خُلف وعید در مواردی، نه تنها قبیح نیست بلکه حُسن هم دارد چون این کار نوعی اظهار کرم است.
[۷] طیّب سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص۲۹۹، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم.

۳) وعده از راه تفضّل خداوند بر بندگان است نه استحقاق بندگان، زیرا مؤمن هر چه ایمانش کامل تر باشد و اعمال صالحه او زیادتر باشد، نمی تواند شکر کوچک ‌ترین نعمت های الهی را اداء نماید تا مستحق دریافت آن وعدها گردد، ولی وعید از راه استحقاق عباد است و خداوند زائد بر استحقاق، کسی را عذاب نمی‌کند، بلکه چه بسا عفو نموده و گذشت می‌کند.
[۸] طیّب سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۹، ص۲۷۵، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم.


وعید در قرآن

[ویرایش]

در قرآن برای حفظ روحیّۀ خوف و رجا به تناسب وعده های نیک به مؤمنان، به انذار انسان‌ها نیز پرداخته و آن‌ها را از سرپیچی دستورات خداوند بیم داده است تا از این راه، بقاء حیات نوع بشر را تداوم بخشیده و به مسیر کمال رهنمون گردد.
واژۀ وعید در قرآن شش مرتبه استعمال شده است و انسان‌ها را از تحقّق وعیدهای الهی بیم داده و عاقبت کسانی که وعیدهای الهی را جدّی گرفته و همچنین عاقبت کفار که وعیدهای الهی را دروغ انگاشتند را یادآوری نموده است، که ما برخی از این وعیدها را ذکر نموده و بررسی می‌نماییم:

← وعیدهای خدا به کفّار


یکی از گروه‌هایی که مخاطب وعیدهای خداوند قرار گرفته‌اند کفار می‌باشند چرا که این گروه به عنوان اصلی ‌ترین دشمن حق جویان به حساب می‌آمدند، آنها به دلیل لجاجت، از ایمان آوردن خود و دیگران جلوگیری می‌کردند و أنبیاء الهی و کتب آن‌ها را تکذیب می‌نمودند، لذا خداوند برای مقابله با این رفتارها، وعیدهای متفاوتی از جمله وعید عذاب در دنیا و آخرت، به آن‌ها داده است که نمونه های آن در قرآن فراوان به چشم می‌خورد:
«فَإِذا نُقِرَ فِی النَّاقُورِ فَذلِکَ یَوْمَئِذٍ یَوْمٌ عَسِیرٌ عَلَی الْکافِرِینَ غَیْرُ یَسِیرٍ»
«و هنگامی که در صور دمیده شود، آن روز روزی سخت است و برای کافران آسان نیست»
در این آیات، خداوند به کافران، که آیات الهی را مسخره کرده و قرآن را سحر نامیدند، وعید شدیدی می‌دهد و به آن‌ها روزی سخت و مصیبت بار را وعده می‌دهد.
[۱۲] طباطبائی سیّد محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۲۰، ص۸۵، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین، ۱۴۱۷ق، چاپ پنجم.


← وعیدهای خدا به منافقان


منافقان از دیگر گروه‌هایی هستند که خداوند به آن‌ها وعید داده است:
«یا أَیُّهَا الرَّسُولُ لا یَحْزُنْکَ الَّذِینَ یُسارِعُونَ فِی الْکُفْرِ مِنَ الَّذِینَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُم‌... أُولئِکَ الَّذِینَ لَمْ یُرِدِ اللَّهُ أَنْ یُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِی الدُّنْیا خِزْیٌ وَ لَهُمْ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِیم‌»
«ای فرستاده (خدا) ! آنها که در مسیر کفر شتاب می‌کنند و با زبان می‌گویند: «ایمان آوردیم» و قلب آن‌ها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند... آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دل هایشان را پاک کند، در دنیا رسوایی، و در آخرت مجازات بزرگی نصیبشان خواهد شد.»
خداوند در قسمت آخر این آیه منافقان را تهدید می‌نماید و به آن‌ها وعید خواری در دنیا و عذاب دردناک در آخرت را می‌دهد.
[۱۴] طباطبائی سیّد محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۵، ص۳۴۰، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین، ۱۴۱۷ق، چاپ پنجم.


← وعیدهای خدا به بنی إسرائیل


قوم بنی إسرائیل نیز از گروه‌هایی است که خداوند به آن‌ها وعید داده است:
«وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ إِلی‌ یَوْمِ الْقِیامَةِ مَنْ یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ إِنَّ رَبَّکَ لَسَرِیعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیم»
«و (نیز به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد: تا دامنه قیامت، کسی را بر آن‌ها مسلّط خواهد ساخت که همواره آن‌ها را در عذاب سختی قرار دهد زیرا پروردگارت مجازاتش سریع است...»
" تأذّن" و "إذن" هر دو به معنی اعلام کردن است، و نیز به معنی سوگند یاد کردن آمده است، لذا از این آیه استفاده می‌شود که‌ خداوند به این قوم وعید داده است که تا دامنه قیامت در ناراحتی و عذاب باشند و هرگز روی آرامش کامل را نبینند، هر چند برای خود دولتی تاسیس کنند، مگر این‌که براستی، روش خود را تغییر دهند، و دست از ظلم و فساد بکشند.
[۱۶] مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۶، ص۴۳۰، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، چاپ اول.


← وعید خدا به کم فروشان


خداوند در قرآن، کم فروشان را تهدید نموده و آن‌ها را مشمول وعید خود گردانیده است:
«وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفِین‌»
«وای بر کم‌فروشان!»
ویل کلمه ای است که برای تهدید و وعید وضع شده است
[۱۸] طوسی محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۰، ص۲۹۵، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
و به معنی شر و اندوه و عذاب یا هلاک است، و معنی لعنت دارد، با این وصف، خداوند کم فروشان را به هلاک و لعنت خود تهدید نموده است و در ادامۀ آیات میفرماید:
«کَلاَّ إِنَّ کِتابَ الفُجَّارِ لَفِی سِجِّین‌»
«چنین نیست که آنها (درباره قیامت) می‌پندارند، به یقین نامه اعمال بدکاران در «سجّین» است. ‌»
بنابر نظر مفسرین، تفسیر مشهور از سجین، این است که این واژه به معنای دوزخ باشد که در این صورت معنی آیه چنین است: «سرنوشت مقرر و مسلم بدکاران در جهنم است» بنابر این دو آیه خداوند به کم فروشان وعید سنگینی داده است.
[۲۰] مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۲۶، ص۲۵۴، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، چاپ اول.


اثر تربیتی وعید

[ویرایش]

از آن‌جا که در وعید، نوعی هشدار وجود دارد که انسان را از خطرات برحذر می‌دارد‌ به‌طور طبیعی در انسان ایجاد ترس می‌نماید و لذا انسان در آن مورد حسّاس شده و به نسبت شدّت وعید، از انجام عملی که دربارۀ آن وعید داده شده صرف نظر میکند و یا حدّاقل با احتیاط بیشتری عمل می‌نماید، قرآن نیز برای بیدار کردن انسان‌ها و آگاه کردن آن‌ها از خطرات پیش رو، به آن‌ها وعید می‌دهد، و لذا در قرآن، کمتر سوره‌ای است که خداوند، خبر از امت های سابقه و بلیّات نازله بر آن‌ها و از عقوبت قیامت و عذاب جهنم و خلود در آن نداده باشد،
[۲۱] طیّب سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۹، ص۱۰۶، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم.
چنانکه می‌فرماید:
«وَصَرَّفْنا فِیهِ مِنَ الْوَعِیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ أَوْ یُحْدِثُ لَهُمْ ذِکْرا»
«و این گونه آن را قرآنی عربی نازل کردیم، و انواع وعیدها را در آن بازگو نمودیم، شاید تقوا پیشه کنند یا برای آنان تذکّری پدید آورد!»
چنانچه که مشهود است خداوند در این آیه علّت بازگو کردن وعیدها را ایجاد شدن حالت تقوا در انسان‌ها و یا دست کم متوجه شدن آن ها، ذکر می‌نماید.
[۲۳] بانوی اصفهانی امین سیّده نصرت، مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، ج‌۸، ص۲۱۴، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.

جمع بندی:
وعید به معنای متعهّد شدن بر انجام یک امر شرّ است و نوعی هشدار و تهدید به حساب می‌آید، تفاوت وعده و وعید از ناحیه ی استعمال است، خلف وعید ممکن است، تحقّق وعیدها بر اساس استحقاق بندگان است، یکی از راه‌هایی که در قرآن برای هشیار کردن انسان‌ها به کار گرفته شده، استفاده از وعید می‌باشد.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) قرشی سید علی اکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ششم.
(۲) مصطفوی حسن، تفسیر روشن، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ش، چاپ اول.
(۳) بانوی اصفهانی امین سیّده نصرت، مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
(۴) ابن منظور محمد بن مکرم، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴.
(۵) طیّب سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم.
(۶) طباطبائی سیّد محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین، ۱۴۱۷ق، چاپ پنجم.
(۷) مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، چاپ اول.
(۸) طوسی محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. قرشی سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج‌۷، ص۲۲۷، تهران، دار الکتب الإسلامیة، ۱۳۷۱ش، ششم.
۲. مصطفوی حسن، تفسیر روشن، ج‌۳، ص۲۱۹، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ش، چاپ اول.
۳. بانوی اصفهانی امین سیّده نصرت، مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، ج‌۴، ص۲۷۴، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
۴. بانوی اصفهانی امین سیّده نصرت، مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، ج‌۴، ص۲۷۵، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.
۵. ابن منظور محمد بن مکرم، لسان العرب، ج‌۳، ص۴۶۳، بیروت، دار صادر، ۱۴۱۴.
۶. طیّب سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۰، ص۳۶۰، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم.
۷. طیّب سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۱، ص۲۹۹، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم.
۸. طیّب سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۹، ص۲۷۵، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم.
۹. مدثر/سوره۷۴، آیه۸.    
۱۰. مدثر/سوره۷۴، آیه۹.    
۱۱. مدثر/سوره۷۴، آیه۱۰.    
۱۲. طباطبائی سیّد محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۲۰، ص۸۵، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین، ۱۴۱۷ق، چاپ پنجم.
۱۳. مائده/سوره۵، آیه۴۱.    
۱۴. طباطبائی سیّد محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‌۵، ص۳۴۰، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین، ۱۴۱۷ق، چاپ پنجم.
۱۵. اعراف/سوره۷، آیه۱۶۷.    
۱۶. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۶، ص۴۳۰، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، چاپ اول.
۱۷. مطففین/سوره۸۳، آیه۱.    
۱۸. طوسی محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، ج‌۱۰، ص۲۹۵، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۱۹. مطففین/سوره۸۳، آیه۷.    
۲۰. مکارم شیرازی ناصر، تفسیر نمونه، ج‌۲۶، ص۲۵۴، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴ش، چاپ اول.
۲۱. طیّب سید عبد الحسین، أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۹، ص۱۰۶، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ش، چاپ دوم.
۲۲. طه/سوره۲۰، آیه۱۱۳.    
۲۳. بانوی اصفهانی امین سیّده نصرت، مخزن العرفان فی تفسیر قرآن، ج‌۸، ص۲۱۴، تهران، نهضت زنان مسلمان، ۱۳۶۱ش.


منبع

[ویرایش]

سایت پژوهشکده باقرالعلوم    



جعبه ابزار