پروین اعتصامی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



پروین اعتصامی، مشهورترین زن شاعر ایران است.


زندگی‌نامه

[ویرایش]

در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ در تبریز به دنیا آمد.
[۱] ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶، در مجموعه مقالات.

نام او، چنانکه در لغت نامه دهخدا آمده است، ابتدا رخشنده بود و پروین را که تا آن تاریخ نامی مرسوم برای دختران نبود
[۲] محمد پروین گنابادی، «پروین گنابادی: خادم زبان و ادب فارسی» (مصاحبه)، ج۱، ص۳، کتاب امروز (بهار ۱۳۵۲).
به عنوان تخلص شعری انتخاب کرده بود، هر چند در شناسنامه وی نیز نام پروین آمده است.
[۳] رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۴۲۲، تهران ۱۳۷۸ش.
پدرش، یوسف اعتصامی (۱۲۵۳ ـ ۱۳۱۶ ش /۱۲۹۱ـ ۱۳۵۶) ملقب به اعتصام الملک، از ادیبان و نویسندگان و مترجمان بنام عصر خود و مادرش، که اختر نام داشت
[۴] رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۴۲۲، تهران ۱۳۷۸ش.
و در زندگینامه‌های پروین معمولاً از او یاد نمی‌شود، دختر میرزا عبدالحسین مقدّم العداله از شعرای اواخر دوره قاجار و متخلص به «شوری» بود.
[۵] محمد دیهیم، مجموعه گل‌ها، ج۱، ص۱۳، یا، تذکره بانوان شاعره ایران: از پروین اعتصامی تا امروز، تبریز ۱۳۷۲ش.

پروین در کودکی همراه با پدر به تهران آمد و در این شهر ساکن شد.
[۶] ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶، در مجموعه مقالات.

خانه پدر پروین به سبب شخصیت ادبی و علمی اعتصام الملک محل آمد و شد و محفل دوستانه اشخاصی همچون حاج سیدنصرالله تقوی و دهخدا و بهار بود و اعتصام الملک با تسلط بر زبان‌های عربی و فرانسه، به کتب و مجلاتی که در آن زمان از قاهره و دمشق و بغداد و قفقاز و اروپا به ایران می‌رسید، دسترسی داشت.
پروین زیر نظر پدر و در محیطی علمی و ادبی تربیت شد و به بلوغ فکری و فرهنگی دست یافت و با افکار نخبگان ادب عصر خود آشنا شد.
مقدمات فارسی و عربی را نزد پدر آموخت و در «مدرسه اناثیه امریکائی» تهران به تحصیل پرداخت و در ۱۳۰۳ش در هجده سالگی از آن مدرسه فارغ التحصیل شد و مدتی نیز در همان‌جا تدریس کرد.
[۷] ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶، در مجموعه مقالات.


← ازدواج پروین


ده سال پس از این تاریخ، یعنی در تیر ۱۳۱۳ ازدواج کرد.
شوهرش که پسرعموی پدر او و افسر شهربانی بود، وی را چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه ــ که محل خدمت وی بود ــ برد، اما پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه همسر به منزل پدر بازگشت و در مرداد ۱۳۱۴ رسماً از او جدا شد.
به گفته ابوالفتح اعتصامی، برادر پروین که منبع اصلی اطلاعات مربوط به زندگی خصوصی پروین است، «این ازدواج متناسب نبود» و «اخلاق نظامی» همسر پروین «با روح لطیف و آزاد» او مغایرت داشت، علاوه بر این، پروین از محیط منزه خانه پدری، پس از ازدواج «ناگهان به خانه‌ای وارد شد که یک دم از مشروب و دود و دم تریاک خالی نبود»
[۸] ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، در مجموعه مقالات، ص ۷.
[۹] ابوالفتح اعتصامی، «پاسخ به مقالات مجلّه روشنفکر راجع به پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶۵، در مجموعه مقالات و قطعات اشعار که بمناسبت درگذشت و اولین سال وفات خانم پروین اعتصامی نوشته و سروده شده است، تهران ۱۳۵۳ش.


طبع دیوان پروین

[ویرایش]

دیوان پروین نخستین بار در ۱۳۱۴ش به طبع رسید.در آن زمان وی شاعری معروف و شناخته شده بود و بیست سال از شروع شاعری او می‌گذشت و اهل فضل و ادب با اشعار او در دوره دوم مجله بهار که به همت پدر وی انتشار می‌یافت، آشنا بودند.

اعطای نشان به پروین

[ویرایش]

در هفتم بهمن همان سال ، وزارت معارف در بیست و سومین جلسه شورای عالی معارف ــ که به ریاست علی اصغر حکمت، وزیر معارف، تشکیل شده بود ــ به پیشنهاد اداره انطباعات آن وزارتخانه، اعطای نشان درجه سوم علمی را به پروین تصویب کرد و در ۱۳۱۵ش آن را برای پروین فرستاد.
[۱۰] ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶۵، در مجموعه مقالات.
در مرداد همان سال با سمت کتابدار دانشسرای عالی به استخدام وزارت معارف درآمد.
[۱۱] رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۴۲۳، تهران ۱۳۷۸ش.


وفات

[ویرایش]

پروین در سوم فروردین ۱۳۲۰، در آستانه سی و پنج سالگی، بیمار شد و در پانزدهم همان ماه (شب شنبه شانزدهم)، احتمالاً به مرض حصبه، درگذشت و در صحن حضرت معصومه علیهاالسلام در قم در مقبره خانوادگی در کنار پدر به خاک سپرده شد.
[۱۲] ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۷ـ ۸، در مجموعه مقالات.


خصوصیات فردی و شخصیتی پروین

[ویرایش]

با آن‌که پروین معاصر ما بوده، آگاهی ما از خصوصیات فردی و شخصیت و حوادث زندگانی او در حد شگفت آوری اندک و محدود است.
راوی دست اول و مطمئن احوال شخصی او، ابوالفتح اعتصامی، شرح حالی بس فشرده و مجمل از او در دیوان وی به دست داده است.
از منابع معتبر نزدیک به تاریخِ وفات پروین می‌توان از دفتر کوچکی به نام مجموعه مقالات و قطعات اشعار، که به مناسبت درگذشت و اولین سال وفات خانم پروین اعتصامی نوشته و سروده شده است و نخستین بار در تیر ۱۳۲۳ در تهران به چاپ رسیده، نیز یاد کرد.
از مجموع گزارش‌های کسانی که پروین را از نزدیک دیده و یا با او سابقه دوستی و آشنایی داشته‌اند، چنین معلوم می‌شود که وی زنی باوقار و متین و کم سخن و صاحب عزت نفس و مناعت طبع بوده و صداقت و صراحت و تواضع و پاکی طینت و عقیده و خوشرفتاری و پاکدامنی را همراه با گوشه گیری و بی علاقگی به حضور در محافل و مجامع در وجود خویش جمع داشته است.
[۱۳] جلال متینی، «چند کلمه درباره پروین اعتصامی»، ج۱، ص۲۰۸، مجله ایران شناسی، همان.
[۱۴] سرور مهکامه محصّص، «مقاله و قطعه خانم مُحصّص»، ج۱، ص۳۰، در مجموعه مقالات.


مضامین و معانی اشعار پروین

[ویرایش]

دیوان اشعار وی نیز از حوادث و وقایع شخصی و اجتماعی تقریباً خالی است و در آن غیر از قطعه‌ای که در «تعزیت پدر» و شعری که برای سنگ مزار خود سروده و نیز شعر «نهال آرزو» که برای جشن فارغ التحصیلی کلاس خود در جوزای (خرداد) ۱۳۰۳ گفته است و یکی دو شعر دیگر، شعر دیگری که صراحتاً به شناخت شخص شاعر کمکی کند، وجود ندارد.
آنچه از مضامین و معانی اشعار پروین می‌توان درباره خلقیات و روحیات او استنباط کرد، دلبستگی عمیق وی نسبت به پدر و استعداد وافر و شوق فراوان او به آموختن علم و دانش است و دیگر پاکی و پاکدامنی و روحیه ظلم ستیزی و مخالفت با ستم و ستمگران و حمایت و ابراز همدلی و همدردی با محرومان و ستمدیدگان.
شاید همین روحیه سبب شده تا وی دعوت رضاشاه را برای آن‌که معلم ملکه باشد نپذیرد.
[۱۵] م اسحاق، «پروین اعتصامی»، ج۱، ص۱۷۷، در ادبیات نوین ایران: از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی، ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تهران ۱۳۶۳ش.
[۱۶] ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۷، در مجموعه مقالات.
[۱۷] حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۷، مجله ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.


ناخوشنودی دولت رضاشاه از پروین

[ویرایش]

به نظر می‌رسد که دولت رضاشاه از پروین چندان خشنود نبوده است، چنانکه تکریم و تقدیر بی سروصدای دولت وقت از پروین از سطح اعطای نشان درجه سوم علمی به او فراتر نرفت و پروین نیز آن نشان را که توهین به خود می‌دانست، به شهادت برادرش، پس فرستاد.
[۱۸] ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۷، در مجموعه مقالات.
پس از درگذشت پروین نیز مراسم رسمی دولتی به مناسبت وفات و در بزرگداشت وی برپا نشد و مدیر کانون بانوان نیز، به سبب برخی محظورات و ملاحظات، برای برگزاری مجلس یادبود پروین در آن کانون اقدامی نکرد.
[۱۹] صدیقه دولت آبادی، «نامه کانون بانوان»، ج۱، ص۶۱، در مجموعة مقالات.
از پاسخ محرمانه فرمانداری قم در تاریخ هجدهم فروردین ۱۳۲۰ به تلگراف رمز وزارت کشور در باب «موضوع حمل جنازه دختر اعتصام الملک» تلویحاً می‌توان دانست که دستگاه امنیتی رضاشاه نسبت به او حساسیت داشته است.
[۲۰] رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۴۲۴، تهران ۱۳۷۸ش.


نخستین سالگرد درگذشت

[ویرایش]

دوستان و علاقه‌مندان پروین به مناسبت نخستین سالگرد درگذشت او در فروردین ۱۳۲۱، که سلطه رضاشاه بر کشور پایان یافته بود، مجلس یادبودی برای وی برپا کردند، و با سرودن اشعار نسبت به سکوت و بی‌مهری دوران استبداد در حق پروین واکنش نشان دادند.از جمله اشعاری که در نخستین سالگرد درگذشت پروین سروده شد، شعری بود به زبان عربی از عالم و شاعر نجفی ایرانی تبار، سیدمحمدجمال هاشمی (متوفی ۱۳۹۷)، که آن را در مجلة الثقافه مصر منتشر کرد. این شعر در شعراءالغریّ
[۲۱] علی خاقانی، شعراءالغریّ، ج۱۱، ص۵۱ ـ ۵۲، نجف ۱۳۷۳/۱۹۵۴، چاپ افست قم ۱۴۰۸.
و نیز در مجموعه مقالات
[۲۲] علی خاقانی، شعراءالغریّ، ج۱، ص۳۳ ـ ۳۵، نجف ۱۳۷۳/۱۹۵۴، چاپ افست قم ۱۴۰۸.
همراه با ترجمه آمده و حاکی از شهرت پروین در همان زمان حیاتش در خارج از مرزهای ایران است.

شعر پروین

[ویرایش]

شعر پروین را می‌توان از حیث صورت و معنی، براساس نوع و قالب و سبک و واژگان و وزن و مضمون و نیز طرز بیان مفاهیم و معانی بررسی کرد.
دیوان پروین مجموعاً مشتمل بر ۶۰۶، ۵ بیت در قالب ۲۰۹ قصیده و قطعه و غزل و مثنوی و ۵ قطعه کوتاه دو سه بیتی و یازده تک بیتی است
[۲۳] حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۶، مجلة ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.
و در آن جز پنج شش غزل دیده نمی‌شود.
[۲۴] فضل الله گرکانی، تهمت شاعری: تحقیقی در احوال و پژوهشی در دیوان اشعار پروین اعتصامی، تهران ۱۳۵۶ش.

وی چند سال پیش از مرگ خود، یک قسمت از اشعارش را که مطلوب طبعش نبوده سوزانده است.
شعر پروین «تعلیمی» و اخلاقی است، نه غنایی و تغزلی.

← سبک شعر پروین


در تقسیم‌بندی شعر به نو و کهن، پروین را باید در ردیف کهن‌سرایان قرارداد، هرچند در بعضی از اشعار او بندرت ابتکاراتی برای دست یافتن به قالب‌های تازه مشاهده می‌شود.
[۲۵] یحیی آرین پور، از صبا تا نیما، ج۳، ص۵۴۴، ج ۳: از نیما تا روزگار ما، تهران ۱۳۷۴ ش.
ملک الشعراء بهار
[۲۶] محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۰ ـ ۲۱۱، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
سبک شعری پروین را سبکی مستقل می‌داند مرکب از دو سبک خراسانی در قصاید و عراقی در قطعات و مناظرات.

←← محتوای شعر‌های وی


واژگان شعر پروین فاخر و فخیم است و در آن از لغات و اصطلاحات عربی مهجور و یا بعضی لغات فرنگی که بر اثر تحولات اجتماعی ناشی از ترقی و تجدد در دوران او معمول بوده است، خبری نیست.
پروین گاهی از اوزان و بحور نامطبوع استفاده کرده
[۲۷] پروین اعتصامی، دیوان قصائد و مثنویات و تمثیلات و مقطّعات خانم پروین اعتصامی، قصاید ۱و ۵و ۶و ۱۰و ۱۱، تهران ۱۳۳۳ش.
و از حیث طرز بیان مفاهیم و معانی، مخصوصاً به «مناظره» و «سؤال و جواب» توجه داشته است.
در دیوان او بیش از هفتاد نمونه مناظره آمده که وی را از این حیث در میان همه شاعران فارسی زبان ممتاز ساخته است، این مناظرات نه فقط میان آدمیان و جانوران و گیاهان، بلکه میان انواع اشیا از قبیل سوزن و نخ نیز اتفاق می‌افتد و پروین در بیان مقاصد خود از هنر شخصیت بخشی و تخیل و تمثیل در حد اعلا استفاده کرده است.
بهار
[۲۸] محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۰ ـ ۲۱۱، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
وی را احیاکننده مناظره در شعر فارسی دانسته است.
شعر پروین با وجود استواری و متانت در لفظ و معنی، روان و آسان فهم است و به قدری از تصنع و تکلف خالی است که به قول پدرش اعتصام الملک برای مبدّل کردن آن به نثر، جابه جاکردن کلمات کافی است و نیازی به افزودن و کاستن چیزی نیست.
[۲۹] یوسف اعتصامی، «یادداشت‌های پدرِ شاعر»، ج۱، ص۱۵، در مجموعه مقالات.

می توان گفت که شعر پروین از نمونه‌های شعر سهلِ ممتنع است.

خصوصیت شعر پروین

[ویرایش]

خصوصیت دیگر شعر او یکدستی و یکنواختی همه جانبه‌ای است که در کل دیوان او دیده می‌شود و «احساسات متضاد و احوال و حوادثی که شاعر را برانگیخته، هیچ وقت طرز و سبک خاص او را از اختیارش» بیرون نیاورده است.
[۳۰] محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۲، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
آنچه شعر پروین را ممتاز ساخته، مضامین و معانی مندرج در اشعار اوست.

محتوای دیوان پروین

[ویرایش]

دیوان پروین آکنده از حقایق الهی و معنوی و مفاهیم عالی انسانی و پند و اندرز و توصیه به خردمندی و نکوهش کبر و غرور و نخوت و ظلم ، و نفرت از فقر و تبعیض و اختلاف طبقاتی و همدردی با مظلومان و بینوایان و رنجدیدگان و رنجبران است. رنگ ملایمی که از تابش نور عرفان و فلسفه به مفاهیم مورد نظر شاعر افتاده، چندان تند نیست که چشم عامّه خوانندگان را بیازارد، اما در عوض به شعر او جلا بخشیده است.
روح عاطفی پروین و احساسات زنانه و مادرانه او که عمدتاً در قطعات و مناظرات تجلی یافته، با روحی عرفانی و اخلاقی که در قصاید منعکس شده، ترکیب دلپذیری به وجود آورده است.

بیان مسائل اساسی اجتماعی

[ویرایش]

پروین با هنرمندی و قوت فکر و صفای طبع توانسته است در عین استفاده از واژگان و مفاهیم ساده و ملموسی مانند باد و باران، مور و مار، گل و خار، دزد و قاضی، دیوانه و زنجیر، نخ و سوزن، سگ و گربه، ذره و خفاش، رفوگر و سوزن، حقایق آسمانی و عُلْوی و عرفانی را در کنار مسائل اساسی اجتماعی با زبانی فصیح و استوار و همه کس فهم بیان کند.
[۳۱] عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حُلّه: مجموعه نقد ادبی، ج۱، ص۳۷۰ ـ ۳۷۱، تهران ۱۳۷۰ش.
شعر پروین نه مطلقاً آسمانی و نه مطلقاً زمینی است، بلکه شعری است که می‌خواهد حضور آسمان را در زمین و عروج اهل زمین را به آسمان ممکن سازد.
حساسیت او به سرنوشت ستمدیدگان و خشم و نفرت او نسبت به زورمندان و زراندوزان، به شعر او معنای اجتماعی و سیاسی خاصی می‌بخشد که می‌توان گفت تطبیق آن با اوضاع و احوال زمانه خوشایند حکومت وقت نبوده است.
[۳۲] حمید دباشی، «شعر، سیاست و اخلاق: ارمغان پروین اعتصامی به شعر معاصر فارسی»، ج۱، ص۲۵۱ـ۲۵۲، مجله ایران شناسی.
[۳۳] حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۵، مجله ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.
[۳۴] حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۷ ـ ۲۱۸، مجله ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.


تعداد اشعار انتقادی پروین

[ویرایش]

تعداد اشعاری که پروین در آن‌ها سخت ‌ترین انتقادها را بر شاهان وارد می‌کند و از ظلم و ستم اغنیا و قدرتمندان و درد و رنج محرومان یاد می‌کند، به اندازه‌ای زیاد است که مایه حیرت می‌شود.
پروین در «صاعقه ما ستم اغنیاست» به تقبیح ظلم می‌پردازد، در شعر «ای رنجبر» زحمتکشان را به انقلاب در برابر ظالمان فرا می‌خواند، در شعر «تیره بخت» فقر را به تصویر می‌کشد و در شعر «شکایت پیرزن» مشروعیت سیاسی دولت را مورد شک و تردید قرار می‌دهد.

رنگ سیاسی شعر پروین

[ویرایش]

رنگ سیاسی شعر پروین به اندازه‌ای محسوس است که بعضی از منتقدان، شعر او را شعر «سیاست و اخلاق» نامیده و گفته‌اند که «سلاست کلام شاعرانه و صلابت پیام سیاسی و مهابت خلل ناپذیر اخلاق» در شعر او جمع شده است.
[۳۵] حمید دباشی، «شعر، سیاست و اخلاق: ارمغان پروین اعتصامی به شعر معاصر فارسی»، ج۱، ص۲۴۰ـ۲۶۳، مجله ایران شناسی.

شجاعت و آزادمنشی پروین وقتی قابل درک است که به یادآوریم این اشعار در چه محیطی سروده شده و حکومت ارعاب و خفقان و فشار و استبداد رضاشاه با شاعران آزادیخواه چه رفتاری داشته است.
وصف شعر پروین صرفاً با ذکر «آنچه در دیوان او هست» کامل نمی‌شود، بلکه باید به آنچه در شعر او نیست نیز اشاره شود.

شعر پروین سرشار از محبت

[ویرایش]

در شعر پروین که سرشار از مهربانی و محبت است از عشق به معنای متعارف آن، که خمیرمایه شعر غنایی و تغزلی فارسی و ابزار کار بسیاری از شاعران عارف ماست، خبری نیست و به گفته بهار
[۳۶] محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۵، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
«دورباشِ عصمت و عفاف» به او رخصت نداده است که به این موضوع بپردازد.
دیوان پروین از حیث وصف بیواسطه طبیعت نیز ضعیف است و وصف طبیعت در آن به صورتی غیرمستقیم و در لابلای اشعار دیگر آمده است.
همچنین شعر او از شر و شور جوانی و اشارات و کنایات گناه آلود خالی است و هزل و کلمات و تعبیرات رکیک نیز در آن دیده نمی‌شود، هرچند که پروین در برخی از اشعار برای بیان مقصود خود از ریشخند استفاده کرده است.

اشعار مربوط به شخص پروین و زمانه وی

[ویرایش]

احوال شخصی و ماجراهای روزمره زندگی فردی یا حوادث سیاسی و اجتماعی زمانه نیز در شعر او تقریباً انعکاسی ندارد و تعداد اشعاری که بنوعی به شخص او یا به زمانه او ربط مستقیم پیدا می‌کند از شمار انگشتان یک دست تجاوز نمی‌کند، از آن جمله است شعر «زن در ایران» که در اسفند ۱۳۱۴ به مناسبت رفع حجاب سروده است.با آن‌که در ابیات اولیه اشاره به مظالم و محدودیت‌هایی دارد که در آن روزگار برای زنان وجود داشته، چون عمدتاً شامل نصیحت به زنان است که در بند ظاهر و زینت و لباس نباشند و ساده زیستی و تقوا و دانش دوستی را پیشه کنند، با حال و هوای حاکم بر اوضاع و احوال زنان متجدد آن روز انطباق کامل ندارد.
با این حال این شعر تنها شعر دیوان پروین است که در آن یکی از کارهای رضاشاه مورد تأیید پروین قرار گرفته و به سبب تأیید کشف حجاب و مذمّت چادر موجب ناخشنودی متدینان شده است.
به یک معنی می‌توان گفت که پروین معاصر زمانه و پدیده عصر خود نیست و ذهن و زبان او با ذهن و زبان شاعران و نویسندگان معاصرش فرق و فاصله بسیار دارد، در شعر او مفاهیمی از قبیل وطن و آزادی و تجدد و استقلال و استعمار، که درون مایه دیوان شاعران معاصرش از قبیل ادیب الممالک فراهانی و بهار و دهخدا و عارف و عشقی است، خبری نیست.
همچنین، مضامین کهنه شعر کلاسیک ایران که شاعران سنّتی زمان پروین به عبث تکرار می‌کردند در شعر او حضور ندارد.

معما دانستن پروین و شعر او

[ویرایش]

همین خصوصیات حیرت بسیاری را برانگیخته است تا بدانجا که او و شعر او را «معمّا» دانسته‌اند
[۳۷] محمدرضا قانون پرور، «دنیای آرمانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۳۱۰، مجله ایران شناسی.
و بعضی نیز تا بدانجا پیش رفته‌اند که اشعار او را متعلق به خود او ندانسته و به شاعرانی مانند دهخدا نسبت داده‌اند و یا متعلق به رونق علیشاه (متوفی ۱۲۲۵) دانسته‌اند
[۳۸] عبدالحسین آیتی، کتاب کشف الحیل، ج۲، ص۶۸، تهران ۱۳۲۶ش.
و یا به شاعری منسوب کرده‌اند که از وی، بدون ذکر نام ، تحت عنوان «بزرگترین شاعر متصوف ایران» یاد کرده و در یک بیانیه سیاسی بهار را به سبب غفلت از این امر به باد ناسزا گرفته‌اند، که البته دوستان بهار نیز عکس العمل نشان داده‌اند و بهار خود نیز این گونه اتهامات و ادعاها را از جانب طرفداران سیدضیاءالدین طباطبائی و از «ترهّات و دروغ‌های دلالان استعمار» دانسته است.
در کنار این گونه اظهارنظرهای سخیف، که هیچگاه از سوی اهل علم و ادب جدی تلقی نشده و به آن پاسخ مستدل داده شده است
[۳۹] محمد دبیر سیاقی، «پروین اعتصامی و کتاب تهمتِ شاعری بر ما مپسند»، ص ۱۸۶ ـ ۱۸۹، کلک، ش ۸۵ ـ ۸۸ (فروردین ـ تیر۱۳۷۶).
[۴۰] جلال الدین کزازی، «پروین و دهخدا»، ج۱، ص۱۰۶ ـ ۱۱۰، در یادمان پروین: بمناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت پروین اعتصامی، گردآورنده محمود طباطبایی اردکانی، تهران ۱۳۷۶ش.
اظهارنظرهای درست و عالمانه درباره تأثیر اشعار شاعران قدیم بر شعر پروین و یا اقتباس پروین از مضامین مندرج در آثار نویسندگان بسیار است.

مقدمه بر دیوان پروین

[ویرایش]

بهار
[۴۱] محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۲، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
که مقدمه‌اش بر دیوان پروین الهام بخش منتقدان دیگر شده، از تأثیر ناصرخسرو و سنائی و حتی حافظ و سعدی بر پروین یاد کرده و دیگران نیز گهگاه شباهت مضمونی آشکاری میان بعضی از اشعار پروین با شعر قدما مشاهده کرده‌اند و فی المثل قطعه «اشک یتیم» او را با قطعه «آن شنیدستی که روزی زیرکی با ابلهی» از انوری یا مثنوی «لطف حق» را با ابیاتی از مثنوی مولانا هم مضمون دانسته‌اند.
[۴۲] عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حُلّه: مجموعه نقد ادبی، ج۱، ص۳۶۶ ـ ۳۶۷، تهران ۱۳۷۰ش.
[۴۳] ولی الله درودیان، درجستجوی سرچشمه های الهام شاعران و دو مقاله دیگر، ج۱، ص۱۰ ـ ۱۴، تهران ۱۳۶۹ش.


دخل و تصرف در مضمون مقالات

[ویرایش]

مجله بهار نیز که به مدیریت اعتصام الملک منتشر می‌شد، مقالاتی داشت که پروین مضمون آن‌ها را در اشعار خود، با دخل و تصرفی استادانه، تکرار می‌کرد.
شعر «یاد یاران» پروین اقتباسی از یک قطعه معروف شاعر انگلیسی، هوراشیو اسمیث (۱۷۷۹ـ۱۸۴۰ میلادی) است که اصل آن را اعتصام الملک، ظاهراً از ترجمه فرانسوی، در سال دوم مجله به فارسی ترجمه و نشر کرده بود
[۴۴] عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حُلّه: مجموعه نقد ادبی، ج۱، ص۳۶۷، تهران ۱۳۷۰ش.
[۴۵] غلامحسین یوسفی، چشمه روشن: دیداری با شاعران، ص ۴۱۷ـ ۴۱۸، تهران ۱۳۶۹ ش.

همچنین، نشان داده‌اند که شعر طولانی «جولای خدا» با اقتباس از مقاله «عزم و نشاط عنکبوت» پدید آمده است،
مقاله‌ای که اصل آن از نویسنده‌ای آمریکایی به نام آرتور بریزبان بوده و به ترجمه اعتصام الملک در مجله بهار منتشر شده است
[۴۶] غلامحسین یوسفی، چشمه روشن: دیداری با شاعران، ص ۴۱۷ـ ۴۱۸، تهران ۱۳۶۹ ش.
[۴۷] احمد کریمی حکاک، «پروین اعتصامی، ج۱، ص۲۸۰، شاعری نوآور: تحلیلی از شعر ' جولای خدا،»، مجله ایران شناسی.

بر این اساس، تأکید شده که یکی از ضروریات شناخت پروین اعتصامی تحلیل تطبیق برخی از اشعار او با برخی از مقالات مجله بهار است.
[۴۸] احمد کریمی حکاک، «پروین اعتصامی، ج۱، ص۲۸۴، شاعری نوآور: تحلیلی از شعر ' جولای خدا،»، مجله ایران شناسی.

پروین در دو سه دهه اولِ پس از درگذشتش چندان مورد علاقه و توجه روشنفکران و نوپردازان نبود
[۴۹] محمدعلی اسلامی ندوشن، نوشته‌های بی سرنوشت : «پروین اعتصامی»، ج۱، ص۲۲۷، تهران ۱۳۷۶ش.


مورد بی‌مهری قرار گرفتن پروین

[ویرایش]

در یک کلام می‌توان گفت که پروین واجد خصوصیات الگوی مورد نظر شاعران روشنفکر این دوران از یک زن شاعر نبود و او در دوران حیات خود از سوی رضاشاه و حکومت او و در دوران بلافاصله پس از مرگ خود، از سوی نوپردازان و روشنفکران مورد بی مهری قرار گرفت.به رغم کم اعتنایی برخی از روشنفکران و نوپردازان، استادان مسلم ادب فارسی، چه آن‌ها که با پروین معاصر بوده و چه آنان که پس از وی آمده‌اند، همگان پروین را شاعری بزرگ و از درجه اول دانسته‌اند.
از استادان متقدم، حاج سیدنصرالله تقوی گواهی داده است که پروین «از خردسالگی بدون خستگی» در جلسات اهل فضل و ادب که در منزل پدرش تشکیل می‌شد حضور می‌یافت و «با عطش خارج از حوصله کودکان» به گفتار آنان گوش می‌داد و «اولین شعرش را در هفت سالگی ساخت...
قطعه‌ای از اشعاری که اعتصام الملک از زبان فرانسه ترجمه کرده بود، پروین آن را به شیوه انوری در زبان فارسی به شعر درآورد».
[۵۰] فرشته داوران، «شعر ' غیرشخصی، ج۱، ص۲۹۲، پروین اعتصامی»، مجله ایران شناسی، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۶۸).


تمجید بهار از پروین

[ویرایش]

بهار
[۵۱] محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۵، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
به تمام معنی او را ستوده و ادعا کرده است که «شاعری از جنس زن که دارای این قریحه و استعداد باشد و با این توانایی و طی مقدمات تتبع و تحقیق، اشعاری چنین نغز و نیکو بسراید، از نوادر محسوب و جای بسی تعجب و شایسته هزاران تحسین و تمجید است».
وی سپس مثال‌هایی از شعر پروین نام برده (لطف حق، کعبه دل، گوهر اشک، روح آزاد، دیده و دل، دریای نور، ذره، جولای خدا و...) و هریک را «برهان آشکار بلاغت و سخندانی او» و برای آن‌که وی را «در بارگاه شعر و ادبیات حقیقی جایگاهی عالی و ارجمند بخشد» کافی دانسته است.

دیدگاه قزوینی درباره پروین

[ویرایش]

قزوینی
[۵۲] محمد قزوینی، مقالات علاّ مه قزوینی، ج۴، ص۹۹۹، گردآورنده عبدالکریم جربزه دار، تهران ۱۳۶۲ـ۱۳۶۶ش.
او را «ملکة النساء الشواعر» خوانده که «به سرودن چنین اشعاری در درجه اول از فصاحت و سلاست و متانت که لفظاً و فکراً با بهترین قصاید اساتید و مخصوصاً ناصرخسرو دم برابری می‌زند، موفق گشته است».
[۵۳] محمد قزوینی، مقالات علاّ مه قزوینی، ج۴، ص۱۰۰۳، گردآورنده عبدالکریم جربزه دار، تهران ۱۳۶۲ـ۱۳۶۶ش.

شهریار نیز در دو شعر جداگانه او را ستوده است.
[۵۴] محمدحسین شهریار، دیوان، ج۱، ص۷۲۲، تهران ۱۳۷۱ش.
[۵۵] رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۳۱۶ ـ ۳۲۵، تهران ۱۳۷۸ش.

سعید نفیسی
[۵۶] سعید نفیسی، «پروین اعتصامی»، ج۱، ص۹۸ ـ ۱۰۴، پیام نو، سال ۱، ش ۲ (شهریور ۱۳۲۳).
[۵۷] غلامحسین یوسفی غلامحسین یوسفی، چشمه روشن: دیداری با شاعران، ص ۴۱۳ ـ ۴۲۴، تهران ۱۳۶۹ ش.
و زرین کوب
[۵۸] عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حُلّه: مجموعه نقد ادبی، ج۱، ص۳۶۳ـ ۳۷۲، تهران ۱۳۷۰ش.
و اسلامی ندوشن
[۵۹] محمدعلی اسلامی ندوشن، نوشته‌های بی سرنوشت : «پروین اعتصامی»، ج۱، ص۲۲۷ـ۲۳۰، تهران ۱۳۷۶ش.
نیز همه او را شاعری ارجمند و بلندمرتبه دانسته‌اند.

مورد اعتناء قرار گرفتن پروین

[ویرایش]

در بیست سال اخیر، شعر پروین بیش از گذشته محل اعتنا و ارزیابی و تحلیل واقع شده و نویسندگانی بر پایه اسلوب‌های نقد جدید، اندیشه و سبک او را نقد کرده‌اند
[۶۰] احمد کریمی حکاک، «پروین اعتصامی، شاعری نوآور: تحلیلی از شعر ' جولای خدا،»، ج۱، ص۲۶۴ـ۲۸۴، مجله ایران شناسی.
و برخی دیگر در مقالاتی مفصل و عالمانه اندیشه و سبک او را با توجه به اوضاع و احوال تاریخی و اجتماعی زمانه او ارزیابی کرده‌اند و او را بدرستی شاعری با ایمان و نجیب و مبلّغ حرمت و عزت انسانی دانسته‌اند
[۶۱] حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۲ـ۲۳۹، مجله ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.
و بعضی نیز خواسته‌اند با استفاده از روانشناسی، شخصیت و منش پروین را تحت تأثیر دلبستگی شدید وی به پدرش تفسیر و توجیه کنند و آنچه را که دیگران عموماً تکیه گاه و نقطه قوت شخصیت پروین دانسته‌اند نقطه ضعف او معرفی کنند.
[۶۲] فرشته داوران، «شعر ' غیرشخصی، پروین اعتصامی»، ج۱، ص۲۸۵ ـ ۳۰۹، مجله ایران شناسی، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۶۸).

اکنون با آن‌که هنوز حتی یک قرن از ولادت پروین نگذشته، وی شهرت و جایگاهی والا در عالم شعر فارسی پیدا کرده است.
در ایران، قبل از پروین مردم چنین نامی را برای فرزندان خود انتخاب نمی‌کردند و حتی در اوایل ظهور پروین عده ای تصور می‌کردند پروین نام یک مرد است.
[۶۳] پروین اعتصامی، دیوان قصائد و مثنویات و تمثیلات و مقطّعات خانم پروین اعتصامی، ص ۲۶۸، تهران ۱۳۳۳ش.
.
با این حال، امروزه این نام از چنان پذیرش و اعتباری برخودار است که در میان نام‌های زنان معاصر ایران، از حیث فراوانی، در ردیف پنجم قرار دارد.
[۶۴] عبدالکریم بهنیا، پژوهشی در نامهای ایرانیان معاصر، ج۱، ص۳۳، اهواز ۱۳۶۳ش.


جایگاه شعر پروین در کتب درسی

[ویرایش]

شعر پروین در همه دوره‌های تحصیلی جای خود را در کتاب‌های درسی تثبیت کرده و تعدادی از ابیات او به صورت مَثل سائر درآمده و نویسندگان و گویندگان و حتی روحانیان و خطبای مذهبی در بیان مقاصد خود از اشعار او استفاده می‌کنند.
[۶۵] مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی ع از دیدگاه فلسفه تاریخ، ج۱، ص۷۷ ـ ۷۸، تهران ۱۳۶۷ش.

تعداد مدرسه‌ها و گذرگاه‌هایی که در سراسر ایران به نام او نام‌گذاری شده، از شمار بیرون است و در سال‌های اخیر از دیوان او هرساله چندین چاپ به بازار نشر روانه می‌شود و با استقبال خوانندگان روبرو می‌گردد.
این همه نشانه آن است که ستاره اقبال پروین، که در حیات او درخششی در خور قدر وی نداشت، پس از وی روی در بلندی و درخشندگی دارد.

فهرست منابع

[ویرایش]

(۱) یحیی آرین پور، از صبا تا نیما، : از نیما تا روزگار ما، تهران ۱۳۷۴ ش.
(۲) عبدالحسین آیتی، کتاب کشف الحیل، تهران ۱۳۲۶ش.
(۳) م اسحاق، «پروین اعتصامی»، در ادبیات نوین ایران: از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی، ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تهران ۱۳۶۳ش.
(۴) محمدعلی اسلامی ندوشن، نوشته‌های بی سرنوشت : «پروین اعتصامی»، تهران ۱۳۷۶ش.
(۵) ابوالفتح اعتصامی، «پاسخ به مقالات مجلّه روشنفکر راجع به پروین اعتصامی»، در مجموعه مقالات و قطعات اشعار که بمناسبت درگذشت و اولین سال وفات خانم پروین اعتصامی نوشته و سروده شده است، تهران ۱۳۵۳ش.
(۶) ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، در مجموعه مقالات.
(۷) پروین اعتصامی، دیوان قصائد و مثنویات و تمثیلات و مقطّعات خانم پروین اعتصامی، تهران ۱۳۳۳ش.
(۸) یوسف اعتصامی، «یادداشت‌های پدرِ شاعر»، در مجموعه مقالات.
(۹) محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
(۱۰) عبدالکریم بهنیا، پژوهشی در نام‌های ایرانیان معاصر، اهواز ۱۳۶۳ش.
(۱۱) محمد پروین گنابادی، «پروین گنابادی: خادم زبان و ادب فارسی» (مصاحبه)، کتاب امروز (بهار ۱۳۵۲).
(۱۲) رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، تهران ۱۳۷۸ش.
(۱۳) علی خاقانی، شعراءالغریّ، نجف ۱۳۷۳/۱۹۵۴، چاپ افست قم ۱۴۰۸.
(۱۴) فرشته داوران، «شعر ' غیرشخصی، پروین اعتصامی»، مجله ایران شناسی، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۶۸).
(۱۵) حمید دباشی، «شعر، سیاست و اخلاق: ارمغان پروین اعتصامی به شعر معاصر فارسی»، مجله ایران شناسی.
(۱۶) محمد دبیر سیاقی، «پروین اعتصامی و کتاب تهمتِ شاعری بر ما مپسند»، کلک، ش ۸۵ ـ ۸۸ (فروردین ـ تیر۱۳۷۶).
(۱۷) ولی الله درودیان، درجستجوی سرچشمه‌های الهام شاعران و دو مقاله دیگر، تهران ۱۳۶۹ش.
(۱۸) صدیقه دولت آبادی، «نامه کانون بانوان»، در مجموعه مقالات.
(۱۹) علی اکبر دهخدا، لغت نامه، زیر نظر محمد معین، تهران ۱۳۲۵ـ ۱۳۵۹ش.
(۲۰) محمد دیهیم، مجموعه گل‌ها، یا، تذکره بانوان شاعره ایران: از پروین اعتصامی تا امروز، تبریز ۱۳۷۲ش.
(۲۱) عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حُلّه: مجموعه نقد ادبی، تهران ۱۳۷۰ش.
(۲۲) محمدحسین شهریار، دیوان، تهران ۱۳۷۱ش.
(۲۳) محمدعلی عبرت نائینی، تذکره مدینه الادب، چاپ عکسی تهران ۱۳۷۶ش.
(۲۴) محمدرضا قانون پرور، «دنیای آرمانی پروین اعتصامی»، مجله ایران شناسی.
(۲۵) محمد قزوینی، مقالات علاّ مه قزوینی، گردآورنده عبدالکریم جربزه دار، تهران ۱۳۶۲ـ۱۳۶۶ش.
(۲۶) احمد کریمی حکاک، «پروین اعتصامی، شاعری نوآور: تحلیلی از شعر ' جولای خدا،»، مجله ایران شناسی.
(۲۷) جلال الدین کزازی، «پروین و دهخدا»، در یادمان پروین: بمناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت پروین اعتصامی، گردآورنده محمود طباطبایی اردکانی، تهران ۱۳۷۶ش.
(۲۸) فضل الله گرکانی، تهمت شاعری: تحقیقی در احوال و پژوهشی در دیوان اشعار پروین اعتصامی، تهران ۱۳۵۶ش.
(۲۹) جلال متینی، «چند کلمه درباره پروین اعتصامی»، مجله ایران شناسی.
(۳۰) مجموعه مقالات و قطعات اشعار که بمناسبت درگذشت و اولین سال وفات خانم پروین اعتصامی نوشته و سروده شده است، تهران ۱۳۵۳ش.
(۳۱) سرور مهکامه محصّص، «مقاله و قطعه خانم مُحصّص»، در مجموعه مقالات.
(۳۲) مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی ع از دیدگاه فلسفه تاریخ، تهران ۱۳۶۷ش.
(۳۳) حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، مجله ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.
(۳۴) سعید نفیسی، «پروین اعتصامی»، پیام نو، سال ۱، ش ۲ (شهریور ۱۳۲۳).
(۳۵) غلامحسین یوسفی، چشمه روشن: دیداری با شاعران، تهران ۱۳۶۹ ش.

پانویس

[ویرایش]
 
۱. ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶، در مجموعه مقالات.
۲. محمد پروین گنابادی، «پروین گنابادی: خادم زبان و ادب فارسی» (مصاحبه)، ج۱، ص۳، کتاب امروز (بهار ۱۳۵۲).
۳. رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۴۲۲، تهران ۱۳۷۸ش.
۴. رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۴۲۲، تهران ۱۳۷۸ش.
۵. محمد دیهیم، مجموعه گل‌ها، ج۱، ص۱۳، یا، تذکره بانوان شاعره ایران: از پروین اعتصامی تا امروز، تبریز ۱۳۷۲ش.
۶. ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶، در مجموعه مقالات.
۷. ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶، در مجموعه مقالات.
۸. ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، در مجموعه مقالات، ص ۷.
۹. ابوالفتح اعتصامی، «پاسخ به مقالات مجلّه روشنفکر راجع به پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶۵، در مجموعه مقالات و قطعات اشعار که بمناسبت درگذشت و اولین سال وفات خانم پروین اعتصامی نوشته و سروده شده است، تهران ۱۳۵۳ش.
۱۰. ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۶۵، در مجموعه مقالات.
۱۱. رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۴۲۳، تهران ۱۳۷۸ش.
۱۲. ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۷ـ ۸، در مجموعه مقالات.
۱۳. جلال متینی، «چند کلمه درباره پروین اعتصامی»، ج۱، ص۲۰۸، مجله ایران شناسی، همان.
۱۴. سرور مهکامه محصّص، «مقاله و قطعه خانم مُحصّص»، ج۱، ص۳۰، در مجموعه مقالات.
۱۵. م اسحاق، «پروین اعتصامی»، ج۱، ص۱۷۷، در ادبیات نوین ایران: از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی، ترجمه و تدوین یعقوب آژند، تهران ۱۳۶۳ش.
۱۶. ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۷، در مجموعه مقالات.
۱۷. حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۷، مجله ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.
۱۸. ابوالفتح اعتصامی، «تاریخچه زندگانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۷، در مجموعه مقالات.
۱۹. صدیقه دولت آبادی، «نامه کانون بانوان»، ج۱، ص۶۱، در مجموعة مقالات.
۲۰. رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۴۲۴، تهران ۱۳۷۸ش.
۲۱. علی خاقانی، شعراءالغریّ، ج۱۱، ص۵۱ ـ ۵۲، نجف ۱۳۷۳/۱۹۵۴، چاپ افست قم ۱۴۰۸.
۲۲. علی خاقانی، شعراءالغریّ، ج۱، ص۳۳ ـ ۳۵، نجف ۱۳۷۳/۱۹۵۴، چاپ افست قم ۱۴۰۸.
۲۳. حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۶، مجلة ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.
۲۴. فضل الله گرکانی، تهمت شاعری: تحقیقی در احوال و پژوهشی در دیوان اشعار پروین اعتصامی، تهران ۱۳۵۶ش.
۲۵. یحیی آرین پور، از صبا تا نیما، ج۳، ص۵۴۴، ج ۳: از نیما تا روزگار ما، تهران ۱۳۷۴ ش.
۲۶. محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۰ ـ ۲۱۱، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
۲۷. پروین اعتصامی، دیوان قصائد و مثنویات و تمثیلات و مقطّعات خانم پروین اعتصامی، قصاید ۱و ۵و ۶و ۱۰و ۱۱، تهران ۱۳۳۳ش.
۲۸. محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۰ ـ ۲۱۱، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
۲۹. یوسف اعتصامی، «یادداشت‌های پدرِ شاعر»، ج۱، ص۱۵، در مجموعه مقالات.
۳۰. محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۲، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
۳۱. عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حُلّه: مجموعه نقد ادبی، ج۱، ص۳۷۰ ـ ۳۷۱، تهران ۱۳۷۰ش.
۳۲. حمید دباشی، «شعر، سیاست و اخلاق: ارمغان پروین اعتصامی به شعر معاصر فارسی»، ج۱، ص۲۵۱ـ۲۵۲، مجله ایران شناسی.
۳۳. حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۵، مجله ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.
۳۴. حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۷ ـ ۲۱۸، مجله ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.
۳۵. حمید دباشی، «شعر، سیاست و اخلاق: ارمغان پروین اعتصامی به شعر معاصر فارسی»، ج۱، ص۲۴۰ـ۲۶۳، مجله ایران شناسی.
۳۶. محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۵، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
۳۷. محمدرضا قانون پرور، «دنیای آرمانی پروین اعتصامی»، ج۱، ص۳۱۰، مجله ایران شناسی.
۳۸. عبدالحسین آیتی، کتاب کشف الحیل، ج۲، ص۶۸، تهران ۱۳۲۶ش.
۳۹. محمد دبیر سیاقی، «پروین اعتصامی و کتاب تهمتِ شاعری بر ما مپسند»، ص ۱۸۶ ـ ۱۸۹، کلک، ش ۸۵ ـ ۸۸ (فروردین ـ تیر۱۳۷۶).
۴۰. جلال الدین کزازی، «پروین و دهخدا»، ج۱، ص۱۰۶ ـ ۱۱۰، در یادمان پروین: بمناسبت پنجاهمین سالگرد درگذشت پروین اعتصامی، گردآورنده محمود طباطبایی اردکانی، تهران ۱۳۷۶ش.
۴۱. محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۲، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
۴۲. عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حُلّه: مجموعه نقد ادبی، ج۱، ص۳۶۶ ـ ۳۶۷، تهران ۱۳۷۰ش.
۴۳. ولی الله درودیان، درجستجوی سرچشمه های الهام شاعران و دو مقاله دیگر، ج۱، ص۱۰ ـ ۱۴، تهران ۱۳۶۹ش.
۴۴. عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حُلّه: مجموعه نقد ادبی، ج۱، ص۳۶۷، تهران ۱۳۷۰ش.
۴۵. غلامحسین یوسفی، چشمه روشن: دیداری با شاعران، ص ۴۱۷ـ ۴۱۸، تهران ۱۳۶۹ ش.
۴۶. غلامحسین یوسفی، چشمه روشن: دیداری با شاعران، ص ۴۱۷ـ ۴۱۸، تهران ۱۳۶۹ ش.
۴۷. احمد کریمی حکاک، «پروین اعتصامی، ج۱، ص۲۸۰، شاعری نوآور: تحلیلی از شعر ' جولای خدا،»، مجله ایران شناسی.
۴۸. احمد کریمی حکاک، «پروین اعتصامی، ج۱، ص۲۸۴، شاعری نوآور: تحلیلی از شعر ' جولای خدا،»، مجله ایران شناسی.
۴۹. محمدعلی اسلامی ندوشن، نوشته‌های بی سرنوشت : «پروین اعتصامی»، ج۱، ص۲۲۷، تهران ۱۳۷۶ش.
۵۰. فرشته داوران، «شعر ' غیرشخصی، ج۱، ص۲۹۲، پروین اعتصامی»، مجله ایران شناسی، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۶۸).
۵۱. محمدتقی بهار، بهار و ادب فارسی، ج۱، ص۲۱۵، چاپ محمد گلبن، تهران ۱۳۵۱ش.
۵۲. محمد قزوینی، مقالات علاّ مه قزوینی، ج۴، ص۹۹۹، گردآورنده عبدالکریم جربزه دار، تهران ۱۳۶۲ـ۱۳۶۶ش.
۵۳. محمد قزوینی، مقالات علاّ مه قزوینی، ج۴، ص۱۰۰۳، گردآورنده عبدالکریم جربزه دار، تهران ۱۳۶۲ـ۱۳۶۶ش.
۵۴. محمدحسین شهریار، دیوان، ج۱، ص۷۲۲، تهران ۱۳۷۱ش.
۵۵. رحیم چاوش اکبری، حکیم بانوی شعر فارسی: زندگی و شعر پروین اعتصامی، ج۱، ص۳۱۶ ـ ۳۲۵، تهران ۱۳۷۸ش.
۵۶. سعید نفیسی، «پروین اعتصامی»، ج۱، ص۹۸ ـ ۱۰۴، پیام نو، سال ۱، ش ۲ (شهریور ۱۳۲۳).
۵۷. غلامحسین یوسفی غلامحسین یوسفی، چشمه روشن: دیداری با شاعران، ص ۴۱۳ ـ ۴۲۴، تهران ۱۳۶۹ ش.
۵۸. عبدالحسین زرین کوب، با کاروان حُلّه: مجموعه نقد ادبی، ج۱، ص۳۶۳ـ ۳۷۲، تهران ۱۳۷۰ش.
۵۹. محمدعلی اسلامی ندوشن، نوشته‌های بی سرنوشت : «پروین اعتصامی»، ج۱، ص۲۲۷ـ۲۳۰، تهران ۱۳۷۶ش.
۶۰. احمد کریمی حکاک، «پروین اعتصامی، شاعری نوآور: تحلیلی از شعر ' جولای خدا،»، ج۱، ص۲۶۴ـ۲۸۴، مجله ایران شناسی.
۶۱. حشمت مؤید، «جایگاه پروین اعتصامی در شعر فارسی»، ج۱، ص۲۱۲ـ۲۳۹، مجله ایران شناسی، تهران ۱۳۶۷ش.
۶۲. فرشته داوران، «شعر ' غیرشخصی، پروین اعتصامی»، ج۱، ص۲۸۵ ـ ۳۰۹، مجله ایران شناسی، سال ۱، ش ۲ (تابستان ۱۳۶۸).
۶۳. پروین اعتصامی، دیوان قصائد و مثنویات و تمثیلات و مقطّعات خانم پروین اعتصامی، ص ۲۶۸، تهران ۱۳۳۳ش.
۶۴. عبدالکریم بهنیا، پژوهشی در نامهای ایرانیان معاصر، ج۱، ص۳۳، اهواز ۱۳۶۳ش.
۶۵. مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی ع از دیدگاه فلسفه تاریخ، ج۱، ص۷۷ ـ ۷۸، تهران ۱۳۶۷ش.


منبع

[ویرایش]

دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «پروین اعتصامی»، شماره۲۷۳۵.    



جعبه ابزار