‌صحابه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است. به همین جهت صحابه در طریق ارسال پیام دین واقع می‌شوند.
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
با توجه به تبعیت از مکتب به هر صحابی و گفته‌هایش از
رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبد اللّه صلّى‌اللّه‌علیه‌وآله می‌باشد و از وجود مبارک آن حضرت در بابهاى طهارت، صلاة، صوم، حج، نکاح وحدود سخن رفته است
اعتماد نمی‌کند. اما در یک دیدگاه افراطی به دلیل نقص در مبانی اعتقادی، عده‌ای قائل به
عدالتعدالت، یعنی نهادن هر چیزی به جای خود و لفظی است که با معنایی وسیع در کلیه شؤون آدمی حضور مؤثر دارد
تمام صحابه شده‌اند. قبل از بیان این احکام باید به موضوع بحث یعنی صحابی پرداخت که در این مقاله به آن می‌پردازیم.


معنی لغوی صحابه



اصحاب و صحابی از مشتقات صحب، یصحب می‌باشند و مصدر آن صحبة است. صحابه به معنی اصحاب است و به لحاظ استعمال در موارد گوناگون چون یار و یاور و همنشین و رفیق و پیرو و مطیع بکار می‌رود. قیدی که در معنی لغوی این کلمه است، کثرت همنشینی است و به همین دلیل صرف دیدار و همنشینی به مصاحبت منجر نمی‌شود.
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و و هم‌کیش و یا هم‌شان بودن و... در معنی لغوی وجود ندارد به همین دلیل
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
و
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
در معنی لغوی می‌توانند با هم مصاحبت داشته باشند.

← مشتقات صحب در قرآن


مشتقات کلمه صحب در بکار رفته چون اصحاب، اصحابهم، صاحبته، صاحبکم، صاحبة، صاحبه، صاحبی، صاحبهما، صاحبهم و.... . که در همان معنی لغوی بکار رفته که مراد از آن گاهی
پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)پیامبر اسلام حضرت محمد بن عبد اللّه صلّى‌اللّه‌علیه‌وآله می‌باشد و از وجود مبارک آن حضرت در بابهاى طهارت، صلاة، صوم، حج، نکاح وحدود سخن رفته است
و گاهی در مورد
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و فرزندش می‌باشد که در اعتقاد با هم اختلاف دارند و همچنین گاهی مراد قوم کافر و یا دو کافر است و یا بر اهل بهشت یا
جهنمجهنم جایگاه کافران و منافقان در عالم آخرت است و از آن به مناسبت در باب هایی نظیر طهارت و صلاة، سخن گفته‌اند
و گاهی مراد همنشین پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است. (
سوره توبهسوره توبه، نهمین سورۀ قرآن کریم، دارای ۱۶ واحد موضوعی (رکوع)، ۱۲۹ (یا ۱۳۰) آیه، ۴۹۷‘۲ کلمه و ۷۸۷‘۱۰ حرف می‌باشد
: و اصحاب مدین و المؤتفکات اتتهم رسلهم بالبینات و
سوره یونسسوره یونس سوره دهم قرآن کریم است، که اشاره به داستان قوم حضرت یونس علیه‌السّلام است
: اولئک اصحاب الجنة هم فیها خالدون -- اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون و
سوره معارجسوره معارج، هفتادمین سوره قرآن بوده و نام دیگر آن سوره سأل است
: و صاحبته و اخیه.) از این استعمالات قرآنی واضح می‌شود که لفظ اصحاب و مشتقات آن به خودی خود دارای معنی ارزشی و معنوی نبوده بلکه از طرفین مصاحبت باید پی به ارزش دار بودن چنین همراهی و ارتباطی پی برد.

معنی اصطلاحی صحابه



از مهمترین مبانی در
عدالتعدالت، یعنی نهادن هر چیزی به جای خود و لفظی است که با معنایی وسیع در کلیه شؤون آدمی حضور مؤثر دارد
صحابه تعریف اصطلاحی این واژه است؛ زیرا این تعریف موضوع برای حکم به عدالت نزد
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
است. اینک به تعاریف مختلفی که از سوی عالمان اهل سنت برای صحابه شده اشاره می‌کنیم.

صحابه در عرف



صحابه (به كسر صاد و فتح آن) جمع صاحب به معنای یار و در اصطلاح این فن، كسی را گویند كه پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را در حال
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
دیدار كرده باشد و صحابی منسوب به آن است (الصحابی من لقی النبی صلی الله علیه وآله وسلم مؤمناً به و مات علی الایمان) ولی عرفاً صحابی به كسی می گویند كه مدت مصاحبتش زیاد باشد (لكن العرف یخصص هذا الاسم بمن كثرت صحبته)
[۷] جزری، ابن اثیر، علی بن محمد، جامع الاصول، ج۱، ص۷۴.


نظر مشهور در مورد صحابه



به دلیل وابستگی کامل
علم حدیثعلم الحدیث، علمی است که به وسیله آن قول و فعل و تقریر معصوم شناخته می‌شود
به اسناد و طرق رسیدن به ، علماء علم حدیث بیشتر به بحث درمورد صحابی و تعریف و شرائط آن پرداخته‌اند از جمله می‌توان به افرادی چون ابن حجر عسقلانی اشاره کرد. ابن حجر عسقلانی در این‌باره می‌گوید: صحیح‌ترین تعریفی که در این‌باره ارائه شده این است: صحابی کسی است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را ملاقات کرده باشد در حالی که به او ایمان داشته و بر بمیرد. قید اسلام برای اینکه ما شخصی را صحابی بدانیم لازم است و به همین دلیل کسی که
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
نباشد ولی با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مصاحبت داشته باشد به او صحابی اطلاق نمی‌شود. این قید فارق بین معنی لغوی و اصطلاحی است؛ زیرا در معنی لغوی قید اسلام وجود ندارد.
با توجه به این تعریف باید بگوییم هر کسی از مسلمانان که به دیدن پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) موفق شده در نظر ابن حجر از صحابه است؛ چرا که فقط این گذاره در این تعریف مورد درک دیگران است و بقیه قیود این تعریف خارج از درک دیگران است. به همین دلیل نظر مشهور اهل سنت در تعریف صحابی فقط مسلمانی است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را دیده باشد.
[۹] طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۷۵ ش، ج۲، ص۹۶.
ابن حجر در ادامه براساس تعریفی که ارائه داده، می‌گوید: به این ترتیب صحابی بر هر کسی که پیامبر را ملاقات کند چه مجالستش طولانی باشد چه نباشد، چه از آن حضرت روایت نقل کند چه نقل نکند، چه با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به
جنگجنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
رفته باشد چه نباشد، چه اینکه فقط پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را دیده باشد بدون اینکه با آن حضرت مجالست داشته باشد و یا حتی به خاطر عارضی مانند نابینائی آن حضرت را ندیده باشد، اطلاق می‌شود. این تعریف که به گستردگی موضوع یعنی عموم صحابه می‌انجامد، مورد تایید
بخاری• بُخاری، ابوالمَثل، از شاعران دوره سامانی در اواسط قرن چهارم است
و
احمد بن حنبلابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل شیبانی مروزی ذهلی بغدادی (۱۶۴-۲۴۱ هـ)، از فقها و محدثان بزرگ اهل‌سنت و از شاگردان امام شافعی و از ائمه چهارگانه اهل‌سنت و پیشوای حنبلیان می‌باشد و بنابر گفته شیخ طوسی از اصحاب امام رضا (علیه‌السّلام) نیز بوده است
و تابعین آنها بوده است و به همین جهت از پایگاه قابل توجهی در اهل سنت برخوردار شده است بطوریکه ما می‌توانیم این نظر را به اهل سنت استناد دهیم.

← گستردگی تعریف مشهور


تعریف مشهور با این گستردگی شامل اطفال (چه اطفالی که خوب و بد را تشخیص بدهند چه تشخیص ندهند) می‌شود و بر طبق تعریف مشهور، باید عموم اطفال را نیز جزء صحابه دانست! با اینکه ادراک و بلوغ عقلی برای کودکان متصور نیست. پس با این تعریف بسیاری از صحابه بنابر نظر مشهور اهل سنت باید کودکانی باشند که به حد ادراک نرسیده‌اند؛ درحالی که حکم بدیهی
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
با آن ناسازگار است. ابن حجر در دفاع از نظر مشهور به دفع این اشکال پرداخته و گفته همه کودکانی که به
سن بلوغیکی از نشانه‌های بلوغ در فقه، رسیدن کودک به سن معینی است که به استناد احادیث معلوم شده است
نرسیده ولی ادراک آنها در حد درک دیدار می‌باشد داخل در تعریف بوده و جزء صحابه می‌شوند!! و کودکانی که به این حد نرسیده‌اند، از حهت روایت نمودن جزء صحابه نمی‌باشند بلکه تابعی هستند اما از این جهت که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ایشان را دیده صحابی هستند!! مساله دیگری که در گستره افراد صحابه می‌تواند تاثیر گذار باشد این است که آیا کسی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را بعد از رحلت آن حضرت دیده باشد، جزء صحابه می‌باشد یا خیر؟ در این رابطه اهل سنت دو نظر متفاوت بیان کرده‌اند که با قبول آن تعداد اصحاب افزایش می‌یابد. البته گستردگی تعریف مشهور محدود به این نمی‌شود بلکه
جنواژه ‌«جن» از دیدگاه قرآن نام یكی از موجودات است و وجود خارجی دارد
و
انساُنس در لغت به معنای آرام و قرار یافتن قلب بر اثر نزدیک شدن به چیزی است المصباح المنیر، احمد فیّومی، ص۲۵
را نیز داخل این تعریف نموده و آنان را نیز جزء صحابه می‌شمرند که با مخالفت با صحابی شمرده شدن جن روبرو شده. اما ابن حزم اندلسی و ابن حجر تعریف را شامل جن نیز می‌دانند!
در مورد
ملائکهملائکه (فرشتگان‏) موجوداتی صاحب عقل و شعور هستند و وظایف گوناگونی بر عهده دارند
نزد اهل سنت اختلاف است که آیا می‌توان آنها را جزء صحابه شمرد یا خیر؟ منشا این اختلاف این است که بین اهل سنت اختلاف است که آیا پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نسبت به ملائکه رسول محسوب می‌شود یا خیر؟ عده‌ای مانند
فخر رازیابو عبدالله محمد بن عمر بن حسین بن حسن بن علی طبرستانی رازی، فقیه شافعی، فیلسوف، پزشک، ریاضیدان و منجم، دانشمند علوم معقول و منقول، معروف به امام فخر، ابن الخطیب و فخر رازی، می‌باشد
در اسرار التنزیل معتقدند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) رسول خدا برای ملائکه نیست در نتیجه نمی‌توانند صحابه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) باشند. اما برخی دیگر چون تقی الدین سبکی رسالت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را شامل ملائکه می‌داند و در نتیجه ملائکه نیز داخل در تعریف صحابه می‌شوند. نکته دیگر در تعریف مشهور این است که عمومیت این تعریف شامل منافقین نیز می‌شود و شاهدش این است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بر
عبدالله بن ابیعبدالله بن ابی از فرمانداران مدینه و ساکن مدینه بود
که از منافقین مشهور بوده اطلاق صحابی نموده. اما مصادیق و افرادی که می‌توان آنها را صحابی دانست تمام مردم
مکهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
و
مدینهمدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
و
حجازحجاز ناحیه‏ای در بخش مرکزی جزیرة العرب است
و... است که لااقل پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را دیده‌اند اما تعداد این افراد بنابر نظر ابوزرعه الرازی بیش از صدهزار می‌باشند که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را دیده و از آن حضرت سخنی شنیده‌اند.

نظرات غیر مشهور در مورد صحابه



نظرات دیگری برای اهل سنت درباره عدالت صحابه وجود دارد که نظرات غیر مشهور محسوب می‌شوند. از جمله می‌توان به نظرات ابوالحسین از علماء نام برد که وی گفته: صحابی کسی است که همنشینی‌اش با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به دلیل تبعیت و دریافت معارف از آن حضرت طولانی شده باشد.
واضح است که این تعریف نسبت به تعریف مشهور اهل سنت شامل عموم مردمی که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را دیده باشند نمی‌شود و به همین دلیل ابن حجر نظر این عالم سنی را شاذ و غیر علمی می‌داند. در ادامه ابن حجر به قول برخی از عالمان اهل سنت اشاره می‌کند که ایشان صحابه را به افرادی اطلاق می‌کنند که یکی از این چهار شرط در آنها وجود داشته باشد:
۱. همنشینی‌اش با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) طولانی باشد.
۲. روایتی از پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را حفظ نموده باشد.
۳. همراهی او با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در جنگ ذکر شده باشد.
۴. در برابر آن حضرت به رسیده باشد.
این قول نیز توسط ابن حجر شاذ معرفی می‌شود. همچنین عده‌ای از عالمان اهل سنت شرط بلوغ و یا همنشینی حتی به مدت کم را شرط نموده‌اند که توسط ابن حجر رد می‌شود. برخی فرق نیز قائل به
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
همه اصحاب شده‌اند که قولی است که
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
و اهل سنت آن را باطل می‌دانند. اما قول دیگری در اهل سنت همانند شیعه این است که جمیع صحابه عادل نبودند؛ مانند تفتازانی، مارزی، ابن العماد الحنبلی و شوکانی و
محمد عبدهمحمد عبده (۱۲۶۶ ه
و برخی شاگردانش. به همین دلیل ابن حاجب گفته است که اکثر قائل به عدالت صحابه هستند.
[۱۸] میلانی، سید علی، نفحات الازهار، بی جا، بی تا، ج۲، ص۶۴.
ابن عماد حنبلی نیز بعد از ذکر شواهدی از وجود صحابه فاسق، می‌گوید: اجماع علماء (اهل سنت) بر اینکه تمام صحابه عادل هستند، با اینکه صحابه فاسق وجود دارند، لطمه نمی‌بیند؛ زیرا مراد ایشان غالب صحابه است و نادری از صحابه که فاسق هستند به حساب نمی‌آیند.
ابن فورک و کیا طبری و از علماء تعریفی ارائه داده‌اند که صحابی فقط شامل افرادی می‌شود که با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) مصاحبت طولانی و از سر
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
داشته باشند؛ بطوریکه از حزب و خدمه آن حضرت شوند.
سعید بن مسیبابومحمد سعید بن مسیب بن حزن بن ابی وهب یکی از فقهای معروف و از بزرگان تابعین در مدینه بود
از بزرگان
تابعینتابعین، افرادی هستند که با یک یا چند تن از صحابه ملاقات یا مصاحبت کرده‌اند
گفته: صحابی به کسانی گفته می‌شود که یک سال یا دو سال با آن حضرت باشد و یا اینکه در یک جنگ و یا دو جنگ با آن حضرت شرکت کرده باشد. (الصحابی من اقام مع رسول الله صلی الله علیه و سلم سنة او سنتین، و غزا معه غزوة او غزوتین) واقدی از اهل علم نقل می‌کند که صحابی کسی است که پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) را دیده باشد و به سن بلوغ رسیده باشد و اسلام آورد و امر را درک کند و به آن راضی شود، این شخص نزد ما از صحابه است و لو یک ساعت از روز چنین اتفاقی رخ دهد. این تعریف با چنین گستردگی که دارد باز برخلاف قول مشهور است؛ زیرا شامل برخی از صحابه در نظر مشهور نمی‌شود.
تا کنون به قول مشهور و غیر مشهور اهل سنت درباره با صحابه آشنا شدیم. ادله عدالت تمام صحابه نزد اهل سنت و نقد آن و دیگر مسائل مربوطه در این‌باره را در مقالات دیگر پیگیری می‌کنیم.

تعداد صحابه



تعداد اصحاب رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) هنگام فوت آن حضرت، یكصد و چهارده هزار نفر بوده كه از آن میان، حدود یكصد هزار نفر از آن جناب استماع
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
كرده‌اند
[۲۳] عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ص۴.
و آخرین كسی كه از آنان در گذشت، «ابو الطفیل عامر ابن واثله» بود كه در سال ۱۱۰ هجری وفات كرده است.

كودكی تعدادی از صحابه



جمعی از صحابه هنگام فوت پیغمبر هنوز دوران كودكی خویش را سپری می كردند، بنابر این، بیشتر اینان از پیغمبر توسط صحابه دیگر آن جناب است؛ زیرا «نوعاً» خود كمتر به فیض استماع
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
از آن حضرت موفق شده اند.

عدالت صحابه



مشهور اهل سنت تمامی اصحاب پیغمبر را عادل می‌دانند، ابن حجر در الاصابه گوید: اتفق اهل السنه علی ان الجمیع عدول. علمای اهل سنت اتفاق نظر در عادل بودن همه‌ی صحابه دارند.

عناوین مرتبط



پیامبر و صحابهیکی از ملاکهای شناخت ایمان صحابه، سنجش ایشان با نظر رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) است؛ چراکه بررسی رفتار صحابه در برابر پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ما را به عدالت داشتن برخی از صحابه و نفاق برخی دیگر رهنمون می‌شود
؛
اسامی قرآنی صحابهاز میان صحابه پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم تنها نام «زید» در قرآن[http://lib
؛
اجماع صحابهاجماع صحابه به اتفاق نظر صحابه پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در امر دینی اطلاق می‌شود
.

پانویس


 
۱. الافریقی المصری، محمد بن مکرم بن منظور، لسان العرب، بیروت، دار صادر، بی تا، ج۱، ص۵۱۹.    
۲. توبه/سوره۹، آیه۷۰.    
۳. یونس/سوره۱۰، آیه۲۶.    
۴. یونس/سوره۱۰، آیه۲۷.    
۵. معارج/سوره۷۰، آیه۱۲.    
۶. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ص۸.    
۷. جزری، ابن اثیر، علی بن محمد، جامع الاصول، ج۱، ص۷۴.
۸. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۱۵۸.    
۹. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تهران، کتابفروشی مرتضوی، ۱۳۷۵ ش، ج۲، ص۹۶.
۱۰. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۱۵۸.    
۱۱. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۸.    
۱۲. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۱۵۹.    
۱۳. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۱۵۸.    
۱۴. کتانی، عبدالحی، نظام الحکومه النبویه، بیروت، دار الارقم بن ابی الارقم، دوم، بی تا، ج۲، ص۲۶۸.    
۱۵. عبادی لحجی، عبدالله بن سعید، منتهی السؤل علی وسائل الوصول الی شمائل الرسول (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم)، جده، دارالمنهاج، سوم، ۱۴۲۶ه ق، ج۱، ص۴۹۷.    
۱۶. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۱۵۹.    
۱۷. میلانی، سید علی، نفحات الازهار، بی جا، بی تا، ج۱، ص۹۰.    
۱۸. میلانی، سید علی، نفحات الازهار، بی جا، بی تا، ج۲، ص۶۴.
۱۹. حنبلی، ابن عماد، شذرات الذهب، بیروت، دمشق، دار ابن کثیر، الاولی، ۱۴۰۶ق، ج۱، ص۲۷۹.    
۲۰. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۷.    
۲۱. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۸.    
۲۲. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، بیروت، دار الکتب العلمیه، اول، ۱۴۱۵، ج۱، ص۸.    
۲۳. عسقلانی، ابن حجر، الاصابه فی تمییز الصحابه، ص۴.


منبع



سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «صحابه» تاریخ بازیابی ۹۵/۰۱/۲۱.     سایت اندیشه قم    



جعبه ابزار