• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

برتنگی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



بَرْتَنْگی، یکی از زبان‌های گروه شُغْنی یا شغنی ـ روشانیِ ایرانی شرقی پامیر می‌باشد.



از زبان‌های دیگر این گروه عبارتاند از: شغنی، بَجویی، روشانی، خوفی، اُروشوری و سَرِقولی.


در منطقه یا ایالت خودمختارِ گُرنوـ بدخشان در تاجیکستان در بخش میانة درّة برتنگ (یعنی بارـ تانگ، لفظاً به معنای «تَنگِ بالا»)
[۱] D. I. Edel'man, "Geograf â cheskie azvaniya Pamira", in Strany i narody vostoka ۱۶, Moscow ۱۹۷۵, ص۴۴.
که از مشرق به درّة رود پَنْج (آمو دریا) میپیوندد، و سابقاً یکی از بخش‌های بسیار فقیر و دور از دسترس پامیر بود، مردم به برتنگی سخن می‌گویند و شمار آنان در ۱۳۱۱ ش/۱۹۳۲، ۰۰۰، ۲ تن گزارش شده است.
[۲] idem، II Zarubin, Bartangskie i rushanskie teksty i slovar ', Moscow and Leningrad ۱۹۳۷، ج۱، ص۴.
دو گویش برتنگی، که اختلاف‌شان فقط در جزئیات است
[۳] idemV S Sokolova, AL Gryunberg, Bartangskie teksty i slovar ',Moscow and Leningrad ۱۹۶۰، ج۱، ص۱.
بَسِدی و سِپُنجی است
[۴] Dodykhudoev, "Die Pamir-Sprachen. Zum problem der Konvergenz", Mitteilungen des Instituts ۱۹۷۶، ص ۱۴۳.
کَرَمْخُدایف
[۵] N Karamkhudoev, Bartangski i § yazyk Fonetika i morfologiya, Dushanbe ۱۹۷۳.
و ادلمان
[۶] D. I. Edel'man, "Geograf â cheskie azvaniya Pamira", in Strany i narody vostoka ۱۶, Moscow ۱۹۷۵, ص ۵۰.
نام‌های روستاهای دیگر برتنگ را ذکر کرده‌اند. در بخش بالای درّة برتنگ، به زبان اروشوری سخن گفته می‌شود. برتنگی ادبیات مکتوب ندارد، و زبان آموزش و رسانه‌های گروهی، تاجیکی یا روسی است.


ایران‌شناسان تا ۱۳۳۳/۱۹۱۴ برتنگی را نمی‌شناختند. نخستین مواد این زبان را گتییو و زاروبین گرد آوردند.
[۷] II Zarubin, "Materialy i zametki po etnograf â i gronykh tadzhikov," in Sbornik Muzeya Antropologii i Etnogrf i i imeni Petra Velikago, V , Petrograd ۱۹۱۸, ۹۷،۱۴۸.
گتییو یافته‌های جدید خود را به جای برتنگی «گویش‌های روشانی غربی» خواند. سکولد از این موضوع انتقاد کرد.
[۸] R. Gauthiot, "De la rإduction de la flexion nominale en iranien" Mإmoires de la sociإtإ linguistique de Paris , ۲۰ (۱۹۱۶) , ۶۱،۷۰.
[۹] ، Istoriya izucheniya bespis' mennykh iranskikh yazykov,'' in Ocherki po istorii izucheniya iranskikh yazykov, Moscow ۱۹۶۲, ۱۱۸ ff، V S Sokolova, AL Gryunberg,،، Istoriya izucheniya bespis' mennykh iranskikh yazykov,'' in Ocherki po istorii izucheniya iranskikh yazykov, Moscow ۱۹۶۲, ۱۱۸ ff.
نخستین متن به زبان برتنگی را، که نمونه‌ای از اشعار عامیانه بود، زاروبین در ۱۳۰۳ ش/۱۹۲۴ منتشر کرد. مجموع متن‌های مکتوب موجود و در دسترس هنوز محدود است
[۱۰] idem، II Zarubin, Bartangskie i rushanskie teksty i slovar ', Moscow and Leningrad ۱۹۳۷.
[۱۱] V. S. Sokolova, Ocherki po fonetike iranskikh yazykov â â , Moscow and Leningrad ۱۹۵۳.
[۱۲] idemV S Sokolova, AL Gryunberg, Bartangskie teksty i slovar ',Moscow and Leningrad ۱۹۶۰.
سکولد فهرست‌های تطبیقی از واژه‌ها فراهم کرده است. برخی واژه‌های برتنگی در تألیف نژاد شناختی عظیمِ آندریف
[۱۳] MS Andreev, Tadzhiki doliny Khuf, Stalinabad ۱۹۵۳-۱۹۵۸.
و در اشارات پراکندهای در آثار دانشمندان شوروی (سابق) درباره زبان‌های پامیر یافت می‌شود. مفصّل‌ترین دستور توصیفی زبان برتنگی کارِ کرمخُدایف است. این دستور زبان به خط سیریلی انطباق یافته‌ای نوشته شده و حاوی جمله‌های محاوره‌ای و نیز مقدار دیگری متن است.


برخی از ویژگی‌های برجسته برتنگی را در تألیفات راجع به زبان‌های ایرانی شرقی و زبان‌های پامیر یا در کتاب‌نگاری‌های توصیفی مهم، ذکر یا درباره آن‌ها بحث کرده‌اند
[۱۴] G. Morgenstierne, "Neu-iranische Sprachen," H. O , I, IV/۱ (۱۹۵۸) , ۱۵۵-۱۷۸.
[۱۵] VA Livshits, "Iranskie yazyki narodov Sredne § â Azii," in Narody Azii i kazakhstana I , Moscow ۱۹۶۲، ۱۳۱-۱۵۸.
[۱۶] N Pakhalina, Pamirskie yazyki , Mosc۱۹۶۹.
[۱۷] idem, "Sravnitel'ny § â obzor pamirskikh yazykov," in Strany i narody vostoka ۱۶, Moscow ۱۹۷۵, ۲۲۲،۲۵۰. J. R. Payne, "The decay of ergativity in Pamir languages," Lingua , ۵۱ (۱۹۸۰) , ۱۴۷،۱۸۶
[۱۸] G. Redard, ``Other Iranian languages,'' Current trends in linguistics , VI (۱۹۷۰) , ۱۰۳ ff
[۱۹] R. Kh. Dodykhudoev, "Die Pamir،Sprachen. Zum problem der Konvergenz", Mitteilungen des Instituts fدr Orientforschung ۱۷, ۱۹۷۱،۱۹۲۷, ۴۶۳،۴۷۰؛
[۲۰] Y M Oranski § â , Die neuiranischen Sprachen der Sowjet،Union , tr from Russian by W Winter, The Hague ۱۹۷۵.
[۲۱] idem, Iranskie yazyki v istoricheskom osveshehenii , Moscow, ۱۹۷۹
[۲۲] D. I. Edel'man, V. S. Rastorgueva, et al. , Opyt istoriko، tipologicheskogo issledovaniya iranskikh yazykov, Moscow ۱۹۷۵؛
[۲۳] D. I. Edel'man, V. A. Ef â mov, ``Novoiranskie yazyki. Vostochnaya gruppa,'' in Yazyki Azii i Afriki. Indoevrope i § skie yazyki â â , Moscow ۱۹۷۸, ۱۹۸،۲۵۳
. در گروه شغنی، برتنگی از همه بیش‌تر به اروشوری نزدیک است. برخی اختلاف‌های دستوری و واژگانی برتنگی را از روشانی جدا می‌سازد.
[۲۴] idemV S Sokolova, AL Gryunberg, Bartangskie teksty i slovar ',Moscow and Leningrad ۱۹۶۰، ج۱، ص۴.
مع‌ذلک، روی‌هم‌رفته برتنگی به روشانی نزدیکتر است تا به شغنی، بویژه از لحاظ دستگاه واکه‌ها؛ واجه‌ای واکه‌ای برتنگی اینهاست: i، ¦ i، ¦ e، خ، a، ¦ a، o، u و ¦
[۲۵] u V. S. Sokolova, Ocherki po fonetike iranskikh yazykov â â , Moscow and Leningrad ۱۹۵۳، ص ۱۲۸.
واکه «میانیِ گِرد شده» خ (که از لحاظ آوایی، بلند/کشیده است) مخصوصِ برتنگی و اروشوری است. دستگاه همخوان‌ها در همه زبان‌های گروه شغنی یکی است: بَندِشی‌ها (p، b، t، d، k، g، q)؛ سایشیها (f، v، A، § x، § Y، x، y، h)؛ بَرسوده‌ها (یا بندشی ـ سایشیها) (c = ts، j = dz، § c، § J)؛ صَفیریها (s، z، § s، § z)؛ واکهگونها (w، y، m، n، r، l؛ w گاهی به صورت واج‌گونه b در می‌آید)
[۲۶] V. S. Sokolova, Ocherki po fonetike iranskikh yazykov â â , Moscow and Leningrad ۱۹۵۳، ص ۱۵۸.



منشأ یا ریشه بخش بزرگی از واژگان زبان‌های گروه شغنی نامعلوم یا نامسلّم است. مجموعه‌هایی از ریشه‌های این واژگان وجود دارد، مثلاً در سکلوا (۱۹۶۷)، ولی جدیدترین اثر اِستانده (استاندارد) ریشه‌شناسی از آنِ مرگنستیرنه
[۲۷] GMorgenstierne, Etymological vocabulary of the Shughni group, Wiesbaden ۱۹۷۴.
است.
از حیث سازه‌شناسی (صَرف)، زبان‌های گروه شغنی فقط در برخی جزئیاتِ کم‌اهمیّت اختلاف دارند. وظیفه نقشِ نماهای نحوی باستانی را اکنون «حروف اضافه» و «پیواژها» انجام می‌دهند. تمایز «نقشنماها» به ضمایر منحصر شده است (مثلاً ضمایر فاعلی و مفعولی).
تصریف افعال مبتنی بر دو سِتاک (یا ریشه) است: ستاک مضارع (از مضارع ایرانی باستان) و ستاک ماضی (از «اسم مفعول» باستانی مختوم به ta ـ).
نحو زبان‌های گروه شغنی نیازمند به پژوهش بسیار بیشتری است. فقط در برتنگی و روشانی بقایای ساختار «حالت فاعلی» اختیاری برای ضمایر فاعلی در زمان‌های ماضی متعدّی یافت می‌شود.


در این‌که برتنگی «گویش/ لهجه» یا «زبان» است، اختلاف و بحث هست.
[۲۸] D. I. Edel'man, V. A. Ef â mov, ``Novoiranskie yazyki. Vostochnaya gruppa,'' in Yazyki Azii i Afriki. Indoevrope i § skie yazyki â â , Moscow ۱۹۷۸, ۱۹۸-۲۵۳, ص ۱۳۹.
اگر «گویش» را از نظر «جامعه‌شناسی زبان» و به معنای «زبانی نانوشته یا دارای اعتبار فرهنگیِ اندک» به کار بریم، شاید عنوان «گویش» برای برتنگی مناسب باشد؛ دیگر این‌که چون سخنگویان برتنگی، اروشوری، روشانی و شغنی می‌توانند سخن یکدیگر را بفهمند، می‌توان گفت که آنان به «گویش‌های منطقه‌ای» سخن می‌گویند. از سوی دیگر، اطلاق عنوان «گویش» بر برتنگی از دیدگاه تاریخی نیز موجّه می‌نماید.
[۲۹] R. Gauthiot, "De la rإduction de la flexion nominale en iranien" Mإmoires de la sociإtإ linguistique de Paris , ۲۰ , (۱۹۱۶) , ۶۱-۷۰ ص۱۴.
مع‌ذلک، از نظر زبانشناسی همزمانی، رجوع کنید به الِ «گویشِ کدام زبان؟» مسائلی نژادی به میان می‌آورد، زیرا هیچ شکل (صورت) اِستانده‌ای که عموم آن را بازشناسند و بپذیرند وجود ندارد. حتی سخنگویان اروشوری، که از همه به برتنگی نزدیکتر است، شاید هرگز نپذیرند که آنان به یک «گویش» برتنگی سخن می‌گویند، و عکس این موضوع نیز صادق است. ازینرو مرجَّح این است که برتنگی، اروشوری، روشانی، و شغنی را «زبان‌ها» و اعضای یک «گروه زبانیِ» دارای بنیاد و خویشاوندی نزدیک بدانیم.
[۳۰] K Heger, "، Sprache' und `Dialekt' als linguistisches und soziolinguistisches problem," in Zur Theorie des Dialekts , ed J Gخschel et al, Wiesbaden ۱۹۷۶, ۲۱۵-۲۳۵.



(۱) MS Andreev, Tadzhiki doliny Khuf, Stalinabad ۱۹۵۳-۱۹۵۸.
(۲) RKh Dodykhudoev, "Die Pamir-Sprachen Zum problem der Konvergenz", Mitteilungen des Instituts fدr Orientforschung ۱۷, ۱۹۷۱-۱۹۲۷, ۴۶۳-۴۷۰.
(۳) idem, Pamirskaya mikrotoponimiya (issledovanie i materially) , Dushanbe ۱۹۷۵؛
(۴) idem, "Pamirskie etimologii, Roshorv, Sipondzh", in Iranskoe yazykoznanie Istoriya, etimologiya, tipologiya, Moscow.
(۹) Dodykhudoev, "Die Pamir-Sprachen Zum problem der Konvergenz", Mitteilungen des Instituts ۱۹۷۶, ۱۳۶-۱۴۵.
(۱۰) DI Edel'man, "Geograf â cheskie azvaniya Pamira", in Strany i narody vostoka ۱۶, Moscow ۱۹۷۵, ۴۱ -۶۱ ide.
(۱۱) m, "Problema `yazyk ili dialekt' pri otsutstvii pis'mennosti (na materiale pamirskikh yazykov) ", in Lingvisticheskaya geograf i ya, dialektologiya i istoriya yazyka , Erevan ۱۹۷۶, ۸۵-۹۳.
(۱۲) idem, ``K probleme `yazyk ili dialekt' v usloviyakh otsutstviya pis'mennosti,' in Teoreticheskie osnovy klassif i katsii yazykov mira, Moscow ۱۹۸۰, ۱۲۷ ff.
(۱۳) DI Edel'man, VA Ef â mov, ``Novoiranskie yazyki Vostochnaya gruppa,'' in Yazyki Azii i Afriki Indoevrope i § skie yazyki â â , Moscow ۱۹۷۸, ۱۹۸-۲۵۳.
(۱۴) D I Edel'man, V S Rastorgueva, et al, Opyt istoriko- tipologicheskogo issledovaniya iranskikh yazykov, Moscow ۱۹۷۵.
(۱۵) RGauthiot, "De la rإduction de la flexion nominale en iranien" Mإmoires de la sociإtإ linguistique de Paris , ۲۰ (۱۹۱۶) , ۶۱-۷۰.
(۱۶) K Heger, "، Sprache' und `Dialekt' als linguistisches und soziolinguistisches problem," in Zur Theorie des Dialekts , ed J Gخschel et al, Wiesbaden ۱۹۷۶, ۲۱۵-۲۳۵.
(۱۷) N Karamkhudoev, Bartangski i § yazyk Fonetika i morfologiya, Dushanbe ۱۹۷۳.
(۱۸) W Lentz, Pamir- Dialekte I: Materialien zur Kenntnis der Schugni- Gruppe, Gخttingen ۱۹۳۳.
(۱۹) VA Livshits, "Iranskie yazyki narodov Sredne § â Azii," in Narody Azii i kazakhstana I , Moscow ۱۹۶۲، ۱۳۱-۱۵۸.
(۲۰) GMorgenstierne, "Neu-iranische Sprachen," HO , I, IV/۱ (۱۹۵۸) , ۱۵۵-۱۷۸.
(۲۱) GMorgenstierne, Etymological vocabulary of the Shughni group, Wiesbaden ۱۹۷۴.
(۲۲) Y M Oranski § â , Die neuiranischen Sprachen der Sowjet-Union , tr from Russian by W Winter, The Hague ۱۹۷۵.
(۲۳) idem, Iranskie yazyki v istoricheskom osveshehenii , Moscow, ۱۹۷۹.
(۲۴) N Pakhalina, Pamirskie yazyki , Mosc۱۹۶۹.
(۲۵) idem, "Sravnitel'ny § â obzor pamirskikh yazykov," in Strany i narody vostoka ۱۶, Moscow ۱۹۷۵, ۲۲۲-۲۵۰ JR Payne, "The decay of ergativity in Pamir languages," Lingua , ۵۱ (۱۹۸۰) , ۱۴۷-۱۸۶.
(۲۶) G Redard, ``Other Iranian languages,'' Current trends in linguistics , VI (۱۹۷۰) , ۱۰۳ ff.
(۲۷) HSkخld, Materialien zu den iranischen Pamirsprachen , Lund ۱۹۳۶.
(۲۸) VSSokolova, Ocherki po fonetike iranskikh yazykov â â , Moscow and Leningrad ۱۹۵۳.
(۲۹) idemV S Sokolova, AL Gryunberg, Bartangskie teksty i slovar ',Moscow and Leningrad ۱۹۶۰.
(۳۰) idem, "shugnano- rushanskaya yazykovaya gruppa", in Yazyki narodov SSSR, I, Moscow ۱۹۶۶, ۳۶۲-۳۹۷.
(۳۱) idem, Geneticheskie otnosheniya yazgulyamskogo yazyka i shugnanskoi yazykovo i § gruppy , Leningrad ۱۹۶۷.
(۳۲) V S Sokolova, AL Gryunberg,،، Istoriya izucheniya bespis' mennykh iranskikh yazykov,'' in Ocherki po istorii izucheniya iranskikh yazykov, Moscow ۱۹۶۲, ۱۱۸ ff.
(۳۳) II Zarubin, "Materialy i zametki po etnograf â i gronykh tadzhikov," in Sbornik Muzeya Antropologii i Etnogrf i i imeni Petra Velikago, V , Petrograd ۱۹۱۸, ۹۷-۱۴۸.
(۳۴) idem, "Obrazets pripamirsko § â narodno § â pezii," Doklady Rossi i § sko i § Akademii Nauk , (۱۹۲۴) , ۸۲-۸۵.
(۳۵) idem، II Zarubin, Bartangskie i rushanskie teksty i slovar ', Moscow and Leningrad ۱۹۳۷.


۱. D. I. Edel'man, "Geograf â cheskie azvaniya Pamira", in Strany i narody vostoka ۱۶, Moscow ۱۹۷۵, ص۴۴.
۲. idem، II Zarubin, Bartangskie i rushanskie teksty i slovar ', Moscow and Leningrad ۱۹۳۷، ج۱، ص۴.
۳. idemV S Sokolova, AL Gryunberg, Bartangskie teksty i slovar ',Moscow and Leningrad ۱۹۶۰، ج۱، ص۱.
۴. Dodykhudoev, "Die Pamir-Sprachen. Zum problem der Konvergenz", Mitteilungen des Instituts ۱۹۷۶، ص ۱۴۳.
۵. N Karamkhudoev, Bartangski i § yazyk Fonetika i morfologiya, Dushanbe ۱۹۷۳.
۶. D. I. Edel'man, "Geograf â cheskie azvaniya Pamira", in Strany i narody vostoka ۱۶, Moscow ۱۹۷۵, ص ۵۰.
۷. II Zarubin, "Materialy i zametki po etnograf â i gronykh tadzhikov," in Sbornik Muzeya Antropologii i Etnogrf i i imeni Petra Velikago, V , Petrograd ۱۹۱۸, ۹۷،۱۴۸.
۸. R. Gauthiot, "De la rإduction de la flexion nominale en iranien" Mإmoires de la sociإtإ linguistique de Paris , ۲۰ (۱۹۱۶) , ۶۱،۷۰.
۹. ، Istoriya izucheniya bespis' mennykh iranskikh yazykov,'' in Ocherki po istorii izucheniya iranskikh yazykov, Moscow ۱۹۶۲, ۱۱۸ ff، V S Sokolova, AL Gryunberg,،، Istoriya izucheniya bespis' mennykh iranskikh yazykov,'' in Ocherki po istorii izucheniya iranskikh yazykov, Moscow ۱۹۶۲, ۱۱۸ ff.
۱۰. idem، II Zarubin, Bartangskie i rushanskie teksty i slovar ', Moscow and Leningrad ۱۹۳۷.
۱۱. V. S. Sokolova, Ocherki po fonetike iranskikh yazykov â â , Moscow and Leningrad ۱۹۵۳.
۱۲. idemV S Sokolova, AL Gryunberg, Bartangskie teksty i slovar ',Moscow and Leningrad ۱۹۶۰.
۱۳. MS Andreev, Tadzhiki doliny Khuf, Stalinabad ۱۹۵۳-۱۹۵۸.
۱۴. G. Morgenstierne, "Neu-iranische Sprachen," H. O , I, IV/۱ (۱۹۵۸) , ۱۵۵-۱۷۸.
۱۵. VA Livshits, "Iranskie yazyki narodov Sredne § â Azii," in Narody Azii i kazakhstana I , Moscow ۱۹۶۲، ۱۳۱-۱۵۸.
۱۶. N Pakhalina, Pamirskie yazyki , Mosc۱۹۶۹.
۱۷. idem, "Sravnitel'ny § â obzor pamirskikh yazykov," in Strany i narody vostoka ۱۶, Moscow ۱۹۷۵, ۲۲۲،۲۵۰. J. R. Payne, "The decay of ergativity in Pamir languages," Lingua , ۵۱ (۱۹۸۰) , ۱۴۷،۱۸۶
۱۸. G. Redard, ``Other Iranian languages,'' Current trends in linguistics , VI (۱۹۷۰) , ۱۰۳ ff
۱۹. R. Kh. Dodykhudoev, "Die Pamir،Sprachen. Zum problem der Konvergenz", Mitteilungen des Instituts fدr Orientforschung ۱۷, ۱۹۷۱،۱۹۲۷, ۴۶۳،۴۷۰؛
۲۰. Y M Oranski § â , Die neuiranischen Sprachen der Sowjet،Union , tr from Russian by W Winter, The Hague ۱۹۷۵.
۲۱. idem, Iranskie yazyki v istoricheskom osveshehenii , Moscow, ۱۹۷۹
۲۲. D. I. Edel'man, V. S. Rastorgueva, et al. , Opyt istoriko، tipologicheskogo issledovaniya iranskikh yazykov, Moscow ۱۹۷۵؛
۲۳. D. I. Edel'man, V. A. Ef â mov, ``Novoiranskie yazyki. Vostochnaya gruppa,'' in Yazyki Azii i Afriki. Indoevrope i § skie yazyki â â , Moscow ۱۹۷۸, ۱۹۸،۲۵۳
۲۴. idemV S Sokolova, AL Gryunberg, Bartangskie teksty i slovar ',Moscow and Leningrad ۱۹۶۰، ج۱، ص۴.
۲۵. u V. S. Sokolova, Ocherki po fonetike iranskikh yazykov â â , Moscow and Leningrad ۱۹۵۳، ص ۱۲۸.
۲۶. V. S. Sokolova, Ocherki po fonetike iranskikh yazykov â â , Moscow and Leningrad ۱۹۵۳، ص ۱۵۸.
۲۷. GMorgenstierne, Etymological vocabulary of the Shughni group, Wiesbaden ۱۹۷۴.
۲۸. D. I. Edel'man, V. A. Ef â mov, ``Novoiranskie yazyki. Vostochnaya gruppa,'' in Yazyki Azii i Afriki. Indoevrope i § skie yazyki â â , Moscow ۱۹۷۸, ۱۹۸-۲۵۳, ص ۱۳۹.
۲۹. R. Gauthiot, "De la rإduction de la flexion nominale en iranien" Mإmoires de la sociإtإ linguistique de Paris , ۲۰ , (۱۹۱۶) , ۶۱-۷۰ ص۱۴.
۳۰. K Heger, "، Sprache' und `Dialekt' als linguistisches und soziolinguistisches problem," in Zur Theorie des Dialekts , ed J Gخschel et al, Wiesbaden ۱۹۷۶, ۲۱۵-۲۳۵.



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «برتنگی».    



جعبه ابزار