• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تقسیمات کشوری در عصر نبوی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف






تقسیمات کشوری را در عصر نبوی می‌توان به این گونه در چند بخش و منطقه ترسیم نمود:

۱.۱ - مدینه

مدینه که حکم پایتخت و مرکز سیاسی دولت اسلامی پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) محسوب می‌شد و شخص اول و رهبر و رئیس دولت در آن استقرار داشت و به رغم سفرهای زیاد پس از پایان ماموریتها همواره به مدینه باز می‌گشت و عملیات نظامی، اداره امور، اعزام ماموران و والیان و بالاخره دیدارهای سیاسی و فعالیتهای اجتماعی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در این مرکز انجام می‌گرفت.

۱.۲ - مکه

هر چند سالیان متمادی مکه به عنوان مرکز توطئه‌ها بر علیه اسلام، پیامبر و مسلمانان در برابر مدینه مقاومت می‌نمود لکن سر انجام از سال هشتم هجری
[۱] عز الدین ابو الحسن علی بن محمد، تاریخ الکامل، ج۱، ص۶۰۹، بیروت ۱۴۰۸.
به عنوان یکی از ایالات مهم و مقدس، جایگاه رفیع ابراهیمی خود را باز یافت، مکه به عنوان مهبط وحی و مرکز طلوع اسلام و محبوب‌ترین مکان و با عنوان‌ام القری دوش به دوش مدینه، یکی از دو شهر مقدس اسلام باقی ماند.

۱.۳ - وادی القری و تیماء

منطقه وادی القری، بین خیبر و مدینه قرار دارد و پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در باز گشت از خیبر این سرزمین را فتح و سپس بخش تیماء به آن ضمیمه گردید و مردم تیماء به قرار داد ذمه تن در دادند و سرزمینشان در اختیار خودشان قرار گرفت و عمر و بن سعد عاصی از طرف رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به عنوان والی منصوب شد.این بخش قبل از فتح مکه به سرزمینهای اسلامی ملحق گردید.

۱.۴ - استان بنی کنده

بخشی از سرزمین یمن محسوب می‌شد که مردم آن به اسلام گرویدند و رابطه مستقیم با مدینه برقرار نمودند. لکن پس از آمدن هیات نمایندگی مردم حضر موت و تعیین والی از جانب پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) این منطقه نیز در قلمرو والی حضر موت قرار گرفت.

۱.۵ - ایالت نجران

مردم نجران خود به ملاقات پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در مدینه و مذاکره با آن حضرت شتافتند و با عقد پیمان صلح شرایط ذمه و نیز اجتناب از عهد شکنی و ریا را متعهد شدند. متن قرار داد در تاریخ ثبت گردیده است. برخی از مورخان معتقدند نخستین قرار داد صلح (ذمه) بانصارای نجران منعقد و مکتوب گردید و مردم نجران قرنها از این قرار داد به عنوان سند امنیت خود استفاده می‌نمودند.:

۱.۶ - یمن

یمنیها در سال نهم هجری هیاتهایی را با پیام برای مدینه اعزام نمودند و از آن پس نمایندگان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به یمن اعزام شدند که موفق‌ترین آنها امام علی (علیه‌السّلام) بود که مردم یمن را با فرهنگ و تعالیم اسلام آشنا نمود و رابطه عاطفی و اعتقادی شدیدی بین مردم و یمن و بنی‌هاشم بویژه امام علی (علیه‌السّلام) بوجود آمد
[۴] ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن علی بن محمد، تاریخ الکامل، ج۲، ص۱۱۵ وابوجعفر محمدبن جریرطبری، تاريخ الطبري، ج۳، ص۱۵۹ و محمد باقر مجلسی‌، بحار الانوار، ج۲۱، ص۳۶۳     و احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۸۰.
که به رغم حوادث ناگوار همچنان تاکنون بجای مانده است.

۱.۷ - ایالت حضر موت

ایالت حضر موت بخشی از یمن می‌باشد که به خاطر روابط ویژه‌ای که مردم آن سرزمین با پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) داشتند در تاریخ اسلام از آن نام نیکی مانده است.مردم حضرموت خود پیشنهاد اسلام دادند و هیات اعزامی از حضرموت هنگام بازگشت از مدینه، از پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) در خواست تعیین والی نمودند و آن حضرت، زیاد بن مبید انصاری را به عنوان والی تعیین نمود و سپس ایالت کنده نیز به آن ملحق گردید
[۵] : علی‌اکبردهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ج۶، کلمه حضرموت.


۱.۸ - ایالت بحرین

بحرین قبل از اسلام از توابع امپراطوری ایران محسوب می‌شد و بیشتر اهالی آن از قبایل عرب بودند. در سال هشتم (ه‌)، علاءبن عبدالله حضرمی، از جانب پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به بحرین اعزام گردید که مردم آن سامان را به اسلام دعوت نماید و یا شرایط صلح و جزیه را بپذیرند لکن قبائل عرب ساکن در بحرین به اسلام گرویدند و تعدادی از ایرانیان مقیم بحرین نیز اسلام آوردند و تعدادی نیز تن به جزیه دادند و متن قرارداد آن در تاریخ ثبت می‌باشد.

۱.۹ - طائف

شهر طائف پس از فتح مکه به تصرف مسلمانان در آمد و به رغم مقاومت بیست و چند روزه مردم طائف در برابر محاصره سپاه اسلام پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) آنها را آزاد و اموالشان را به آنها بر گرداند و یکی از سران شهر را بنام مالک بن نوف بر شهر حاکم گردانید.
[۷] عزالدین ابوالحسن علی بن محمد، تاریخ الکامل، ج۲، ص۶۲۹-۶۳۰ و سیره ابن هشام، ج۴، ص۱۲۷ و ابن کثیر الدمشقی‌، البدایة و النهایه، ج۴، ص۳۵۰ و احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۶۹.
تعدادی از یهودیان مدینه و یمن در طائف زندگی می‌کردند که با قبول قرارداد ذمه در حمایت مسلمانان قرار گرفتند.

۱.۱۰ - عمان

در سال هشتم هجری ابا زید انصاری از طرف پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به عمان اعزام گردید و پیام آن حضرت را به آنان رسانید و مورد استقبال مردم منطقه قرار گرفت و عمر و بن عاص به عنوان امیر و ابا زید انصاری به عنوان مبلغ و معلم در آن سرزمین تعیین شدند.

۱.۱۱ - یمامه

مردم یمامه در پی مکاتبات دو جانبه در سال هفتم (هجری) به اسلام گرویدند و به قلمرو جدید اسلام پیوستند لکن مدتی نگذشت که با قیام مسیلمه و ادعای پیامبری وی، آشوبی در یمامه بپا خواست که پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) طی نامه‌ای در خواست مسیلمه را مبنی بر تقسیم سر زمین یمامه بین خود و مدینه رد نمود.

۱.۱۲ - نجد

مورخان در زمره حوادث پس از رحلت پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از آشوبهایی سخن گفته‌اند که در زمان خلیفه اول تحت عنوان ارتداد دامنگیر اکثر مراکز و مناطق مهمی گردید که حکمرانی اسلام را در عصر نبوی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) پذیرفته بودند و بیشترین این آشوبها بر سر پرداخت زکات بوجود آمد و خلیفه، آنان را به خاطر عدم پرداخت زکات به حکومت مرکزی مرتد خواند. در هر حال یکی از مراکزی که دچار این آشوبها گردید،نجد بود که خالدبن ولید از طرف خلافت مدینه برای سرکوب آنها گسیل شد. و وی توانست با تحمل تلفات زیاد منطقه را آرام سازد
[۱۰] احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۹۸.
این گزارش حکایت از آن دارد که نجد در عصر نبوی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) بخشی از سرزمین اسلام محسوب می‌شده است.


۱. عز الدین ابو الحسن علی بن محمد، تاریخ الکامل، ج۱، ص۶۰۹، بیروت ۱۴۰۸.
۲. احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۷۶-۷۷.    
۳. بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۷۸-۷۹.    
۴. ابن اثیر، عزالدین ابوالحسن علی بن محمد، تاریخ الکامل، ج۲، ص۱۱۵ وابوجعفر محمدبن جریرطبری، تاريخ الطبري، ج۳، ص۱۵۹ و محمد باقر مجلسی‌، بحار الانوار، ج۲۱، ص۳۶۳     و احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۸۰.
۵. : علی‌اکبردهخدا، لغت‌نامه دهخدا، ج۶، کلمه حضرموت.
۶. : احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۹۵.    
۷. عزالدین ابوالحسن علی بن محمد، تاریخ الکامل، ج۲، ص۶۲۹-۶۳۰ و سیره ابن هشام، ج۴، ص۱۲۷ و ابن کثیر الدمشقی‌، البدایة و النهایه، ج۴، ص۳۵۰ و احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۶۹.
۸. احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۹۲، بیروت، دارالکتب العلمیه.    
۹. احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۱۰۶.    
۱۰. احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۹۸.



عباسعلی، عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج۷، ص۴۵۲-۴۵۵    



جعبه ابزار