• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

کارگزاران امام علی (علیه السلام)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف






کارگزاران امام (علیه‌السّلام) که مکاتبات آن حضرت با آنان در نهج‌البلاغه ثبت شده به قرار زیر است:

۱.۱ - اشعب بن قیس

از بزرگان و مسلمانان یمن بود که از طرف امام (علیه‌السّلام) به عنوان کارگزار (عامل) در آذربایجان منصوب گردید و نامه پنجم نهج البلاغه اشاره به مدیریت نامطلوب وی دارد. و انّ عملک لیس لک بطعمة و لکنه فی عنقک امانه.

۱.۲ - عبدالله بن عباس

شخصیت سرشناس علمی که توسط امام (علیه‌السّلام) به کارگزاری استان بصره منصوب گردید و نامه‌های شماره ۱۸     و ۲۵     نهج البلاغه خطاب به وی صادر شده است.

۱.۳ - زیاد بن ابیه

که به جانشینی از عبدالله بن عباس، به فرمانروایی بصره منصوب گردید و نامه‌های شماره ۲۰، ۲۱ و ۴۴ نهج البلاغه مبنی بر هشدار شدید نسبت به خیانت والیان خطاب به وی مکتوب گردیده است.

۱.۴ - محمد بن ابی بکر

شخصیت فداکار و کاردان و تربیت شده امام (علیه‌السّلام) به همراه پیام و دستورالعملی به حکومت مصر منصوب و اعزام گردید. و نامه شماره ۲۷ نهج البلاغه در این خصوص به یادگار مانده است.

۱.۵ - قسم‌بن عباس

از طرف امام (علیه‌السّلام) به کارگزاری مکه مامور گردید و امام (علیه‌السّلام) در نامه ۳۳نهج البلاغه، خطاب به وی او را از عوامل نفوذی معاویه که قصد آشوب در مکه را داشتند بر حذر می‌دارد.

۱.۶ - مالک اشتر

سردار بلند پایه امام (علیه‌السّلام) که تقوا، علم و قدرت نظامی را یکجا فرا گرفته بود از طرف امام (علیه‌السّلام) به حکومت مصر اعزام گردید و یادگار گرانقدر این ماموریت، عهدنامه مالک اشتر (نامه شماره ۵۳) و نیز نامه‌های شماره ۳۸ و ۶۲ می‌باشد که عهدنامه جامع‌ترین دستورالعمل حکومت و مدیریت سیاسی را دربر دارد.

۱.۷ - مصقلة بن هبیره

کارگزار امام (علیه‌السّلام) در بخشی از خاک ایران (اردشیر خرّه) که نامه شماره ۴۳ نهج البلاغه، به نام وی صادر گردیده است.

۱.۸ - عمربن ابی سلمه

عامل امام (علیه‌السّلام) در بحرین که طی نامه شماره ۴۲ نهج البلاغه، از سمت خود معزول و نعمان بن عجلان بجای وی منصوب گردید.

۱.۹ - عثمان بن حنیف

که مدتی کارگزار امام (علیه‌السّلام) در بصره بود و نامه شماره ۴۵ نهج البلاغه، خطاب به وی، از شهرت بسزایی برخوردار می‌باشد که امام از سفره‌های رنگین غذا بدون حضور محرومان جامعه انتقاد می‌کند و او را به پیروی از عملکرد امامش فرا می‌خواند.

۱.۱۰ - اسود بن قطبه

کارگزار امام (علیه‌السّلام) در بخشی از خاک ایران بود و نامه شماره ۵۹ نهج‌البلاغه، وی را به رعایت مساوات و عدالت فرا می‌خواند فلیکن امر الناس عندک فی الحق سواء.

۱.۱۱ - کمیل به زیاد نخعی

عامل امام (علیه‌السّلام) در ایالتی بنام «هیت» و امام در نامه شماره ۶۱ نهج البلاغه، وی را به خاطر کوتاهی در جهاد مورد انتقاد قرار می‌دهد.

۱.۱۲ - ابو موسی اشعری

کارگزار امام (علیه‌السّلام) در کوفه و مخاطب نامه شماره ۶۳ نهج البلاغه، بود که به خاطر کوتاهی در مسائل جنگ مورد عتاب قرار گرفت.

۱.۱۳ - سلمان فارسی

از طرف امام (علیه‌السّلام) به عنوان والی وعامل (کارگزار) در مداین تعیین گردید که مناسبت ایرانی بودن سلمان و پایتختی مداین برای ایران می‌تواند معنی‌دار و حامل پیام باشد و نامه شماره ۶۸نهج البلاغهدر این خصوص صادر شده است.

۱.۱۴ - حارث همدانی

از یاران سرّ امام (علیه‌السّلام) بود که به هنگام اعزام به ماموریت پیام نامه شماره ۶۹ نهج البلاغه
را دریافت نمود که در آن پیام، رهنمودهای دقیق و گرانقدری دیده می‌شود که برای کارگزاران ضرورت حیاتی دارد.

۱.۱۵ - سهل بن حنیف انصاری

عامل امام (علیه‌السّلام) در مدینه بود که به خاطر مرکزیت و مدفن پیامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. نامه شماره ۷۰ نهج البلاغه، خطاب به وی خویشتن داری را در برابر توطئه‌های معاویه گوشزد می‌نماید.

۱.۱۶ - منذربن جارود عبدی

که در تاریخ، به عنوان خیانتکار از وی یاد شده و امام (علیه‌السّلام) در نامه شماره ۷۱ نهج البلاغه، نکته بسیار مهمی به وی تذکر می‌دهد که انتخاب وی برای اداره بخشی از ایالات سرزمینهای اسلامی، به خاطر آن بوده که فرصتی به دست او داده شود تا بتواند راه پدر و صالحان را بپیماید. ولی وی از این فرصت سوء استفاده نمود و امام (علیه‌السّلام) در پایان این نامه وی را بی درنگ به بازگشت به مدینه فرا خواند.
نامه‌های دیگری نیز درنهج البلاغه آمده است که مخاطبان و محل ماموریت آنان دقیقاً مشخص نیست و عنوان نامه به این صورت ثبت شده است: و من کتابه الی بعض عماله. نامه امام (علیه‌السّلام) به برخی از کارگزارانش.
[۳] ۲۴    ، ۲۵    ، ۴۰    ، ۴۱    ، ۴۶    ، ۵۱    ، ۵۲    ، ۷۹    .



۱. نهج البلاغه، نامه ۵.    
۲. امام علی (علیه‌السلام)، نهج البلاغه، ص۶۰۴، نامه۱۹.    
۳. ۲۴    ، ۲۵    ، ۴۰    ، ۴۱    ، ۴۶    ، ۵۱    ، ۵۲    ، ۷۹    .



عباسعلی، عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج۷، ص۴۶۰-۴۶۲     .



جعبه ابزار