آزمایش (فرهنگ شیعه)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
آزمایش الهی، سنتی است که خداوند برای انسانها مقرر داشته تا تواناییهای نهفته آنان آشکار شود و استعدادها به فعلیت برسند.
فطرت انسان را به نیکی فرا میخواند، دین برنامه میدهد و شیطان به گمراهی میکشد.
فلسفه
آزمایش، شکوفاسازی و تکامل انسان است.
این
آزمایش، هم فردی و هم اجتماعی است و مصادیق آن در قرآن شامل جهاد، نعمت، بلا، فقر، غنا، شر، مال و فرزند میشود.
آزمایش الهی، از مباحث کلامی است که در اخلاق و تفسیر نیز بدان پرداخته میشود.
آزمایش: امتحان الهی
خداوند، معرفت خویش را در فطرت آدمی نهاده است و همین داشتهی فطری به او الهام میکند که پرهیزگاری و زشتکاری چیست (شمس/ ۷).
دین راهی ویژه است، منطبق با همین فطرت که کمال دنیوی و اخروی را هماهنگ با هم پی میجوید و چون انسان مختار است، خداوند
آزمایش را برای او مقرر داشته است تا تواناییهای نهفتهاش آشکار شوند.
آزمایش انسانها یک سنت الهی است و مؤمن و کافر و نیک و بد را در برمیگیرد (ابتلاءات الامم، ۲۰).
در این میان، فطرت، آدمی را به نیکی و پاکی فرامیخواند و دین برای رسیدن به آن برنامه میدهد و شیطان میکوشد او را با اغوا و تزیین به گمراهی اندازد (تفسیر المیزان، ۱۲/ ۴۵).
فلسفه
آزمایش الهی، شکوفا ساختن و نمایان کردن استعدادها و قابلیتهای آدمی و تکامل بخشیدن به او است.
آزمایش الهی، صفات انسانی را از قوه به فعل و کمال میآورد (مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری، ۱/ ۲۰۵ و ۲۰۶).
علی (علیهالسّلام) در توضیح اغراض خداوند از
آزمایش بندگان میفرماید: «خداوند بندگاناش را بر اثر رفتارهای ناپسندشان، به کیفر کاهش میوه درختان و دریغ داشتن باران و فرو بستن درهای نیکی دچار میسازد تا توبه کنند و از گناه دست کشند و عبرت آموزند.» (نهجالبلاغه، خطبه ۱۴۳/ ۱۳۸)
آزمایش الهی، هم فرد را در قلمرو خود دارد و هم جوامع را هدف میگیرد (انعام/ ۱۰۴؛ مائده/ ۴۶).
تکالیف الهی و احکام شرعی، زمینههای
آزمایش الهی در عرصههای گوناگون زندگیاند و حرکت اجتماعی در دایره
آزمایش الهی، همان حرکت استخلاف است که خداوند از گذر آن حاکم و محکوم را میآزماید (اعراف/ ۱۲۹).
مصادیق
آزمایش الهی در قرآن، عبارتاند از: جهاد، نعمت، بلای حسن، بلای سیء، فقر، غنا، شر، مال، فرزند و جز آن (تفسیر نمونه، ۱/ ۵۳۵- ۵۲۴).
آزمایش الهی، از مباحث کلامی است که در اخلاق و تفسیر نیز به مناسبت، از آن بحث میکنند.
خطیبی کوشکک، محمد، فرهنگ شیعه، ج۱، ص۴۰.