آگاهی و فرهنگ سیاسی نظامیان (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
آگاهی و فرهنگ سیاسی نظامیان آموزش سیاسی نیروهای مسلح برای ارتقای آگاهی و فرهنگ سیاسی آنها ضروری است.
این امر موجب میشود که نیروهای مسلح ضمن انجام وظایف خود، از ورود به عرصههای سیاسی که ممکن است منجر به قدرتطلبی و فساد شود، خودداری کنند.
در کشورهای
دموکراتیک، آموزشهای سیاسی و آگاهی از دموکراسی به طور گستردهای در میان تودههای مردم و نیروهای مسلح گسترش یافته است.
در کشورهای بلوک شرق، نهادهای کشوری و لشگری تحت رهبری عمومی احزاب
کمونیست حاکم، یکپارچه به عنوان ابزار قدرت سیاسی دولت درآمدهاند.
آموزش سیاسی و آگاهی نیروهای مسلح، ابزار مهمی برای کنترل و
هدایت این نیروها در جهت حفظ ثبات سیاسی و جلوگیری از سوءاستفاده از قدرت است.
به همين دليل است كه نيروهاى مسلح به آموزش سياسى بيش از قشرهاى ديگر نيازمند است و هر نوع تلاشى در جهت بالا بردن سطح آگاهى و فرهنگ سياسى نظاميان موجب خواهد شد كه نيروهاى مسلح در عين اينكه وظایف خود را در پاسدارى از روند صحيح سياست و دولت با دقت و هشيارى كامل انجام دهد هرگز خود را در عرصه سياست قربانى مطامع و منافع اين و آن نكند و در انديشه به دست گرفتن قدرت، اساس دولت و كشور را به فساد و تباهى نكشاند.
با آموزش مداوم نظاميان در زمينههاى مختلف سياست و تداوم رشد سياسى در درجات نظامى مىتوان اميدوار بود كه نظاميان به جاى مقاومت در برابر تحولات و تغييرات اجتماعى خود به عامل نوآورى تبديل شوند.
دليل اينكه در دموكراسیهاى غربى و كشورهایى كه از اين نوع دموكراسى غنى هستند زمينه كمترى براى
حاکمیت نظاميان وجود دارد چيزى جز اين نيست كه آگاهى و اعتقاد به پروژه دموكراسى (غربى) به اندازه كافى به تودههاى مردم و نظاميان اشراب شده است و جامعه به طور كلى از آن دو اشباع گرديده است به طورى كه ديگر كسى احتمال آن را نمىدهد كه در
آمریکا يا
انگلستان مثلاً رژيم دولت پادگان حاكميت را رسماً در دست بگيرد.
و از سوى ديگر ثبات سياسى در اين كشورها و روند استراتژى در سطح بينالمللى و توازن قدرت نظامى جهان و مسائلى از اين دست نشانگر نقش بنيادين نيروى نظامى در ساختار سياستهاى ملى و بينالمللى است و هم دليل بر اين حقيقت است كه نظاميان در سطح بالایى از بينش و فرهنگ سياسى مىتوانند چنين نقش حساس و خطيرى را بر عهده بگيرند.
گرچه كشورهاى بلوک شرق از راه ديگرى به اين نتايج دست يافتهاند و در اين كشورها نهادهاى كشورى و لشكرى تحت
رهبری عمومى احزاب
کمونیست حاكم همه يكپارچه به صورت ابزار قدرت سياسى دولت در آمدهاند ولى بدون نوعى انديشه و آگاهى و لو مبتنى بر ايدئولوژى ماركسيسم امكان كنترل و
هدایت نيروى عظيم نظامى در درازمدت وجود نخواهد داشت و عملاً هم مىبينيم كه شرق و غرب در اين زمينه يكسان عمل مىكنند.
غرب با تزريق
دموکراسی و شرق با تحميل ايدئولوژى ماركسيسم نيروى دهشتناک نظامى را مهار كردهاند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۱، ص۵۰۴-۵۰۵.