ابن شهر آشوب مازندرانی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ابوجعفر محمد بن علی ‌بن شهرآشوب، ملقب به رشیدالدین و عزالدین و مشهور به اِبْنِ‌ شَهْرْ‌آشوب (۴۸۹-۱۶ شعبان ۵۸۸ ق/ ۱۰۹۶-۲۷ اوت ۱۱۹۲ م)، مفسر، محدث، ادیب و از فقیهان و عالمان بزرگ و معروف
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
در اواخر
قرنقرن به اصطلاح مشهور و معاصر در زبان فارسی به هر صد سال گفته می‌شود که البته معانی مختلفی برای آن گفته شده است
پنجم و اوایل قرن ششم هجری بود.
وی برای تحصیل به شهرهای مختلف
ایرانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
،
بغدادبغداد: پایتخت فعلى كشور عراق است
،
حلهحُلَّه (به ضم ‌حاء و فتح و تشدید لام)، به دو جامه از جامه‌های یمن گفته می‌شود
، موصل و حلب سفر کرده و علاوه بر کسب علم از علمای بزرگ عصر خویش به تدریس، تربیت شاگردان، تالیف و نشر معارف اسلامی پرداخته است. او اجازه نقل حدیث داشته و یکی از اساتید
علم حدیثعلم الحدیث، علمی است که به وسیله آن قول و فعل و تقریر معصوم شناخته می‌شود
و اجازه نقل حدیث بود. ابن شهرآشوب در اكثر علوم اسلامی تألیفات و تصنیفاتی ارزنده دارد که کتاب و معالم العلماء از مهم‌ترین آنهاست.
او در طول زندگی خویش همواره در راه احیای مكتب اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و رشد و استحكام حوزه‌های علوم اسلامی كوشش فراوانی از خود نشان داد. دانشمندی بود كه در تمام علوم اسلامی مقامی بس بلند به دست آورد و در تربیت شاگرد و تحقیق و تصنیف تا واپسین لحظات زندگی تلاش كرد.


معرفی اجمالی



ابوجعفر محمد بن علی ‌بن شهرآشوب بن ابی نصر بن ابی الجیش مازندرانی، ملقب به رشیدالدین و عزالدین، تنها در سند سماع
کتاب سلیم بن قیس«کتاب سلیم بن قیس»، به زبان عربی، از سلیم بن قیس هلالی عامری کوفی، اولین کتاب شیعه در زمان امیرالمؤمنین، علی (علیه‌السّلام) می‌باشد و مؤلف آن، از شخصیت‌های برجسته و از خواص اصحاب امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین و امام زین العابدین (علیه‌السّلام) است و امام باقر (علیه‌السّلام) را نیز درک نموده است
کنیه او «ابوعبدالله» آمده و از آن‌جا وارد منابع متاخر شده است.
او در جمادی الثانی سال ۴۸۸ ق. (و به قولی ۴۸۹ ق.)
[۲] بحرانی، یوسف، لؤلوه البحرین، ص ۳۴۰.
به دنیا آمد.
[۳] آمدی، عبدالواحد، غرر الحكم، مقدمه.

از اینكه به پدر و جد ابن شهرآشوب نسبت «سَرَوی» ( سَرَوی بر وزن غَرَوی و منسوب به «ساری» است.) داده‌اند، برمی‌آید كه اصل این خاندان بزرگ از ساری مازندران بوده است، امّا درباره تولد خود وی كه آیا در ساری بوده یا بغداد، نمی‌توان به یقین اظهار نظر كرد. البته بعضی از محققان تولد «ابن شهرآشوب» در بغداد را ترجیح داده‌اند. علامه سید محمدصادق آل بحرالعلوم می‌گوید: از اینكه پدر و جد ابن شهرآشوب در بغداد زندگی می‌كردند برمی‌آید كه تولد این دانشمند در بغداد اتفاق افتاده است بعضی از محققان برآنند كه ابن شهرآشوب در ساری مازندران به دنیا آمده و مقدمات علوم اسلامی را در آنجا فرا گرفته است.
[۶] صدر حاج‌ سيدجوادی، احمد، دائرة المعارف تشیّع، ج۱، ص۳۳۷.

جد او شیخ شهرآشوب بن كیاكی، از دانشمندان بزرگ شیعه و از مردم ساری بود كه در گروه شاگردان نامی و ممتاز (متوفی ۴۶۰ ق.) به شمار می‌رفت. كیاكی كینه شهر آشوب است.
[۷] آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، مصفی المقال فی علم الرجال، ص ۴۱۵.

پدرش شیخ علی فرزند شیخ شهرآشوب نیز از فقیهان و محدثان فاضل و از دانشمندان بزرگ شیعه محسوب می‌شد
[۸] مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۱۰۱.
كه در تربیت فرزند خویش از جان و دل تلاش كرد.

تحصیلات



ابن شهرآشوب از کودکی به تحصیل علم پرداخت، چون به هشت سالگی رسید تمام
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
را حفظ كرده بود و از این به بعد او را «حافظ» (حافظ قرآن) لقب دادند.
ابن شهرآشوب بعد از فراگیری قرآن و دروس مقدماتی و ادبی به تحصیل علوم و معارف دینی مثل
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
و ، حدیث،
رجالعلم رجال، عنوانی برای یکی از شاخه‌های علوم حدیث ناظر به بررسی احوال و اوصاف راویان حدیث و بیان اصول و قواعد آن است
،
کلام‌علم کَلام یا کلام‌شناسی دانشی است که به بحث پیرامون اصول اعتقادی و جهان‌بینی دینی بر مبنای استدلال عقلی و نقلی می‌پردازد و به شبهه‌هایی که در این زمینه مطرح می‌شود، پاسخ می‌دهد
و
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
پرداخت.
آغاز و انجام تحصیلات عالی او دقیقاً معلوم نیست، امّا همین‌قدر معلوم است كه در نزد پدر و جدّش و بزرگانی چون ، عبدالواحد آمدی و قطب‌الدین راوندی سطوح عالی علم و ادب را گذراند. ولی از آنجا كه آن بزرگان هر یک در شهر و دیاری دور از هم زندگی می‌كردند به این نتیجه می‌رسیم كه ابن شهرآشوب در راه كسب علم و معرفت و برای استفاده از محضر دانشوران بزرگ شیعه در اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری سال‌ها از این شهر به آن شهر و از این دیار به آن دیار در حال مهاجرت و گشت و گذار بوده است.

سفرهای علمی



درباره سفرهای علمی ابن شهرآشوب تنها به این نکته اشاره شده که به دنبال درگیری با حکمران مازندران، آن دیار را ترک کرده و رهسپار بغداد شده است. ورود او به بغداد در ایام خلافت مقتفی (۵۳۰-۵۵۵ ق) بود. وی در این شهر به وعظ و مناظره پرداخت و نزد خلیفه منزلتی یافت، اما پس از مدتی اقامت در بغداد آن شهر را ترک کرده، به موصل و سپس به حلب رفت.

← شهرهای ایران


از بررسی مشایخ ابن‌ شهر‌آشوب در مقدمه مناقب وی برمی‌آید که وی پیش از ترک مازندران سفرهایی به
خراسانخراسان ناحیه ای در شرق ایران است و در باب صلات فقه از آن سخن گفته اند
کرده است: از استماع وی از فتّال که در ۵۰۸ ق در گذشته، می‌توان نتیجه گرفت که ابن‌ شهر‌آشوب‌ اندکی پیش از این تاریخ در
نیشابورنیشابور، یکی از شهرهای مهم خراسان در شرق ایران است که در دامنه کوه بینالود قرار گرفته‌ دارد
بوده است. همچنین استماع وی از شحامی و روایت مسند ابویعلی از او، با عنایت به این‌که شحامی روایت مسانید را از حدود ۵۱۳ ق در نیشابور آغاز کرده و تا هنگام وفات (۵۳۳ ق) ادامه داده است
[۱۲] فارسی، عبدالغافر، تاریخ نیشابور، ج۱، ص۳۵۸، به کوشش محمد‌کاظم محمودی، قم، ۱۴۰۳ ق.
می‌توان دریافت که وی در این اثنا سفری دیگر به نیشابور کرده است. روایت مستقیم الکشاف
زمخشری«زمخشری» با نام کامل محمود بن عمر بن محمد بن عمر خوارزمی از بزرگان مذهب حنفی و معتزلی به شمار می‌آید
و طبرسی نشان می‌دهد که وی در فاصله سال‌های ۵۲۸- ۵۳۸ ق بین تالیف الکشاف و وفات زمخشری ظاهراً در خوارزم با وی ملاقات کرده و نیز پس از ۵۳۶ ق، سال فراغ طبرسی از تالیف مجمع البیان، در سبزوار با او دیدار کرده است.
همچنین از استماع وی از
ابوالحسن بیهقیبِیْهَقی، ابوالحسن‌علی‌ بن‌ زید بن‌ محمد (۱۹ شعبان ۴۹۰-۵۶۵ق/اول اوت۱۰۹۷-۱۱۷۰)، حجةالدین، ظهیرالدین و فریدالدین و فرید خراسان ، عالم بزرگ که در غالب دانش‌های روزگار خود دست داشت
و شوهانی برمی‌آید که وی در بیهق و مشهد نیز بوده است. ابن‌ شهر‌آشوب سفرهایی نیز به مناطق مرکزی ایران کرده که به احتمال قوی در مسیر وی از مازندران به بغداد بوده است. زیرا استماع وی از
ابوالفتوح رازیتاریخ ولادت و وفات وی به روشنی معلوم نیست اما در اواسط قرن ششم از دنیا رفته است و منابع و مآخذی که شرح حال وی را آورده اند، از چگونگی رشد و تعلیم و تعلّم وی اطلاعات شایسته ای به دست نداده اند
، سید فضل‌الله راوندی، ابوشکر صفار و ابوالعلاء همدانی و بعضی دیگر از مشایخ مذکور در مقدمه مناقب نشان می‌دهد که وی ظاهراً و در مواردی مطمئناً به
ریرى شهرى در جنوب تهران است که از آن به مناسبت در بابهاى زکات، جهاد و حج سخن گفته شده‌است
، کاشان، و سفر کرده و از قراین متعدد از جمله این نکته که ابوالعلاء تنها در فاصله ۵۴۶- ۵۴۸ ق در همدان بوده، برمی‌آید که این دوره سفر در حوالی ۵۴۷ ق بوده است.

← بغداد


ابن‌ شهر‌آشوب ظاهراً در حوالی سال ۵۴۷ ق پس از ترک همدان وارد بغداد شده و به هر حال ورود وی به بغداد چنان‌که گذشت، در دوران خلافت مقتفی بوده است. استماع وی از ابو‌الوقت سجری نشان می‌دهد که وی تا سال‌های ۵۵۲-۵۵۳ ق در این شهر ساکن بوده و ظاهراً تا زمان خلافت مستضیء نیز در بغداد می‌زیسته است.
وی در بغداد كه پایتخت
بنی عباسخاندانی حکومتگر از نوادگان عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و بانی برخی اقدامات در حرمین بودند
و مشهورترین مركز علوم اسلامی آن روزگار بود و دانشمندان زیادی در آن زندگی می‌كرد اقامت گزیده و به تدریس علوم و فنون مختلف پرداخت و هم در آن رشته‌ها كتاب‌ها نوشت.
[۱۴] دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج۳، ص۴۹۵.
ابن شهرآشوب در همان سال‌های جوانی كه در
ایرانایران هجدهمین کشور جهان از نظر وسعت است و مساحت آن یک میلیون و ۶۴۸ هزار و ۱۹۵ کیلومترمربع است
و
عراقعراق یکی از کشورهای مهم و اسلامی خاور میانه و دارای ذخایر مهم نفتی و پیشینه تاریخی غنی است
مشغول تحصیل بود، تدریس هم می‌كرد. «وی هر علمی از علوم اسلامی را كه به حدّ كمال دارا بود، شروع به تدریس آن علم می‌كرد».
[۱۵] دوانی، علی، مفاخر اسلام ،ج۳، ص۵۰۰.


← حله


در دوران خلافت مستضیء (۵۶۶-۵۷۴ ق) به سبب سعی مستضیء در گسترش عقاید و افکار و اقتدار علمای حنبلی، بغداد دیگر مکان مناسبی برای ادامه فعالیت ابن‌ شهر‌آشوب نبود. از‌ این‌رو در اوایل خلافت مستضیء به حِله رفت و در ۵۶۷ ق در آن‌جا به تدریس پرداخت و ظاهراً در همین سفر و از وی حدیث شنیدند.

← موصل و حلب


پس از اقامت سالیان دراز در
حلهحُلَّه (به ضم ‌حاء و فتح و تشدید لام)، به دو جامه از جامه‌های یمن گفته می‌شود
، سفر ابن شهرآشوب به موصل ظاهراً به هنگام وزارت جلال‌الدین ابوالحسن علی بن محمد در ۵۷۱ ق/ ۱۱۷۵ م صورت گرفته است و احتمالاً با عزل او از وزارت در ۵۷۳ ق، ابن‌ شهرآشوب موصل را به مقصد حلب که از زمان حمدانیان پناهگاه شده بود، ترک کرد.
نویسنده روضات الجنات می‌گوید:
«علت انتقال ابن شهرآشوب از عراق به شهر حلب آن بود كه شهرستان مزبور در آن روزگار مجمع رجال و بزرگان بوده و مردم آنجا هم عموماً با امامی مذهبان به‌خوبی رفتار می‌كرده و به مناسبت اینكه شهرستان حلب تحت نظر آل حمدان بود كه امامی مذهب بوده‌اند ... نسبت به علمای شیعه احترام می‌كردند.»

گستره علمی



تبحر ابن‌ شهر‌آشوب در علوم قرآنی و حدیث و رجال از آثار بازمانده وی به خوبی آشکار است. گرچه ابن‌شهر‌آشوب کتابی شناخته شده در فقه و اصول نداشته، لیکن در این دو رشته دارای اطلاع وسیعی بوده است، چنانکه شاگرانش وی را اغلب با لقب «فقیه» یاد می‌کرده‌اند.
[۲۲] ابن‌ زهره حلبی، محمد بن عبدالله، الاربعون حدیثاً، ج۱، ص۷۷، به کوشش رضا علوان، قم، ۱۴۰۵ ق/ ۱۹۸۵ م.

ابن‌ شهر‌آشوب در
شعریکی از اقسام کلام ادبی در ادبیات فارسی، شعر می‌باشد، که در لغت به معنای «علم، دانش، فقه، فهم، درک، ادراک، وقوف و دانایی» است
نیز دستی داشت و این مطالب از توجه به گزیده‌های شعر موجود در کتاب مناقب و نیز از خاتمه معالم العلماء در ذکر شعرای اهل بیت برمی‌آید. وی خود نیز شعر می‌سروده و اشعاری از وی در فضائل ائمه‌ به‌طور پراکنده در کتاب مناقب آمده است. از حیث توثیق رجالی تا سده ۱۱ ق درباره وی سکوت شده و در این سده میرداماد اجتهاداً وی را توثیق کرد و پس از آن در کتب رجالی مکرراً به توثیق وی پرداخته شده است.
[۲۳] مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۳، ص۱۵۷، نجف، ۱۳۵۲ ق.


اساتید



۱. شیخ شهر آشوب (جدش).
۲. شیخ علی (پدرش).
[۲۴] بحرانی، یوسف، لؤلوه البحرین، ص ۳۴۷.

۳. واعظ نیشابوری(متوفی ۵۰۸ ق.) معروف به «صاحب روضه الواعظین» و «
فتال نیشابوریشیخ بزرگوار، شهید سعید، ابو علی، محمد بن حسن بن علی بن احمد بن علی واعظ مبارز، محدث و حافظ احادیث بسیار بوده است
».
۴. شیخ ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (متوفی ۵۴۸ ق.)
۵. ابومنصور طبرسی، نویسنده كتاب ارزشمند «
الاحتجاجمؤلف:ابو منصور احمد بن علی بن ابی طالب طبرسی (متوفی قرن ۶ه ق) ==معرفی کتاب== مؤلف این اثر ارزشمند، در آغاز کتاب فصلی را به بیان فضیلت گفتگو و احتجاج و اهمیّت استدلال و دفاع برهانی از دین اختصاص داده و پس از آن مجموعه ای از مناظرات و مباحثات پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله و سلم- ، فاطمه زهرا - سلام الله علیها- و ائمه اطهار - علیهم السلام- را به ترتیب تاریخ گرد آورده است
». ابن شهرآشوب در كتاب رجالی خود «معالم العلماء» به بزرگی از او یاد كرده و درباره آثارش می‌نویسد:
«استادم احمد بن ابی طالب طبرسی، كتاب‌های مختلفی دارد از جمله: الكافی در فقه و ...»
۶. قاضی سید ناصح‌الدین آمدی (متوفی ۵۵۰ ق.)
[۲۷] آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، مقدمه سید جلال الدین اُرموی.

۷. ابوالفتوح رازی (متوفی ۵۵۲ ق.)
[۲۸] عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ج۲، ص۵۹ - ۶۰.

۸.
عبدالجلیل رازی قزوینیعبدالجلیل رازی قزوینی از علمای شیعه در قرن ششم و دارای آثار تاریخی کلامی است که مهمترین آن کتاب النقض در دفاع از عقاید شیعه امامیه و پاسخ به کتاب بعض الفضائح اروافض است
(متوفی ۵۶۰ ق.) از علمای بزرگ عصر خود و از اساتید بلندپایه ابن شهرآشوب بود كه دارای كتاب معروفی به نام «
النقضبعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضائح الروافض که به نام خلاصه «النقض» معروف است، کتابی است کلامی که در پاسخ به کتاب «بعض فضائح الروافض» و در دفاع از عقاید شیعه امامیه در قرن ششم توسط عبدالجلیل قزوینی رازی نگاشته شده‌است
» می‌باشد.
۹. سید ضیاء‌الدین فضل‌الله راوندی کاشانی (متوفی ۵۶۲ ق.)
[۳۰] عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ج۲، ص۱۴۴.

۱۰. قطب‌الدین راوندی (متوفی ۵۷۳ ق.).
۱۱. ابوالحسن علی بن ابی‌القاسم بیهقی، معروف به ابن فندق (متوفی ۵۶۵ ق.)
[۳۳] صدر حاج‌ سيدجوادی، احمد، دائر، المعارف تشیع، ج۳، ص۵۹۴.

ابن شهرآشوب همچنین در محضر گروهی از علمای
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
نیز تحصیل كرده است كه مشهورترین آنها عبارتند از:
۱. ابوعبدالله محمد بن احمد نطنزی، مؤلف كتاب «الخصائص العلویه علی سائر البریه».
۲. جارالله زمخشری معتزلی (متوفی ۵۳۸ ق.)، ابن شهرآشوب در نزد او كتاب «تفسیر كشاف» و «ربیع الابرار» و «الفایق فی غریب الحدیث» را كه همه از تألیفات خود زمخشری است، خوانده و از این استاد اجازه نقل روایات آن كتاب‌ها را نیز گرفته است.
۳. خطیب خوارزمی.
استماع ابن‌ شهر‌آشوب از ابوحامد غزالی بر خلاف آنچه از ظاهر عبارت مناقب
[۳۷] ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۱.
برمی‌آید، بعید به نظر می‌رسد، زیرا غزالی از ۵۰۰ ق مسند تدریس را رها کرد و ابن‌ شهر‌آشوب در این تاریخ فقط ۱۱ سال داشته و نمی‌توانسته است، به سفر بپردازد.

شاگردان



ابن شهرآشوب، زمانی كه در شهرهای بغداد، حلّه و موصل می‌زیست و در اواخر عمر كه در شهر حلب اقامت داشت و در دیگر شهرهای اسلامی، شاگردان زیادی تربیت كرد كه از این میان به افراد ذیل می‌توان اشاره كرد:
۱. علامه سید محمد بن زهره حلبی (متوفی پس از ۵۸۵ ق.).
۲. شیخ جمال‌الدین ابوالحسن علی بن شعره حلی جامعانی (متوفی ۵۸۱).
۳. شیخ تاج‌الدین حسن بن علی دربی.
۴. شیخ یحیی بن محمد سوراوی.
۵. یحیی بن ابی طی حلبی (د ح۶۳۰ ق/ ۱۲۳۳ م).
۶. سید کمال‌الدین حیدر حسینی.
از شاگردان و راویان ابن‌ شهر‌آشوب می‌توان ابن‌ ادریس حلی، ابن‌ بطریق حلی و ابن‌ زهره حلبی (د ۶۳۹ ق/ ۱۲۴۱ م) را نام برد.
[۴۱] ابن‌ زهره حلبی، محمد بن عبدالله، الاربعون حدیثاً، ج۱، ص۶۰، به کوشش رضا علوان، قم، ۱۴۰۵ ق/ ۱۹۸۵ م.
[۴۲] ابن‌ زهره حلبی، محمد بن عبدالله، الاربعون حدیثاً، ج۱، ص۷۷، به کوشش رضا علوان، قم، ۱۴۰۵ ق/ ۱۹۸۵ م.

بهبهانی
[۴۳] بهبهانی، محمدباقر، تعلیقات منهج المقال، ج۱، ص۳۷، تهران، ۱۳۰۶ ق.
در اثر برداشتی نادرست از عبارت
علامه حلیجمال‌الدین ابومنصور، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی (۶۴۸-۷۲۶ ه ق)، ملقب به علامه حلی و علامه (علی‌الاطلاق)، از فقها و متکلمان شیعه در قرن هشتم هجری بود
که از ابن‌ شهر‌آشوب به «شیخنا» تعبیر کرده، علامه حلی را از شاگردان وی دانسته است، لیکن با توجه به تولد علامه حلی در ۶۴۸ ق این امر غیر ممکن است.

نقل روایت



ابن شهرآشوب یكی از اساتید
علم حدیثعلم الحدیث، علمی است که به وسیله آن قول و فعل و تقریر معصوم شناخته می‌شود
و اجازه نقل حدیث بوده است. وی از اساتید خویش اجازه نقل روایت داشته و از آنها روایت می‌كرده است، از جمله ایشان: شیخ ابومنصور طبرسی، محدث شیخ علی ابن شهرآشوب، شیخ شهرآشوب، شیخ ابوعلی فضل بن حسن طبرسی (صاحب تفسیر «مجمع البیان»)، شیخ جمال‌الدین ابوالفتوح رازی، قطب‌الدین راوندی‌ و ... می‌باشند.

آثار



ابن شهرآشوب در اكثر علوم اسلامی ـ اعم از فقه، اصول، کلام، حدیث، تاریخ، تفسیر، رجال و ... تألیفات و تصنیفاتی ارزنده، آموزنده و بی‌سابقه از خود به یادگار گذاشته كه هر یک در نوع خود مهمّ و نشانگر نبوغ فكری و مقام والای علمی نویسنده آن است؛ آثاری كه همواره مورد توجّه و عنایت عالمان و دانشمندان قرار گرفته است.
اینک به معرّفی برخی از آثار این دانشمند بزرگ شیعه می‌پردازیم:

← آثار چاپی


برخی از تالیفات ابن شهرآشوب چاپ شده است.

←← مناقب آل ابی طالب


این کتاب نخست در ۱۳۱۳ ق در بمبئی و پس از آن به کرات در ایران و عراق به چاپ رسیده است. به قرینه روایت ابن‌ شهر‌آشوب از ابوالوقت سجزی تالیف این کتاب‌ اندکی پس از ۵۵۳ ق در بغداد صورت گرفته است.
مؤلف به تفصیل در مقدمه به انگیزه تالیف پرداخته است. طبق آنچه در مقدمه مناقب آمده، این کتاب با ذکر مناقب آغاز می‌شده، سپس به ذکر ائمه می‌پرداخته و به ذکر
صحابهبحث پیرامون صحابه از این جهت ضروری می‌نماید که دین از طریق این افراد به نسل بعدی انتقال یافته است
و
تابعینتابعین، افرادی هستند که با یک یا چند تن از صحابه ملاقات یا مصاحبت کرده‌اند
ختم می‌شده است، اما نسخ موجود کتاب با یاد
امام حسن عسکری (علیه‌السّلام)حضرت حسن بن علی بن محمد، ملقب به حسن عسکری، یازدهمین امام شیعیان است که به مدت ۶ سال در دوران خلفای بنی‌عباس، امامت کرد
پایان می‌پذیرد. این احتمال که بخش پایانی کتاب اساساً توسط ابن‌ شهر‌آشوب تالیف نشده باشد، منتفی است، زیرا وی خود در معالم به بخش مربوط به امام مهدی (علیه‌السّلام) ارجاع کرده، و در الملاحم و الفتن از آن بخش کتاب قطعاتی نقل کرده است.
کتاب مناقب توسط حسین بن جبر تلخیص شده و نخب المناقب نام یافته است اوصافی که ابن‌ جبر برای کتاب مناقب آورده، این تصور را به وجود می‌آورد که نسخه مورد استفاده او از حیث ذکر اسناد و تفکیک احادیث کامل‌تر از نسخه موجود و از نظر حجم مفصل‌تر از آن بوده است بر همین پایه حسین نوری
[۴۹] نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۴۸۴.
نتیجه گرفته که نسخه حاضر در واقع همالن نخب المناقب ابن‌ جبر یا تلخیص دیگری از مناقب است. به هر حال با توجه به نقص کتاب مناقب در بخش پایانی، همچنین یافت نشدن برخی از مطالب موجود در نخب (همچون سخن جوینی در مورد سند
حدیث غدیرتسمیه و محل غدیر خم، غدیر گودال آب است که بعد از گذشتن سیل بر جای می‌ماند و به زودی خشک می‌شود
) در نسخه حاضر از مناقب
[۵۰] بیاضی، علی بن یونس، الصراط المستقیم، ج۱، ص۱۲، تهران، ۱۳۴۸ ق.
و برخی شواهد دیگر می‌توان نتیجه گرفت که مناقب حاضر نسبت به متن اصلی نقایصی دارد، ولی مقایسه آن با نسخ نخب المناقب ابن‌ جبر نشان می‌دهد که کتاب موجود همان نخب المناقب نیست.

←← معالم العلماء


ابن شهرآشوب در این كتاب كم حجم و پربار پس از برشماری نام ۱۰۲۱ تن از دانشمندان شرح حال كوتاهی از زندگی آنان و آثارشان را ذكر كرده است.
این کتاب بار نخست در ۱۳۵۳ ق به کوشش عباس اقبال در و بار دیگر در ۱۳۸۰ ق در
نجفنجف از شهرهای مهم کشور عراق و سومین شهر مذهبی جهان اسلام است
به چاپ رسیده است. از این‌که در برخی نسخ معالم العلماء برخلاف نسخه چاپی نجف از کتاب متشابه القرآن مؤلف یادی نشده، می‌توان حدس زد که معالم پیش از متشابه القرآن تالیف شده است. بنابراین تالیف معالم باید‌ اندکی پیش از ۵۷۰ ق (تاریخ پایان تالیف متشابه القرآن) و محتملاً در حلّه صورت گرفته باشد.
کتاب معالم در واقع تلخیصی است از
الفهرست«فهرست کتب الشیعة و اصولهم و اسماء المصنفین و اصحاب الاصول (للطوسی) (ط- الحدیثة)»، اثر محمد بن حسن طوسی، معروف به شیخ طوسی، به زبان عربی است که زندگی نامه مختصر تعداد زیادی از شخصیت‌های شیعی و معرفی آثار علمی برخی از آنها را در بر گرفته است
طوسی که زیاداتی بدان افزوده شده است. این اثر یکی از کتاب‌های عمده فهرست و رجال شیعه در فاصله سده ۵ تا ۸ ق به شمار می‌رود.

←← متشابه القرآن و مختلفه


کتابی است تحقیقی كه ابن شهرآشوب آن‌را در سال ۵۷۰ ق. در شهر حلّه به پایان برده است.
ابن‌ شهر‌آشوب در آن آیات متشابه را به ترتیب موضوعی مورد بررسی قرار داده است و موضوعات آن را اصول عقاید،
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
، ،
علوم قرآنعلوم قرآنی، عبارت است از مجموعه علومی كه برای فهمیدن و شناخت هرچه بیشتر و دقیق‌تر قرآن، آموختن آن لازم است
،
ادبیاتادبیات کلمه‌ای عربی و صفت نسبی است
و غیر آن تشکیل می‌دهد. این کتاب در تهران در ۲ جلد (۱۳۶۹ ق/ ۱۹۵۰ م) به چاپ رسیده است.

← آثـار خطی


مثالب النواصب. این کتاب را ابن شهرآشوب خود در معالم العلماء و در اجازه‌ای که به شاگردش علی بن جعفر جامعانی داده ذکر کرده است. نسخه‌ای از این کتاب در کتابخانه سپهسالار
[۵۵] سپهسالار، خطی، ج۵، ص۴۹۸.
موجود است (در مورد دیگر نسخه‌ها، نک‌: )

← آثار یافت نشده و منسوب


ابن شهرآشوب خود در کتاب معالم العلماء و اجازه‌اش به جامعانی کتب زیر را ذکر کرده است:
المخزون و المکنون فی عیون الفنون، (اعلام) الطرائق فی الحدود و الحقائق، مائدة الفائده، المثال فی الامثال، الحاوی، الاوصاف، المنهاج، از این آثار اغلب جز اسم چیزی در دست نیست. تنها مؤلف خود در مناقب متذکر شده که دو خطبه بدون الف و بدون نقطه امیرالمؤمنین علی (علیه‌السّلام) را در المخزون آورده است. نیز صفدی در مورد مائدة الفائده گفته که در این کتاب مطالب نادر و کمیاب جمع‌آوری شده است.
ابن‌ شهرآشوب در معالم کتاب دیگری را با عنوان الاسباب و النزول علی مذهب آل الرسول آورده که ظاهراً همان کتاب بیان التنزیل است که نزد موجود بوده و او از آن در نقل کرده و اظهار داشته که کتابی کوچک، ولی پرمحتوی است.
بجز کتاب‌های مذکور، صفدی کتابی در نحو به نام الفصول، تفرشی کتاب انساب آل ابی طالب (علیه‌السّلام) و واعظ کجوری کتاب الاربعون حدیثا در مناقب حضرت فاطمه (علیهاالسّلام) را به ابن‌ شهر‌آشوب نسبت داده‌اند.
آقا بزرگ تهرانیسال ۱۲۹۳ قمری، ماه ربیع الاول و شب پنج شنبه بود
به نقل از البلغه اثر
فیروزآبادی«مجدالدین محمد بن یعقوب فیروزآبادی» مکنی به ابوطاهر (۷۲۹- ۸۱۷ ق) عالم لغوی، محدث ، مفسر ، سیره نویس، مؤلف قاموس و فقیه شافعی از احفاد شیخ ابواسحاق شیرازی (۳۹۶- ۴۷۶ ق) - فقیه بزرگ شافعی و رئیس نظامیه بغداد - بوده است
کتابی با عنوان الجدیده به ابن‌ شهر‌آشوب نسبت داده، اما ظاهراً الجدیده که در البلغة آمده، همان مائدة الفائدة است.
آقا بزرگ تهرانی به نقل از کتاب اقبال اثری با عنوان الموالید به وی نسبت داده، اما با مقایسه گفته ابن‌طاووس با آنچه در مناقب
[۷۰] ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۲۲، قم، انتشارات علامه.
آمده، روشن می‌شود که نقل ابن‌طاووس از مناقب بوده است.
ظاهراً آثار ابن‌ شهر‌آشوب بیش از آن است که ذکر شد، زیرا شاگردش ابن ابی طی گفته: «وی در متفق و مفترق، مؤتلف و مختلف، فصل و وصل تصنیفاتی دارد» و
علی بن هلال جزائریشیخ علی بن هلال جزائری، زاهد و متقی و جامع المعقول و المنقول بوده است استادروایت ابن فهد حلی است و بعید نیست كه استاد فقه او نیز هم او باشد می گویند در عصرخودش شیخ الاسلام و رئیس شیعه بوده است محقق کرکی شاگرد او بوده و او را به اوصاف فقاهت و شیخ الاسلامی ستوده است ابن ابی جمهور احسائی نیز فقه را نزد اوتحصیل كرده است
در سده ۹ آثاری را از وی در معقول و منقول و فروع و اصول می‌شناخته است.

از نگاه دیگران



گفته‌ها و اظهار نظرهای دانشمدان اسلامی، ما را از شخصیت علمی و شأن و منزلت مردانی چون ابن شهرآشوب، آگاه می‌کند.
علامه میر مصطفی حسینی تفرشی (متوفی ۱۰۲۱ ق.)
«رشیدالدین محمد ... شهرآشوب، پیشوای طایفه شیعه و فقیه آنان، شاعری بلیغ و نویسنده بود ...»
شیخ ابوعلی حائری (متوفی ۱۲۵۱ ق.)
«ابن شهرآشوب شیخ الطائفه است و پایه فضل او گفتگو ندارد.»
(متوفی ۱۱۰۴ ق.)
«ابن شهرآشوب عارف به رجال و اخبار و احادیث، شاعر و ادیب و جامع همه خوبی‌ها بود.»
علامه میرزا حسین نوری (متوفی ۱۳۲۰ هـ . ق)
«فخر شیعه، تاج شریعت، افضل الاوائل و دریای متلاطم ژرفی كه ساحل ندارد، احیاء‌كننده آثار مناقب و فضائل، رشید المله و الدین شمس‌الاسلام و المسلمین ابن شهرآشوب فقیه، محدث، مفسر، محقق و ...»
[۷۷] نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۳۱۰.

ملا علی قراجه داغی دیزماری علیاری (متوفی ۱۳۲۷ ق.)
«ابن شهر آشوب مازندرانی، پیشوای طایفه شیعه ... و نویسنده بود.»
[۷۸] علیاری، ملاعلی، بهجه الامال فی شرح زبده المقال، ج۶، ص۵۱۳.

اهل سنت:
چنانكه از كتاب‌های نویسندگان برمی‌آید دانشمندان اهل تسنن آن‌طور كه از ابن شهرآشوب تجلیل و به بزرگی یاد كرده‌اند، در حق كمتر كسی از علمای شیعه چنین كرده‌اند. اینک به گفته‌های یكی از آنان اشاره می‌كنیم تا از این رهگذر اندكی به شخصیت علمی و قدر و منزلت و شأن او بیشتر پی بریم.
صلاح‌الدین صفدی، یكی از عالمان بزرگ اهل سنت می‌نویسد:
«محمّد بن علی بن شهرآشوب ... یكی از سرشناسان شیعه است. او در هشت سالگی
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
را حفظ كرده بود و در علم اصول شیعه به حد نهایی رسید. وی در علوم قرآنی و مشكلات حدیث و اخبار و
لغت علمی است که در آن درباره مفردات الفاظ وضع شده و از جهت دلالت مطابقی آنها بر معانی‌شان بحث می‌شود
و
نحوعلم به اصول و قواعدی است که با آنها حالت و حرکت حرف آخر هر کلمه در جمله و نیز کیفیت ترکیب کلمات با هم در یک جمله‌، معلوم می‌شود
و موعظه در منبر ـ در زمانی كه مقتفی خلیفه عباسی در
بغدادبغداد: پایتخت فعلى كشور عراق است
بود از دیگران تقدم داشت.»
[۷۹] صدر، سید حسن، تأسیس الشیعه، ص۲۷۲.


وفات



سرانجام ابن شهرآشوب، پس از گذراندن صد سال عمر و حدود هفتاد سال خدمت، در شب جمعه ۲۲
شعبانشعبان ماهی از ماههای قمری است که بین ماههای رجب و رمضان واقع شده و دارای فضائل و آدابی است
سال ۵۸۸ ق. در شهر حلب به دیار باقی پركشید و پیكرش را در نزدیكی شهر در دامنه كوه جوشن (جبل الجوشن)، در جوار مرقد محسن بن ابی عبدالله الحسین (علیه‌السّلام) دفن كردند. افندی به خطا وفات او را در «مشهد گنج افروز» از قرای بار فروش (بابل) دانسته و اظهار داشت که آرامگاه او در آن‌جا زیارتگاه مردم است.

فهرست منابع



(۱) آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة.
(۲) ابن بطریق، یحیی بن حسن، خصائص الوحی المبین، به کوشش محمودی، تهران، ۱۴۰۶ ق/ ۱۹۸۵ م.
(۳) ابن‌ حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۹-۱۳۳۱ ق.
(۴) ابن‌ زهره حلبی، محمد بن عبدالله، الاربعون حدیثاً، به کوشش رضا علوان، قم، ۱۴۰۵ ق/ ۱۹۸۵ م.
(۵) ابن‌ شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۹۷۳ م.
(۶) ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، تهران، ۱۳۶۹ ق/ ۱۹۵۰ م.
(۷) ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، معالم العماء، نجف، ۱۳۸۰ ق/ ۱۹۶۱ م.
(۸) ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، قم، انتشارات علامه.
(۹) ابن‌ طاووس، علی، اقبال الاعمال، تهران، ۱۳۹۰ ق.
(۱۰) ابن‌ طاووس، علی، الملاحم و الفتن، قم، ۱۳۹۸ ق/ ۱۹۷۸ م.
(۱۱) افندی، اصفهانی عبدالله، ریاض العلماء، قم، ۱۰۴۱ ق.
(۱۲) بهبهانی، محمدباقر، تعلیقات منهج المقال، تهران، ۱۳۰۶ ق.
(۱۳) بیاضی، علی بن یونس، الصراط المستقیم، تهران، ۱۳۴۸ ق.
(۱۴) تفرشی، مصطفی، نقد الرجال، تهران، ۱۳۱۸ ق.
(۱۵) سلیم بن قیس هلالی، کتاب سلیم، بیروت، مؤسسۀ اعلمی.
(۱۶) سپهسالار، خطی.
(۱۷) صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به کوشش س ددرینگ، بیروت، ۱۳۹۴ ق/ ۱۹۷۴ م.
(۱۸) طباخ، محمد راغب، اعلام النبلاء، حلب، ۱۳۴۳ ق.
(۱۹) علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، به کوشش محمد صادق بحر العلوم، نجف، ۱۳۸۱ ق/ ۱۹۶۱ م.
(۲۰) فارسی، عبدالغافر، تاریخ نیشابور، به کوشش محمد‌کاظم محمودی، قم، ۱۴۰۳ ق.
(۲۱) فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، البلغة، به کوشش محمد مصری، دمشق، ۱۳۹۲ ق/ ۱۹۷۲ م.
(۲۲) مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، نجف، ۱۳۵۲ ق.
(۲۳) مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، ۱۴۰۳ ق/ ۱۹۸۳ م.
(۲۴) نوری، حسین، مستدرک الوسائل، تهران، ۱۳۸۲ ق.

پانویس


 
۱. هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم، ج۱، ص۶۵.    
۲. بحرانی، یوسف، لؤلوه البحرین، ص ۳۴۰.
۳. آمدی، عبدالواحد، غرر الحكم، مقدمه.
۴. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۱۱۸.    
۵. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، مقدمه ص۳.    
۶. صدر حاج‌ سيدجوادی، احمد، دائرة المعارف تشیّع، ج۱، ص۳۳۷.
۷. آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، مصفی المقال فی علم الرجال، ص ۴۱۵.
۸. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱، ص۱۰۱.
۹. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلما، مقدمه ص۳.    
۱۰. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۱۱۸.    
۱۱. طباخ، محمد راغب، اعلام النبلاء، ج۴، ص۲۹۰.    
۱۲. فارسی، عبدالغافر، تاریخ نیشابور، ج۱، ص۳۵۸، به کوشش محمد‌کاظم محمودی، قم، ۱۴۰۳ ق.
۱۳. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۷.    
۱۴. دوانی، علی، مفاخر اسلام، ج۳، ص۴۹۵.
۱۵. دوانی، علی، مفاخر اسلام ،ج۳، ص۵۰۰.
۱۶. هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم، ج۱، ص۶۵.    
۱۷. آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۲۰، ص۱۷۵.    
۱۸. ابن بطریق، یحیی بن حسن، خصائص الوحی المبین، ج۱، ص۳۶.    
۱۹. خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، ج۶، ص۲۹۳.    
۲۰. ابن‌ حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۵، ص۳۱۰، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۹-۱۳۳۱ ق.    
۲۱. ابن بطریق، یحیی بن حسن، خصائص الوحی المبین، ج۱، ص۶۰.    
۲۲. ابن‌ زهره حلبی، محمد بن عبدالله، الاربعون حدیثاً، ج۱، ص۷۷، به کوشش رضا علوان، قم، ۱۴۰۵ ق/ ۱۹۸۵ م.
۲۳. مامقانی، عبدالله، تنقیح المقال، ج۳، ص۱۵۷، نجف، ۱۳۵۲ ق.
۲۴. بحرانی، یوسف، لؤلوه البحرین، ص ۳۴۷.
۲۵. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، معالم العماء، ص۱۳۵.    
۲۶. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، ص۲۵.    
۲۷. آمدی، عبدالواحد بن محمد، غرر الحكم و درر الكلم، مقدمه سید جلال الدین اُرموی.
۲۸. عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ج۲، ص۵۹ - ۶۰.
۲۹. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، ص۱۴۵.    
۳۰. عقیقی بخشایشی، طبقات مفسران شیعه، ج۲، ص۱۴۴.
۳۱. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، ص۵۵.    
۳۲. قمی، شیخ عباس، الکنی و الالقاب، ج۳، ص۷۲.    
۳۳. صدر حاج‌ سيدجوادی، احمد، دائر، المعارف تشیع، ج۳، ص۵۹۴.
۳۴. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، ص۱۱۹، رقم ۷۹۰.    
۳۵. ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، مقدمه ص۸.    
۳۶. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۹-۱۲.    
۳۷. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۱۱.
۳۸. آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۲۰، ص۱۷۵.    
۳۹. ابن بطریق، یحیی بن حسن، خصائص الوحی المبین، ج۱، ص۳۶.    
۴۰. ابن‌ شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، ج۴، ص۲۶۹.    
۴۱. ابن‌ زهره حلبی، محمد بن عبدالله، الاربعون حدیثاً، ج۱، ص۶۰، به کوشش رضا علوان، قم، ۱۴۰۵ ق/ ۱۹۸۵ م.
۴۲. ابن‌ زهره حلبی، محمد بن عبدالله، الاربعون حدیثاً، ج۱، ص۷۷، به کوشش رضا علوان، قم، ۱۴۰۵ ق/ ۱۹۸۵ م.
۴۳. بهبهانی، محمدباقر، تعلیقات منهج المقال، ج۱، ص۳۷، تهران، ۱۳۰۶ ق.
۴۴. علامه حلی، حسن بن یوسف، رجال، ج۱، ص۲۰۵، به کوشش محمد صادق بحر العلوم، نجف، ۱۳۸۱ ق/ ۱۹۶۱ م.    
۴۵. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، معالم العماء، ص۱۱۳.    
۴۶. ابن‌ طاووس، علی، الملاحم و الفتن، صص ۱۹۸- ۲۰۰، قم، ۱۳۹۸ ق/ ۱۹۷۸ م.    
۴۷. آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۲۴، ص۸۸.    
۴۸. بیاضی، علی بن یونس، الصراط المستقیم، ج۱، ص۱۱، تهران، ۱۳۴۸ ق.    
۴۹. نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۴۸۴.
۵۰. بیاضی، علی بن یونس، الصراط المستقیم، ج۱، ص۱۲، تهران، ۱۳۴۸ ق.
۵۱. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، معالم العماء، ص۱۱۹.    
۵۲. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، ج۲، ص۲۸۵، تهران، ۱۳۶۹ ق/ ۱۹۵۰ م.    
۵۳. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، معالم العماء، ص۱۱۹.    
۵۴. افندی اصفهانی، عبدالله، ریاض العلماء، ج۳، ص۳۸۳، قم، ۱۰۴۱ ق.    
۵۵. سپهسالار، خطی، ج۵، ص۴۹۸.
۵۶. آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۱۹، ص۷۶.    
۵۷. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، معالم العماء، ص۱۱۹.    
۵۸. افندی اصفهانی، عبدالله، ریاض العلماء، ج۳، ص۳۸۳، قم، ۱۰۴۱ ق.    
۵۹. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۱، ص۳۲۶.    
۶۰. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۱۱۹.    
۶۱. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، معالم العماء، ص۱۱۹.    
۶۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱، ص۲۹، بیروت، ۱۴۰۳ ق/ ۱۹۸۳ م.    
۶۳. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۱۱۸.    
۶۴. تفرشی، مصطفی، نقد الرجال، ج۴، ص۲۷۶.    
۶۵. آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۱، ص۴۲۶.    
۶۶. آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۵، ص۹۱.    
۶۷. فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، البلغة، ج۱، ص۲۷۹.    
۶۸. آقا بزرگ تهرانی، محمدمحسن، الذریعة، ج۲۳، ص۲۳۳.    
۶۹. ابن‌ طاووس، علی، اقبال الاعمال، ج۳، ص۱۱۴.    
۷۰. ابن‌ شهر‌آشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابی طالب، ج۴، ص۴۲۲، قم، انتشارات علامه.
۷۱. ابن‌ حجر عسقلانی، احمد بن علی، لسان المیزان، ج۵، ص۳۱۰، حیدرآباد دکن، ۱۳۲۹-۱۳۳۱ ق.    
۷۲. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۱۰۵، ص۳۴.    
۷۳. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، ج۸، ص۵۹.    
۷۴. تفرشی، مصطفی، نقد الرجال، ج۴، ص۲۷۶.    
۷۵. مازندرانی، محمّد بن اسماعیل، منتهی المقال، ج۶، ص۱۲۴.    
۷۶. حرعاملی، محمد بن حسن، امل الآمل، ج۲، ص۲۸۵.    
۷۷. نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۳۱۰.
۷۸. علیاری، ملاعلی، بهجه الامال فی شرح زبده المقال، ج۶، ص۵۱۳.
۷۹. صدر، سید حسن، تأسیس الشیعه، ص۲۷۲.
۸۰. امین، سیدمحسن، اعیان الشیعه، ج، ص۷۷.    
۸۱. صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، ج۴، ص۱۱۹.    
۸۲. طباخ، محمد راغب، اعلام النبلاء، ج۴، ص۲۹۰.    
۸۳. افندی، اصفهانی عبدالله، ریاض العلماء، ج۵، ص۱۲۶، قم، ۱۰۴۱ ق.    


منبع



سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «ابن شهر آشوب»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۹/۱۲/۲۶.    
کتابخانه دیجیتال موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، برگرفته از مقاله «ابن شهر آشوب»، تاریخ بازیابی ۱۳۹۹/۱۲/۲۶.    
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، دانشنامه بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «ابن شهرآشوب»، ج۹، ص۹۳۶.    



جعبه ابزار