اجتهاد

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



واژه
مجتهدشخص دارای ملکه استنباط حکم شرعی فرعی از منابع معتبر را مجتهد گویند
از کلمه «اجتهاد» مشتق شده‌است. اجتهاد در لغت به معنای تلاش و کوشش است، اما مقصود از آن در اصطلاح اسلامی، بذل جهد و کوشش برای استنباط
احکام شرعیبه مجموعه قوانين و مقرّرات اسلام، احكام شرعى می‌گویند
فرعی از منابع فقه اسلامی است. منابع فقه اسلامی عبارتند از:
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
،
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
،
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
و
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
.
از این عنوان در ، مبحث اجتهاد و تقلید، و نیز نخستین باب از ابواب برخی کتب فقهی تحت همین عنوان (اجتهاد و تقلید) و باب‌های و
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
، بحث شده است.


تعاریف اجتهاد



اجتهاد از ریشة «جهد» به معنای منتهای کوشش است.
[۱] القاموس العصری، ترجمه با عنوان (فرهنگ نوین عربی ـ فارسی)، ج۱، ص۱۲۶.
[۲] فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ص۳۷۷.

تلاش برای یافتن دلیل و حجّت بر احکام شرعی را اجتهاد گویند.
[۳] التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۲.

تعریف‌های دیگری نیز برای اجتهاد شده است، مانند: ملکه‌ای که در پرتو آن، قدرت بر حکم شرعی پیدا می‌شود یا کوشش برای به دست آوردن ظنّ بر (در فرض عدم دسترسی به علم).
[۴] التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۰-۲۴.


← تعریف آخوند خراسانی


مرحوم چنین تعریفی را تقریر کرده‌اند: «الاجتهاد هو استفراغ الوسع فی تحصیل الحجة علی الحکم الشرعی؛ مراد از اجتهاد این است مکلف مقدماتی عقلائی را ترتیب دهد که او را به علم به تکلیفی که متوجه اوست برساند». اجتهاد به معنای بکارگیری توان و نیرو برای به دست آوردن دلیل و حجت بر احکام شرعی می‌باشد.
[۷] حاشیة الکفایة، ص۳۰۱.


← تعریف شهید مطهری


می‌گوید: اجتهاد به طور سربسته به معنای صاحب‌نظر شدن در امر است، ولی صاحب‌نظر بودن و اعمال نظر کردن در امور دینی از نظر ما که
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
هستیم دو گونه است؛ مشروع و ممنوع... که ممنوع آن است که مجتهد حکمی را که در
کتابکتاب یکی از اسمای قرآن کریم است
و
سنّتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
نیست با فکر خودش و رأی خودش وضع کند، این را در اصطلاح «اجتهاد به رأی» می‌گویند. این اجتهاد از نظر شیعه ممنوع است... و معنای صحیح اجتهاد یعنی به کار بردن تدبّر و تعقّل در فهم ادلة شرعیه، که البته احتیاج دارد به یک رشته علوم که مقدمه شایستگی و استعداد تعقّل و تدبّر صحیح و عالمانه می‌باشند.
[۸] مجموعه آثار، ج۲۰، ص۱۶۴ـ۱۶۷.


تاریخچه اجتهاد



اجتهاد صحیح یعنی انطباق اصول و قواعد کلی بر فروعات، از دیدگاه ـ علیهم‌السّلام ـ امری ضروری و مورد اهتمام بوده است.
ـ علیه‌السّلام ـ می‌فرماید: «انما علینا القاء الاصول و علیکم اَن تفرعوا»؛ ما بیان اصول می‌نماییم و تفریع فروع از اصول و تطبیق آن بر موارد برعهدة شما است.
[۹] وسائل الشیعه، کتاب القضاء، باب ۶، از ابواب صفات القاضی، حدیث ۵۱ و ۵۲.

و یا ـ علیه‌السّلام ـ به
ابان بن تغلباَبانِ‌ بن تَغْلِب، ابوسعید بن رُباح بَکری جُرَیری کِنْدی رَبَعی کوفی (د ۱۴۱ق/۷۵۸م)، ادیب، قاری، فقیه، مفسّر و از محدّثان بنام امامیه است
فرمودند: «در
مسجدیکی ار مکان‌های مقدس اسلامی، مسجد است
مدینه بنشین و برای مردم
فتوا فتوا عبارت است از خبر دادن از حکم کلی الاهی در موضوعات کلی به استناد دلائل چهار گانه در فقه (کتاب، سنت، عقل و اجماع)، اعم از آن که به صورت خبر القا شود یا به صورت امر
بده که من دوست دارم در میان شیعه کسانی مانند تو دیده شوند.»
بنابراین، اصل اجتهاد در عصر حضور امامان معصوم ـ علیهم‌السّلام ـ نیز وجود داشته است امّا به دلیل حضور نیاز کمتری به اعمال اجتهاد بوده است، ولی در عصر غیبت چنین نیازی به سرحد کمال خود رسید.

← بنیان‌گذاران اجتهاد


قدیمی‌ترین بنیانگذاران اجتهاد در
فقه شیعه«فقه» دستور و مقررات زندگی در ابعاد مختلف آن است؛ به همین دلیل باید به نحوی تدوین شود که جوابگوی نیازهای هر عصری باشد
، دو دانشمند عهد قدیم معروف به قدیمین، ‌یعنی
ابن جنید اسکافیابن جنید اسکافی از اساتید شیخ مفید گویند که در سال ۳۸۱ ه ق درگذشته است وگفته اند تـالـیـفات و آثارش به پنجاه جلد می رسد فقها از ابن جنید و ابن ابی عقیل به عنوان القدیمین (دو فقیه دوران قدیم) یاد می کنند آرا ابن جنید همیشه در فقه مطرح است
و ابن عقیل عمانی، بوده‌اند. سپس
شیخ مفیدابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان، (۳۳۶ یا ۳۳۸-۴۱۳ ق) مشهور به شیخ مفید و ابن المعلم، متکلم و فقیه و از چهره‌های برجسته شیعه در جهان اسلام در قرن چهارم هجری قمری بود
به پا خاست و از عقاید آن دو بزرگوار در میان شاگردان خود، از جمله ، ‌ و به نیکی یاد کرد، این شیوه ادامه یافت تا نوبت به
علامه حلیجمال‌الدین ابومنصور، حسن بن یوسف بن علی بن مطهر حلی (۶۴۸-۷۲۶ ه ق)، ملقب به علامه حلی و علامه (علی‌الاطلاق)، از فقها و متکلمان شیعه در قرن هشتم هجری بود
رسید و پس از او و فقیه فاضل، علی    ، و نیز
شهید دوماین عالم سترگ شیعه، در دهکده «جبع»، از توابع جبل عامل، در سیزده شوال، پا به عرصه هستی نهاد
راه او را ادامه دادند.
[۱۰] روضات الجنات، ص۱۶۸.

تا اجتهاد به عنوان ضرورتی در مسلک شیعه پایدار بماند و شکوفاتر گردد.

اجتهاد پویا



از جمله، مسائلی که سبب شکوفایی اندیشه شیعه می‌شود باز و بی‌مانع بودن فضای فکری و اجتهادی صحیح در میان اندیشمندان شیعه است و با دستاورد اجتهاد پویا و زنده و مبتنی بر منابع (
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
،
سنّتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
،
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
و
اجماع«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
) در هیچ یک از مسائل نو و جدید، توقفی ندارد و پاسخ قابل اطمینانی ارائه می‌کند و مشکلات را از سر راه مردم بر می‌دارد و در زمینه مسائل فردی و اجتماعی و سیاسی پاسخگو می‌باشد.

← عوامل مؤثر در اجتهاد پویا


پویایی اجتهاد و فقه مرهون زمان و مکان و شخصیت فقیه صاحب مکتب است.

←← زمان


زمان به عنوان تحولی که در مقطعی از زمان رخ می‌دهد می‌تواند در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
و اجتهاد تأثیرگذار باشد، توجه به مشکلات و تحولات در سیر تاریخی زمان، سبب گشته تا اجتهاد و فقه به قانونی پیش تاز و آینده‌نگر و جامع تبدیل شود و چنین سیر زمانی را به ترتیب در اجتهاد صدوقین، (شیخ صدوق، و پدرش ابن بابویه) قدیمین، (ابن جنید اسکافی و ابن ابی عقیل یمانی) شیخین (شیخ مفید و شیخ طوسی) و پس از آنان ، و
ابن زهرهحمزه بن علی بن زهره، کنیه اش ابوالمکارم و معروف به سید ابوالمکارم ابن زهره است
، محقق و علامه و سپس محقق اردبیلی،
فیضمحمد مشهور به ملا محسن و ملقب به فیض در چهاردهم ماه صفر سال ۱۰۰۷ ق
و
محقق سبزواریمحقق سبزواری در سال (۱۰۱۷ هـ
می‌توان یافت.

←← مکان و جهان‌بینی


بدون شک، محیط و جهان‌بینی و طرز تفکر مرجع دینی در فتواهایش تأثیر بسیاری می‌گذارد.
[۱۱] مجموعه آثار، ج۲۰، ص۱۶۶-۲۱۴.


مجتهد و مقلد



به کسی که دارای مرتبۀ اجتهاد است «
مجتهدشخص دارای ملکه استنباط حکم شرعی فرعی از منابع معتبر را مجتهد گویند
» و به کسی که از او تقلید می‌کند «مقلّد» گفته می‌شود.

مقدمات اجتهاد



کسی که می‌خواهد با مراجعه به قرآن و
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
، احکام شریعت را از آنها استخراج کند باید دارای علومی به عنوان مقدمة اجتهاد باشد، از این رو، شناخت علوم عربی و
ادبیات عربادبیات عرب در حقیقت به متون نظم و نثری که به زبان عربی نگاشته شده باشد می‌گویند
(دانش صرف و نحو و لغت عرب
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
، ‌
علم کلام‌علم کَلام یا کلام‌شناسی دانشی است که به بحث پیرامون اصول اعتقادی و جهان‌بینی دینی بر مبنای استدلال عقلی و نقلی می‌پردازد و به شبهه‌هایی که در این زمینه مطرح می‌شود، پاسخ می‌دهد
، ، فقه، شناخت
آیات الاحکامآیات فقهی قرآن را آیات الاحکام گویند
و ،
منطقمنطق از دو نظر جزء علوم اسلامی محسوب می‎شود: اولاً به دلیل این که مانند ادبیات عرب نسبت به بسیاری از علوم اسلامی جنبه مقدمی دارد
و
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
در حد لازم برای استنباط و شناخت حدیث و
درایهعلم درایه‏ به علمی گفته می شود که در باره فهم حدیث از سند و متن و آداب یادگیری و غیره گفته می شود
و
رجالعلم رجال، عنوانی برای یکی از شاخه‌های علوم حدیث ناظر به بررسی احوال و اوصاف راویان حدیث و بیان اصول و قواعد آن است
، برای مجتهد امری لازم و ضروری است.
[۱۲] رسالة الاجتهاد و التقلید، ص۱۱۶.

البته شناخت اجماع، جستجو در فتاواهای فقهای پیشین و اطلاع از کلیات احکام شرعی و بلکه رد فروع بر اصول نیز می‌تواند در اجتهاد درست، مؤثر باشد.

اقسام اجتهاد



اجتهاد از جهتی به اجتهاد «بالفعل» و «بالقوّه» تقسیم می‌شود.

← اجتهاد بالقوه و اجتهاد بالفعل


اجتهاد بالقوّه آن است که مجتهد، ملکه و توانایی استنباط احکام شرعی را دارد، لیکن در عمل، استنباط نکرده و یا موارد استنباطش اندک است، ولی در اجتهاد بالفعل، مجتهد علاوه بر قدرت بر استنباط، در عمل نیز مسائل بسیاری را استنباط کرده است.

← اجتهاد مطلق و اجتهاد متجزی


اجتهاد از جهتی دیگر به «مطلق» و به نحو «تجزّی» تقسیم می‌شود. اجتهاد مطلق عبارت است از قدرت بر استنباط در همۀ ابواب فقهی، ولی اجتهاد به نحو تجزّی عبارت است از توانایی بر استنباط در بعضی ابواب فقهی، مانند
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
.
[۱۴] التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۸.


←← اختلاف در اجتهاد تجزی


در امکان اجتهاد به نحو تجزّی یا عدم امکان آن، یا لزوم آن، بدین معنا که دستیابی به اجتهاد مطلق جز از راه کسب اجتهاد به نحو تجزّی امکان‌پذیر نیست، اختلاف است.
[۱۵] التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۳۲-۳۵.


حکم اجتهاد



اجتهاد از دو حیث تکلیفی و وضعی دارای احکامی است.

← حکم تکلیفی


اجتهاد از آن جهت که بر هر مکلّفی
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است از عهدۀ تکالیف شرعی برآید است؛ بدین معنا که مکلّف در احکام شرعی باید یا
مجتهدشخص دارای ملکه استنباط حکم شرعی فرعی از منابع معتبر را مجتهد گویند
باشد یا مقلّد و یا
محتاطمحتاط به شخص عمل کننده به احتیاط به قصد یقین به امتثال تکلیف اطلاق می‌شود
. گرچه در این که این وجوب، عقلی است یا شرعی و در صورت دوم، نفسی است یا غیری، اختلاف است.
اجتهاد از جهت حفظ احکام شرعی از تضییع و پاسخ‌گویی به نیاز جامعۀ اسلامی اعم از حکومتی و فردی واجب کفایی است. از برخی قدما قول به وجوب عینی آن نقل شده است.
[۱۷] التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۶۵-۶۶.
اجتهاد در برابر نص، و نیز اجتهاد بر پایۀ مقدّماتی چون
قیاسحمل امر معلوم بر امر دیگر را قیاس گویند
،
استحساناِسْتِحْسان‌، اصطلاحی‌ برای‌ روشی‌ از روش‌های‌ اجتهادی‌ در فقه‌ اهل‌ سنت‌ که‌ غالباً در عرض‌ قیاس‌ مطرح‌ شده و در علم اصول مباحث حجّت به مناسبت از آن سخن رفته است
،
سد ذرایعسد ذرایع به جلوگیری از فعل مفسده آور اطلاق می‌شود
و
مصالح مرسلهمصالح مرسله مصالحی است که شارع آن مصالح را معتبر دانسته است
که چهار طریق استنباط احکام نزد
اهل‌سنّتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
می‌باشد، جایز نیست.

← حکم وضعی


محورهای قابل طرح در
حکم وضعیحکم وضعى مقابل حکم تکلیفی است
اجتهاد عبارتند از:

←← حجیت فتوا


فتوای مجتهد اعم از
مجتهد مطلقمجتهد مطلق به شخص قادر بر استنباط حکم شرعی در همه ابواب فقهی اطلاق می‌شود
و
متجزّیمجتهد متجزی به شخص قادر بر استنباط حکم شرعی در بعضی از ابواب فقه اطلاق می‌شود
برای خود او
حجّتبرای حضرت ولی عصر (ارواحناله‌الفدا)، حضرت مهدی (علیه‌السلام ) القابی ذکر شده است که یکی از آن القاب حجت می‌باشد
است و رجوع وی به مجتهد دیگر نیست.
[۲۰] التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۹-۳۲.

البته از برخی قول به وجوب رجوع مجتهد متجزّی به مجتهد مطلق، نقل شده است.
فتوای مجتهد مطلق بر دیگران نیز حجّت است و مردم می‌توانند به او رجوع کنند. این مسأله نسبت به مجتهد متجزّی، اختلافی است.
برخی بر لزوم مجتهد مطلق بودن مرجع تقلید، ادّعای اجماع کرده‌اند.
[۲۴] التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۳۵-۳۶.


←← جواز قضاوت


قضاوت«قضاوت» که عبارت از داوری کردن برای رفع نزاع و کشمکش در میان مردم است، یکی از منصب‏های بزرگی است که از جانب خداوند متعال برای پیغمبر صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام و از جانب آنان برای فقیه جامع‌الشرایط تعیین شده است
برای مجتهد مطلق، جایز و حکمش نافذ است؛ لیکن نسبت به مجتهد متجزّی اختلاف است. برخی قضاوت متجزّی را در احکامی که استنباط کرده جایز دانسته‌اند.
[۲۷] کتاب القضاء (رشتی) ج۱، ص۲۹.


←← تخطئه یا تصویب


آیا آنچه مجتهد در پرتو اجتهاد خویش بدان می‌رسد حکم شرعی واقعی است یا ممکن است چنین نباشد و مجتهد در اجتهاد خود به
خطاخطا در دو معنا استعمال شده است
رفته باشد؟
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
بر خلاف اهل سنّت قائل به
تخطئهتخطه به معنی این است که برای همه مکلفین چه جاهل و چه عالم احکام واقعى جعل شده باشد
است؛ یعنی معتقد است حکم مجتهد گاه مطابق با حکم واقعی است و گاه مطابق با آن نیست.
[۲۸] التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۳۶-۴۰.


←← اجزاء


گاه مجتهد در پرتو اجتهاد به حکمی دست می‌یابد و بر اساس آن عمل می‌کند. مقلّدان او نیز به استناد فتوای او عمل می‌کنند؛ لیکن پس از مدّتی به اشتباه اجتهاد نخست خود پی‌می‌برد.
در چنین فرضی در این که اعمال انجام گرفته بر اساس اجتهاد نخست، مجزی است، یا کفایت نمی‌کند و باید طبق اجتهاد جدید
اعادهاعاده در دو معنا به کار رفته است: ۱
شود، اختلاف است.

راههای ثبوت اجتهاد



اجتهاد از سه راه ثابت می‌شود: یقین شخص مقلّد، شیوع و
شهرتشهرت به شيوع نقل روايت و يا استناد حکم به روایت يا فتوايى گفته مي شود
یقین‌آور و گواهی دو عادل آگاه و خبره در صورتی که گواهی دو عادل آگاه دیگر با آن معارض نباشد.
[۲۹] التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۰۸-۲۱۲.

در ثبوت اجتهاد به خبر دادن فرد ثقه از آن اختلاف است.
[۳۱] مهذّب الاحکام ج۱، ص۳۶-۳۷.


پانویس


 
۱. القاموس العصری، ترجمه با عنوان (فرهنگ نوین عربی ـ فارسی)، ج۱، ص۱۲۶.
۲. فرهنگ معاصر عربی ـ فارسی، ص۳۷۷.
۳. التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۲.
۴. التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۰-۲۴.
۵. کفایة الاصول، ج۲، ص۵۲۸‌.    
۶. مصباح الاصول، ج۳، ص۴۳۴.    
۷. حاشیة الکفایة، ص۳۰۱.
۸. مجموعه آثار، ج۲۰، ص۱۶۴ـ۱۶۷.
۹. وسائل الشیعه، کتاب القضاء، باب ۶، از ابواب صفات القاضی، حدیث ۵۱ و ۵۲.
۱۰. روضات الجنات، ص۱۶۸.
۱۱. مجموعه آثار، ج۲۰، ص۱۶۶-۲۱۴.
۱۲. رسالة الاجتهاد و التقلید، ص۱۱۶.
۱۳. الروضة البهیة ج۳، ص۶۲-۶۶.    
۱۴. التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۸.
۱۵. التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۳۲-۳۵.
۱۶. اصول العامة للفقه المقارن، ص۵۸۳-۵۸۴.    
۱۷. التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۶۵-۶۶.
۱۸. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۴۰-۱۴۱.    
۱۹. اصول العامة للفقه المقارن، ص۳۰۳-۴۱۴.    
۲۰. التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۹-۳۲.
۲۱. اصول العامة للفقه المقارن، ص۶۱۱.    
۲۲. کفایة الاصول، ص۴۶۷.    
۲۳. مستمسک العروة ج۱، ص۴۳-۴۵.    
۲۴. التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۳۵-۳۶.
۲۵. جواهر الکلام ج۲۱، ص۳۹۹-۴۰۰.    
۲۶. جواهر الکلام ج۴۰، ص۳۴.    
۲۷. کتاب القضاء (رشتی) ج۱، ص۲۹.
۲۸. التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۳۶-۴۰.
۲۹. التنقیح (الاجتهاد و التقلید)، ص۲۰۸-۲۱۲.
۳۰. مستمسک العروة ج۱، ص۳۸.    
۳۱. مهذّب الاحکام ج۱، ص۳۶-۳۷.


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۲۶۵.    



رده‌های این صفحه : اجتهاد و تقلید




جعبه ابزار