احمد جام (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
احمد بن محمد جریر (
۴۴۱-
۵۳۶ ق)، معروف به
«شیخالاسلام احمد جامی» و
«ژندهپیل»، عارف و صوفی نامدار
قرن پنجم و
ششم هجری است که در
انامق (از توابع ترشیز) زاده شد.
وی پس از تحولی معنوی در ۲۲ سالگی، نزدیک به دو دهه را به
عزلت و
ریاضت در کوهستان گذراند و از چهلسالگی به ارشاد طالبان و ترویج طریقت روی آورد.
احمد جامی که در متون عرفانی همتراز
خواجه عبدالله انصاری دانسته شده، علاوه بر تربیت شاگردان بسیار، آثار ارزشمندی چون کتاب
«سراجالسائرین» و
«دیوان اشعار» را از خود به جای گذاشت.
وی سرانجام در سال ۵۳۶ هجری درگذشت و در
تربتجام به خاک سپرده شد.
احمد بن محمد بن جریر ملقب به
شیخ الاسلام معین الدّین و مکنّی به ابی نصر و معروف به
«احمد جام» شیخ ژنده پیل و اهل
عرفان به سال ۴۴۱ ه ق. در «انامق» (موضعی از مواضع ترشیز) متولد شد.
هدایت مینویسد: «در کتب معرفت دو کس را شیخ الاسلام لقب دادهاند اول خواجه عبد اللّه انصاری که او را پیر هری نیز خوانند و از آن پس شیخ بزرگ احمد جامی که از مشاهیر و مشایخ بود و حالاتش علیالتفصیل در کتب قوم مرقوم است و از او کرامات عالیه نقل کردهاند و چند تن فرزند از او به وجود آمده که همه عالم عامل و عارف کامل و صاحب فضل و تصانیف عالیه بودهاند.»
ابو نصر در بدو حال با اهل
لهو و
لعب زندگانی مینمود، امّا در بیست و دو سالگی جذبهای از جذبات الهی به وی رسید و حالتی غریب و کششی عجیب دریافت و جامی از خم خانهی
شراب محبت کشید و به مقام
توبه و
انابه و ندامت رسید و شوریده و مجذوب گردید.
پدر و مادر و وطن را گذاشته به جانب کوه شتافت و در آنجا به خدمت حضرت خضر (علیهالسّلام) رسیده تلقین ذکر یافت و هیجده سال در کوه به ریاضت و
عبادت مشغول بود و بعد از چهل سالگی به خلق و آبادی رجوع فرمود، و طالبان را راه توبه و تلقین ذکر خفی و تربیت در طریقت و وصول به حقیقت نمود.
شیخ ابو سعید ابی الخیر زمان رحلت خود
وصیت کرد که: «خرقهی مرا به چنین جوانی جامی که در فلان هنگام به خانقاه من آید بسپارید» و هم گفته که: «علم ولایت ما را بر بام خانهی خماری کوفتند.» کرامات شیخ احمد بسیار است و معاصرین وی از عرفا
شیخ ابو القاسم گرگانی و از حکما
ابو علی سینای بلخی است.
تالیفات برجستهی وی عبارتند از:
۱. کتاب سراجالسائرین: در بیان آداب
سلوک.
۲. دیوان اشعار: مشتمل بر اشعار عرفانی و مناقب
ائمه اطهار (علیهالسّلام).
ابو نصر به سال ۵۳۶ هجری وفات یافت.
ای ز مهر حیدرم هر لحظه در دل صد صفاست
از پی حیدر، حسن ما را امامی رهنماست
همچو کلب افتادهام بر خاک درگاه
حسینخاک نعلین اواندر دو چشمم توتیاست
عابدین تاج سر و باقر دو چشم روشن است
دین جعفر بر حق است و
مذهب موسیٰ رواست
ای موالی! وصف سلطان
خراسان را شنو
ذرهای از خاک قبرش دردمندان را شفاست
پیشوای مؤمنان استای مسلمانان،
تقیگر
نقی را دوست داری در همه مذهب رواست
عسکری نور دو چشم عالم است و آدم است
همچو
مهدی یک سپهسالار در عالم کجاست؟
قلعه خیبر گرفته آن شهنشاه عرب
آنکه در بازوی حیدر نامهای از لافتاست
شاعران از بهر سیم و زر سخنها گفتهاند
«احمد جامی» غلام خاص شاه اولیاست
• عناوین دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۷۳۵.
رده احمد جام