ادبیات عرب

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



ادبیات عرب در حقیقت به متون نظم و نثری که به
زبان عربیزبان عربی، یکی از زبان های زنده دنیا است که از آن به زبان اهل بهشت و زبان قرآن نیز تعبیر می کنند
نگاشته شده باشد می‌گویند.
نزول قرآنیکی از مباحث مهم در حوزه قرآن‌شناسی، بحث از نزول قرآن و چگونگی آن است که از دیر زمان تاکنون مورد توجه دانشمندان، مفسران و پژوهشگران حوزه قرآن قرار داشته است ==مفهوم نزول قرآن== نزول و تنزیل قرآن از مبدأ ربوبی به معنی نزول معنوی است، یعنی از مقام بالا و مقام رب (خدا) به مقام پائین (محمدص) و سپس به مرتبه پائین‌تر یعنی مردم، ابلاغ شده است، چنان که گوئی در ابلاغ دستورالعمل‌های اداری نیز که از مقامی برتر صادر می‌شود، هرچند در طبقه پائین ساختمان نیز مستقر باشد، باز نیز مقام عالی است
و احتیاج به فهم و
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
آن و نیز گسترش سریع ممالک اسلامی، باعث شد ، لزوم تدوین علوم ادبی را بیابند. برای ادبیات عرب یک سری علوم زیر مجموعه مثل
علم صرفیا همان تحریف، اصطلاحاً یعنی تحویل بردن و تغییر دادن یک اصل که همان مصدر باشد، به صیغه‌های مختلف، که از هر یک معنایی جدا قصد شده باشد و این معنا جز با این کلمه سازی و تغییر و تحویل حاصل نمی‌شود
،
علم نحوعلم به اصول و قواعدی است که با آنها حالت و حرکت حرف آخر هر کلمه در جمله و نیز کیفیت ترکیب کلمات با هم در یک جمله‌، معلوم می‌شود
،
علم بیاناین علم دومین رکن بلاغت است
،
علم معانیاین علم یکی از ارکان بلاغت محسوب می‌شود و اصول و قواعدی را آموزش می‌دهد که می‌توان با آنها لفظ را مطابق با مقتضای حال، به کار برد، اموری هم چون تقدیم، تأخیر و حذف و یا ذکر هر یک از ارکان جمله و نیز ایجاز و اطناب و فصل و وصل کلام به هم
و.... قرار دارد.


مقدمه



که آدمی را خلق کرد، را نیز به او آموخت. و لذا این نعمت الهی همزاد آدمی است، پس قواعد سخن گفتن نیز، پیشینه‌ای به بلندای تاریخ تفکر و تعلم بشر دارد. هر چند که تدوین قوانین و خواص یک زبان بسی متأخرتر است و به زمانی مربوط می‌شود که او به جمع‌آوری علوم و کتابت روی آورده است.
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
به
عربیزبان عربی، یکی از زبان های زنده دنیا است که از آن به زبان اهل بهشت و زبان قرآن نیز تعبیر می کنند
‌نازل شده است و نیز به عربی است، و در واقع ‌زبان دین اسلام عربی است، و لذا در این نوشتار کوتاه، نگرشی اجمال خواهیم داشت بر تاریخچه و تعالیم علوم ادبی عرب.

تقسیمات ادبیات عرب



این‌که علوم در ادبیات عرب چند دسته‌اند؟ خود محل بحث و مناقشه است.
[۲] دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، ذیل ماده ادب.
ولی مشهورترین قول، این علوم را به دوازده علم تقسیم می‌کند که عبارتند از: ،
صرفصرف در بیع طلا و نقره استعمال می‌شود
، ، ،
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
،
قرضقرض عبارت است از تملیک کردن مالی به دیگری به این شکل که پرداختن عین آن مال، یا مثل آن و یا قیمت آن بر عهده او باشد
،
انشاءایجاد یا ابراز معنا، مقابل اخبار را اِنشاء می‌گویندواز آن در باب تجارت بحث شده است
،
خطخط به معناي نشانه‏اى ممتد و باريك بر روى يك سطح و همچنين به معناي نوشته مي‌باشد
، ، ، محاضرات و .
[۳] هاشمی، سید احمد، القواعد الاسلامیه للغه العربیه، هجرت، قم، بی‌تا، ص ۳.
همین تقسیم‌بندی از
زمخشری«زمخشری» با نام کامل محمود بن عمر بن محمد بن عمر خوارزمی از بزرگان مذهب حنفی و معتزلی به شمار می‌آید
نیز نقل شده است، علم دیگری به نام
بدیعبدیع یکی از نام های خدا است
وجود دارد که برخی آن را علمی مستقل دانسته و برخی دیگر آن را ذیل
علم معانیاین علم یکی از ارکان بلاغت محسوب می‌شود و اصول و قواعدی را آموزش می‌دهد که می‌توان با آنها لفظ را مطابق با مقتضای حال، به کار برد، اموری هم چون تقدیم، تأخیر و حذف و یا ذکر هر یک از ارکان جمله و نیز ایجاز و اطناب و فصل و وصل کلام به هم
و بیان قرار داده‌اند. این نکته نیز قابل ذکراست که چهار علم قرض الشعراء، خط، انشاء و محاضرات یا همان تاریخ، فروع در میانند و هشت علم دیگر علوم اصلی ادبی محسوب می‌شوند.

تاریخچه



عرب‌ها قبل از
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و قبل از تدوین علوم ادبی،
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
و
خطابهخطابه، یکی از اقسام صناعات خمس در منطق می باشد
و سخن‌وری و نامه‌نویسی داشتند و چون ملکه لغت در طبیعت آنان وجود داشت، نیازی به علوم ادبی احساس نمی‌کردند. ولی
نزول قرآنیکی از مباحث مهم در حوزه قرآن‌شناسی، بحث از نزول قرآن و چگونگی آن است که از دیر زمان تاکنون مورد توجه دانشمندان، مفسران و پژوهشگران حوزه قرآن قرار داشته است ==مفهوم نزول قرآن== نزول و تنزیل قرآن از مبدأ ربوبی به معنی نزول معنوی است، یعنی از مقام بالا و مقام رب (خدا) به مقام پائین (محمدص) و سپس به مرتبه پائین‌تر یعنی مردم، ابلاغ شده است، چنان که گوئی در ابلاغ دستورالعمل‌های اداری نیز که از مقامی برتر صادر می‌شود، هرچند در طبقه پائین ساختمان نیز مستقر باشد، باز نیز مقام عالی است
و احتیاج به فهم و
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
آن و نیز گسترش سریع ممالک اسلامی، باعث شد ، لزوم تدوین علوم ادبی را بیابند. چرا که اکثریت مسلمانان که از سرزمین‌های غیر عربی بودند، در به خطا می‌رفتند.

واضع علم نحو



مورخان، عموماً اتفاق دارند که ابوالاسود دوئلی (م ۶۹ هـ .ق)
علم نحوعلم به اصول و قواعدی است که با آنها حالت و حرکت حرف آخر هر کلمه در جمله و نیز کیفیت ترکیب کلمات با هم در یک جمله‌، معلوم می‌شود
عرب را وضع کرده است. او خود نقل می‌کند که اصول علم نحو را از امام علی ( علیه‌السّلام) فراگرفته است و هم او بود که بعدها علامات و حرکات را تعیین کرد. نیاز بیشتر مسلمانان غیر عرب، به فهم عربی، موجب شد که بیشتر اشخاصی که به تدوین علوم ادبی عرب پرداختند غیر عرب باشند.

← علم نحو در کوفه و بصره


پس از ابوالاسود، مردمانی از
کوفهکوفه ؛ از شهرهای جنوب کشور عراق فعلی، در ۱۰ کیلومتری شمال شرق نجف و دومین شهری است که به دست مسلمانان بنا شده است
و کار او را تعقیب کردند. در بصره خلیل بن احمد که او را امام علم عروض و لغت می‌دانند و سیبویه که امام علم خواست. کتاب‌های مفصلی نوشتند. کتاب العین در لغت نوشته خلیل و الکتاب در نحو، از سیبویه می‌باشد. بسیاری از کتاب‌های ادبی بعدی از این در کتاب اقتباس شده‌اند. در کوفه نیز کسایی و شاگردش فراء از همه نامی‌ترند. با تأسیس
بغدادبغداد: پایتخت فعلى كشور عراق است
، علمای کوفه به بغداد آمدند و مورد حمایت عباسیان قرار گرفتند و نزاع بصری و کوفی اوج گرفت. چهار کتاب بزرگ در بغداد آن زمان تألیف شد؛ ادب الکاتب از ابن قتیبه الکامل از تبرد،
البیانالبیان، کتابی به زبان عربی درباره معجزات پیامبران علیهم‌السلام، تألیف ابوبکر محمدبن طیب باقلانی متکلم اشعری مذهب قرن چهارم است
و التبیین، از
جاحظجاحظ، ابوعثمان عمرو بن بحر، متکلم و ادیب معتزلی و مؤلف کثیرالتألیف قرن سوم، از اهالی بصره که فرقه جاحظیه بدو منسوب است
، از ابی علی قاسی بغدادی، ابوالحسن اخفش نیز از دانشمندان بنام کوفی است. سایر علومی که ذکر آنها رفت به تدریج شاخه شاخه شده و از علوم نحو و لغت مستقل شدند.
[۶] زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۴۷۸ ـ ۴۸۵.


بلاغت



بلاغتبلاغت در اصل لغوی از ریشه «بَلَغَ» به معنای رسیدن گرفته شده است؛ و به معنای بالغ شدن مرد، جوان شدن و بلوغ به کار می‌رود
در انشاء زبان عرب نیز نتیجه آشنایی با قرآن است. که نمونه کامل
فصاحتفَصاحت،ادای صحیح و دقیق حروف است
و بلاغت می‌باشد. حفظ قرآن ، خود بخود در مسلمین ایجاد بلاغت می‌نمود و پس از اسلام زبان عربی وارد دوره جدید از فصاحت و بلاغت شد. که در خطبه‌ها و مُنشَات ‌کتبی زبان عربی کاملا هویداست، بلاغت در انشاء خطابه، بلاغت در نامه‌نویسی، و بلاغت در تألیف کتاب هر یک داستانی جدا دارند و در آثار عربی به خوبی خود نمایی می‌کنند.
[۷] زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۴۸۶.
و پس از قرآن باید به نقش ائمه اهل بیت (علیهم‌السّلام) به خصوص
نهج البلاغهكتاب شريف نهج البلاغه شامل سخنان و كلمات و نامه‌هاى گهربار امیر المؤمنین و امير بيان، علی بن ابی طالب (علیه‌السلام) است كه در موقعيتهاى گوناگون بيان فرموده يا براى افراد مختلف نوشته است
حضرت امیر (علیه‌السّلام) و
صحیفه سجادیهصحیفه سجادیه كه از آن به زبور آل محمد (علیهم‌السلام) و انجیل اهل بیت یاد می شود، از مهمترین و معتبرترین متون اسلامی بعد از قرآن کریم است
امام سجاد (علیه‌السّلام) نیز اشاره نمود.
فنون بلاغت در
علم معانیاین علم یکی از ارکان بلاغت محسوب می‌شود و اصول و قواعدی را آموزش می‌دهد که می‌توان با آنها لفظ را مطابق با مقتضای حال، به کار برد، اموری هم چون تقدیم، تأخیر و حذف و یا ذکر هر یک از ارکان جمله و نیز ایجاز و اطناب و فصل و وصل کلام به هم
و
علم بیاناین علم دومین رکن بلاغت است
بحث می‌شوند که ابوعبدالله مرزبانی، دانشمند شیعی، اولین تدوین‌گر این علوم می‌باشد، کتاب تجرید البلاغة از
ابن میثم بحرانیمنابع رجالی اولیه، بیشتر به معرفی افراد از طریق تألیفات می پرداختند و کمتر از اخلاق و رفتار اجتماعی آنان سخنی به میان می آوردند
، مفتاح العلوم از سکّاکی، تلخیص المفتاح‌ از محمد بن عبدالرحمان قزوینی، مطوّل از تفتازانی و... کتب معروف این علوم هستند.
زمخشری«زمخشری» با نام کامل محمود بن عمر بن محمد بن عمر خوارزمی از بزرگان مذهب حنفی و معتزلی به شمار می‌آید
و میر سید شریف جرجانی نیز از سرآمدان این دو رشته‌اند.
[۸] قربانی، زین العابدین، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹،ص ۱۰۶ و ۱۰۷.


اشعار عرب جاهلی



شعر عرب جاهلی معروف است و عرب شعر و فنون آن را خوب می‌شناخته است. البته پس از
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
گرایش اُدباء بیشتر به خطابه بوده است تا شعر. با این حال در دوران اموی،‌حکام بنی امیه، تلاش فراوانی در جذب و احترام شعرا داشتند. شاید تلاش برای کتمان حقایقی که شعراء در بیان فضایل اهلبیت (علیهم السّلام) و حقانیت آنان ابراز می‌کردند، یکی از عوامل و انگیزه‌های آنان بوده است.
بنی ‌عباسخاندانی حکومتگر از نوادگان عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله و بانی برخی اقدامات در حرمین بودند
نیز چنین بودند. مسلمانان از همان قرن اول هجری برای فهم بهتر قرآن به جمع آوری اشعار گذشتگان پرداختند. حماد بن راویه دیلمی کوفی (م ۱۵۵) نخستین از ایشان است.
====تقسیم‌بندی شعرای عرب====
شعرای عرب را به چهار رشته شعرای جاهلیت، شعرای مخضرمین، (از ظهور اسلام تا آخر بنی امیه)، شعرای مولدین در زمان عباسیان و بالاخره محدثین تقسیم کرده‌اند. دسته اخیر پس از انتشار فلسفه و کلام در عالم اسلام شکل گرفتند و لذا اشعار آنان رنگ و بوی جدلی و حکمی گرفته است. متبنّی به معری و شریف رضی از شعرای معروف این گروه هستند.

← شعرای اسلامی


شاعران دوره اسلامی، به دلیل تأثیرپذیری از قرآن و
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
و نیز بهره‌وری از میراث شعر و امثال و حکم گذشتگان فصیح‌تر و با ذوق‌تر از شعرای دوران جاهلی شدند.
[۹] زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۵۱۴ ـ ۵۲۲.
وجود شعر نشان می‌دهد که عرب، عروض و قافیه را می‌شناخته است. ولی این دو علم نیز تدوین خود را مدیون خلیل بن احمدند.
[۱۰] زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۵۲۲.
پس از او ابوعثمان بکر بن حبیب نحوی معروف به مازنی (م ۲۴۷) است که کتاب العروض و القوافی را نوشته است.
[۱۱] قربانی، زین العابدین، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۱۰۷ ـ ۱۰۸.


← اشعار اندلس و آفریقا


مردم اندلس نیز تاریخ مخصوص در شعر تنظیم کردند و اسلوب و روش‌های متنوع ابداع نمودند، شعر موشح از ابتکارات ایشان است. شعرای شمال آفریقا نیز بحرهای جدیدی به علم عروض افزودند.
[۱۲] زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۵۲۳.


علم ادب



به صورت کلی علم ادب، علمی است که با رعایت قواعد آن، آدمی از اشتباه نوشتاری و گفتاری در کلام عرب در امان می‌ماند. و به گفته
ابن خلدونابوزید عبدالرحمن بن محمد بن محمد بن محمد بن الحسن بن محمد بن جابر الخضرمی (حَضرَمی) الاشبیلی المالکی، معروف به ابن خلدون می‌باشد
، این علم موضوع خاصی ندارد تا عوارض آن مورد بحث قرار گیرد. و اهل لسان به خاطر فایده این علم در پی آن هستند، یعنی توانایی در نظم و نثر.
[۱۴] دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامه، ذیل ماده ادب.
امّا براي هر يك از علومي كه زير مجموعه ادبيات هستند تعريف و موضوع خاصي ذكر شده كه گزارش گونه‌ای از آن را ارائه مي‌نماييم.

علوم زیرمجموعه



برای ادبیات عرب یک سری علوم زیر مجموعه قرار دارد:

← علم لغت


علمی است که در آن درباره مفردات الفاظ وضع شده و از جهت دلالت مطابقی آنها بر معانی‌شان بحث می‌شود. و از آن‌جا که موضوع این علم، لغتِ مفرد حقیقی است، برخی گفته‌اند که علم لغت، شناخت اوضاع شخصی مفردات می‌باشد. هدف این علم پیشگیری از اشتباه در معانی حقیقی لغات و تمایز قایل شدن بین معانی حقیقی و مجازی و برداشت‌های عرفی است. و روشن است که افاده و استفاده از هر علمی منوط به شناخت لغت می‌باشد.
[۱۵] فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، دار الجیل، بیروت، لبنان، بی‌تا، ص۶- ۷.

در لغت، چنان‌که گفته شد نخستین کتاب از خلیل بن احمد عروضی است. وی شاگرد و امام صادق (علیهم‌السّلام) بوده است. پس از او ابن سکّیت قرار دارد و سپس ابوالعباس مبرّد است، که کتاب الکامل را نوشته است. ابوبکر بن درید (م ۳۲۱) مهجرة اللغة را نوشت. ابوعمرو زاهد (م ۳۴۵) نیز دو کتاب به نام‌های فاتت العین و فاتت الحجهره نوشت و کتاب‌های پیشین را تکمیل کرد. برخی از کتب معروف لغت عبارتند از: صحاح اللغة، مفردات القرآن، ‌قاموس المحیط، لسان العرب، ‌
تاج العروستاجُ الْعَروس، فرهنگ عربی به عربی سدۀ ۱۲ق/ ۱۸م اثر زبیدی (د ۱۲۰۵ق/۱۷۹۱م)
، و مجمع البحرین.
[۱۶] قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ دوم، ص ۱۰۲، به نقل از ریحانةالادب، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۲.


← علم صرف


یا همان تحریف، اصطلاحاً یعنی تحویل بردن و تغییر دادن یک اصل که همان مصدر باشد، به صیغه‌های مختلف، که از هر یک معنایی جدا قصد شده باشد و این معنا جز با این کلمه‌سازی و تغییر و تحویل حاصل نمی‌شود.
[۱۷] جمعی از نویسندگان، جامع المقدمات، تصحیح و تعلیق، مدرس افغانی، انتشارات هجرت، قم، ۱۳۷۵، چ ۹، ص۲۰۵ (کتاب شرح التصریف.
مثل این‌که چگونه از سه حرف اصلی ضارب افعال مختلف در زمان‌های مختلف اسم فاعل و اسم مفعول و... ساخته می‌شود.
از همین‌جا معلوم می‌شود که موضوع
علم صرفیا همان تحریف، اصطلاحاً یعنی تحویل بردن و تغییر دادن یک اصل که همان مصدر باشد، به صیغه‌های مختلف، که از هر یک معنایی جدا قصد شده باشد و این معنا جز با این کلمه سازی و تغییر و تحویل حاصل نمی‌شود
کلمه است و خصوصیات و ساختمان آن مورد بحث قرار می‌گیرد و فایده آن نیز شناخت کلمات و معانی آنها و نیز ساختن کلمات مناسب برای معانی مختلف می‌باشد.
[۱۸] طباطبایی، محمد رضا، صرف ساده، دار العلم، قم، ۱۳۷۲، چ ۲۹، ص۱۱ و ۱۲.
در این علم درباره،
جامدجامد، مقابل مایع است،در بابهاى طهارت، صوم و اطعمه و اشربه از احکام آن سخن رفته است
و ، مونث و مذکر، مفرد و
جمعجمع معانی زیادی در کاربردهای مختلف دارد که در مقاله ذیل به آن پرداخته می شود
و تثنیه،
اسمنام و عنوان را اسم گویند
یا
فعلفعل، به دو معنا بکار برده شده، یکی کردار؛ رفتار، و یا کلمه‌ای که بر وقوع عمل در گذشته، حال و یا آینده دلالت دارد، گفته می‌شود
و یا
حرفبه هر یک از نشانه‏هاى نوشتارى و همچنین به سخن نیز حرف گفته می شود؛از آن در بابهاىطهارت، صلات و دیات سخن گفته‏اند
بودن ‌و زمان‌های مختلف افعال و... بحث می‌شود.
در علم صرف نخستین کسی که کتابی نوشت، ابومسلم معاذ الهرّاء (م ۱۸۷) است که اهل کوفه و استاد فرّاء می‌باشد و خود از شاگردان بوده است.
[۱۹] قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ دوم، ص ۱۰۲، به نقل از ریحانة الادب، ج ۴، ص ۳۱۲ ـ ۳۱۴.
[۲۱] ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص ۱۰۳.
پس از او ابوعثمان مازنی کتاب التحریف را نوشت.
[۲۲] قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ دوم، ص ۱۰۲، به نقل از ریحانة الادب، ج ۵، ص ۱۴۹ ـ ۱۵۱.
برخی از معروف‌ترین کتاب‌های علم صرف عبارتند از: الاشتقاق نوشته
ابن خالویهاِبْن خالویه، ابوعبدالله حسین بن احمد بن خالویه، ملقب به ذوالنونین (د ۳۷۰ق /۹۸۰م)، شاعر، ادیب و نحوی برجسته ایرانی تبار می‌باشد
، البیان فی التحریف نوشته شیخ احمد مهابادی، شرح شافیه استرآبادی، ‌الشافیه ابن حاجب، التحریف زنجانی و شرح التحریف تفتازانی.
[۲۴] قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ دوم، ص ۱۰۲، به نقل از ریحانةالادب، ص ۱۰۳.


← علم اشتقاق


این علم شباهت فراوانی با علم صرف دارد. و کلمات را از این جهت که تداوم اصل و کدام فرع آن است بررسی می‌کند
[۲۶] مدرس افغانی، ‌ محمد علی، ‌ مکررات المدرس، مطبعة النعمانی، نجف، ۱۳۸۹ ق، چ ۲، ج۱، ص۲۴.
و نیز این‌که این فرع چگونه از آن اصل حاصل شده است.
[۲۷] ‌معین، محمد، فرهنگ معین، ذیل ماده اشتقاق، ج۱، ص۲۸۰.


← علم نحو


علم به اصول و قواعدی است که با آنها حالت و حرکت حرف آخر هر کلمه در جمله و نیز کیفیت ترکیب کلمات با هم در یک جمله‌، معلوم می‌شود. موضوع این علم کلمه و کلام و هدف آن نیز حفظ زبان از اشتباه لفظی است.
[۲۸] جمعی از نویسندگان، جامع المقدمات، تصحیح و تعلیق، مدرس افغانی، انتشارات هجرت، قم، ۱۳۷۵، چ ۲، ص۶۴.
[۲۹] جمعی از نویسندگان، جامع المقدمات، تصحیح و تعلیق، مدرس افغانی، انتشارات هجرت، قم، ۱۳۷۵، چ ۲، ص۱۹۳.
[۳۰] جمعی از نویسندگان، جامع المقدمات، تصحیح و تعلیق، مدرس افغانی، انتشارات هجرت، قم، ۱۳۷۵، چ ۲، ص۴۳۶.
در این علم درباره اعراب هر یک از
فاعلکلمه‌ی "فاعل"، اسم فاعل از ماده‌ی "فعل" و در لغت به معنای عامل و انجام دهنده است
و مفعول و
فعلفعل، به دو معنا بکار برده شده، یکی کردار؛ رفتار، و یا کلمه‌ای که بر وقوع عمل در گذشته، حال و یا آینده دلالت دارد، گفته می‌شود
و مبتدا و
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
و... و جایگاه هر یک از آنها در جمله بحث می‌شود و هم چنین این‌که چه عاملی باعث می‌شود این اعراب تغییر کنند.

← علم معانی


این علم یکی از ارکان بلاغت محسوب می‌شود و اصول و قواعدی را آموزش می‌دهد که می‌توان با آنها لفظ را مطابق با مقتضای حال، به کار برد، اموری هم چون
تقدیمپیش انداختن را تقدیم گویند و از آن به مناسبت در بابهایی نظیر طهارت، صلات و حج سخن گفته شده است؛ در ذیل به حکم تکلیفی و وضعی تقدیم پرداخته می‌شود
، و
حذفبه انداختن حرفى از یک کلمه یا کلمه‏اى از یک جمله حَذف گفته می‌شود که از آن به معناى نخست، در باب صلات سخن گفته‏اند
و یا
ذکر‌ذکر، در لغت به معنای یادکردن، گفتن، بیان کردن، یادآوری، به زبان جاری کردن در مقابل صمت و در اصطلاح ياد كردن زبانى و قلبى خداوند است
هر یک از ارکان جمله و نیز
ایجازایجاز، ادای مقصود با الفاظ اندک و شیوا را گویند
و
اطناباطناب به ادای مقصود به بیشتر از الفاظ متعارف، به اقتضای مقام اطلاق می‌شود
و فصل و وصل کلام به هم.... مباحث این علم را تشکیل می‌دهند.
مقتضای حال، رکن اساسی این علم است. چرا که موقعیت مخاطب نقش فراوانی در شکل دهی به جمله دارد و گوینده و نویسنده باید کلام خود را به نوعی شکل دهد که مخاطب هم آن‌را به خوبی بفهمد و هم آزرده نشود. و این وظیفه
علم معانیاین علم یکی از ارکان بلاغت محسوب می‌شود و اصول و قواعدی را آموزش می‌دهد که می‌توان با آنها لفظ را مطابق با مقتضای حال، به کار برد، اموری هم چون تقدیم، تأخیر و حذف و یا ذکر هر یک از ارکان جمله و نیز ایجاز و اطناب و فصل و وصل کلام به هم
است.
به عبارت بهتر مراد از معانی در علم معانی، معانی ثانویه است. یعنی اغراضی که متکلم دارد و به خاطر همان اغراض، اسلوب خاصی به کلام خود می‌دهد.
[۳۲] فضلی، عبدالهادی ، تهذیب البلاغه، المجع العلمی الاسلام، تهران، ۱۳۷۴، چ ۷، ص۱۹.
و مثلاً یک جمله امری مثل «برف را ببین» به جای جمله خبری «برف زیادی باریده است» به کار برده می‌شود. تا تعجب متکلم ابراز شود.
[۳۳] شمسیا، سیروس، ‌معانی، ‌نشر میترا، تهران، ۱۳۷۵، چ ۴، ص۱۳-۱۴.


← علم بیان


این علم دومین رکن بلاغت است. و علمی است که با آشنایی با قواعد قرآن می‌توان یک معنا را با ترکیب‌های مختلف بیان کرد، زیرا هر معنایی درجه‌ای از وضوح دارد که دیگری ندارد.
[۳۴] تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح مختصر المعانی، دار الذخائر، قم، ۱۳۱۸، چ سوم، ص۲۱۸.
و البته این ترکیب‌ها و اسلوب‌های مختلف، معنوی‌اند نه لفظی و لذا با قواعد نحوی و معانی متفاوتند. در این علم عنصر خیال نقش اساسی دارد.
[۳۵] فضلی، عبدالهادی، تهذیب البلاغه، المجع العلمی الاسلام، تهران، ۱۳۷۴، چ ۷، ص۷۸.
و مباحث اصلی آن عبارتند از
تشبیهمانند کردن خدا به مخلوقات را تشبیه گویند
و
استعارهاِستعاره یعنی اصطلاحی در علم بیان، نوعی مجاز لغوی با علاقه مشابهت است
،
حقیقتحقیقت، به معنای کارگیرى لفظ در معناى وضع شده براى آن گفته می شود
و و
کنایهکنایه به ذکر ملزوم یا لازم، و اراده دیگری، یا استعمال لفظ در غیر معنای حقیقی، بدون منع از اراده معنای اصلی اطلاق می‌شود
.

← علم بدیع


برخی‌ آن را ذیل دو علم معانی و بیان دانسته‌اند. علمی است که از صور معنوی و لفظی، زیبایی کلام بحث می‌کند و لذا به لحاظ رتبه پس از معانی و بیان و رعایت قوانین آن دو علم قرار می‌گیرد.
[۳۶] تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح مختصر المعانی، دار الذخائر، قم، ۱۳۱۸، چ سوم، ص۳۱۵.
[۳۷] فضلی، عبدالهادی، تهذیب البلاغه، المجع العلمی الاسلام، تهران، ۱۳۷۴، چ ۷، ص۹۹.
برخی از مباحث آن هم عبارتند از
تضادمراد رابطه بین دو امر وجودى یا دو قضیه کلّیه غیر قابل جمع است
و
طباقطباق به جمع دو معنای متضاد در یک عبارت اطلاق می‌شود
سجع،
جناساستعمال دو لفظ دارای تشابه لفظی و اختلاف معنایی را جناس گویند
و مبالغه.

← علم عروض و قافیه


این دو علم هر دو مربوط به شعر و کلام منظوم می‌باشند. علم عروض اشعار را از حیث وزن آنها مورد مطالعه قرار می‌دهد. یعنی چگونگی ایجاد وزن، صحت و سقم آن و برخی از شگردهایی که مخصوص احکام منظور است.
[۳۹] شمسیا، سیروس، آشنایی با عروض و قافیه، انتشارات فردوس، تهران، ۱۳۷۵، چ ۱۲، ص۱۱-۱۲.
و به گفته
خواجه نصیرالدین طوسیمحمد بن محمد بن حسن معروف به طوسی، خواجه نصیرالدین، حکیم و متکلم قرن هفتم قمری است، خواجه نصیر نویسنده کتاب‌ها و رساله‌های بسیاری در علوم اخلاق، منطق، فلسفه، کلام، ریاضیات و نجوم است
این علم به نوعی زیر مجموعه علم موسیقی می‌باشد.
[۴۰] اقباس، معظمه، شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الدین طوسی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، ص۱۶۶.


← علم قافیه


بررسی ارتباط حروف و یا کلمات آخر ابیات در شعر می‌پردازد. و در این علم، تعریف و مشخص کردن دقیق حرف قافیه، کلمه قافیه، ردیف و... می‌پردازند و عیوب آن را مشخص می‌کنند.
[۴۲] شمسیا، سیروس، آشنایی با عروض و قافیه، انتشارات فردوس، تهران، ۱۳۷۵، چ ۱۲، ص۸۹-۱۲۴.

آن‌چه ذکر شد اشاره‌ای بود به اصول علوم ادبیات عرب، معرفی فروع این علوم خود مجالی دیگر می‌طلبد، به علاوه علم محاضرات یا تاریخ، خود امروزه علم مستقل می‌باشد.
و حاصل این نوشتار کوتاه آن‌که، آن‌چه در علوم ادبی موجود است، همه حاصل پس از
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
است. به علاوه که تاثیر بیشتر اسلام را در محتوای شعر و نثر باید جستجو کرد که خود حدیثی است مفصل و هر کسی با مراجعه به متون ادبی عربی و حتی کتب علمی و آموزشی ادبیات عرب این تاثیر را به وضوح مشاهده خواهد کرد.

پانویس


 
۱. سوره رحمن،آیات۳و۴.    
۲. دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، ذیل ماده ادب.
۳. هاشمی، سید احمد، القواعد الاسلامیه للغه العربیه، هجرت، قم، بی‌تا، ص ۳.
۴. مدنی شیرازی، سید علیخان کبیر، الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه، هجرت، قم، بی‌تا،ص ۴۴.    
۵. مدنی شیرازی، سید علیخان کبیر، الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه، هجرت، قم، بی‌تا،ص ۴۵.    
۶. زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۴۷۸ ـ ۴۸۵.
۷. زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۴۸۶.
۸. قربانی، زین العابدین، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹،ص ۱۰۶ و ۱۰۷.
۹. زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۵۱۴ ـ ۵۲۲.
۱۰. زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۵۲۲.
۱۱. قربانی، زین العابدین، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۱۰۷ ـ ۱۰۸.
۱۲. زیدان، جرجی، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۹، چ ۹، ص ۵۲۳.
۱۳. مدنی شیرازی، سید علیخان کبیر، الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه، هجرت، قم، بی‌تا، ص ۴۴.    
۱۴. دهخدا، علی‌اکبر، لغت نامه، ذیل ماده ادب.
۱۵. فیروز آبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، دار الجیل، بیروت، لبنان، بی‌تا، ص۶- ۷.
۱۶. قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ دوم، ص ۱۰۲، به نقل از ریحانةالادب، ص ۱۰۰ ـ ۱۰۲.
۱۷. جمعی از نویسندگان، جامع المقدمات، تصحیح و تعلیق، مدرس افغانی، انتشارات هجرت، قم، ۱۳۷۵، چ ۹، ص۲۰۵ (کتاب شرح التصریف.
۱۸. طباطبایی، محمد رضا، صرف ساده، دار العلم، قم، ۱۳۷۲، چ ۲۹، ص۱۱ و ۱۲.
۱۹. قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ دوم، ص ۱۰۲، به نقل از ریحانة الادب، ج ۴، ص ۳۱۲ ـ ۳۱۴.
۲۰. مدرس تبریزی، محمدعی، ریحانةالادب، ج۴، ص۳۱۲-۳۱۴.    
۲۱. ابن ندیم، محمد بن اسحاق، الفهرست، ص ۱۰۳.
۲۲. قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ دوم، ص ۱۰۲، به نقل از ریحانة الادب، ج ۵، ص ۱۴۹ ـ ۱۵۱.
۲۳. مدرس تبریزی، محمدعلی، ریحانة الادب، ج ۵، ص ۱۴۹ ۱۵۱.    
۲۴. قربانی، زین العابدین، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، چ دوم، ص ۱۰۲، به نقل از ریحانةالادب، ص ۱۰۳.
۲۵. مدنی شیرازی، سید علیخان کبیر، الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه، هجرت، قم، بی‌تا، ص۴۴.    
۲۶. مدرس افغانی، ‌ محمد علی، ‌ مکررات المدرس، مطبعة النعمانی، نجف، ۱۳۸۹ ق، چ ۲، ج۱، ص۲۴.
۲۷. ‌معین، محمد، فرهنگ معین، ذیل ماده اشتقاق، ج۱، ص۲۸۰.
۲۸. جمعی از نویسندگان، جامع المقدمات، تصحیح و تعلیق، مدرس افغانی، انتشارات هجرت، قم، ۱۳۷۵، چ ۲، ص۶۴.
۲۹. جمعی از نویسندگان، جامع المقدمات، تصحیح و تعلیق، مدرس افغانی، انتشارات هجرت، قم، ۱۳۷۵، چ ۲، ص۱۹۳.
۳۰. جمعی از نویسندگان، جامع المقدمات، تصحیح و تعلیق، مدرس افغانی، انتشارات هجرت، قم، ۱۳۷۵، چ ۲، ص۴۳۶.
۳۱. تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح مختصر المعانی، دار الذخائر، قم، ۱۳۱۸، چ سوم، ص۲۴-۲۵.    
۳۲. فضلی، عبدالهادی ، تهذیب البلاغه، المجع العلمی الاسلام، تهران، ۱۳۷۴، چ ۷، ص۱۹.
۳۳. شمسیا، سیروس، ‌معانی، ‌نشر میترا، تهران، ۱۳۷۵، چ ۴، ص۱۳-۱۴.
۳۴. تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح مختصر المعانی، دار الذخائر، قم، ۱۳۱۸، چ سوم، ص۲۱۸.
۳۵. فضلی، عبدالهادی، تهذیب البلاغه، المجع العلمی الاسلام، تهران، ۱۳۷۴، چ ۷، ص۷۸.
۳۶. تفتازانی، مسعود بن عمر، شرح مختصر المعانی، دار الذخائر، قم، ۱۳۱۸، چ سوم، ص۳۱۵.
۳۷. فضلی، عبدالهادی، تهذیب البلاغه، المجع العلمی الاسلام، تهران، ۱۳۷۴، چ ۷، ص۹۹.
۳۸. مدنی شیرازی، سید علیخان کبیر، الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه، هجرت، قم، بی‌تا، ص۴۵.    
۳۹. شمسیا، سیروس، آشنایی با عروض و قافیه، انتشارات فردوس، تهران، ۱۳۷۵، چ ۱۲، ص۱۱-۱۲.
۴۰. اقباس، معظمه، شعر و شاعری در آثار خواجه نصیر الدین طوسی، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۰، ص۱۶۶.
۴۱. مدنی شیرازی، سید علیخان کبیر، الحدائق الندیه فی شرح الصمدیه، هجرت، قم، بی‌تا، ص۴۵.    
۴۲. شمسیا، سیروس، آشنایی با عروض و قافیه، انتشارات فردوس، تهران، ۱۳۷۵، چ ۱۲، ص۸۹-۱۲۴.


منبع



سایت اندیشه قم، برگرفته از مقاله «ادبیات عرب»، تاریخ بازیابی ۹۶/۰۸/۲۵.    


رده‌های این صفحه : ادبیات عرب | بلاغت




جعبه ابزار