اسلام

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است.
از این عنوان در بیشتر باب‌های فقهی مانند ، ،
زکاتزکات صدقه مقدر به اصل شرع می باشد
، ،
حجحج یکی از فروع دین است
،
جهادجهاد بذل جان و مال در راه خدا در جنگ با دشمن اسلام و مسلمانان است
،
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
،
وصیّتوصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است
،
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
،
نذرنذر آن است كه انسان ملتزم شود كه كار خيرى را براى خدا بجاآورد، يا كارى را كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك نمايد
،
کفّاراتدر اسلام برای کسانی که قانون شکنی می‏کنند، جریمه‏هایی در نظر گرفته شده تا از یک سو کیفری برای فرد متخلف باشد و از سوی دیگر منافعی عاید جامعه گردد
،
صیدصید در لغت و به تبع در کلمات فقها به معنای شکار حیوان وحشی و نیز خود حیوان وحشی آمده است
و ذباحه،
شفعهشفعه يکي از حقوقي است که بوسيله آن شریک مي تواند سهم فروخته شده شريک خود را تملک کند
، ،
لقطهلقطه یکی از اقسام احکام، در اسلام می‌باشد
،
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
و
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
سخن رفته است.
واژۀ اسلام افزون بر معنای یاد شده بر خود آیین و شریعت آسمانی آن نیز اطلاق شده است.

فهرست مندرجات

۱ - معنای لغوی
۲ - معنای اصلاحی
۳ - تفاوت اسلام و ایمان
       ۳.۱ - دیدگاه اهل حدیث، شافعیان، معتزله و خوارج
       ۳.۲ - دیدگاه محققان اهل سنت
۴ - نسبت بین اسلام وایمان
       ۴.۱ - ترادف و مثال بر آن
۵ - تباین و مثال بر آن
۶ - تداخل و مثال بر آن
۷ - راه ثبوت اسلام فرد
       ۷.۱ - گفتار
              ۷.۱.۱ - اختصاص این حکم به کافر اصلی
              ۷.۱.۲ - ثبوت اسلام مرتد با گفتار
       ۷.۲ - کردار
       ۷.۳ - تبعیّت
              ۷.۳.۱ - تبعیت از پدر و مادر
              ۷.۳.۲ - تبعیت از اسیر کننده
              ۷.۳.۳ - تبعیت از دار الاسلام
۸ - اسلام مراهق
۹ - اسلام مکره
۱۰ - آثار اسلام
       ۱۰.۱ - سقوط حقوق الهی
       ۱۰.۲ - پاکی بدن
       ۱۰.۳ - محترم بودن خون، مال و فرزندان نابالغ وی
       ۱۰.۴ - جریان احکام بر فرزندان نابالغش
       ۱۰.۵ - محدود شدن همسران
       ۱۰.۶ - وجوب ختنه
۱۱ - شرطیّت اسلام در تکلیف
۱۲ - شرطیّت اسلام در صحّت عمل عبادی
       ۱۲.۱ - شرط صحت نیابت در عبادات
۱۳ - شرطیّت اسلام در سایر امور
       ۱۳.۱ - تجارت
       ۱۳.۲ - نکاح
       ۱۳.۳ - ولایت
       ۱۳.۴ - احیاء موات
       ۱۳.۵ - لقطه
       ۱۳.۶ - عتق
       ۱۳.۷ - مستحق کفّاره
       ۱۳.۸ - تذکیه
       ۱۳.۹ - نذر
       ۱۳.۱۰ - قذف
       ۱۳.۱۱ - قصاص
۱۴ - پانویس
۱۵ - منبع

معنای لغوی



اسلام درلغت به معنای انقیاد و تسليم شدن است شخص فرمانبردار و
مطیعشخص عمل کننده به تکلیفِ مستفاد از ادلّه و مطابق با واقع را مطیع می‌گویند
رادر لغت مسلم يا
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
می‏ گويند.

معنای اصلاحی



دراصطلاح عبارت است از گفتن
شهادتینشهادتین به گواهى دادن به یگانگى خدا و رسالت حضرت محمد صلّى اللَّه علیه و آله گفته می شود
بازبان است «لا اله الا الله محمد رسول الله» که
اولين مرتبه اسلام است که
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
و در آن اتفاق دارند.

تفاوت اسلام و ایمان



تفاوت اسلام به مفهوم نخست با ، در آن است که اسلام، گرویدن به آیین حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله در
زبانزبان، عضوی از اعضای بدن انسان است که قدرت حرف زدن را به او می دهد
است، لیکن ایمان گرویدن به آن در زبان همراه با اعتقاد قلبی و عمل به
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
و دستورهای آن می‌باشد. البته برای ایمان دو معنای دیگر نیز ذکر شده است؛ یکی عام که هم‌معنای با اسلام است و دیگری خاص که عبارت است از اعتقاد داشتن و پذیرش
ولایتسزاوارتر بودن برای سرپرستی مسلمانان را ولایت می گویند که در علم کلام بررسی می‏شود
و
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
دوازده
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
معصوم علیهم‌السّلام.

← دیدگاه اهل حدیث، شافعیان، معتزله و خوارج


ازنظر
اهل حدیثعنوان پیروان یکی از دوگرایش فقهی در شیعه (اخباریان) مقابل اصولیان و همچنبن صاحبان یکی از دو گرایش اصلی فقهی‌ در اهل‌سنت، مقابل اصحاب رأی و همچنین عالمان علم حدیث را اهل حدیث می‌گویند
،شافعیان،
معتزلهاين مذهب در اوايل قرن دوم هجرى توسط واصل بن عطا (۸۰- ۱۳۱) پديد آمد، در آن زمان مسئله مرتكبان گناه و حکم دنيوى و اخروى آنان مورد بحث جدى قرار داشت
و
خوارجخوارج از فرقه‌های مسلمان است
واسلام
مترادف==موارد و ضوابط ارجاع اصطلاحات== ===مترادف ها=== دو اصطلاح که مفهوم واحدی داشته باشند و یا هم معنا تلقی شوند مترادف نامیده می شوند
هستند. ايشان می‌گويند:
در ايمان واسلام بر يکديگراطلاق شده اند .

← دیدگاه محققان اهل سنت


اما به عقيده محققين
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
بين اين دو فرق وجود دارد چرا که حقيقت تصدیق قلبی است وحقيقت اسلام تسليم وانقياد ظاهری همراه با تسليم باطنی است بنابر حکمت هايی گاه يکی بجای ديگری‏به کار برده می‏شود.
[۳] عقايد تطبيقی، ص۲۶۲.


نسبت بين اسلام وايمان



در نصوص ،استعمال آنها بر سه قسم وارد شده است:
۱.
ترادفترادف یعنی هم معنا بودن دو یا چند واژه
۲.
تباینتباین به دو معنا به کار رفته است: ۱
۳.
تداخلداخل شدن چیزی در چیزی دیگر، بدون افزایش حجم و مقدار آن و همچنین فانی شدن عدد بزرگ‏تر توسط عدد کوچک‏تر را تداخل می گویند
.

← ترادف و مثال بر آن


مثال ترادف «فاخرَجنا مَن کانَ فِيها مِنَ المَومِنينَ فمَا وَجَدنا فِيها غَيرَ بَيتٍ مِنَ المُسلِمِين»
درجای ديگر خداوند می‏فرمايد: «قال يا قوْمِ اِن كُنتمْ آمَنتمْ بِاللهِ فَعلَيهِ توَکلوا اِنْ کنتمْ مُسْلِمِين»
دراين دو آيه ايمان براسلام اطلاق شده است معلوم می ‏شود که ايمان واسلام دو لفظ دارای يک معنی هستند.
همچنين در
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
پيامبر(ص) می‏فرمايد «بنی الاسلام علی خمس، شهادة ان لا اله الا الله الخ» سپس در حدیث وفد القیس همين پنج
رکنآنچه که ترک عمدی یا سهوی آن موجب بطلان عبادت شده و همچنین به هر یک از چهار زاویه کعبه رکن گفته می‌شود که از رکن به معنای نخست در باب صلات و در معنای دوم در باب حج سخن رفته است
را در تفسير ايمان بيان می‏کند از اين دو حديث هم معلوم می‏شود که ايمان و اسلام مترادف المعنی هستند (يعنی دو لفظ دارای يک معنی).
[۶] کشف الباری شرح صحيح البخاری ج۱، ص۶۰۶.


تباين و مثال بر آن



«قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا اسلمنا»

تداخل و مثال بر آن



چنانچه در حدیث است که از (ص) پرسیدند که «ای العمل افضل؟ قال الایمان بالله
ورسوله» در این حدیث پیامبر(ص) اعمال ظاهری را که متعلق به اسلام است ایمان مسمَّی کرد
معلوم می‏شود که اسلام در ایمان داخل است هم چنین روایت عمرو بن عبسر است که از
پیامبر(ص) سوال کردند «فاَیُّ الاسلام افضل؟ قال الایمان»

[۸] صحیح مسلم ج۱ مقدمه کتاب الایمان، ص۱۰۲

در این حدیث هم پیامبر، اسلام را در ایمان داخل کرده است.
خلاصه اینکه ایمان واسلام
حقیقت شرعیحقیقت شرعی به وضع لفظ برای معنای خاص توسط شارع اطلاق می‌شود
جداگانه‏ای دارند چنانچه حقیقت جداگانه‏ لغوی دارند چون‌که ایمان نام
اعتقاداعتقاد به معنی باور قلبی داشتن است
مخصوص است واسلام نام انجام دادن اعمال شرعی ظاهراً است لیکن هر دو با هم تعلق تکمیلی دارند چنانچه یک معتقد، کامل نمی‏شود تا وقتی که اعمال ظاهری را انجام ندهد همینطور که یک مسلم،
مطیعشخص عمل کننده به تکلیفِ مستفاد از ادلّه و مطابق با واقع را مطیع می‌گویند
کامل نمی‏شود تا وقتی که با دل،
یقینیقین، ‌عبارت است از اعتقاد ثابت و قطعی انسان به امری که مطابق با واقع بوده و با هیچ شبهه‌ای، هر قدر هم قوی، قابل زوال نباشد
و تصدیق نکند اگر کلمه اسلام وایمان یک‌جا ودر مقام وارد بشوند حقیقت آنها جدا و در مقام سوال نباشند پس در این صورت می‏شود که آنها رادر یک دیگر داخل کرد.
[۹] فتح الباری ج۱، ص۱۱۵.

حافظ ابن رجب حنبلی(رح) می‏فرماید وقتی که ایمان و اسلام جدا جدا بیان شوند در هر دو هیچ فرقی نیست وقتی که هر دو یکجا ذکر شوند پس در آنها فرق می‏شود. می‏فرماید «فالایمان
والاسلام کاِسم الفقیر والمسکین اذا اجتمعا افترقا واذاافترقا اجتمعا» یعنی این هردو لفظ مانند لفظ مسکین و فقیر هستند وقتی که این هردو لفظ یک‌جا باشند حقیقت آنها جدا و غیر یکدیگر می‏شوند وقتی که جدا جدا ذکر شوند در یکدیگر داخل می‏شوند.
[۱۰] فتح الملهم ج۱، ص۴۲۸.
[۱۱] فتح الملهم ج۱، ص۴۲۹.


راه ثبوت اسلام فرد



برای ثابت شدن اسلام فرد سه راه ذکر شده است:

← گفتار


کسی که
شهادتینشهادتین به گواهى دادن به یگانگى خدا و رسالت حضرت محمد صلّى اللَّه علیه و آله گفته می شود
(أشهد أن لا اله الا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه) یا ترجمه آن دو را به هر لغتی بر زبان آورد، به اسلام او
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
می‌شود.
در صورت لال بودن، اشاره‌ای که بیانگر آن باشد، کفایت می‌کند.

←← اختصاص این حکم به کافر اصلی


حکم یاد شده، اختصاص به کافر اصلی دارد، امّا کیفیّت تحقّق اسلام در مرتدّ به نوع
ارتدادکافر شدن پس از مسلمانی را ارتداد گویند
و منشأ آن بستگی دارد.

←← ثبوت اسلام مرتد با گفتار


اگر منشأ ارتداد، انکار
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
و رسالت بوده، گفتن شهادتین کفایت می‌کند و چنانچه منشأ آن، انکار برخی ضروریات مانند وجوب
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
و حرمت
زنازنا از گناهان کبیره واز موجبات حد در اسلام به شمار می رود
بوده است، علاوه بر شهادتین، اقرار به آنچه انکار کرده نیز لازم است؛ هر چند برخی، گفتن شهادتین را در این فرض لازم ندانسته‌اند.

← کردار


به جا آوردن اعمالی مانند نمازهای یومیه، روزۀ و
حجحج یکی از فروع دین است
که ویژۀ است، بر مسلمانی انجام دهندۀ آن‌ها دلالت می‌کند، البته به‌ شرطی که پیشینۀ
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
نداشته باشد.
در صورت داشتن پیشینه، در دلالت انجام اعمال یاد شده بر اسلام وی اختلاف است. قول به عدم
دلالتواژه دلالت به دو معنی به کار رفته است: ۱
، به مشهور نسبت داده شده است.

← تبعیّت


تبعیّت بر سه گونه است:

←← تبعیت از پدر و مادر


فرزند نابالغ، تابع
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و مادر خویش است.
بنابراین، اگر والدین یا یکی از آنان مسلمان باشند، فرزندان نابالغ ایشان نیز محکوم به اسلام هستند.

←← تبعیت از اسیر کننده


کودکیدر این مقاله واژه «کودک» از جهت لغوی و فقهی و حقوقی مورد بررسی قرار گرفته است
که جدای از پدر و مادر به مسلمانی در آمده است، در این که به تبع اسلام اسیر کننده‌اش محکوم به اسلام است یا نه و یا تنها در بدن تابع او است، نه سایر احکام، اختلاف است.

←← تبعیت از دار الاسلام


کودکی که در سرزمین اسلامی یا که مسلمانان نیز در آن‌جا زندگی می‌کنند، پیدا شده است، به اسلام او حکم می‌شود.

اسلام مراهق



در تحقّق اسلام نوجوان ممیّز نزدیک به از با
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
به شهادتین، اختلاف است.
[۲۴] العروة الوثقی ج۱، ص۱۴۲.


اسلام مکره



فردی که با
اکراهاِكراه به معنای واداشتن كسی با تهدید و زور به كاری می باشد
به اسلام گرویده است، اگر از
اهل کتابمقصود از اهل کتاب، پیروان مذاهب و ادیانی می‌باشند که پیامبر آنان دارای کتابی بوده است که از سوی خداوند برای هدایت انسان‌ها به او وحی شده باشداز آن در بسیاری از باب‌های فقهی مانند طهارت، صلات، جهاد، نکاح و صید و ذباحه، از جهات مختلف بحث شده است
نباشد، از او پذیرفته می‌شود، امّا اکراه اهل کتاب به اسلام نیست.

آثار اسلام



در
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
مقدّس بر پذیرش اسلام آثاری بار شده است که مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

← سقوط حقوق الهی


ساقط شدن حقوق الهی- اعم از حقوق مالی مانند
زکاتزکات صدقه مقدر به اصل شرع می باشد
،
خمسخُمس در اصطلاح شرع، حقی است که خروج آن از مال، واجب بوده و به دو قمست تقسیم می‌شود که یک قسمت آن سهم امام علیه السلام است و قسمت دیگر آن سهم سادات می‌باشد که به توضیح آن می‌پردازیم
و
کفّاراتدر اسلام برای کسانی که قانون شکنی می‏کنند، جریمه‏هایی در نظر گرفته شده تا از یک سو کیفری برای فرد متخلف باشد و از سوی دیگر منافعی عاید جامعه گردد
؛ و حقوق غیر مالی مانند
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
،
روزهخودداری (امساک) از مفطرات در روز به قصد تقرب به خدا را روزه گویند
و حج- که قبل از اسلام از
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
فوت شده است.
البته حق‌الناس مانند بدهی ساقط نمی‌گردد و باید ادا شود.

← پاکی بدن


پاک گردیدن
بدنبدن به معنای اندام و تن انسان یا حیوان می باشد که در باب هاى طهارت، صلاة، حج، تجارت، نکاح، صید و ذباحه و حدود از آن سخن رفته است
و رطوبت‌های آن.

← محترم بودن خون، مال و فرزندان نابالغ وی


بنابراین، کشتن او و گرفتن
مالمال همان سرمایه و ثروت انسان است که در آموزه‌های دینی از احکام ویژه‌ای برخوردار است
وی به زور و نیز تعرّض به فرزندان‌ کوچک او از قبیل به اسیری گرفتن، نیست.
البته دارایی‌های غیر منقول کافری که در دارالکفر به اسلام گرویده است- مانند
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
و
باغباغ‌، محوطه‌ای‌ غالباً محصور، ساخته انسان‌ با بهره‌گیری‌ از گل‌ و گیاه‌، درخت‌، آب‌ و بناهای‌ ویژه‌ که‌ بر قواعد هندسی‌ و باورها مبتنی‌ است‌
و
بوستانبوسْتان‌، یا سعدی‌نامه‌، هنری‌ترین‌ و شاعرانه‌ترین‌ مثنوی‌ حکمی‌ - اخلاقی‌ و عرفانی در ادب‌ فارسی‌، سروده سعدی‌ شیرازی (ه م‌)، شاعر پرآوازه ایران‌ در سده ۷ق‌/۱۳م‌ است
- در صورت فتح آن‌ها به دست مسلمانان،
غنیمتغنیمت به معنی فیی‌ء و مالی است که عاید شخص می‏شود
آنان است.

← جریان احکام بر فرزندان نابالغش


جریان احکام اسلام نسبت به فرزندان نابالغ او از جهت
تبعیّتتبعیّت یعنی ارتباط و وابستگی چیزی (تابع) به چیزی (متبوع) که از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، جهاد، تجارت، نکاح و لقطه سخن رفته است
.

← محدود شدن همسران


کافری که بیش از چهار
زنزن مقابل مرد است
دارد، پس از پذیرش اسلام افزون بر چهار زن را باید رها کند.

← وجوب ختنه


بر کافر مسلمان شده،
ختنهختنه بریدن قسمتی از پوست آلت تناسلی را گویند
واجب است؛ هر چند باشد.

شرطیّت اسلام در تکلیف



در این که توجّه
تکلیفتکلیف، از مفاهیم مهم دینی است، تکلیف در لغت به معنای امر به انجام دادن کاری است که انجام دادنش برای کسی که به او امر شده مشقت دارد و در اصطلاح، اوامر و نواهی خداوند به بندگانش است در جهت انجام دادن یا ندادن بعضی افعال
به انسان مشروط به مسلمان بودن او است یا خیر و به تعبیر دیگر، در این که اسلام شرط تکلیف است تا کافر مکلّف به فروع نباشد، یا تنها
صحّتصحت به معنای سلامتی از بیماری می‌باشد
انجام تکلیف، مشروط به اسلام است، نه اصل تکلیف، اختلاف می‌باشد. نظر مشهور، قول دوم است.

شرطیّت اسلام در صحّت عمل عبادی



صحّت امور بسیاری در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
مشروط به اسلام است از جمله (اعمالی که صحّت آن‌ها منوط به قصد قربت است) مانند نماز، روزه و
حجحج یکی از فروع دین است
که از کافر صحیح نیست.

← شرط صحت نیابت در عبادات


صحّت نیابت در عبادات نیز مشروط به اسلام است. بنابراین، نیابت کافر از مسلمان و عکس آن، نیست.

شرطیّت اسلام در سایر امور



اسلام در برخی امور دیگر شرط است که به آنها اشاره می‌شود.

← تجارت


در کسی که می‌خواهد مالک بردۀ مسلمان شود خواه با خریدن یا غیر آن، اسلام
شرطشرط امری محتمل الوقوع در آینده که طرفین حدوث اثر حقوقی را متوقف بر حدوث آن امر محتمل الوقوع می‌نمایند
است.

← نکاح


کفو بودن زن و مرد در ، از شرایط صحّت
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
است. بنابراین،
ازدواجازدواج، همسر گرفتن مرد یا زن است که به سبب عقد ازدواج همراه با شرایط آن، تحقّق می‌یابد و از آن در باب نکاح و نیز به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
مسلمان با کافر غیر کتابی و نیز زن مسلمان حتی با کافر کتابی صحیح نیست.
در صحّت ازدواج مرد مسلمان با زن کتابی اختلاف است، مشهور میان متأخران حرمت ازدواج دائم با آنان است.

← ولایت


کافر بر مسلمان
ولایتسزاوارتر بودن برای سرپرستی مسلمانان را ولایت می گویند که در علم کلام بررسی می‏شود
ندارد. بنابراین، اگر مولّی علیه مسلمان باشد، ولیّ او نیز باید مسلمان باشد.
در وصیّ شخص مسلمان، اسلام شرط است.
کافر بر مسلمان پیدا نمی‌کند.

← احیاء موات


در این که صحّت تملّک زمین موات احیا شده، مشروط به اسلام احیا کننده می‌باشد، اختلاف است.

← لقطه


جریان حکم
التقاطالتقاط:تلفیق مفاهیم اسلامی با اندیشه‌های دیگر را گویند
بر یابندۀ
لقیطکودک صغیری که در حاشیه خیابان‌ها یا مساجد و دیگر اماکن عمومی بدون سرپرست یافت می‌شود و توانایی حفظ و نگهداری خود را ندارد و پدر و مادرش معلوم نیست را لقیط می‌گویند
(کودک گم شده)
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
یا کسی که در حکم مسلمان است، مشروط به اسلام یابنده است.

← عتق


اسلام، در برده‌ای که به عنوان
کفّارهکفاره به معنای پوشاندن می‌باشد و شأن کفاره، پوشاندن خطیئه است
آزاد می‌شود، شرط است.

← مستحق کفّاره


فقیری که کفّاره به او داده می‌شود باید مسلمان باشد.

← تذکیه


از شرایط صحّت
ذبحذَبْح بریدن رگهای چهارگانه گردن است
، نحر و شکار، مسلمان بودن ، نحر کننده و شکارچی است.

← نذر


به قول مشهور، در صحّت
نذرنذر آن است كه انسان ملتزم شود كه كار خيرى را براى خدا بجاآورد، يا كارى را كه نكردن آن بهتر است براى خدا ترك نمايد
، اسلام نذر کننده شرط است.

← قذف


کسی که به
زنازنا از گناهان کبیره واز موجبات حد در اسلام به شمار می رود
یا
لواطلواط از گناهان کبیره، فاحشه، کفر و زشت است در زشتی لواط همین بس که قوم لوط همگی به جرم این عمل شنیع، به بلای بزرگی دچار گشته، به دوزخ رهسپار شدند و شهرشان ویران و مایه عبرت آیندگان شد
متهم شده است، با مراجعه به
حاکمبه انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
می‌تواند برای قذف کننده درخواست اجرای حدّ
قذفدر لغت به معنی «افكندن و انداختن» و در اصطلاح فقهی، متهم ساختن فردی به جرم زنا و لواط است
(هشتاد
تازیانهتابیده چرمی یا غیر چرمی برای مجازات خطاکاران و غیر آن را تازیانه گویند
) کند، به شرط آن که قذف شونده مسلمان باشد.

← قصاص


از شرایط
قصاص قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است
، هم‌کیش بودن فرد کشته شده و قصاص شونده است. بنابراین، مسلمان در برابر
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
قصاص نمی‌شود. و تنها
دیۀدیه دارای دو معنی لغوی_ به معنای راندن و رد کردن _و اصطلاحی_ به معنای مالی که در صورت وقوع جنایت باید ادا شود_ است و از آن در معنی اصطلاحی به خون بها و دیه مقدَّر نیز تعبیر می شود
او در صورت ذمّی بودن باید پرداخت شود.

پانویس


 
۱. جواهر الکلام ج۶، ص۵۹.    
۲. جواهر الکلام ج۳۳، ص۱۹۷.    
۳. عقايد تطبيقی، ص۲۶۲.
۴. ذاریات/سوره۵۱،آیه۳۶.    
۵. یونس/سوره۱۰،آیه۸۴.    
۶. کشف الباری شرح صحيح البخاری ج۱، ص۶۰۶.
۷. حجرات/سوره۵۰،آیه۱۴.    
۸. صحیح مسلم ج۱ مقدمه کتاب الایمان، ص۱۰۲
۹. فتح الباری ج۱، ص۱۱۵.
۱۰. فتح الملهم ج۱، ص۴۲۸.
۱۱. فتح الملهم ج۱، ص۴۲۹.
۱۲. جواهر الکلام ج۴۱، ص۶۳۰.    
۱۳. جواهر الکلام ج۳۸، ص۱۸۱.    
۱۴. جواهر الکلام ج۴۱، ص۶۳۰-۶۳۱.    
۱۵. مسالک الافهام ج۱۵، ص۳۲.    
۱۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۶۲۳-۶۲۴.    
۱۷. جواهر الکلام ج۳۸، ص۱۸۳.    
۱۸. جواهر الکلام ج۳۹، ص۲۵.    
۱۹. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۳۶.    
۲۰. جواهر الکلام ج۳۳، ص۲۰۲.    
۲۱. جواهر الکلام ج۳۸، ص۱۸۴.    
۲۲. جواهر الکلام ج۳۸، ص۱۸۱.    
۲۳. جواهر الکلام ج۳۳، ص۲۰۳.    
۲۴. العروة الوثقی ج۱، ص۱۴۲.
۲۵. جواهر الکلام ج۳۲، ص۱۳.    
۲۶. جواهر الکلام ج۴۱، ص۶۲۳.    
۲۷. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۴۳.    
۲۸. جواهر الکلام ج۳۰، ص۵۶.    
۲۹. جواهر الکلام ج۳۱، ص۲۶۳.    
۳۰. الحدائق الناضرة ج۳، ص۳۹.    
۳۱. جواهر الکلام ج۱۶، ص۳۲۷.    
۳۲. جواهر الکلام ج۱۶، ص۳۲۷.    
۳۳. جواهر الکلام ج۱۷، ص۱۶۱.    
۳۴. جواهر الکلام ج۱۷، ص۳۵۶-۳۵۷.    
۳۵. مستمسک العروة ج۱۱، ص۷-۱۱.    
۳۶. جواهر الکلام ج۲۲، ص۳۳۴.    
۳۷. جواهر الکلام ج۳۰، ص۹۲.    
۳۸. جواهر الکلام ج۳۰، ص۱۵۵.    
۳۹. جواهر الکلام ج۲۹، ص۲۰۶.    
۴۰. جواهر الکلام ج۲۸، ص۴۰۵.    
۴۱. جواهر الکلام ج۳۸، ص۱۱-۱۵.    
۴۲. جواهر الکلام ج۳۸، ص۱۶۰-۱۶۱.    
۴۳. جواهر الکلام ج۳۳، ص۱۹۵-۱۹۸.    
۴۴. جواهر الکلام ج۳۳، ص۲۶۹-۲۷۰.    
۴۵. جواهر الکلام ج۳۶، ص۲۶.    
۴۶. جواهر الکلام ج۳۶، ص۷۹.    
۴۷. جواهر الکلام ج۳۵، ص۳۵۶-۳۵۷.    
۴۸. جواهر الکلام ج۴۱، ص۴۱۷-۴۱۸.    
۴۹. جواهر الکلام ج۴۲، ص۱۵۰.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۵۱۱-۵۱۴.    
موسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلامی    



جعبه ابزار