اسم

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



نام و عنوان را اسم گویند. در باب‌های ،
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
،
طلاقدر لغت براي واژه طلاق معاني متعددي ذكر شده است كه از جمله رهايي، آزاد كردن، ترك كردن، واگذاشتن، مفارقت و جدايي است
و
یمینیَمین به معنی قَسم و سوگند است که در جمیع ابواب منازعات و در کتاب قضاء و شهادات و هم چنین در کتاب أیمان در مورد کسی که چیزی را بواسطه قسم خوردن بر خود واجب یا حرام می‌کند از آن بحث می‌شود
از آن سخن رفته است.


تعریف اسم



اسم لفظی است که بر چیزی که اسم بر او نهاده شده (مسمّی) دلالت کند مانند لفظ
دیوارديوار بنايي عمودي از سنگ يا مانند آن است
که بر معنای معروف دلالت دارد.

تأثیر اسم در احکام



تمام
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
بر اسم، یعنی عنوان
موضوعموضوع هر علمی عبارت است از آن چیزی که در آن علم از احوال و عوارض او گفتگو می‌شود و قضایای مربوط به او حل می‌شود
حکم مترتّب می‌شوند و با زایل شدن اسم و عنوان،
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
نیز زایل می‌شود بنابراین
سگسگ یکی از حیوانات معروف است که دارای انواع مختلف می‌باشد
- که است- اگر
استحالهتبدیل صورت نوعی چیزی به چیز دیگر را استحاله گویند
شده و تبدیل به نمک شود پاک می‌گردد، زیرا عنوان نمک از عناوین نجس نیست.

تشخّص و تعیّن اشیاء با اسم



اسم و عنوان هر چیزی موجب
تعیّنتعیّن، اصطلاحی در فلسفه و کلام و عرفان اسلامی است
و
تشخّصتشخص، اصطلاحی است در فلسفه، که از عوارض ذاتی موجود بما هو موجود و از معقولات فلسفی می‌باشد
آن می‌گردد، بنابراین در مواردی که تعیّن شرط است همچون زوجین در
عقد ازدواجدر اسلام برای ازدواج احکامی تعلق گرفته هست که بدون آن ازدواج صورت نمی گیرد که یکی از احکام ازدواج مساله عقد ازدواج هست که در این مقاله به مساله عقد ازدواج پرداخته می شود
یا در طلاق، باید با اسم بردن یا
اشارهحرکت سر و دست و مانند آن برای نشان دادن یا فهماندن مطلبی را اشاره گویند
یا
توصیفتوصیف از اصطلاحات حقوق بین‌الملل بوده و به معنای تعیین وصف و عنوان حقوقی یک موضوع است
، مشخص گردد.

احکام اسم



احکامی بر اسم بار می‌شود که به آنها اشاره می‌شود.

← اسم در احکام میت و عقیقه


نوشتن اسم
میّتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
و اسم پدرش بر روی
جریدتینبه دو شاخه بزرگ بدون برگ که در کفن میت گذاشته مي شود جَريدَتَين گفته مي شود و از آن در باب طهارت سخن گفته‌اند
،
کفن« كَفْنْ » در لغت به معناي نشاندن و مستور كردن چيزي است و در اصطلاح فقهاء به شيوه و ترتيب خاصي كه میت مسلمان را مي‌پوشانند، گفته مي‌شود
و
قبر در مورد قبر مطالب متنوعی در آموزه های دینی مطرح شده است که به اهم آن ها در این مقاله اشاره می شود
میّتو نیز بردن نام نوزاد و اسم پدرش هنگام ذبح
عقیقهعَقیقه به حیوانی اطلاق می شود که برای نوزاد قربانی کنند
مستحب است.

← صدا کردن پدر و مادر به اسم


صدا کردن
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و مادر به اسم
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.

← بردن نام خداوند


بردن نام در آغاز کارها و از شرایط صحّت
ذبحذَبْح بریدن رگهای چهارگانه گردن است
، نحر و
صیدصید در لغت و به تبع در کلمات فقها به معنای شکار حیوان وحشی و نیز خود حیوان وحشی آمده است
حیوان خشکی است.

← نهادن نام نیک بر فرزندان


نهادن نام نیک بر فرزندان از حقوق آنان بر پدر است.

پانویس


 
۱. شرائع الاسلام ج۲، ص۴۸۷.    
۲. الحدائق الناضرة ج۵، ص۱۹۸.    
۳. الحدائق الناضرة ج۱۱، ص۳۹۸.    
۴. العروة الوثقی ج۱، ص۱۵۷.    
۵. جواهر الکلام ج۲۹، ص۱۵۷.    
۶. جواهر الکلام ج۳۲، ص۱۰۶.    
۷. مستند الشیعة ج۱۶، ص۱۰۲.    
۸. العروة الوثقی ج۱، ص۴۱۷.    
۹. العروة الوثقی ج۱، ص۴۴۳.    
۱۰. تحریر الوسیلة ج۱، ص۹۲.    
۱۱. وسائل الشیعة ج۲۱، ص۴۲۸.    
۱۲. وسائل الشیعة ج۲۱، ص۵۰۵.    
۱۳. وسائل الشیعة ج۱، ص۴۲۳.    
۱۴. جواهر الکلام ج۳۶، ص۱۱۳.    
۱۵. جواهر الکلام ج۳۱، ص۲۵۳.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۵۱۵-۵۱۶.    




جعبه ابزار