• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

اصل اخوت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف




اصل اخوت اسلامی، در فقه سیاسی بیانگر حاکمیت قاعده برادری ایمانی بر تمامی مناسبات اجتماعی، از جمله رابطه متقابل رهبر و امت، در جامعه اسلامی است.
این اصل با استناد به آیات قرآن، تفاوت مسئولیت‌ها را نافی وحدت و خیرخواهی متقابل ندانسته و ساختار سیاسی را بر پیوند اخلاقی استوار می‌سازد.
در سیره معصومین (علیهم‌السّلام) نیز پرهیز از تمایزطلبی و نهی از تملق به‌ عنوان نمودهای عینی این مبنا گزارش شده است.



رهبرى در نظام توحيدى مبتنى بر يك سلسله اصول كلى است كه توجه به اين اصول ضرورى است.
این اصول عبارتند از: اصل حکمت الگوئی از نظام آفرینش، اصل عدالت و قسط، اصل برابری و نفی تبعیض، اصل قطبیت و مرکزیت، اصل رهبری و هدایت، اصل شورا، اصل احترام به افکار و آزادی‌ها، اصل قاطعیت، اصل اخوت اسلامی، اصالت و حاکمیت ارزش‌های اسلامی، اصل نفی تحمیل و اکراه، اصل ذوب در مکتب و تشکیلات، اصل عطوفت و مهرورزی به مردم، اصل مسئولیت خواستن، اصل مراعات معیارهای گزینش، اصل اسوه بودن، اصل شناخت صحیح از انسان.
در این مقاله به بررسی اصل اخوت اسلامی می‌پردازیم.


اخوت اسلامى شامل كليه مناسبات اجتماعى در جامعه اسلامى است و رابطه رهبرى با مردم نيز از اين حكم كلى مستثنى نيست.
به همين دليل رابطه متقابل رهبر و مردم، رابطه دلسوزى و خيرخواهى است و هيچ‌گاه تفاوت مسئوليت‌ها در جامعه اسلامى موجب جدائى و تفرقه نخواهد شد و برادرى روح حاكم بر كليه مناسبات فيمابين رهبر و امت خواهد بود: (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ.)

۲.۱ - سیره نبوی در نفی تمایزطلبی

بر همين اساس در سيره پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) نقل شده:
«كان رسول الله يجلس بين ظهرانى اصحابه فيجىء الغريب فلا يدرى ايهم هو.»
و مى‌فرمودند: «انى لاكره ان اتميز عليكم.»

۲.۲ - سیره علوی در نهی از تملق

على (عليه‌السّلام) مردم انبار را از آن نوع احترامى كه بندگى را جايگزين رابطه اخوت اسلامى مى‌كند نهى فرمود:
«وَاللهِ مَا يَنْتَفِعُ بِهذَا أُمَرَاؤُكُمْ! وَإِنَّكُمْ لَتَشُقُّونَ بِهِ عَلَى أَنْفُسِكْمْ فِي دُنْيَاكُمْ.»
و به يكى از شخصيت‌هاى نظامى كه پياده امام را كه سواره بود همراهى مى‌كرد فرمود:
«ارْجِعْ، فَإِنَّ مَشْيَ مِثْلِكَ مَعَ مِثْلِي فِتْنَةٌ لِلْوَالِي، وَمَذَلَّةٌ لِلْمُؤْمِنِ.»

۱. حجرات۴۹، سوره۵۱، آیه۱۰.    
۲. طباطبایی، سید محمدحسین، سنن النبی، ص۱۲۹.    
۳. سیدرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ص۷۷۹.    
۴. سیدرضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، ص۸۵۵.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۲، ص۲۸۴.    






جعبه ابزار