اصول عقاید ابن تیمیه (عقاید و مذاهب اسلامی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
اصول عقاید ابن تیمیه به بررسی مبانی فکری و اعتقادی
ابن تیمیه در چهار محور اصلی میپردازد. این محورها شامل شیوه برداشت او از
صفات خبری، دیدگاه او درباره مقامات
پیامبر اسلام و اولیای الهی، موضع وی در برابر فضائل
اهل بیت و نیز مخالفت او با برخی احکام
مذاهب چهارگانه اهل سنت است.
نخست به شیوه تفسیر صفات خبری نزد ابن تیمیه و حمل آنها بر معانی لغوی پر داختہ می شود و سپس مجموعهای از دیدگاههای وی درباره زیارت پیامبر، توسل، سوگند، بنای قبور و برخی مراسم مربوط به پیامبر اسلام گزارش می شود. در ادامه، انکار برخی فضائل امام علی و اهل بیت در کتاب «منهاج السنة» و نیز جایگاه امام علی در نگاه احمد بن حنبل بررسی شده است.
در پایان نیز نسبت میان اندیشه ابن تیمیه و جریانهای بعدی، بهویژه دیدگاههای محمد بن عبدالوهاب و عبدالعزیز بن باز، مورد اشاره قرار گرفته و توضیح داده میشود که محمد بن عبدالوهاب بیشتر به یکی از محورهای مطرحشده در مبانی فکری ابن تیمیه توجه کرده است.
مبانی فكرى
ابن تیمیه را در چهار اصول ميتوان خلاصه كرد:
حمل صفات خبرى بر معانى لغوى؛
كاستن از مقامات
پیامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم)؛
انكار فضائل
اهل بیت؛
مخالفت با مذاهب چهار گانه
اهل سنت.
دراصطلاح علم
کلام، بخشى از صفات خدارا، صفات خبرى مى نامند، صفاتى كه قرآن وحديث از آن خبرداده و خرد آنرا درك نكرده است، مانند
«وجه» و
«يد» و
«استواءبرعرش» ونظائر آنها كه قسمتى از آنها در قرآن، وبرخى ديگر درحديث نبوى وارد شده است.
شكى نيست كه معانى لغوى اين صفات، ملازم با جسمانى بودن خداست زيرا
«وجه» به معنى «صورت» و
«يد» به معنى دست و
«استواء» به معنى استقرارويا جلوس، ازشؤون موجودات امكانى است، وخداى واجب الوجود،منزه از چنين معانى، ميباشد، ازاين جهت همه طوائف اسلامى به جزگروه
«مجسمه» با توجه به قرائنى كه در سياق آيات است،معانى خاصى براى اين صفات مطرح ميكنند، كه با مراجعه به تفاسير وكتابهاى كلامى روشن مى گردد.
ولى متأسفانه شيخ الاسلام قرن هشتم، اصرارمى ورزد كه آنچه دراين باره وارد شده، برهمان معانى لغوى ومتداول عرفى بايد حمل گردد وكسانى را كه اين نوع از صفات را بكمك قرائن موجود در آيات وروايات بر معانى مجازى وكنائى حمل ميكنند،
«مُؤَوِّلِه» ناميده وبه باد انتقاد مى گيرد، وبه اين نيزاكتفا ء نميكند وميگويد: همه
صحابه وتابعان نيز براين عقيده بوده اند وما درآينده، ترجمه عبارت
«رساله حمويّه» اورا خواهيم آورد.
بخش دوم تفكر او عادى جلوه دادن مقامات
پیامبر اسلام واولياى الهى است واينكه آنان پس از مرگ كوچكترين تفاوتى با افراد عادى ندارند، اودراين راستا،مسائلى را مطرح ميكند كه همگى يك هدف را تعقيب ميكنند، وآن عادى جلوه دادن پيامبران، مخصوصا پيامبر اسلام و اولياء بزرگ دين است. روى اين اساس ميگويد:
سفر براى زيارت پيامبر حرام است.
كيفيت زيارت پيامبر، از كيفيت زيارت اهل قبور تجاوز نمى كند.
هرنوع پناه وسايبان برقبور حرام مى باشد.
پس از درگذشت پيامبر هرگونه
توسل به آن حضرت بدعت وشرك است.
سوگند به پيامبر وقرآن، ويا سوگند دادن خدا، به آنها شرك مى باشد.
برگزارى مراسم جشن وشادى درتوّلد پيامبر،
بدعت به شمار مى رود.
وهمچنين... كه يكايك آنها به صورت گسترده خواهد آمد وزير بناى آراء ونظريات او دراين مسائل اين است كه براى
توحید وشرك، حدّ منطقى قايل نشده
وروى انگيزه خاصى، آنها را شرك، وبدعت ويا لااقل حرام مى داند.
او دراين قسمت، آراء ونظرياتى رامطرح ميكند، كه پيش ازاو، احدى از علماى اسلام، نگفته وى با لجاج خاصى به جنگ همه مى رود، وازاين جهت از همان زمان، وپس از آن، افكار عمومى اهل سنت براو شوريد. وبارها دستگير وزندانى شد ودهها كتاب بررد انديشه هاى اونوشته گرديد.
بخش سوم ازمبانى فكرى او را انكار فضائل مسلّم اهل بيت عصمت وطهارت كه درصحاح ومسانيد اهل سنت وارد شده، تشكيل ميدهد وى دركتاب خود به نام
«منهاج السنة» كه به حق بايد آنرا «منهاج البدعة» دانست احاديث صحيحى را كه مربوط به مناقب
امام علی وخاندان اوست، بدون ارائه مدركى، انكار مى نمايد وهمه را مجعول اعلام ميكند، فضائلى كه دهها حافظ وحاكم ازمحدثان آنرا نقل كرده وبه صحت آنها تصريح كرده اند. ازباب نمونه مى گويد:
نزول آيه:
(إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ
)درباره على، به اتفاق اهل علم دروغ است، منهاج السنة ج ۱ ص ۱ درحالى كه متجاوز ازشصت وچهار محدث ودانشمند، بر نزول آن درباره امام تصريح كرده اند.
آيه:
(قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى
)درباره خاندان رسالت نازل نشده است، منهاج السنة ۲/۱۱۸، درحالى متجاوز از چهل وپنج محدث ودانشمند آنرا نقل كرده اند.
وهمچنين... اين نوع نقدها وردها، علاوه براينكه حاكى از عدم مبالات، در انتقاد است، خالى ازيك نوع دشمنى باطنى با خاندان پيامبر نمى باشد.
او با گشودن اين باب، زحمات
احمد بن حنبل را در تثبيت فضائل امام على (عليه السلام) به هدر داد.
تا پيش از احمد بن حنبل م/۲۴۱، خليفه راشد بودن امام درميان محدثان اهل سنت جا نيفتاده بود ودراين قضيه موافق ومخالف وجود داشت،او بود كه على را رسماً خليفه چهارم از خلفاى راشد اعلام كرد وبا زحمات فراوان توانست مسأله
«تربيع خلافت» را تثبيت كند، وازاين طريق با
ناصبیگری، سخت مبارزه نمود وكتاب
«مناقب الصحابه»او بهترين گواه براين مطلب است.
«حمصى» مى گويد وقتى مسأله
«تربيع» از جانب احمد بن حنبل اعلام شد، به حضور او رفته وگفتم، كارشما، طعن بر طلحه وزبيراست، او صورت درهم كشيد و گفت: من چه كار با آنان دارم؟ آنگاه سخنى از عبداللّه بن عمر نقل كردم، او درپاسخ گفت: عمر بهتر از فرزندش است، او على را عضو شوارى شش نفره قرار داد، وعلى نيز خود را امير مؤمنان معرفى كرد، حالا من بگويم،على امير مؤمنان نيست؟
ولى ابن تيميه
حنبلی از راه امام مذهب خود، منحرف شد وبا انكار فضائل امام على (عليه السلام)، روح ناصبى گرى وانكار فضائل اهل البيت را پرورش داد.
بخش چهارم ازانحراف فكرى او مخالفت وى با
مذاهب چهارگانه اهل سنت درباب
نکاح و
طلاق است كه فعلاً براى ما مطرح نيست،وشايد دربرخى ازمسائل، حق باابن تيميه باشد ولى يك چنين مخالفت بامبانى فكرى اهل سنت كه اجماع فقهاى يك عصر، تا چه رسد به چند عصر را حجت ميدانند، سازگار نيست.
محمد بن عبدالوهاب كه از نيم خورده ابن تيميه استفاده مى كند، تنها، بخش دوم از مبانى فكرى اورا گرفت، وبه سه بخش ديگر اهميت نداد، هرچند اخيراً بخش نخست (جهت داشتن خدا) به وسيله مفتى سعودى
«عبدالعزیز بن باز» به صورت كمرنگ احياء شده است.
واخيراً درعربستان سعودى كتابى بنام
«علاقة الإثبات والتفويض» پيرامون صفات خبرى با تقريظ «عبدالعزيز بن باز» منتشر شده است، ومجموع كتاب حاكى است كه مؤلف وتقريظ نويس درصدد احياء بخش نخست ازمبانى فكرى
«ابن تيميه» هستند.
این مقاله، مبانی فکری
ابن تیمیه را در چهار محور اصلی بررسی میکند: برداشت لغوی از
صفات خبری، کاستن از مقامات پیامبر اسلام و اولیای الهی، انکار برخی فضائل
اهل بیت و مخالفت با
مذاهب چهارگانه اهل سنت.
در بحث صفات خبری، نویسنده بر این نکته تأکید دارد که حمل ظاهری و لغویِ تعابیری مانند «وجه»، «ید» و «استواء» را نمیتوان با تنزیه الهی سازگار دانست و ابن تیمیه را به پافشاری بر این روش و مخالفت با تأویل متهم میکند. در بخش دوم نیز مجموعهای از دیدگاههای منسوب به او درباره زیارت، توسل، سوگند و برخی مراسم مربوط به پیامبر اسلام گزارش شده است.
بخش دیگری از مقاله به موضع ابن تیمیه در قبال فضائل امام علی و اهل بیت اختصاص دارد و نمونههایی از دیدگاه او در «منهاج السنة» درباره نزول برخی آیات نقل و با گزارشهای مطرحشده در منابع دیگر مقابله میشود. در ادامه، جایگاه احمد بن حنبل در تثبیت خلافت امام علی بهعنوان خلیفه چهارم در میان اهل سنت مطرح شده و موضع ابن تیمیه در برابر آن مورد نقد نویسنده قرار گرفته است.
در پایان، مخالفت ابن تیمیه با برخی احکام مذاهب چهارگانه اهل سنت و نیز تأثیرگذاری برخی از مبانی او بر محمد بن عبدالوهاب و احیای مجدد بخشی از مباحث مربوط به صفات خبری در دورههای متأخر مطرح میشود.
•
سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۳، ص۲۱.