• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

امت، شکل تکامل‌یافته ملت (فقه سیاسی)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





امت، شكل تكامل‌يافته ملت، از مباحث مطرح در فقه سیاسی است.
دیدگاه اسلامی درباره ملت بر سه پایه ممیزات ذاتی، عناصر فکری و ویژگی‌های مادی بررسی می‌شود.
از منظر اسلام، ممیزات ذاتی انسان یعنی تعقل و فطرت، مبنای کرامت اوست و همه انسان‌ها در بهره‌مندی از آن یکسانند.
قرآن و سنت، اختلافات نژادی، زبانی و طبقاتی را نه عامل تفرقه، بلکه نشانه قدرت الهی و زمینه تعارف و تعاون معرفی می‌کنند.
اسلام با الغای برتری‌های اعتباری، تمامی انسان‌ها را امت واحد می‌داند و تفرقه را ناشی از پیروی هواهای نفسانی می‌شمارد.
نظریه اسلامی ملت، وحدت اصیل بشری را بر پایه کرامت ذاتی و جانشینی خدا در زمین استوار ساخته است.

فهرست مندرجات

۱ - عناصر و ممیزات شکل‌دهنده ملت‌ها
       ۱.۱ - پایه‌های تشکیل ملت
       ۱.۲ - ممیزات ذاتی
              ۱.۲.۱ - تعقل و فطرت، موهبت‌های مشترک انسانی
       ۱.۳ - خصوصيات مادی
۲ - تشکیل امت واحده
       ۲.۱ - کرامت انسانی در قرآن
       ۲.۲ - انسان، خلیفه خدا در زمین
       ۲.۳ - برتری انسان بر بسیاری از آفریده‌ها
       ۲.۴ - تسخیر آسمان‌ها و زمین برای انسان
۳ - الغای برتری‌های نژادی و قومی
       ۳.۱ - حدیث نفی برتری عرب بر عجم
       ۳.۲ - ماجرای احترام پیامبر به جنازه یهودی
۴ - قرآن و امت واحده
       ۴.۱ - بعثت انبیا برای رفع اختلاف
       ۴.۲ - اختلاف زبان و رنگ، آیه الهی
       ۴.۳ - قبایل و ملت‌ها، ابزار تعارف
۵ - نفی مرزهای تفرقه‌انگیز در اسلام
       ۵.۱ - فلسفه تفاوت‌های طبقاتی
       ۵.۲ - نفی تبعیض جنسیتی
       ۵.۳ - نکوهش تفاخر به ظواهر دنیوی
       ۵.۴ - نهی از تفرقه در دین
۶ - وحدت، تضمین بقای امت
۷ - پانویس
۸ - منبع


اكنون بايد با ديدى وسيع‌تر بررسى كنيم كه چه عناصر و مميزاتى مى‌تواند جامعه بشرى را به توده‌هاى متمايزى تقسيم نموده و ملت‌هاى مختلفى را از آن به‌وجود آورد و منظور از اين تمايزها و تفرقه‌ها چه و چگونه مى‌تواند باشد؟
اينک ما تكوين ملت را براساس هر كدام از پايه‌هاى مزبور مورد مطالعه قرار داده، سپس نظريه اسلام را بر طبق مبانى خاص آن بررسى مى‌كنيم.

۱.۱ - پایه‌های تشکیل ملت

اصولا تشكيل ملت مى‌تواند براساس يكى از جهات صورت بگيرد که عبارت است از:
۱. مميزات ذاتى و آنچه كه پايه تكوين شخصيت انسان است.
۲. عناصر و مشخصات فكرى و عقيده‌اى كه اساسى‌ترين پايه توافق واقعى در زندگى اجتماعى است.
۳. خصوصيات و مميزات مادى كه اساس اختلافات غير اصيل و اعتبارى است.


۱.۲ - ممیزات ذاتی

اگر ما در تشكيل ملت تنها مميزات ذاتى را در نظر بگيريم و صرف‌نظر از اختلافات اعتبارى كه ميان توده واحد بشرى ايجاد تفرقه و اختلاف نموده است، تنها به پايه‌هاى اصلى شخصيت انسان و به آن قسم از عناصرى كه تكوين سازمان پيچيده وجود انسان براساس آنها پى‌ريزى شده است توجه كنيم، بى‌شک بايد اعتراف كنيم كه بشر ملت واحدى بيش نبوده و تشكيل دو نوع ملت بر اين اساس امكان‌پذير نيست.

۱.۲.۱ - تعقل و فطرت، موهبت‌های مشترک انسانی

مميزات ذاتى انسان در دو موهبت تعقل و فطرت خلاصه مى‌شود.
تعقل همان عنصرى است كه به انسان كرامت و احترام بخشيده و وى را براى هرگونه تعالى، ترقى و اكتساب هر نوع كمالات و ارزش‌ها آماده نموده است.
فطرت نيز، عبارت از مجموعه خصايصى است كه در زندگى شايسته مقام انسانى، نقش اساسى و شالوده را داشته و به‌طور ناخودآگاه بشر را رهبرى مى‌كند.
استفاده انسان از موهبت تعقل اختيارى است، در صورتى‌كه استفاده از فطرت از اختيار بيرون بوده به‌صورت اتوماتيک و طبيعى مى‌باشد.
اين از رموز بس شايان توجه خلقت اسرارآميز به‌شمار مى‌رود.

۱.۳ - خصوصيات مادی

واضح است كه هر انسانى، رنگ پوست بدن او سفيد، زرد، سرخ و یا سياه باشد، از اين موهبت‌هاى ذاتى برخوردار است.
چنان‌كه بهره‌مندى از اين خصایص انسانى نسبت به افرادى كه در نقاط مختلف زمين زندگى مى‌كنند يا به زبان‌هاى مختلف سخن مى‌گويند يا از نژاد آريایى، سامى، شرقى، غربى و غیره هستند يكسان و بى‌تفاوت است.


روى اين اصل، بشر مى‌تواند از مجموعه افراد انسانى، مجتمع واحد و ملت واحدى را تشكيل دهد و حيات اجتماعى خويش را بر پايه اين اساس اصيل بنا نهد.
اين آخرين هدف و نهایى‌ترين آرمانى است كه قانون اسلام در سيستم تربيتى خاصش آن را تعقيب مى‌كند و بشر را براى تحقق بخشيدن به آن دعوت مى‌نمايد.
ما اين مطلب را در تعليمات درخشان اسلام به‌صورت لطيف‌ترى مى‌يابيم.

۲.۱ - کرامت انسانی در قرآن

اسلام، انسان را موجود با كرامت و محترمى معرفى مى‌كند و او را به‌عنوان جانشين خدا در زمين مى‌شمارد.
به او نويد مى‌دهد كه آفريدگار جهان، سراسر جهان آفرينش را در اختيار انسان گذارده و به وى موهبت‌ها، نيروها و استعدادهایى عنايت فرموده است تا از عهده تسخير و بهره‌بردارى از مواهب آفرينش برآيد و رموز و اسرار آن را مكشوف دارد.

۲.۲ - انسان، خلیفه خدا در زمین

اين حقيقت در قرآن چنين آمده است:
(وَ إِذْ قٰالَ رَبُّكَ لِلْمَلاٰئِكَةِ إِنِّي جٰاعِلٌ فِي اَلْأَرْضِ خَلِيفَةً قٰالُوا أَ تَجْعَلُ فِيهٰا مَنْ يُفْسِدُ فِيهٰا وَ يَسْفِكُ اَلدِّمٰاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قٰالَ إِنِّي أَعْلَمُ مٰا لاٰ تَعْلَمُونَ)
(آن‌گاه كه پروردگار به ملائکه گفت: من در روى زمين خليفه‌اى قرار خواهم داد. گفتند: كسى را اين چنين افتخار مى‌بخشى كه در زمين فساد كند و خون‌ها بريزد، ما تسبيح و تقديس تو مى‌كنيم. خداوند در پاسخ آنان فرمود: من مى‌دانم آنچه را كه شما از آن آگاه نيستيد.)

۲.۳ - برتری انسان بر بسیاری از آفریده‌ها

در جاى ديگر مى‌گويد:
(وَ لَقَدْ كَرَّمْنٰا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْنٰاهُمْ فِي اَلْبَرِّ وَ اَلْبَحْرِ وَ رَزَقْنٰاهُمْ مِنَ اَلطَّيِّبٰاتِ وَ فَضَّلْنٰاهُمْ عَلىٰ كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنٰا تَفْضِيلاً)
(ما به تحقيق كرامت داديم به فرزندان آدم و آنان را در خشكى و دريا حمل نموديم و ارزاق آنان را از پاكيزه‌ترين چيزها آماده كرديم و بر بيشتر آنچه آفريديم آنان را برترى بخشيديم.)

۲.۴ - تسخیر آسمان‌ها و زمین برای انسان

انسان‌ها را چنين مى‌ستايد:
(وَ سَخَّرَ لَكُمْ مٰا فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي اَلْأَرْضِ جَمِيعاً مِنْهُ إِنَّ فِي ذٰلِكَ لَآيٰاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ)
(و آنچه را كه در آسمان‌ها آفريده شده و هم آنچه را كه در زمين است بر توده شما انسان‌ها مسخر گردانيد و اين امر، خود شامل نشانه‌ها و اسرارى از آفرينش براى گروه متفكران است.)


در اين كرامت و شرافت ذاتى، همه را يكسان در نظر گرفته و هر فردى را كه واجد معنى انسانيت است شايسته چنين كرامت با عظمتى دانسته و اختلافات اعتبارى و عنصرى را ملغى شمرده است.

۳.۱ - حدیث نفی برتری عرب بر عجم

پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در يكى از پيام‌هاى تاريخى خود به صراحت چنين اعلام داشت:
«همه شما انسان‌ها از آدم هستيد و آدم از خاک آفريده شده، هيچ‌گونه برترى براى عنصر عربى بر نژاد عجمى نيست مگر به پرهيزكارى و وارستگى معنوى.»

۳.۲ - ماجرای احترام پیامبر به جنازه یهودی

روزى پيامبر اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) با جمعى از يارانش نشسته بودند، ناگاه جنازه‌اى را از كنار آن حضرت عبور دادند. پيامبر به پاس احترام انسان بپا خاست.
يكى از يارانش زبان به انتقاد گشود و گفت: اين جنازه مردى يهودى است.
رسول اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فرمودند: «أ ليست نفسا» آيا انسان نيست‌؟


براساس همين احترام و كرامت ذاتى، اسلام همه بشر را به‌عنوان يک ملت معرفى مى‌كند، ملتى كه مجموعه انسانيت‌ها را شامل مى‌گردد.
قرآن اين وحدت اصيل را صريحا اعلام داشته، تفرقه‌ها و اختلافات را عرضى و ناشى از پيروى خواهش‌هاى نفسانى مى‌شمارد و رمز بعثت انبياء را در حل اين اختلافات و رهبرى مجموعه انسان‌ها معرفى مى‌نمايد.
(وَ مٰا كٰانَ اَلنّٰاسُ إِلاّٰ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا)
(توده مردم امتى واحد بيش نبودند آن‌گاه اختلاف ورزيدند و متفرق گشتند.)

۴.۱ - بعثت انبیا برای رفع اختلاف

در قرآن چنين آمده است:
(كٰانَ اَلنّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَبَعَثَ الله اَلنَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ‌، وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ اَلْكِتٰابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ اَلنّٰاسِ فِيمَا اِخْتَلَفُوا فِيهِ‌، وَ مَا اِخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ اَلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مٰاجٰاءَتْهُمُ اَلْبَيِّنٰاتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ )
(تمام مردم امت واحدى بودند آن‌گاه خداوند، پيامبران را در حالى‌كه بشارت دهنده و ترساننده بودند بر آنها مبعوث فرمود و به آنان كتابى به حق نازل فرمود تا بين مردم در آنچه اختلاف مى‌كنند حكومت كنند، تنها مردمى كه از كتاب برخوردار شده بودند در حق اختلاف ورزيده، بعد از دليل‌هاى روشنگر كه براى آنها فرستاده شد به‌سبب ستيزه‌جویى در ميان آنها به‌وجود آمد.)

۴.۲ - اختلاف زبان و رنگ، آیه الهی

قرآن، اختلاف زبان‌ها و رنگ‌هاى پوست بدن‌ها را نه تنها مانع از وحدت انسانيت نمى‌داند، بلكه اين‌گونه اختلافات را از سنن آفرينش و از مظاهر قدرت الهى مى‌شمارد.
در اين باره اين چنين بيان مى‌كند:
(وَ مِنْ آيٰاتِهِ خَلْقُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلاٰفُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوٰانِكُمْ)
(از جمله آيات و نشانه‌ها و دلایل وجود خدا آفرينش آسمان‌ها، زمين، اختلاف و دگرگونى زبان‌ها، رنگ‌ها و شكل‌هاى شماست كه در آنها براى جهانيان عبرتى هست.)

۴.۳ - قبایل و ملت‌ها، ابزار تعارف

از اختلافات قبیله‌ای و نژادى به‌عنوان عامل و موجب تشديد وحدت، علایق حيات اجتماعى و تعاون جامعه بشرى ياد مى‌كند، در سوره حجرات مى‌گويد:
(يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ إِنّٰا خَلَقْنٰاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثىٰ وَ جَعَلْنٰاكُمْ شُعُوباً وَ قَبٰائِلَ لِتَعٰارَفُوا)
(هان اى مردم ما شما را از دو جنس مرد و زن آفريديم و شما را به‌صورت ملت‌ها، قبایل گوناگون و متعدد قرار داديم تا با يكديگر تفاهم، تعارف و تعاون شايسته مقام انسانى را بازيابيد.)


قرآن، حتى فلسفه اختلاف سطح زندگى طبقات مردم را توجيه و تفسير مى‌كند تا به‌عنوان عامل تمايز و برترى تبعيض مورد سوء استفاده قرار نگيرد.

۵.۱ - فلسفه تفاوت‌های طبقاتی

(نَحْنُ قَسَمْنٰا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا وَ رَفَعْنٰا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجٰاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمّٰا يَجْمَعُونَ)
(ما بهره‌ها و روزی‌هاى مردم را در ميانشان توزيع كرديم و برخى را بر برخى ديگر رتبه و برترى بخشيديم، سرانجام برخى از آنان برخى ديگر را به مزدورى و استثمار (يا به استهزاء) گرفتند، ولى موهبت‌ها و رحمت‌هاى پروردگارت بهتر از ثروتى است كه آنان گردمى‌آورند.)

۵.۲ - نفی تبعیض جنسیتی

از سوى ديگر، تمايز جنسى را نيز مايه اختلاف در جنبه‌هاى انسانى نمى‌شمارد و آنان را كه از خبر دختردار شدن، غبار غم بر سر مى‌افشاندند، مورد توبيخ قرار مى‌دهد:
(وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمٰا ضَرَبَ لِلرَّحْمٰنِ مَثَلاً ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ)
(وقتى يكى از آنان را به چيزى مژده دهند كه همانند آن را به خداوند بخشاينده نسبت داده‌اند، چهره‌اش سياه و شديدا خشمگين مى‌شود.)

۵.۳ - نکوهش تفاخر به ظواهر دنیوی

قرآن، در يک فرصت ديگر، آنجا كه مى‌خواهد ارزش‌هاى مادى و ظواهر دنيوى را در برابر زندگانى شرافتمندانه انسانى و حيات جاودانى ابدى مورد ارزيابى قرار دهد، يک‌بار ديگر اين حقيقت را اعلام مى‌دارد كه:
(وَ لَوْ لاٰ أَنْ يَكُونَ اَلنّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً لَجَعَلْنٰا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمٰنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعٰارِجَ عَلَيْهٰا يَظْهَرُونَ)
(اگر نه اين بود كه همه مردم انسانند و يک امتند، ما براى كسانى‌كه خدا را كفر مى‌ورزند، بر خانه‌هايشان سقف نقره‌اى مى‌زديم و پله‌هایى از نقره قرار مى‌داديم كه از آنها بالا روند و خودنمایى كنند.)

۵.۴ - نهی از تفرقه در دین

قرآن، به هيچ وجه اجازه نمى‌دهد كه موضوع تفاوت استعدادهاى افراد يا موقعيت‌هاى مختلف اجتماعى يا ساير اختلاف‌هاى طبيعى ديگر، در جامعه انسانى به‌صورت دژها و مرزهایى درآيد و براساس اين‌گونه امتيازها، جامعه به گروه‌هاى مختلف تجزيه شود.
آن‌گاه اين دسته‌بندی‌ها و پراكندگی‌ها، مايه تمايز، تشخص و احيانا موجب ستمگری‌ها و بى‌عدالتی‌ها گردد.
(إِنَّ اَلَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كٰانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْ‌ءٍ)
(آنان كه در آیينشان تفرقه افكندند و گروه گروه شدند تو هرگز از آنان نيستى.)
(وَ لاٰ تَتَّبِعُوا اَلسُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ)
(از اين راه و آن راه پيروى نكنيد، مبادا در راه خدا دچار تفرقه و پراكندگى گرديد.)


اين فرامين و پيام‌ها، در حقيقت براى جامعه‌اى كه به اصل و ريشه اين فرمان‌ها و پيام‌ها گرويده و بستگى يافته است، يک نوع توان‌بخشى معنوى در تحكيم پيوندها و روابط اصيل به‌شمار مى‌رود.
هم مى‌تواند براى آگاهى و بيدارى امت در برابر هر نوع تهاجم و تفرقه‌افكنى نيروهاى اهريمنى دشمنان خلق و وحدت خلق‌ها هشدارى باشد.
هم در ادامه راه و مقاومت از هر نوع پوسيدگى و اضمحلال تضمينى است.


۱. بقره/سوره۲، آیه۳۰.    
۲. إسراء/سوره۱۷، آیه۷۰.    
۳. جاثیه/سوره۴۵، آیه۱۳.    
۴. یونس/سوره۱۰، آیه۱۹.    
۵. بقره/سوره۲، آیه۲۱۳.    
۶. روم/سوره۳۰، آیه۲۲.    
۷. حجرات/سوره۴۹، آیه۱۳.    
۸. زخرف/سوره۴۳، آیه۳۲.    
۹. زخرف/سوره۴۳، آیه۱۷.    
۱۰. زخرف/سوره۴۳، آیه۳۳.    
۱۱. انعام/سوره۶، آیه۱۵۹.    
۱۲. انعام/سوره۶، آیه۱۵۳.    



زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۳، ص ۱۹۹.    


رده‌های این صفحه : فقه سیاسی | قدرت الهی




جعبه ابزار