امیر خاکسار (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
عبدالمحمد سلمان خاکسار (امیر خاکسار) متولد ۱۳۳۲ در
دزفول و دارای لیسانس شیمی است.
وی فعالیت شعری خود را از سال ۱۳۶۰ آغاز کرد و بیشتر در قالب
غزل شعر میسراید.
از او مجموعه شعر عاشورایی
«کوثر خون» منتشر شده است.
خاکسار پس از بر عهده داشتن مسئولیتهای دولتی در
خوزستان، اکنون به کار آزاد مشغول است.
عبدالمحمد سلمان خاکسار مشهور به
امیر خاکسار فرزند حسین در سال ۱۳۳۲ ه. ش در شهرستان
دزفول دیده به جهان گشود.
تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در زادگاهش گذراند و ادامه آن را در دانشگاه تربیت معلم تهران در رشته
شیمی تا سطح لیسانس پی گرفت.
وی فعالیتهای شعری خود را از سال ۱۳۶۰ شمسی و با همکاری مطبوعات آغاز کرد.
از خاکسار مجموعه شعر عاشورایی با نام
«کوثر خون» چاپ و منتشر شده است.
وی برای سرودن اشعارش قالب
غزل را برگزیده است. گرچه در سایر قالبها نیز طبعآزمایی نموده است.
امیر خاکسار مسئولیتهای مختلف دولتی را در استان خوزستان بر عهده داشته است ولی فعلا به کار آزاد روی آورده است.
در ادامه، نمونههایی از سرودههای او آمده است.
سلام بر حسین:| سلامای سرو سرسبز سرافراز • • • • • سلامای مرغِ حقِّ عرش پرواز | | |
| سلامای نازنینِ دامن وحی • • • • • سلامای حجمِ قرآن را تو ایجاز | | |
| سلامای وسعتِ باغِ محمد • • • • • سلامای چون کلام اللّه اعجاز | | |
| سلامای حاملِ هر آنچه نیکوست • • • • • سلامای راز خلقت کرده ابراز | | |
| سلامای جبههی حق را تو سردار • • • • • سلامای افتخار خیل سرباز | | |
| زبان خشک و راس خون چکانت • • • • • همی تفسیر قرآن میکند باز | | |
| ترا در کف قرار آفرینش • • • • • سرت چوگانِ قوم فتنه پرداز | | |
| حسین ای سرِّ مستور خداوند • • • • • چه میگویم چه میدانم ترا راز | | |
| مرا پایاب در بحر غمت نیست • • • • • دل ریشِ مرا درد تو دمساز | | |
| مرا بس این شرف از داشتنها • • • • • که دارم در هوایت شوق پرواز | | |
| چه میشد گر که میشد خاک کویت • • • • • به دیده توتیایمای سبب ساز | | |
| که گویم با سکوتم شرح هجران • • • • • دمی بگذاردم گر اشک غمّاز | | |
| | |
کوثر خون:| کوثر خون تو میجوشد هنوز • • • • • کام جان زین باده مینوشد هنوز | | |
| در تجلی نور تو در طور جان • • • • • کربلایت هر زمان و هر مکان | | |
| قامتت تکیهگه عرش خدا • • • • • اوج خلقِ خالق ارض و سما | | |
| ای نجات آدم از هجران یار • • • • • ای به توفان نوح را صبر و قرار | | |
| ای تبراندر کف جدّت خلیل • • • • • نور موسی در عبور از رود نیل | | |
| ای ید بیضای موسی یا حسین • • • • • ای دم پاک مسیحا یا حسین | | |
| از تو پیغمبر تو از پیغمبری • • • • • پاسدار دین حق تا محشری | | |
| ای حسین ای سرو بستان وجود • • • • • پیش تو خیل ملایک در سجود | | |
| عشق را مفهوم و معنا نام تو • • • • • حُسن مستِ قطرهای از جام تو | | |
| ای گلِ گلدان آغوش رسول • • • • • ای دُر مکتوم زهرای بتول | | |
| هر فضیلت را تو حرف آخری • • • • • در صدف عرش خدا را گوهری | | |
| گر ستون بر خیمهی دین شد نماز • • • • • تو نمازی را ستونای سرو ناز | | |
| عقل حیران در تو و در کار تو • • • • • دل غریق ماتم خونبار تو | | |
| ای میان امت جدّت غریب • • • • • ای عزیز بیشکست بیشکیب | | |
| ای وجودت مظهر ایثار و درد • • • • • حق به مظلومیتت خون گریه کرد | | |
| بر لب دریا لبت خشکیده بود • • • • • آب از خجلت به خود پیچیده بود | | |
| تن مشبک، خشک لب، گرمای ظهر • • • • • بین رحمان با تو راز سر به مهر | | |
| بهر پرواز تو هفتاد و دو بال • • • • • مقصدت قرب خدای ذو الجلال | | |
| ای رضای حق رضایت یا حسین • • • • • مشتری باشد خدایت یا حسین | | |
| یا حسین شرمندهام از این سخن • • • • • من غلام تو، تویی آقای من | | |
| | |
•
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۴۸۸.