باطل

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



باطل در
لغتلغت صوتی است که هر قوم از اغراض خویش تعبیر می‌کنند
،
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
و
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
، اسم فاعل از
بطلانبطلان(فساد) مقابل صحّت است
است و دارای
مفهومدلالت باواسطه و غیرمطابقی کلام را مفهوم گویند
تقابلیتقابل، اصطلاحی در منطق و فلسفه است
«
ضدضِدّ به معنای منافی می‌باشد
حقحق در سه معنا استعمال شده است
» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی،
منطقمنطق از دو نظر جزء علوم اسلامی محسوب می‎شود: اولاً به دلیل این که مانند ادبیات عرب نسبت به بسیاری از علوم اسلامی جنبه مقدمی دارد
،
فلسفهفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
،
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
، ، و
عرفانشناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت‌های باطنی، به‌دست می‌آید را عرفان گویند
بسیار به کار رفته است.


جایگاه کاربردی واژه باطل در علوم



در علوم بلاغی و منطق، در مبحث
صدقیکى از نام ها و صفات قرآن صدق است ودر جاهای مختلف قرآن به آن اشاره شده است
و
کذبکذب، یکی از رذایل اخلاقی است که در تعالیم اخلاقی دین مبین اسلام به شدت از آن نهی شده است
کلام؛ در فقه و اصول، ضمن بحث از
صحّتصحت به معنای سلامتی از بیماری می‌باشد
و ؛ در علم کلام، به مناسبت عقاید و
آرانظریه ای که حاصل تلاش ذهن یک شخص هست و بر اساس آن حکم می شود را رأی گویند
و در عرفان، در مقام نفی ماسوای حق، به این واژه
اشارهحرکت سر و دست و مانند آن برای نشان دادن یا فهماندن مطلبی را اشاره گویند
شده است. بنابر این، ذیل عناوین «حق و باطل» و «صحّت و فساد» نیز ورود دارد.

معانی باطل در لغت



باطل، در برابر حق، به معانی حقیقی و مجازی نادرست، ناپایدار،
امرامر لفظ مشترک بین معنای طلب و غیر آن می باشد
غیر ثابت،
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
،
دروغ==تعریف دروغ== دروغ در لغت به معنای سخن نادرست، برگزیده فرهنگ قرآن، ص۳۶۹
، ادّعای پوچ و بی‌اساس،
شوخیسخن یا عملی که در مخاطب نوعی احساس دلپذیری ایجاد کند و او را بخنداند را شوخی گویند
و
هزلهزل واژه‌ای عربی و معنی آن مزاح و بیهوده سخن گفتن است
، ستم، فساد، هلاکت،
شیطانهر موجود سرکش و متمرد از فرمان خداوند متعال از جن و انس که دور از رحمت است و کارش وسوسه خلق است را شیطان می‌گویند
، ، بیکاره، بی‌اثر،
خطاخطا در دو معنا استعمال شده است
و جز آن آمده است
[۲] محمّدبن احمد ازهری، تهذیب اللغة.
[۳] بطرس بستانی، محیط المحیط (قاموس مطوّل للّغة العربیّة).
[۴] محمّداعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات الفنون.
[۶] محمودبن عمر زمخشری، اساس البلاغه.
[۷] فخرالدین بن محمّد طریحی، مجمع البحرین.
[۸] یعقوب بن احمد کردی نیشابوری، کتاب البلغه (فرهنگ عربی و فارسی).
[۹] لسان التنزیل.
[۱۰] علی اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی.
که برخی از این معانی را باید مصادیق«باطل» دانست. جنبه منفی معانی «باطل»، تقابلی بودن مفهوم آن را می‌رساند و این امر در همه موارد
استعمالبه کار گرفتن و مورد استفاده قرار دادن را استعمال گویند
این کلمه،
آشکارآشکار به شیء یا فرد پیدا در مقابل شیء یا فرد پنهان و نهان اطلاق می‌شود و از آن در بابهای زکات، خمس، جهاد، تجارت، نکاح و حدود سخن رفته است
است.

تکرار در قرآن



این واژه و سایر ریشه «ب ط ل»، ۳۵ بار در آمده است:
۱. واژه باطل، ۲۵ بار
۲. واژه مُبطلون، ۵ بار
۳. صیغه‌های ماضی و مضارع، ۳ بار
۴. واژه «باطلاً»، ۲ بار، که عمدتاً بر مصادیق باطل، اطلاق شده است.
بیشتر قرآن شناسانی که به مفردات و اشباه و نظایر، پرداخته‌اند بر وجوه چهارگانه باطل در قرآن،
اتفاقاصطلاح «اتّفاق» با توجه به کاربرد های مختلف، معانی مختلفی نیز دارد که عبارتند از: ۱ - با یکدیگر موافقت کردن (توافق)
نظر دارند و آن را بر شرک،
ظلمظلم یکی از رذایل اخلاقی و مذموم است
،
اِحباطاِحباط به ساقط و بی اثر ساختن طاعت با گناه و موازنه بین اعمال نیک و گناهان گفته می شود
(از بین بردن) و
تکذیبتکذیب، انکار حقایق، دروغ دانستن آیات خدا و متهم کردن پیامبران به دروغگویی می‌باشد
(به دروغ نسبت دادن) اطلاق می‌کنند.
[۱۱] ابن سلام، التصاریف (تفسیر القرآن مما اشتبهت اسماؤه و تصرفت معانیه)، ص۲۹۵ـ۲۹۶.
[۱۲] حسین بن محمّد دامغانی، الوجوه والنظائر فی القرآن، ص۱۶۷ـ۱۶۹.
[۱۳] حبیش بن ابراهیم تفلیسی، وجوه قرآن، ص۴۲ـ۴۳.
[۱۴] ابن جوزی، نزهة الاعین النواظر فی علم الوجوه والنظائر، ص۱۹۵ـ۱۹۷.


مصادیق باطل در تفاسیر



علاوه بر وجوه چهارگانه باطل، مفسران به معانی و مصادیق دیگری نیز اشاره کرده‌اند. در این باب، اتفاق نظر وجود ندارد، ولی بیشتر اختلاف‌ها بر سر مصداق است. آنچه در
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
آیاتِ حاوی کلمه «باطل» و هم ریشه‌های آن یا در احادیث تفسیری آمده به این شرح است:
۱. آنچه مقابل حق واقع شود (در تفسیر سوره آل عمران).
۲. هر چیز بی
ثباتثبات به ایستادگی ومقاومت اطلاق می شود و در باب جهاد از آن بحث شده است ==ثبات در قرآن== عنوان ياد شده در باب جهاد آمده است
و
دواممحدود نبودن به وقتی خاص را دوام گویند و از آن در ابواب عقود نظیر تجارت، رهن، وقف، مزارعه، مساقات و نکاح سخن گفته‏اند
، سست و فسادپذیر
۳. هر آنچه غیر
خداستآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
.
۴. شرک و
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
،
شکّشک مقابل یقین یکی از عناوین مهمی است که درفقه و اصول در مورد آن زیاد بحث شده است و در تمامی ابواب فقه جاری است
و
۵. کردار زشت و ناپسند
۶.
خوردنيکي از موضوعاتي که در فقه از احکام آن صحبت شده ،‌خوردن مي باشد
مال دیگران به نادرستی
۷. دروغ بنا بر قول طوسی در التبیان فی التفسیر القرآن.
[۳۹] محمّدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر ج۱۰، ص۶۹.
[۴۰] محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۲، ص۵۶.

۸. پیروان
توراتتورات به کتاب آسمانی نازل شده بر حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام گفته می شود
و
انجیلکتاب آسمانی نازل شده بر حضرت عیسی علی نبیّنا و علیه السّلام اِنجیل نام دارد و احکام آن به مناسبت در بابهای جهاد، تجارت، وقف، وصیت، نکاح و قضاء آمده است
بنابر قول
طبرینام وی محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب است
در .
[۴۳] محمّدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن ج۳، جزء۳، ص۲۲۰.
[۴۵] محمّدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر ج۱۶، ص۴۲.
[۴۶] محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۳، ص۳۹۵.
[۴۷] محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۵، ص۳۵.
[۴۸] عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدّرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ج۱، ص۶۴.

۹. دروغ بستن و
بهتاننسبت دروغین و ناروا به کسی دادن را بهتان گویند
زدن بنا بر قول طوسی در التبیان فی التفسیر القرآن.
۱۰. شیطان بنابر قول طوسی در التبیان فی التفسیر القرآن.
[۵۷] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۷، ص۲۷۴.
[۵۸] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۹، ص۲۲۵.
[۵۹] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۳، جزء۶، ص۴۳۴ـ ۴۳۵.
[۶۰] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۴، جزء۸، ص۳۹۶.

۱۱.
تحریفتحریف، از مباحث مهم کلامی در باره تغییر یا عدم تغییر کتب آسمانی است
تورات و انجیل ، بنا بر قول طوسی در التبیان فی التفسیر القرآن.
[۶۳] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۳، ص۷۵.
[۶۴] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۱، جزء۲، ص۴۵۸ـ۴۵۹.

۱۲.
رباربا از گناهان کبیره به معنای معامله دو کالای همجنس با زیادی دریک طرف، قرض دادن به شرط زیادی، یا سود ظالمانه در معامله یا تجارت است
،
رشوهمالي را که به قاضی پرداخت مي‌شود تا حکم را به نفع صاحب مال تغيير دهد رشوه مي‌گويند
و
قمارقمار (به کسر قاف) گروبندی با یکدیگر را گویند
و، بنابر قول طوسی در التبیان فی التفسیر القرآن.
[۶۹] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۲، ص۸۵.
[۷۰] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۳، ص۳۶۹.
[۷۱] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۱، ص۲۳۳.
[۷۲] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۱، ص۵۰۲.
[۷۳] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۱، ص۵۹۰.
[۷۴] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۲۶۶.
[۷۵] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۱، جزء۲، ص۲۸۲.
[۷۶] محمّدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر ج۵، ص۱۲۸.
[۷۷] محمّدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر ج۱۰، ص۶۹ـ۷۰.
[۷۸] محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۲، ص۵۵ ـ۵۶.
[۷۹] محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۳، ص۳۹۵.
[۸۰] عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدّرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ج۱، ص۲۰۲.

۱۳.
بتبت، تندیس ساخته شده از سنگ و مانند آن جهت پرستش است
و
طاغوتطاغوت، واژه‌ای قرآنی به معنای طغیان‌گ ر و متجاوز از حدود می‌باشد
و شیطان(بنا به روایتی از و علیهماالسلام). بنا بر قول طوسی در التبیان فی التفسیر القرآن.
[۸۸] محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۸، ص۲۱۸ـ۲۱۹.
[۸۹] محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۹، ص۲۹۰.
[۹۰] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۷، ص۱۲۶.
[۹۱] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۷، ص۲۷۴.
[۹۲] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۹، ص۲۷ـ۳۴.
[۹۳] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۹، ص۸۱.
[۹۴] حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۱۰، ص۱۸۰.
[۹۵] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۱۵۰.
[۹۶] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۶۸۸ـ۶۸۹.
[۹۸] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۶، ص۴۳۴ـ۴۳۵.
[۹۹] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۴، جزء۸، ص۲۹۲.
[۱۰۰] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۵، جزء۹، ص۹۷.
[۱۰۱] محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۶، ص۷۴.
[۱۰۲] محمودبن عبداللّه آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ج۱۵، ص۱۴۴.
[۱۰۳] محمّدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن ج۱۲، ص۲۹۷.

۱۴. دروغ خوردن ، بنا بر قول طوسی در التبیان فی التفسیر القرآن.
۱۵. جادوگران ، بنا بر قول محمد بن احمد قرطبی در الجامع لاحکام القرآن.
[۱۰۷] محمدبن احمدقرطبی، الجامع لاحکام القرآن ج۱، جزء۲، ص۳۳۹.


پیروزی نهایی حق بر باطل



بنا بر آیات متعدّد، باطل، هر چند در
زمانیزمان به معنای مدت است که با وقت و اجل متفاوت است
کوتاه بروز و ظهور داشته باشد،
ذاتاًذات، از اصطلاحات علم منطق بوده و به معنی شیء قائم به خود، یا حقیقت شیء یا ماهیت آن، می‌باشد
محکوم به نابودی و
زوالزوال‏ هم به معنی متمایل شدن وهم به معنی زایل شدن است
است «اِنّ الباطل کان زهوقا» و خدا با فرستادن و
عرضهعرضه عبارتست از مقدار کالا و یا خدمتی که برای فروش در یک قیمت معین در دسترس خریدار قرار دارد
کردن حق، راه را بر باطل می‌بندد و باطل در برابر حق، توان ماندن ندارد. به ویژه، با آمدن و تثبیت
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
، که یکی از مهمترین مصادیق حق است، باطل از بین خواهد رفت: «و قُل جاءَ الحَقُّ و زَهَقَ الباطِلُ».
[۱۱۰] محمّدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن ج۸، جزء۱۵، ص۱۰۲ـ۱۰۳.
[۱۱۲] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۶۸۸ـ۶۸۹.
[۱۱۳] فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۳، جزء۶، ص۴۳۳.
[۱۱۴] عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل ج۱، ص۵۴۸.
[۱۱۵] هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن ج۲، ص۴۴۱ـ۴۴۳.
[۱۱۶] سیدقطب، فی ظلال القرآن ج۵، ص۳۵۵.


برپایی حق، دلیل وحی بر انبیاء



قرآن در جای دیگر
تصریحتصریح به آن نوع سخن گفتنى اطلاق مى‏شود که در آن احتمال خلاف ظاهر لفظ نمى‏رود
می‌کند که
ارادهخواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است
خدا بر آن است که حق را پای برجا کند و باطل را از میان بردارد: «لِیُحِقَّ الحَقَّ و یُبْطِلَ الْباطِلَ»
[۱۱۸] محمّدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن ج۶، جزء۹، ص۱۲۶.
[۱۲۰] محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۲۰۰.
[۱۲۲] عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل ج۱، ص۳۵۹ـ۳۶۰.
[۱۲۳] هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن ج۲، ص۶۸.
[۱۲۴] سیدقطب، فی ظلال القرآن ج۳، ص۸۱۲ـ۸۱۴.
و بر پیامبران به همین
دلیلدلیل همان مستند حکم شرعی است
،
وحی«وحی به معنای اشاره سریع است و به همین جهت به کارهای سریع وحی گفته می‌شود و به سخنان رمزی و آمیخته با کنایه که با سرعت رد و بدل می‌گردد نیز این واژه اطلاق می‌گردد که گاه با اشاره و گاه با کتابت حاصل می‌شود
می‌شود.
[۱۲۶] عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل ج۱، ص۳۵۹ـ۳۶۰.

بنابر متعدّد
شیعیپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
، این اراده خدایی به صورت کامل در زمان ظهور دوازدهمین
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
(عَجَّلَ اللّهُ تّعالی) محقق می‌شود.
[۱۲۷] هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن ج۲، ص۶۸، به نقل از عیاشی.


تشبیه باطل در قرآن



باطل در قرآن به کف روی
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
که هیچ
سودیبهره و ربح را سود گویند
ندارد
تشبیهمانند کردن خدا به مخلوقات را تشبیه گویند
شده است، برخلاف حق که به
بارانباران قطره‏های آب، در حال فرو چکیدن از ابر است
سودمند می‌ماند و به مردم
بهرهبَهره، به فتح باء و سکون هاء، به معنای ربح و سود است
می‌رساند.

مصادیق باطل در احادیث



در احادیث و روایات نیز به مصادیقی از باطل چون بهتان و
[۱۳۰] مالک بن انس، الموّطأ ج۲، ص۹۸۷.
،
تکبّرخود بزرگ بینی را تکبّر گویند
و
خودبینیدر نهج البلاغه به شدت از خود بینی و تکبر نکوهش شده است
[۱۳۱] احمدبن علی نسائی، سنن النسائی ج۵، ص۷۸ـ۷۹.
، جادوگران
[۱۳۲] مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۱، ص۵۵۳.
، برمی‌خوریم و بعضی از امور نیز به صراحت، باطل، قلمداد شده‌‌اند، که از آن جمله است:
۱.
شعرشعر سخنی ادبی و غالباً موزون و داراى قافیه که بیان کننده عواطف و تخیل گوینده است؛ از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم، حج و تجارت سخن گفته‏اند
در
مدحیکی از شیوه‌های سرودن شعر، شعر مدحی می‌باشد که مدح در لغت به معنی ستایش کردن و ستودن خصلت‌ها و صفات نیک کسی است
و هجو که وسیله اکتساب باشد.
۲. هر آنچه
مسلمانیمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
را به سرگرم سازد.
[۱۳۳] محمّدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی ج۴، ص۱۷۴.

۳. بر این نکته نیز که گاهی سخنی حق، وسیله سودجویی باطل خواهان قرار می‌گیرد تأکید شده است؛ «کلمةُ حقٍ یرُادُ بها الباطل» (سخن علیه السّلام در نقد نظر
خوارجخوارج از فرقه‌های مسلمان است
بر نفی غیر خدا).
[۱۳۴] علی بن ابی طالب(ع)، نهج البلاغة، خطبة ۳۹.
[۱۳۵] مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۱، ص۷۴۹.

۴. حدیث «للحقِّ دَوْلَةٌ وَ لِلباطلِ دَوْلَةٌ اَوْ جَوْلَةٌ»؛ حق را دولتی است و باطل را نیز دولتی یا جنبشی بی‌سرانجام.
[۱۳۶] محمّدبن حسین آقاجمال خوانساری، شرح محقق بارع جمال الدین محمّد خوانساری بر غررالحکم و دررالکم ج۵، ص۲۵.

۵. حدیث «
حدّحدّ یکی از اقسام احکام، در اسلام است
فاصل میان حق و باطل، چهار
انگشتانگشت بعنی عضو معروف دست و پا واز آن در بابهای طهارت، صلات، حج، اطعمه و اشربه، حدود، قصاص و دیات سخن رفته است
است»
[۱۳۸] علی بن ابی طالب(ع)، نهج البلاغة، خطبة ۱۳۷.
[۱۳۹] ابن بابویه، کتاب الخصال ج۱، ص۲۳۶.
، نیز درباره حق و باطل آمده است.
۶. مطلع
قصیدهیکی از اقسام شعر در ادبیات فارسی قصیده می‌باشد
لبَیْد بن ربیعة (متوفی ۴۱) ـ «اَلاکُلُّ شَی م'اخَلاَ اللّهَ باطِلٌ»؛ همه چیز جز پروردگار باطل است ـ نیز، که پیامبر آن را راست ترین سخن
عربلفظ اعراب در موارد متعددی در قرآن بیان شده است و معارفی را در ذیل آن آمده است
دانسته اسست
[۱۴۰] مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۲، ص۱۷۶۸.
[۱۴۱] محمّدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری ج۴، ص۲۳۶.
[۱۴۲] محمّدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری ج۷، ص۱۰۷.
[۱۴۳] محمّدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی ج۵، ص۱۴۰.
[۱۴۴] ابن ماجه، سنن ابن ماجة ج۲، ص۱۲۳۶.
[۱۴۵] جلال الدین محمّدبن محمّد مولوی، مثنوی معنوی ج۳، ص۴۳۷.
، در همین باب است.


منابع جهت مطالعه



قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
.
محمد بن حسین آقا جمال خوانساری، شرح محقق بارع جمال الدین محمّد خوانساری بر غررالحکم و دررالکم، عبد الواحد بن محمد آمدی، چاپ میرجلال الدین حسینی ارموی، ۱۳۶۶ ش.
محمود بن عبدالله آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی،
بیروتبِیْروت، پایتخت، مهم‌ترین بندر و نام کوچک‌ترین استان لبنان، شهر بیروت با ۶۷کم‌ ۲ وسعت Encarta refernce Library, ۲۰۰۳
.
، کتاب
الخصالمولف: محمد بن علی بن حسین صدوق ـ در گذشته به سال ۳۸۱ ه
، چاپ علی اکبر غفاری، ۱۳۶۲ ش.
ابن جوزیابوالفرج‌ جمال‌الدین‌ عبدالرحمان‌ بن‌ علی‌ قرشی تیمی بکری بغدادی معروف به اِبْن‌ِ جَوزی‌ (۵۱۱ -۵۹۷ق‌/۱۱۱۷-۱۲۰۱م‌)، مورخ‌، واعظ، مفسر و فقیه‌ حنبلی‌ در قرن ششم هجری قمری بود
، نزهة الاعین النواظر فی علم الوجوه والنظائر، چاپ محمّد عبدالکریم کاظم راضی، بیروت ۱۴۰۴/۱۹۸۴.
ابن سلام، التصاریف ( تفسیر القرآن مما اشتبهت اسماؤه و تصرفت معانیه)،
تونسشهر تونس: این شهر پایتخت جمهوری تونس است و در شمال شرقی این کشور قرار دارد
۱۹۷۹.
، سنن ابن ماجة، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
ابن منظورجمال الدین ابوالفضل، جلال الدین ابوالعز، محمد بن مکرم بن علی بن احمد بن ابی القاسم بن حقبة بن منظور رویفعی انصاری خزرجی آفریقایی مصری، در محرم سال ۶۳۰ هجری به دنیا آمد
، لسان العرب، چاپ علی سیری، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان، چاپ ابوالحسن شعرانی و علی اکبر غفاری، تهران ۱۳۸۲ـ۱۳۸۷.
محمد بن یوسف ابو حیان، تفسیرالبحر المحیط، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
محمد بن احمد ازهری، تهذیب اللغة، قاهره ۱۹۶۴ـ۱۹۶۷.
هاشم بن سلیمان بحرانیبَحرانی، هاشم بن سلیمان، مفسّر و محدّث و مؤلّف شیعی قرن یازدهم است
، ، چاپ محمودبن جعفر موسوی زرندی، تهران ۱۳۳۴ ش.
، صحیح البخاری، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
بطرس بستانی، محیط المحیط (قاموس مطوّل للّغة العربیّة)، بیروت ۱۹۸۷.
عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، چاپ فلیشر، اوسنابروک ۱۹۶۸.
محمد بن عیسی ترمذی، سنن الترمذی، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
حبیش بن ابراهیم تفلیسیحُبَیش تفلیسی، ابوالفضل حبیش‌ بن ابراهیم‌ بن محمد، عالم ، ادیب ، طبیب و نویسنده فارسی و عربی‌نویس قرن ششم است
، وجوه قرآن، چاپ مهدی محقق، تهران، تاریخ مقدمه ۱۳۴۰ ش.
محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب ، چاپ محمّد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲.
حسین بن محمد دامغانی، الوجوه و النظائر فی القرآن، چاپ اکبر بهروز، تبریز ۱۳۶۶ ش.
حسین بن محمد راغب اصفهانیابوالقاسم حسین بن محمد بن مفضل، معروف به راغب اصفهانی (درگذشته ۵۰۲ قمری) لغت‌شناس و از ادیبان و حکیمان اهل اصفهان بود
، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمّد سیدکیلانی، تهران، تاریخ مقدمه ۱۳۳۲ ش.
محمود بن عمر زمخشری، اساس البلاغه، مصر۱۹۷۲ـ۱۹۷۳.
• محمود بن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل، بیروت.
عبد الرحمن بن ابی‌بکر سیوطی، الدّرالمنثور فی التفسیر بالمأثور، قم ۱۴۰۴.
، ، بیروت ۱۳۹۰ـ۱۳۹۴/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۴.
، ، چاپ احمد عارف زین، صیدا ۱۳۳۳ـ۱۳۵۶/ ۱۹۱۴ـ۱۹۳۷.
محمد بن جریر طبریابو جعفر، محمد بن جریر بن رستم طبری آملی مازندرانی از چهره‌های برجسته فقهای شیعه در قرن پنجم هجری و از معاصرین شیخ طوسی و نجاشی است
، ، بیروت ۱۴۰۰ـ۱۴۰۳/ ۱۹۸۰ـ۱۹۸۳.
فخر الدین بن محمد طریحی، مجمع البحرین، چاپ احمد حسینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
، التبیان فی التفسیر القرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت.
(ع)، نهج البلاغة، چاپ محمّد عبده و محمّد محیی الدین عبدالحمید، مصر.
محمد بن عمر فخر رازی، التفسیر الکبیر، قاهره.
محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، قاهره ۱۳۸۷/۱۹۶۷، چاپ افست تهران ۱۳۶۴ ش.
سید قطبسید قطب، ابراهیم حسین شاذلی (۱۳۲۴- ۱۳۸۷ ق/ ۱۹۰۶- ۱۹۶۶ م) از ادیبان برجسته، نویسنده و نظریه‌پرداز اسلام‌گرای مصری بوده است
، فی ظلال القرآن، بیروت ۱۳۸۶/۱۹۶۷.
یعقوب بن احمد کردی نیشابوری، کتاب البلغه (فرهنگ عربی و فارسی)، چاپ مجتبی مینوی و فیروز حریرچی، تهران ۱۳۵۵ ش.
، ، چاپ علی اکبر غفاری، بیروت ۱۴۰۱.
لسان التنزیل، چاپ مهدی محقق، تهران ۱۳۶۲ ش.
مالک بن انسمالک بن انس در سال ۹۳ هجری در مدینه به دنیا آمد و در سال ۱۷۹ هجری در همین شهر چشم از جهان فرو بستتاریخ الاسلام، ج ۱۱، ص ۳۱۸
، الموّطأ، چاپ محمّدفواد عبدالباقی، قاهره ۱۳۷۰/۱۹۵۱.
محمد باقر بن محمد تقی مجلسی، ، بیروت ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
مسلم بن حجاج، ، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
جلال الدین محمد بن محمد مولوی، مثنوی معنوی، تصحیح رینولد ا. نیکلسون، چاپ نصراللّه پورجوادی، تهران ۱۳۶۳ ش.
احمد بن علی نسائی، سنن النسائی، استانبول ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
علی اکبر نفیسیمیرزا علی اکبر خان ناظم الاطباء، فرزند محمدحسن، ملقب به «علی اکبر نفیسی» و معروف به «ناظم الاطباء»، از پزشکان مشهور و دانشمند اواخر دوره قاجاریه است
، فرهنگ نفیسی، تهران ۱۳۴۳ ش.




پانویس


 
۱. ابن منظور، لسان العرب.    
۲. محمّدبن احمد ازهری، تهذیب اللغة.
۳. بطرس بستانی، محیط المحیط (قاموس مطوّل للّغة العربیّة).
۴. محمّداعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات الفنون.
۵. حسین بن محمّد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن ج۱، ص۵۰.    
۶. محمودبن عمر زمخشری، اساس البلاغه.
۷. فخرالدین بن محمّد طریحی، مجمع البحرین.
۸. یعقوب بن احمد کردی نیشابوری، کتاب البلغه (فرهنگ عربی و فارسی).
۹. لسان التنزیل.
۱۰. علی اکبر نفیسی، فرهنگ نفیسی.
۱۱. ابن سلام، التصاریف (تفسیر القرآن مما اشتبهت اسماؤه و تصرفت معانیه)، ص۲۹۵ـ۲۹۶.
۱۲. حسین بن محمّد دامغانی، الوجوه والنظائر فی القرآن، ص۱۶۷ـ۱۶۹.
۱۳. حبیش بن ابراهیم تفلیسی، وجوه قرآن، ص۴۲ـ۴۳.
۱۴. ابن جوزی، نزهة الاعین النواظر فی علم الوجوه والنظائر، ص۱۹۵ـ۱۹۷.
۱۵. آل عمران/سوره۳، آیه۷۱.    
۱۶. بقره/سوره۲، آیه۴۲.    
۱۷. کهف/سوره۱۸، آیه۵۶.    
۱۸. مومنون/سوره۲۳، آیه۵.    
۱۹. انفال/سوره۸، آیه۸.    
۲۰. اسراء/سوره۱۷، آیه۸۱.    
۲۱. سبأ/سوره۳۴، آیه۴۹.    
۲۲. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۸.    
۲۳. رعد/سوره۱۳، آیه۱۷.    
۲۴. حج/سوره۲۲، آیه۶۲.    
۲۵. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۴۸.    
۲۶. اعراف/سوره۷، آیه۱۷۳.    
۲۷. اعراف/سوره۷، ایه۱۱۸.    
۲۸. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۹.    
۲۹. یونس/سوره۱۰، آیه۸۱.    
۳۰. هود/سوره۱۱، آیه۱۶.    
۳۱. محمد/سوره۴۷، آیه۳۳.    
۳۲. بقره/سوره۲، آیه۱۸۸.    
۳۳. نساء/سوره۴، آیه۲۹.    
۳۴. نساء/سوره۴، آیه۱۶۱.    
۳۵. توبه/سوره۹، آیه۳۴.    
۳۶. بقره/سوره۲، آیه۴۲.    
۳۷. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۱، ص۱۹۰۱۹۱.    
۳۸. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۱، جزء۱، ص۱۸۷.    
۳۹. محمّدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر ج۱۰، ص۶۹.
۴۰. محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۲، ص۵۶.
۴۱. بقره/سوره۲، آیه۴۲.    
۴۲. آل عمران/سوره۳، آیه۷۱.    
۴۳. محمّدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن ج۳، جزء۳، ص۲۲۰.
۴۴. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۲، ص۴۹۸.    
۴۵. محمّدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر ج۱۶، ص۴۲.
۴۶. محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۳، ص۳۹۵.
۴۷. محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۵، ص۳۵.
۴۸. عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدّرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ج۱، ص۶۴.
۴۹. بقره/سوره۲، آیه۴۲.    
۵۰. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۱، ص۱۹۰۱۹۱.    
۵۱. انفال/سوره۸، آیه۸.    
۵۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۸۱.    
۵۳. سبأ/سوره۳۴، آیه۴۹.    
۵۴. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۵، ص۸۱.    
۵۵. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۶، ص۵۱۲.    
۵۶. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۸، ص۴۰۷.    
۵۷. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۷، ص۲۷۴.
۵۸. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۹، ص۲۲۵.
۵۹. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۳، جزء۶، ص۴۳۴ـ ۴۳۵.
۶۰. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۴، جزء۸، ص۳۹۶.
۶۱. آل عمران/سوره۳، آیه۷۱.    
۶۲. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۲، ص۴۹۷ ۴۹۸.    
۶۳. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۳، ص۷۵.
۶۴. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۱، جزء۲، ص۴۵۸ـ۴۵۹.
۶۵. بقره/سوره۲، آیه۱۸۸.    
۶۶. نساء/سوره۴، آیه۲۹.    
۶۷. نساء/سوره۴، آیه۱۶۱.    
۶۸. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۳، ص۱۷۸.    
۶۹. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۲، ص۸۵.
۷۰. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۳، ص۳۶۹.
۷۱. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۱، ص۲۳۳.
۷۲. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۱، ص۵۰۲.
۷۳. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۱، ص۵۹۰.
۷۴. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۲۶۶.
۷۵. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۱، جزء۲، ص۲۸۲.
۷۶. محمّدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر ج۵، ص۱۲۸.
۷۷. محمّدبن عمر فخررازی، التفسیرالکبیر ج۱۰، ص۶۹ـ۷۰.
۷۸. محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۲، ص۵۵ ـ۵۶.
۷۹. محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۳، ص۳۹۵.
۸۰. عبدالرحمن بن ابی بکر سیوطی، الدّرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ج۱، ص۲۰۲.
۸۱. نحل/سوره۱۶، آیه۷۲.    
۸۲. اسراء/سوره۱۷، آیه۸۱.    
۸۳. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۵۲.    
۸۴. لقمان/سوره۳۱، آیه۳۰.    
۸۵. محمد/سوره۴۷، آیه۳.    
۸۶. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۶، ص۴۰۷.    
۸۷. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۶، ص۵۱۲ ۵۱۳.    
۸۸. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۸، ص۲۱۸ـ۲۱۹.
۸۹. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۹، ص۲۹۰.
۹۰. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۷، ص۱۲۶.
۹۱. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۷، ص۲۷۴.
۹۲. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۹، ص۲۷ـ۳۴.
۹۳. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۹، ص۸۱.
۹۴. حسین بن علی ابوالفتوح رازی، تفسیر روح الجِنان و روح الجَنان ج۱۰، ص۱۸۰.
۹۵. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۱۵۰.
۹۶. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۶۸۸ـ۶۸۹.
۹۷. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۶، جزء۶، ص۲۸۵.    
۹۸. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۶، ص۴۳۴ـ۴۳۵.
۹۹. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۴، جزء۸، ص۲۹۲.
۱۰۰. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۵، جزء۹، ص۹۷.
۱۰۱. محمّدبن یوسف ابوحیان، تفسیرالبحر المحیط ج۶، ص۷۴.
۱۰۲. محمودبن عبداللّه آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی ج۱۵، ص۱۴۴.
۱۰۳. محمّدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن ج۱۲، ص۲۹۷.
۱۰۴. بقره/سوره۲، آیه۱۸۸.    
۱۰۵. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۲، ص۱۳۸.    
۱۰۶. اعراف/سوره۷، آیه۱۱۸.    
۱۰۷. محمدبن احمدقرطبی، الجامع لاحکام القرآن ج۱، جزء۲، ص۳۳۹.
۱۰۸. انبیاء/سوره۲۱، آیه۱۸.    
۱۰۹. سبأ/سوره۳۴، آیه۴۹.    
۱۱۰. محمّدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن ج۸، جزء۱۵، ص۱۰۲ـ۱۰۳.
۱۱۱. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۶، ص۵۱۰ ۵۱۳.    
۱۱۲. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۶۸۸ـ۶۸۹.
۱۱۳. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۳، جزء۶، ص۴۳۳.
۱۱۴. عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل ج۱، ص۵۴۸.
۱۱۵. هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن ج۲، ص۴۴۱ـ۴۴۳.
۱۱۶. سیدقطب، فی ظلال القرآن ج۵، ص۳۵۵.
۱۱۷. محمّدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن ج۱۳، ص۱۷۷.    
۱۱۸. محمّدبن جریر طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن ج۶، جزء۹، ص۱۲۶.
۱۱۹. محمّدبن حسن طوسی، التبیان فی التفسیر القرآن ج۵، ص۸۰۸۲.    
۱۲۰. محمودبن عمر زمخشری، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیوان الاقاویل فی وجوه التاویل ج۲، ص۲۰۰.
۱۲۱. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیرالقرآن ج۴، جزء۴، ص۴۳۰.    
۱۲۲. عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل ج۱، ص۳۵۹ـ۳۶۰.
۱۲۳. هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن ج۲، ص۶۸.
۱۲۴. سیدقطب، فی ظلال القرآن ج۳، ص۸۱۲ـ۸۱۴.
۱۲۵. محمّدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن ج۹، ص۱۹.    
۱۲۶. عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل ج۱، ص۳۵۹ـ۳۶۰.
۱۲۷. هاشم بن سلیمان بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن ج۲، ص۶۸، به نقل از عیاشی.
۱۲۸. محمّدباقربن محمّدتقی مجلسی، بحارالانوار ج۵۱، ص۶۲۶۳.    
۱۲۹. رعد/سوره۱۳، ایه۱۷.    
۱۳۰. مالک بن انس، الموّطأ ج۲، ص۹۸۷.
۱۳۱. احمدبن علی نسائی، سنن النسائی ج۵، ص۷۸ـ۷۹.
۱۳۲. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۱، ص۵۵۳.
۱۳۳. محمّدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی ج۴، ص۱۷۴.
۱۳۴. علی بن ابی طالب(ع)، نهج البلاغة، خطبة ۳۹.
۱۳۵. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۱، ص۷۴۹.
۱۳۶. محمّدبن حسین آقاجمال خوانساری، شرح محقق بارع جمال الدین محمّد خوانساری بر غررالحکم و دررالکم ج۵، ص۲۵.
۱۳۷. محمّدبن یعقوب کلینی، الکافی ج۲، ص۴۴۷.    
۱۳۸. علی بن ابی طالب(ع)، نهج البلاغة، خطبة ۱۳۷.
۱۳۹. ابن بابویه، کتاب الخصال ج۱، ص۲۳۶.
۱۴۰. مسلم بن حجاج، صحیح مسلم ج۲، ص۱۷۶۸.
۱۴۱. محمّدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری ج۴، ص۲۳۶.
۱۴۲. محمّدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری ج۷، ص۱۰۷.
۱۴۳. محمّدبن عیسی ترمذی، سنن الترمذی ج۵، ص۱۴۰.
۱۴۴. ابن ماجه، سنن ابن ماجة ج۲، ص۱۲۳۶.
۱۴۵. جلال الدین محمّدبن محمّد مولوی، مثنوی معنوی ج۳، ص۴۳۷.


منبع



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی،مقاله باطل، ص۲۳۷.    




جعبه ابزار