برکت

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



برکت به معنای زیاد شدن،
رشدرُشد در دو معنای توانایی حفظ مال و مصرف آن در راه درست و نمو به کار رفته است
کردن است و از آن به مناسبت، در باب
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
و
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
یاد شده است. بَرَکَت‌، از مفاهیم‌ دینی‌ که‌ در و روایات‌ اسلامی‌ جایگاهی‌ مهم‌ دارد و در فرهنگ‌ عامه گسترش‌ چشمگیری‌ یافته‌ است‌.


معنای لغوی برکت



برکت در أصل بَرْك به معنی سینه
شترشتر حیوانی معروف است و از آن در ابواب مختلف فقهی، مانند طهارت، صلات، زکات، حج، جهاد، تجارت، اطعمه و اشربه و دیات نام برده‏اند
می‌باشد، یعنی شتر سینه خود را به
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
زد، سپس این كلمه به معنى دوام و رشد آمده و بركت در إصطلاح یعنى استقرار
خیرخَیر مقابل شر است
از سوی ، در یك چیز.
ریشه «ب‌ ر ک‌» در زبان‌ اقوام‌ سامی‌ وجود داشته
[۳] ER، ج۲، ص۲۵۰.
و در لغت‌
عرب‌لفظ اعراب در موارد متعددی در قرآن بیان شده است و معارفی را در ذیل آن آمده است
به‌ معنای‌ مطلق‌ رشد و فزونی‌، یا فزونی‌ و کثرت‌ در خیر است‌. فیروزآبادی‌ سعادت‌ را نیز به‌ همین‌ معنا می‌افزاید.

ارتباط معنای لغوی با إصطلاحی



چون سینه در هنگام نشستن و برخاستن شتر مقدم بربقیه اعضاء است و اینکه شتر مهمترین راه کسب
روزیهر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
در بین
اعراببه حالت‌های آخر کلمه از حیث حرکت و سکون اِعراب (به کسر همزه) گویند
است، به عنوان مصداق روشنی از
خیرخَیر مقابل شر است
می‌باشد و لذا در مورد هر نعمتی که با دوام باشد استعمال شده است.

واژه برکت در قرآن



این‌ واژه‌ به‌ صورت‌ مفرد در قرآن‌ به‌ کار نرفته‌ است‌ و تنها به‌ صورت‌ جمع‌ در ۳
آیه‌نماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
دیده‌ می‌شود واژه‌های‌ هم‌ خانواده برکت‌ ۳۲ بار در به‌ کار رفته‌ است‌. در اصطلاح‌ قرآن‌ برکت‌ ثبوت‌ خیر الهی‌ است‌ و برکات‌، نعمت‌های‌ دائمی‌ و خیر ثابت‌ هستند. شاید تفسیر برکات‌ به‌ خیرهای‌ فزاینده‌ توسط نیز که‌ با معنای‌ لغوی‌ سازگارتر است‌، همان‌ خیر ثابت‌ را افاده‌ نماید؛ چون‌ هر خیری‌ با رشد و فزونی‌، ثبوت‌ و دوام‌ خود را نیز حفظ می‌کند. برکات‌ آسمان‌ به‌ فزونی‌
باران‌باران قطره‏های آب، در حال فرو چکیدن از ابر است
، و برکات‌ زمین‌ به‌ فراوانی‌ گیاه‌ و میوه آن‌ تفسیر شده‌ است‌.

نسبیت برکت



معنای برکت مانند امور نسبی است یعنی به حسب غرضی که در آن نهفته است مختلف می‌گردد، چون خیریت هر چیزى به حسب آن غرضى است كه متعلق به آن مى‌شود مثل غذا خوردن که اغراض متعددی مانند: سیری، سلامتی، إستشفاء و... را می‌توان از آن
ارادهخواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است
نمود و لذا چون
غرضغَرض، به صفحه‌ای که در مسابقه تیراندازی تیرها باید به آن اصابت کنند، گفته می‌شود
از تنها و تنها سعادت معنوى و یا حسى منتهى به معنوى است، لذا مقصود از بركت در لسان دین، آن چیزى است كه در آن
خیرخَیر مقابل شر است
معنوى و یا مادىِ منتهى به معنوى باشد.
در تداول‌ امروز فارسی‌ زبانان‌، برکت‌ به‌ معنای‌ بسیاری‌ نعمت‌ و فزونی‌ در خیر است‌. در فرهنگ‌ و ادب‌ فارسی‌، «برکت‌» و واژه‌های‌ هم‌ خانواده‌ و مرکبی‌ که‌ از آن‌ ساخته‌ شده‌، مانند بارک‌ الله‌، تبرک‌ و مبارک‌، فراوان‌ به‌ کار رفته‌ است‌ و مثل‌هایی‌ نیز مشتمل‌ بر این‌ واژه‌ها در میان‌ مردم‌ رایج‌ بوده‌ و هست‌.
[۱۸] علی‌ اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌، ج۱، ص۱۰۴، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
[۱۹] علی‌ اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌، ج۱، ص۱۱۴، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
[۲۰] علی‌ اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌، ج۱، ص۳۵۹، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
[۲۱] علی‌ اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌، ج۱، ص۵۴۱، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
همچنین‌ کلمات‌ «تبریک‌» و «مبارک‌» در قالب‌ عبارت‌ها و جمله‌های‌ گوناگون‌ در مراسم‌ شادی‌ و جشن‌های‌ موفقیت‌ و پیروزی‌ عموماً به‌ کار می‌رود. گفتنی‌ است‌ که‌ برخی‌ از مصادیق‌ شایع‌ نعم‌ الهی‌، چون‌ نان‌ و نمک‌، در میان‌ مردم‌ به‌ عنوان‌ نماد برکت‌ شناخته‌ شده‌اند.

واژه تبارک و مبارک



واژة «تبارَک‌َ» در قرآن‌ ۹ بار و همواره‌ برای‌ ذات‌ مقدس‌ به‌ کار رفته‌، همان‌ گونه‌ که‌ انزال‌ برکات‌ نیز تنها به‌ خداوند نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌. معنای‌ «تبارک‌»، ثابت‌ در خیر بودن‌ خداوند، یا متعالی‌ بودن‌ او به‌ واسطه وحدانیت‌ وی‌ در ازلی‌ بودن‌ و لایزال‌ بودن‌ است‌.
«مبارک‌» صفتی‌ است‌ که‌ خداوند برای‌ کلام‌ خود به‌ کار برده‌ است‌، چون‌ خیر و نفع‌ آن‌ ثابت‌ و دائمی‌ است‌، یا فزونی‌های‌ بسیاری‌ نسبت‌ به‌ کتب‌ آسمانی‌ پیشین‌ دارد. علاوه‌ بر خود قرآن‌، اشخاص‌ و اشیائی‌ که‌ در این‌ کتاب‌ آسمانی‌ مبارک‌ خوانده‌ شده‌اند، عبارتند از عیسی‌ (علیه‌السلام‌) ، کعبه‌، پیرامون‌ ، سرزمین‌ فلسطین‌، درخت‌
زیتون‌زیتون میوه ای مبارک وبهشتی است و روایاتی در این باب وارد شده است
و قطعه‌
زمین‌زمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
مشتمل‌ بر درخت‌ مقدس‌ که‌ موسی‌ از آن‌ ندای‌ «انی‌ انا الله‌» را شنید نیز
شب‌ قدرشب قدر یا لیلة القدر، شبی باارزش و پرفضیلت نزد مسلمانان و شب نزول قرآن و شب مقدرشدن امور انسان‌ها است
، بنابر قول‌ مشهور مفسران‌ در تفسیر «لیلة مبارکة».

اقسام برکت



«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‌ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض‌»
«و اگر اهل آبادی‌ها، مى‌آوردند و
تقواپرهیز از گناه را تقوا گویند و از آن به مناسبت در باب‌های اجتهاد و تقلید، صلاة و جهاد سخن رفته است
پیشه مى‌كردند،
آسمانآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
و
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
را بر آنها مى‌گشودیم‌».
بنابراین آیه، به دو قسم تقسیم میشود:
۱- برکات آسمانی (بركات معنوى): بركات آسمانی عبارت است از توجّهات معنوى و رحمت‌هاى روحانى كه سبب گشایش و خوشى روح و وسعت قلبى و نورانیّت باطنى و استفاضه از فیوضات إلهى مى‌شود.
[۴۲] حسن مصطفوی، تفسير روشن، ج‌۹، ص۷۱، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ ش، چاپ اول.

۲- برکات زمینی (بركات مادى یا حسّى): برکات زمینی برکاتی است که منشأ آنها از زمین است مانند: آب، خاك، هوا، اشجار، زراعات و حیوانات دریایى، صحرایى و هوایى و آنچه مورد استفاده انسانها قرار مى‌گیرد.
[۴۵] حسن مصطفوی، تفسير روشن، ج‌۹، ص ۷۱، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ ش، چاپ اول.


افراد مشمول برکت



افراد و گروه‌هایی‌ را مشمول‌ برکات‌ نازل‌ شده‌ از سوی‌ شمرده‌ است‌ که‌ عبارتند از انسان‌ها و اقوام‌
مؤمن‌مؤمن کسی است که به خدا ایمان دارد و این ایمان باعث آرامش او می‌گردد
و متقی‌، نوح‌ (علیه‌السلام‌) و امت‌ پیرو او، ابراهیم‌ و اسحاق‌ (علیه‌السلام‌)، اهل‌بیت ‌ابراهیم‌ (علیه‌السلام‌)، موسی‌ (علیه‌السلام‌) و عیسی‌ (علیه‌السلام‌).

عوامل‌ برکت‌ زا و برکت‌زدا در قرآن



برکات الهی، هدیه هایی است که از روی فضل، برای بندگان خود در نظر گرفته است، امّا این بر اساس نوع و میزان عملکرد بندگان و آمادگی آنها، به ایشان میرسد و لذا باید شرایط را برای دریافت برکات فراهم نموده تا بهرۀ بیشتری ببریم،
[۵۲] حسن مصطفوی، تفسير روشن، ج‌۹، ص ۷۱، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ ش، چاپ اول.
عواملی که انسان را در این زمینه یاری می‌کنند عبارتند از: در آیات‌ قرآنی‌، ،
تقواپرهیز از گناه را تقوا گویند و از آن به مناسبت در باب‌های اجتهاد و تقلید، صلاة و جهاد سخن رفته است
و
استغفاردرخواست آمرزش از خداوند را اِستغفار گویند
از عوامل‌ برکت‌ زا به‌ شمار آمده‌اند و تکذیب‌
پیامبران‌پیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
از عواملی‌ است‌ که‌ برکت‌ را از میان‌ می‌برد.
و
تقواپرهیز از گناه را تقوا گویند و از آن به مناسبت در باب‌های اجتهاد و تقلید، صلاة و جهاد سخن رفته است
: «وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‌ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض » «و اگر اهل آبادیها، ایمان مى‌آوردند و تقوا پیشه مى‌كردند، بركات
آسمانآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
و
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
را بر آنها مى‌گشودیم»
چرا که اهل ایمان و تقوا نعم الهى را وسیله
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
‌ و
اطاعت‌فرمان بردن را اطاعت گویند
می‌کنند، ولی آن را در راه خرج می کنند.
[۵۹] سيدعبدالحسين طيب، أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‌۵، ص ۳۹۸، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ ش،چاپ دوم.

إستغفار: برای دریافت برکات الهی باید موانع را از سر راه برداشت، یکی از وسایل این کار
استغفاردرخواست آمرزش از خداوند را اِستغفار گویند
است:
«فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّهُ كانَ غَفَّاراً یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَكُمْ أَنْهارا ».
«به آنها گفتم: از پروردگار خویش
آمرزشیکی از صفات فعل خداوند آمرزش می‌باشد که تمامی موجودات عالم را در بر می‌گیرد و در آیات و روایات به تصریح شده است
بطلبید كه او بسیار آمرزنده است ،تا باران‌هاى پربركت آسمان را پى در پى بر شما فرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان كمك كند و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار دهد!»

عوامل‌ برکت‌زا و برکت‌زدا در روایات‌



هنگام‌ حفر خندق‌ در اطراف‌
مدینه‌مدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
توسط و انصار، از برای‌ آنان‌ درخواست‌ برکت‌ کرد. برخی‌ افراد که‌ در زندگی‌ خود مشمول‌ دعای‌ پیامبر به‌ برکت‌ شده‌اند، عبارتند:
عبدالله‌ بن‌ جعفرعبداللّه ‌بن جعفر بن ابی ‌طالب، ‌بن عبد المطلب قرشی هاشمی، کنیه‌اش ابو جعفر، از اصحاب رسول اکرم صلوات الله علیه و امام علی و امام حسن علیهم‌السلام است
، عروة بن‌ ابی‌ الجعد و عبدالرحمان‌ بن‌ عوف‌.
[۶۲] محمد وصابی‌ حبیشی‌، البرکة فی‌ فضل‌ السعی‌ و الحرکة، ج۱، ص۳۰۴- ۳۰۵، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
برخی‌ عوامل‌ برکت‌زا در عبارتند از سحرخیزی‌
[۶۳] علیرضا برازش‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ غرر الحکم‌، ج۱، ص۲۸۹، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
و شروع‌ فعالیت‌ در
سحرسحر، به کسر سین و سکون حاء، به معنای جادو و افسون می‌باشد
یا فجر،
بیع‌بِیْع، اصطلاحی فقهی و حقوقی، ناظر به گونه‌ای از معامله که در آن کالایی با عوضی معلوم، اعم از کالا یا وجه نقد مبادله می‌شود
با مهلت‌ دادن‌ به‌ خریدار برای‌ پرداخت‌ بها،
مضاربه‌مضاربه از ضرب گرفته شده
، خوردن‌ سحری‌، همراهی‌ و نرمخویی‌، کردن‌ بر
خانواده‌خانواده ، به اهل خانه شامل پدر، مادر و فرزندان گفته می شود
،
[۶۸] نصر ابولیث‌ سمرقندی‌، ج۱، ص۱۴۱، تنبیه‌ الغافلین‌، به‌ کوشش‌ احمد سلام‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌.
پایین‌ بودن‌
مهریهپس از تحقق عقد نکاح، رابطه زوجیت بین طرفین ایجاد و حقوق و تکالیفی برای طرفین مقرر می‌شود از جمله آن تکالیف پرداخت نفقه، مهریه، اجرة المثل، نحله، تنصیف اموال می‌باشد که بعضی از این‌ها با عقد ازدواج به عهدۀ شوهر است مثل نفقه و مهریه و بعضی از آن‌ها منوط به تحقق طلاق و جدایی میان آن‌هاست مثل اجرة المثل،‌که هر کدام در واژه‌های جداگانه توضیخ داده می‌شود
زن‌، کم‌ خرج‌ بودن‌ و آسان‌ بودن‌ زایمان‌ وی‌، صبح‌ روز شنبه‌ و پنجشنبه‌
صدقه‌در دین اسلام همان‌گونه که کسب درآمد از هر راهی مجاز نیست، خرج کردن مال نیز در هر راهی درست نیست، یکی از نیکوترین راه‌های مورد تأیید اسلام برای صرف مال، صدقه دادن آن در راه خداست، دادن مال در راه خدا را «تصدّق» و مال داده شده را «صدقه» می‌نامند
دادن‌، کردار نیک‌،
عدالت‌عدالت، یعنی نهادن هر چیزی به جای خود و لفظی است که با معنایی وسیع در کلیه شؤون آدمی حضور مؤثر دارد
[۷۰] علیرضا برازش‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ غرر الحکم‌، ج۱، ص۲۸۹، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
و
تجارت‌تجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
.
امام علی(ع) در این باره فرمودند: «وَ قَد جَعلَ اللّهُ الاستِغفارَ سَبَباً لِدُرر الرّزق وَ رَحمَة الخلق...»
[۷۲] محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‌۱۳، ص۴۵۴، سازمان چاپ و انتشار وزارت ارشاد، تهران،۱۳۶۸ ش، چاپ اول.
«خداوند
استغفاردرخواست آمرزش از خداوند را اِستغفار گویند
را وسیله دائمی فروریختن
روزیهر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
و موجب
رحمتمقابل غضب را رحمت گویند
به خلق قرار داد...»
برخی‌ عوامل‌ برکت‌ زدا در روایات‌ عبارتند از اعمال‌ بد و ناشایست‌،
اسراف‌زیاده‌روی و تجاوز از حدّ اعتدال را اسراف گویند
، خوردن‌ در ، خوردن‌ غذای‌ داغ‌، فساد نیت و
جنایت‌جِنایت، اصطلاحی‌ در فقه‌ و حقوق‌ ، به‌ معنای‌ وارد کردن‌ هرگونه‌ صدمه‌ به‌ تمامیت‌ جسمانی‌ افراد، که‌ کیفری‌ شرعی‌، مانند قصاص‌ یا دیه‌ ، دارد
، ،
[۷۷] محمد بن حسن حرعاملی‌، وسائل‌الشیعة، ج۶، ص۵۳، به‌ کوشش‌ عبدالرحیم‌ ربانی‌ شیرازی‌، بیروت‌، داراحیاء التراث‌ العربی‌.
خیانت‌‏خیانت مقابل امانت است
،
سرقت‌دزدیدن مال کسی به صورت پنهانی و بدون رضایت را سرقت گویند
، شرب‌ خمر و
زنازنا از گناهان کبیره واز موجبات حد در اسلام به شمار می رود
.

برکت در کتب‌ آسمانی‌



برکت‌ از مفاهیمی‌ است‌ که‌ علاوه‌ بر قرآن‌، در کتب‌ آسمانی‌ پیشین‌ نیز فراوان‌ یافت‌ می‌شود. مشتقات‌ ریشه «برک‌ / برخ‌» و واژه عبری‌ «بِراخاه‌» به‌ معنای‌ برکت‌ ۳۹۸ بار در عهد عتیق‌ به‌ کار رفته‌ است‌. براخوت‌ نیز یکی‌ از زیر بخش‌های‌ باب‌ اول‌ مِشناست‌ که‌ جمع‌ براخاه‌ و به‌ معنای‌ برکات‌ است‌. در عهد جدید نیز این‌ مفهوم‌ را به‌ کرات‌ می‌یابیم‌
[۷۹] عهد جدید، مرقس‌، ۱۰:۱۶.
[۸۰] عهد جدید، لوقا، ۲۴:۵۰.
قرآن‌ منشأ همه برکات‌ را ذات‌ اقدس‌ خداوند می‌داند، هر چند به‌ و اولیا نیز پس‌ از آنکه‌ خود مشمول‌ برکت‌ الهی‌ شده‌اند، می‌توان‌
تبرک‌برکت جستن از خداوند، پیامبران، امامان و اولیا و آثار آنان را تبرّک می‌گویند که از آن در بابهایی همچون طهارت، زکات، صوم، حج، نکاح، طلاق، ظهار، عتق، اقرار، یمین و نذر به مناسبت سخن رفته است
جست‌.
[۸۲] محمد بخاری‌، صحیح‌، ج۱، ص۵۴، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۸۳] محمد بخاری‌، صحیح‌، ج۱، ص۵۹، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
[۸۴] محمد بخاری‌، صحیح‌، ج۷، ص۱۴۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
در عهد عتیق‌ نیز منشأ و منبع‌ اصلی‌ برکت‌، خداوند است‌،
[۸۵] عهد عتیق‌، ۱:۲۲، ۲۸.
[۸۶] عهد عتیق‌، ۹:۱.
هر چند برخی‌ از
پیامبران‌پیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
و انسان‌های‌ والا نیز گاهی‌ منشأ برکت‌ خوانده‌ شده‌اند.
[۸۷] عهد عتیق‌، ۲۷:۲۷،۲۹.
[۸۸] عهد عتیق‌، ۴۸:۱۵.
در عهد جدید هم‌ صدور برکت‌ بارها به‌ شخص‌ عیسی‌ (علیه‌السلام‌) نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌.
[۸۹] عهد جدید، متی‌، ۱۴:۱۹.
[۹۰] عهد جدید، مرقس‌، ۱۰:۱۶.
[۹۱] عهد جدید، لوقا، ۲۴:۵۰.


مکان‌های پر برکت



برخی از مکان ها دارای برکت خاصی هستند که به اهم آن ها اشاره می نماییم:

← كعبه


یکی از مکان‌هایی که در قرآن با وصف مبارک از آن یاد شده کعبه میباشد:
«‌إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِی بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِین‌ » «نخستین خانه‌اى كه براى مردم قرار داده شد، همان است كه در سرزمین
مکّهمَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
است، كه پر بركت ...»
كعبه از این جهت مبارك است كه از نظر معنوى و مادى دارای امتیازات خاصی می‌باشد، بركات معنوى این سرزمین و وحدتى كه در پرتو آن مخصوصا در مراسم
حجحج یکی از فروع دین است
به وجود مى‌آید بر هیچكس پوشیده نیست، از نظر مادى نیز علی رغم شرایط بد آب و هوایی، این شهر در طول تاریخ همواره یكى از شهرهاى آباد و پر تحرك و یك مركز آماده براى زندگى و
تجارتتجارت به معانی خرید و فروش، مطلق کسب و داد و ستد، داد و ستد به قصد سود بردن است
بوده است.

← شام


سرزمین دیگری که برکات الهی شامل آن شده، سرزمین
شامشام یا شامات یکی از مناطق و کشورهایی است که به دست مسلمانان فتح شد و الان یکی از کشورهای اسلامی است
است:
«وَ نَجَّیْناهُ وَ لُوطاً إِلَى الْأَرْضِ الَّتِی بارَكْنا فِیها لِلْعالَمِین‌ » «او و را به سرزمینی كه آن را براى همه جهانیان پربركت ساختیم، نجات دادیم‌ »
گرچه نام این سرزمین صریحاً در قرآن نیامده ولى با توجه به آیه اول
سوره اسراءسوره اسراء یا «سوره بنی اسرائیل» [http://lib
معلوم مى‌شود همان سرزمین شام است (که شامل فلسطین،
اردناین مقاله درباره کشور اردن که جزء یکی از کشور‌های آسیایی است، می‌باشد
، سوریه، لبنان بوده) كه هم از نظر ظاهرى پر بركت و حاصلخیز است و هم از نظر معنوى، چرا كه كانون پرورش بوده است.
[۹۶] محمد صادقى تهرانى، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج‌۱۹، ص ۳۳۱، قم، انتشارات فرهنگ اسلامى، ۱۳۶۵ ش، چاپ دوم.


← أرض بیت المقدس


سرزمین
بیت المقدسبيت المقدسمحل اقتداى مسيح عليه السّلام به حضرت مهدى عليه السّلام در عصر ظهورشهر «البيت المقدّس» يا «بيت المقدس» يا «قدس» در غرب آسيا و شمال خاورميانه، در فلسطين واقع شده و نخستين قبله مسلمانان است
، مکان دیگری است که مشمول برکات الهی شده است:
«سُبْحانَ الَّذِی أَسْرى‌ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بارَكْنا حَوْلَه ‌» «پاك و منزّه است خدایى كه بنده‌اش را در یك
شبشب زمان بین غروب آفتاب تا طلوع فجر صادق و مقابل روز هست؛ و از احکام آن در بابهای زیادی نظیر طهارت، صلات، صوم، اعتکاف، حج، جهاد، نکاح، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن گفته‏اند
، از
مسجد الحراممسجد الحرام و دوره‌های تاریخی توسعه آن پیروزی اسلام در مکه سبب شد تا خانه خدا و اطراف آن، از لوث وجود بتها پاک شود و فضای مکه را اذان بلال، که شعار توحید بود، دربر گیرد
به كه گرداگردش را پر بركت ساخته‌ایم، برد...»
مسجد الاقصى ‌مکان مقدسى است و سرزمین اطراف آن نیز سرزمینی پر بركت است، این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
به بركات مادی یا معنوی این سرزمین اشاره دارد، چرا که این سرزمین مقدس، در طول تاریخ كانون
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
بزرگ خدا، و خاستگاه خدا پرستى بوده است.

← وادی طور


از وادی طور نیز در قرآن با وصف مبارک یاد شده است:
« فَلَمَّا أَتاها نُودِیَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَة..» «هنگامى كه به سراغ
آتشآتش‏ ماده ای است که می سوزاند و گرما و نور تولید می کند و از آن در باب‏هاى طهارت، صلات، جهاد، صید و ذباحه و حدود سخن رفته است
آمد، از كرانه راست درّه، در آن سرزمین پر بركت، از میان یك درخت ندا داده شد..»

زمان‌های پر برکت



بعضی از اوقات نیز وجود دارند که در
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
با وصف مبارک از آنها یاد شده است که
شب قدرشب قدر یا لیلة القدر، شبی باارزش و پرفضیلت نزد مسلمانان و شب نزول قرآن و شب مقدرشدن امور انسان‌ها است
بخاطر
نزول قرآنیکی از مباحث مهم در حوزه قرآن‌شناسی، بحث از نزول قرآن و چگونگی آن است که از دیر زمان تاکنون مورد توجه دانشمندان، مفسران و پژوهشگران حوزه قرآن قرار داشته است ==مفهوم نزول قرآن== نزول و تنزیل قرآن از مبدأ ربوبی به معنی نزول معنوی است، یعنی از مقام بالا و مقام رب (خدا) به مقام پائین (محمدص) و سپس به مرتبه پائین‌تر یعنی مردم، ابلاغ شده است، چنان که گوئی در ابلاغ دستورالعمل‌های اداری نیز که از مقامی برتر صادر می‌شود، هرچند در طبقه پائین ساختمان نیز مستقر باشد، باز نیز مقام عالی است
که خیر کثیر است از جمله آنان به شمار می‌رود:
« إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» «كه ما آن را در شبى پر بركت نازل كردیم‌ »

أشیاء پر برکت



از جمله چیزهایی که از نگاه ، دارای برکت فراوانی است، قرآن می‌باشد چرا که در این کتاب آسمانی خیر كثیر نهفته شده و همواره مردم را به استوارترین راه
هدایتهدایت، شناختن درست و صحیح هدف ، انتخاب راه و طریق صحیح برای رسیدن به هدف و پایداری در مسیر است
نموده و به وسیله آن، را به راه‌هاى سلامت رهبرى مى‌كند، مردم در امر دنیایشان از آن منتفع شده و در نتیجه صاحب زندگى پاکیزه مى‌گردند.
جهلجهل‌، واژه‌ای‌ در قرآن‌ و حدیث‌، که مخالف‌ علم‌ می ‌باشد
و
بخلبخل، رذیله‌ای اخلاقى است و در مقابل جود و سخاوت قرار دارد
و
کینهکینه و دشمنی بر دو قسم است: قسم اول را «حقد و کینه» گویند
از میانشان رخت بربسته و سعادتمند مى‌گردند و در
آخرتآخِرَتْ (آخره)، مؤنث «آخِر» بر وزن فاعله از ماده «ا خ ر» به معنی «پایان، پسین، قیامت یا دیگر»، عبارت از جهانی است که مردم پس از مردن، به آن در می‌آیند و برای همیشه در آن‌جا می‌زیند
از نعمت جاوید برخوردار مى‌شوند. «وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ» «و این كتابى است كه ما آن را نازل كردیم كتابى است پربركت‌»
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
نیز از جمله چیزهاییست که خداوند از آن با عنوان مبارک یاد نموده است و مباركی آن بدین جهت است كه خیرات آن به
زمینزمین جایی است که همه موجودات زنده روی آن زندگی می کنند
و اهل زمین عاید مى‌شود. «وَ نَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكا » «‌و از
آسمانآسمان همان فضای بی‌پایان و نیلگونی است که بالای سر ما دیده می‌شود
، آبى پربركت نازل كردیم ‌»

افراد پر برکت



خداوند در قرآن به برخی از افراد توجّه خاصی نموده و آنها را مشمول برکات خود نموده است:
«قِیلَ یا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَیْكَ وَ عَلى‌ أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ..» «(به ) گفته شد: اى نوح! با سلامت و بركاتى از ناحیه ما بر تو و بر تمام امت‌هایى كه با تواند، فرود آى!..»
در این آیه مراد از بركات، که نصیب نوح و همراهان او شده، مطلق نعمت‌ها در زندگى نیست، بلكه خصوص آن نعمت‌هایى است كه آدمى را به سعادت رسانیده است.
ابراهیمابراهیم خلیل از پیامبران اولوالعزم، دارای شریعت و کتاب آسمانی به نام « صحف »، مورد احترام همه پیروان توحیدی می‌باشد
و خاندان او نیز از جمله افرادی بودند که برکات خداوند شامل حال آنها شد: «سَلامٌ عَلى‌ إِبْراهِیم‌.. وَ بارَكْنا عَلَیْهِ وَ عَلى‌ إِسْحاقَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِما مُحْسِنٌ وَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ مُبِینٌ» «سلام بر ابراهیم!.. ما به او و بركت دادیم و از دودمان آن دو، افرادى بودند نیكوكار و افرادى آشكارا به خود ستم كردند»
در این
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
، سخن از بركتى است كه خدا به ابراهیم و اسحاق ارزانى داشت، این آیه فعل«بارَكْنا»به صورت مطلق ‌آمده و معنى عموم را مى‌رساند، بنابراین بركت در همه چیز را شامل مى‌شود، در
عمرعمربه طول زندگی و یا دوران حیات را می‌گویند
و زندگى، در نسل‌هاى آینده،در تاریخ و مكتب و ..، و گفته شد که‌ این کلمه در مورد هر نعمتی که با دوام باشد استعمال می‌شود و لذا این آیه اشاره به دوام نعمت‌هاى الهى بر ابراهیم و اسحاق (و خاندانشان) مى‌باشد و از بركاتى كه خداوند به آنها داد این بود كه تمام انبیاى
بنی اسرائیلبنی اسرائیل (بنواسرائیل)، به معنای «فرزندان و قوم اسرائیل»، نام قوم بسیار قدیمی و پر اهمیت در تاریخ و اعتقادات دینی بشر می‌باشد
از دودمان اسحاق به وجود آمدند.
موسی (علیه‌السلام) نیز از شخصیّت‌هایی است که برکت خداوند شامل او گردیده است: «فَلَمَّا جاءَها نُودِیَ أَنْ بُورِكَ مَنْ فِی النَّارِ وَ مَنْ حَوْلَها وَ سُبْحانَ اللَّهِ رَبِّ الْعالَمِین‌» «هنگامى كه نزد
آتشآتش‏ ماده ای است که می سوزاند و گرما و نور تولید می کند و از آن در باب‏هاى طهارت، صلات، جهاد، صید و ذباحه و حدود سخن رفته است
آمد، ندایى برخاست كه مبارك باد آن كس كه در آتش است و كسى كه در اطراف آن است ...» صاحب در تفسیر « مَنْ حَوْلَها » آورده است که مراد، حضرت موسی است.
عیسی (علیه‌السلام) نیز از جانب خداوند منشأ برکات فراوانی بوده است: «وَ جَعَلَنِی مُبارَكاً أَیْنَ ما كُنْت» «و مرا (هر جا كه باشم) وجودى پر بركت قرار داده‌» معناى مبارك بودن‌ او این است که براى مردم منافع بسیار دارد،
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
نافع به ایشان مى‌آموزد و به
عمل صالحکلید واژه‏ها: کار، ایمان، عمل صالح
دعوتشان مى‌كند و به ادبى پاكیزه‌تر تربیتشان مى‌كند و کور و پیس را شفا داده، اقویا را
اصلاحبرطرف کردن فساد و تباهی از شیء و ایجاد سلامت و بهبودی در آن را اصلاح گویند
و ضعفا را تقویت و یارى مى‌كند.

برکت در تجارت و نکاح



۱. است خریدار، هنگام خرید کالا از خداوند درخواست برکت نماید.
۲. با کسانى که در کسب و کارشان برکت نیست،
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
مى‌باشد.
۳. مستحب است مرد جهت اختیار همسر، دو
رکعتمجموع قیام، رکوع و سجود را رکعت گویند
،
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
بخواند و پاکدامن‌ترین، پر روزى‌ترین و بابرکت‌ترین
زنزن مقابل مرد است
را از خداوند طلب کند.
۴. مستحب است داماد، پس از آنکه
عروسعروس، همسر پسر را گویند
را به
خانهبه محل سکونت خانه می‌گویند و از احکام مرتبط با عنوان خانه در باب‌هاى طهارت، صلات، زکات، خمس، حج، جهاد، تجارت، دین، صلح، اجاره، نکاح، اطعمه و اشربه و دیات سخن گفته‌اند
برد، دست بر قسمت پیشین سرش نهاده و براى زندگى مشترکشان از خداوند طلب برکت نماید.

فهرست منابع



(۱) محمد بن‌ بابویه‌، من‌ لایحضره‌ الفقیه‌، به‌ کوشش‌ علی‌ اکبر غفاری‌، قم‌، ۱۴۰۴ق‌.
(۲) محمد بن‌ ماجه‌، سنن‌، به‌ کوشش‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، قاهره‌، ۱۹۵۲- ۱۹۵۳م‌.
(۳) ابن‌ منظور، لسان‌.
(۴) ابولیث‌ سمرقندی‌، نصر، تنبیه‌ الغافلین‌، به‌ کوشش‌ احمد سلام‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌.
(۵) محمد ازهری‌، تهذیب‌ اللغة، به‌ کوشش‌ علی‌ حسن‌ هلالی‌، قاهره‌، الدار المصریه‌.
(۶) محمد بخاری‌، صحیح‌، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
(۷) علیرضا برازش‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ غرر الحکم‌، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
(۸) محمد بن حسن حرعاملی‌، وسائل‌الشیعة، به‌ کوشش‌ عبدالرحیم‌ ربانی‌ شیرازی‌، بیروت‌، داراحیاء التراث‌ العربی‌.
(۹) خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدی‌، العین‌، به‌ کوشش‌ مهدی‌ مخزومی‌ و ابراهیم‌ سامرایی‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌.
(۱۰) علی‌ اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
(۱۱) حسین راغب‌ اصفهانی‌، المفردات‌ فی‌غریب‌ القرآن‌، به‌ کوشش‌ محمد سیدکیلانی‌، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
(۱۲) محمد بن حسن طوسی‌، التبیان‌، به‌ کوشش‌ احمد حبیب‌ قصیر عاملی‌، بیروت‌، دار احیاء التراث‌ العربی‌.
(۱۳) فضل بن حسن طبرسی‌، مجمع‌ البیان‌، به‌ کوشش‌ هاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌ و فضل‌ الله‌ یزدی‌ طباطبایی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌.
(۱۴) فخرالدین طریحی‌، مجمع‌ البحرین‌، به‌ کوشش‌ محمود عادل‌، تهران‌، ۱۴۰۸ق‌.
(۱۵) عهد جدید.
(۱۶) عهد عتیق‌،.
(۱۷) قاموس‌.
(۱۸) قرآن‌ کریم‌.
(۱۹) محمد بن یعقوب کلینی‌، الکافی‌، به‌ کوشش‌ علی‌اکبرغفاری‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌.
(۲۰) سیدمحمدباقر مجلسی‌، بحارالانوار، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌.
(۲۱) امام علی علیه‌السلام، نهج‌ البلاغة.
(۲۲) محمد وصابی‌ حبیشی‌، البرکة فی‌ فضل‌ السعی‌ و الحرکة، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
(۲۳) سیدمحمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان.
(۲۴) ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه.
(۲۵) حسن مصطفوی، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، بنگاه ترجمه ونشر کتاب،۱۳۶۰ ش.
(۲۶) سيدعبدالحسين طيب، أطيب البيان في تفسير القرآن، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ ش،چاپ دوم.
(۲۷) محمد بن حسن طوسی المبسوط.
(۲۸) احمد بن فهد، المهذب البارع.
(۲۹) زین‌الدین بن علی عاملی، الروضة البهیة.
(۳۰) سیدمحمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان.
(۳۱) سیّدمحمدحسین طباطبائی، ترجمه الميزان، سیّد محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین،۱۳۷۴ ش،چاپ پنجم.
(۳۲) ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه.
(۳۳) ER.

پانویس


 
۱. حسین راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، واژه برک، دار العلم الدار الشامیة، دمشق بیروت، چاپ یکم،۱۴۱۲ق، تحقیق:صفوان عدنان داودی.    
۲. محمد بن منظور، لسان العرب، ج‌۱۰، ص ۳۹۵، بیروت،دار صادر،۱۴۱۴.    
۳. ER، ج۲، ص۲۵۰.
۴. خلیل‌ بن‌ احمد فراهیدی‌، العین‌، ماده برک، به‌ کوشش‌ مهدی‌ مخزومی‌ و ابراهیم‌ سامرایی‌، بیروت‌، ۱۴۰۸ق‌.    
۵. محمد بن‌ منظور، لسان‌ العرب، ماده برک.    
۶. محمد ازهری‌، تهذیب‌ اللغة، ماده برک، به‌ کوشش‌ علی‌ حسن‌ هلالی‌، قاهره‌، الدار المصریه‌.    
۷. فیروزآبادی‌، مجدالدین، قاموس‌، ماده برک.    
۸. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‌۱، ص ۲۵۹، تهران، بنگاه ترجمه ونشر کتاب،۱۳۶۰ ش.    
۹. اعراف/سوره۷، آیه۹۶.    
۱۰. هود/سوره۱۱، آیه۴۸.    
۱۱. هود/سوره۱۱، آیه۷۳.    
۱۲. حسین راغب‌ اصفهانی‌، المفردات‌ فی‌غریب‌ القرآن‌، به‌ کوشش‌ محمد سیدکیلانی‌، بیروت‌، دارالمعرفه‌.    
۱۳. محمد بن حسن طوسی‌، التبیان‌، ج۵، ص۴۹۸، به‌ کوشش‌ احمد حبیب‌ قصیر عاملی‌، بیروت‌، دار احیاء التراث‌ العربی‌.    
۱۴. فضل بن حسن طبرسی‌، مجمع‌ البیان‌، ج۴، ص۶۹۷، به‌ کوشش‌ هاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌ و فضل‌ الله‌ یزدی‌ طباطبایی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌.    
۱۵. محمد بن حسن طوسی‌، التبیان‌، ج۴، ص۴۷۷، به‌ کوشش‌ احمد حبیب‌ قصیر عاملی‌، بیروت‌، دار احیاء التراث‌ العربی‌.    
۱۶. سیّدمحمدحسین طباطبائی، المیزان فی تفسیر القران،ج۷،ص۲۸۰.    
۱۷. سیّدمحمدحسین طباطبائی، ترجمه المیزان، ج‌۷، ص۳۸۹-۳۹۰، سیّد محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین،۱۳۷۴ ش،چاپ پنجم.    
۱۸. علی‌ اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌، ج۱، ص۱۰۴، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
۱۹. علی‌ اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌، ج۱، ص۱۱۴، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
۲۰. علی‌ اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌، ج۱، ص۳۵۹، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
۲۱. علی‌ اکبر دهخدا، امثال‌ و حکم‌، ج۱، ص۵۴۱، تهران‌، ۱۳۵۷ش‌.
۲۲. اعراف‌/سوره۷، آیه۹۶.    
۲۳. فصلت‌/سوره۴۱، آیه۱۰.    
۲۴. انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۱.    
۲۵. فخرالدین طریحی‌، مجمع‌ البحرین‌، ذیل‌ بارک‌، به‌ کوشش‌ محمود عادل‌، تهران‌، ۱۴۰۸ق‌.    
۲۶. فضل بن حسن طبرسی‌، مجمع‌ البیان‌، ج۴، ص۶۶۰، به‌ کوشش‌ هاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌ و فضل‌ الله‌ یزدی‌ طباطبایی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌.    
۲۷. انعام‌/سوره۶، آیه۹۲.    
۲۸. انعام‌/سوره۶، آیه۱۵۵.    
۲۹. انبیاء/سوره۲۱، آیه۵۰.    
۳۰. انبیاء/سوره۲۱، آیه۲۹.    
۳۱. فضل بن حسن طبرسی‌، مجمع‌ البیان‌، ج۷، ص۸۱، به‌ کوشش‌ هاشم‌ رسولی‌ محلاتی‌ و فضل‌ الله‌ یزدی‌ طباطبایی‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌.    
۳۲. فخرالدین طریحی‌، مجمع‌ البحرین‌، ذیل‌ ب‌ ر ک‌، به‌ کوشش‌ محمود عادل‌، تهران‌، ۱۴۰۸ق‌.    
۳۳. مریم/سوره۱۹، آیه۳۱.    
۳۴. آل‌عمران‌/سوره۳، آیه۹۶.    
۳۵. اسراء/سوره۱۷، آیه۱.    
۳۶. انبیاء/سوره۲۱، آیه۷۱.    
۳۷. نور/سوره۲۴، آیه۳۵.    
۳۸. قصص‌/سوره۲۸، آیه۳۰.    
۳۹. دخان‌/سوره۴۴، آیه۳.    
۴۰. اعراف(۷)،آیه ۱۹۶.    
۴۱. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‌۶، ص۳۲۱.    
۴۲. حسن مصطفوی، تفسير روشن، ج‌۹، ص۷۱، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ ش، چاپ اول.
۴۳. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‌۶، ص۳۲۱.    
۴۴. سیّدمحمدحسین طباطبائی، ترجمه المیزان، ج‌۷، ص۳۹۰، سیّد محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین،۱۳۷۴ ش،چاپ پنجم.    
۴۵. حسن مصطفوی، تفسير روشن، ج‌۹، ص ۷۱، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ ش، چاپ اول.
۴۶. اعراف‌/سوره۷، آیه۹۶.    
۴۷. هود/سوره۱۱، آیه۴۸.    
۴۸. صافات‌/سوره۳۷، آیه۱۱۳.    
۴۹. هود/سوره۱۱، آیه۷۳.    
۵۰. نمل‌/سوره۲۷، آیه۸.    
۵۱. مریم‌/سوره۱۹، آیه۳۱.    
۵۲. حسن مصطفوی، تفسير روشن، ج‌۹، ص ۷۱، تهران، مرکز نشر کتاب، ۱۳۸۰ ش، چاپ اول.
۵۳. اعراف‌/سوره۷، آیه۹۶.    
۵۴. هود/سوره۱۱، آیه۵۲.    
۵۵. ق‌/سوره۵۰، آیه۹.    
۵۶. نوح‌/سوره۷۱، آیه۱۰-۱۱.    
۵۷. اعراف‌/سوره۷، آیه۹۶.    
۵۸. اعراف(۷)،آیه ۹۶.    
۵۹. سيدعبدالحسين طيب، أطيب البيان في تفسير القرآن، ج‌۵، ص ۳۹۸، تهران، انتشارات اسلام، ۱۳۷۸ ش،چاپ دوم.
۶۰. نوح(۷۱)،آیات ۱۳-۱۰.    
۶۱. محمد بخاری‌، صحیح‌، ج۴، ص۲۵.    
۶۲. محمد وصابی‌ حبیشی‌، البرکة فی‌ فضل‌ السعی‌ و الحرکة، ج۱، ص۳۰۴- ۳۰۵، بیروت‌، دارالمعرفه‌.
۶۳. علیرضا برازش‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ غرر الحکم‌، ج۱، ص۲۸۹، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۶۴. امام علی علیه‌السلام، نهج‌ البلاغه، نامه۱۲.    
۶۵. محمد بن‌ ماجه‌، سنن‌، ج۲، ص۷۶۸، به‌ کوشش‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، قاهره‌، ۱۹۵۲- ۱۹۵۳م‌.    
۶۶. محمد بن یعقوب کلینی‌، الکافی‌، ج۴، ص۹۵، به‌ کوشش‌ علی‌اکبرغفاری‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌.    
۶۷. محمد بن یعقوب کلینی‌، الکافی‌، ج۲، ص۱۱۹، به‌ کوشش‌ علی‌اکبرغفاری‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌.    
۶۸. نصر ابولیث‌ سمرقندی‌، ج۱، ص۱۴۱، تنبیه‌ الغافلین‌، به‌ کوشش‌ احمد سلام‌، بیروت‌، ۱۴۰۶ق‌.
۶۹. محمد بن‌ بابویه‌، من‌ لایحضره‌ الفقیه‌، ج۳، ص۳۸۷، به‌ کوشش‌ علی‌ اکبر غفاری‌، قم‌، ۱۴۰۴ق‌.    
۷۰. علیرضا برازش‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ غرر الحکم‌، ج۱، ص۲۸۹، تهران‌، ۱۳۷۱ش‌.
۷۱. سیدمحمدباقر مجلسی‌، بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۵، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌.    
۷۲. محمد بن محمدرضا قمی مشهدی، تفسير كنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‌۱۳، ص۴۵۴، سازمان چاپ و انتشار وزارت ارشاد، تهران،۱۳۶۸ ش، چاپ اول.
۷۳. امام علی علیه‌السلام، نهج‌ البلاغه، خطبه۱۴۳.    
۷۴. محمد بن یعقوب کلینی‌، الکافی‌، ج۴، ص۵۵، به‌ کوشش‌ علی‌اکبرغفاری‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌.    
۷۵. محمد بن یعقوب کلینی‌، الکافی‌، ج۵، ص۱۶۲، به‌ کوشش‌ علی‌اکبرغفاری‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌.    
۷۶. محمد بن یعقوب کلینی‌، الکافی‌، ج۶، ص۳۲۲، به‌ کوشش‌ علی‌اکبرغفاری‌، تهران‌، ۱۳۶۵ش‌.    
۷۷. محمد بن حسن حرعاملی‌، وسائل‌الشیعة، ج۶، ص۵۳، به‌ کوشش‌ عبدالرحیم‌ ربانی‌ شیرازی‌، بیروت‌، داراحیاء التراث‌ العربی‌.
۷۸. سیدمحمدباقر مجلسی‌، بحارالانوار، ج۷۶، ص۱۹، بیروت‌، ۱۴۰۳ق‌.    
۷۹. عهد جدید، مرقس‌، ۱۰:۱۶.
۸۰. عهد جدید، لوقا، ۲۴:۵۰.
۸۱. اعراف‌/سوره۷، آیه۵۴.    
۸۲. محمد بخاری‌، صحیح‌، ج۱، ص۵۴، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۸۳. محمد بخاری‌، صحیح‌، ج۱، ص۵۹، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۸۴. محمد بخاری‌، صحیح‌، ج۷، ص۱۴۷، استانبول‌، ۱۳۱۵ق‌.
۸۵. عهد عتیق‌، ۱:۲۲، ۲۸.
۸۶. عهد عتیق‌، ۹:۱.
۸۷. عهد عتیق‌، ۲۷:۲۷،۲۹.
۸۸. عهد عتیق‌، ۴۸:۱۵.
۸۹. عهد جدید، متی‌، ۱۴:۱۹.
۹۰. عهد جدید، مرقس‌، ۱۰:۱۶.
۹۱. عهد جدید، لوقا، ۲۴:۵۰.
۹۲. آل عمران،(۳)،آیه۹۶.    
۹۳. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‌۳، ص۳۲.    
۹۴. انبیا(۲۱)،آیه ۷۱.    
۹۵. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‌۱۳، ص۴۵۲.    
۹۶. محمد صادقى تهرانى، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج‌۱۹، ص ۳۳۱، قم، انتشارات فرهنگ اسلامى، ۱۳۶۵ ش، چاپ دوم.
۹۷. اسراء(۱۷)،آیه ۱.    
۹۸. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‌۱۲، ص۲۲.    
۹۹. قصص(۲۸)،آیه ۳۰.    
۱۰۰. دخان(۴۴)،آیه ۲.    
۱۰۱. سیّدمحمدحسین طباطبائی، ترجمه المیزان، ج‌۷، ص۳۸۷، سیّد محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین،۱۳۷۴ ش،چاپ پنجم.    
۱۰۲. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القران،ج۷،ص۲۷۹.    
۱۰۳. انعام(۶)،آیه ۹۲.    
۱۰۴. سیّدمحمدحسین طباطبائی، ترجمه المیزان، ج‌۱۸، ص۵۰۹، سیّد محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین،۱۳۷۴ ش،چاپ پنجم.    
۱۰۵. ق(۵۰)،آیه ۹.    
۱۰۶. هود(۱۱)،آیه ۴۸.    
۱۰۷. سیّدمحمدحسین طباطبائی، ترجمه المیزان، ج‌۱۰، ص۳۵۸، سیّد محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین،۱۳۷۴ ش،چاپ پنجم.    
۱۰۸. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القران،ج۱۰،ص۲۴۰.    
۱۰۹. صافات(۳۷)،آیات ۱۱۳-۱۰۳.    
۱۱۰. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱۹،ص۱۴۷.    
۱۱۱. نمل(۲۷)،آیه ۸.    
۱۱۲. فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‌۷، ص۳۳۰، تهران، انتشارات ناصر خسرو،۱۳۷۲ ش، چاپ سوم.    
۱۱۳. مریم(۱۹)،آیه۳۱.    
۱۱۴. سیّدمحمدحسین طباطبائی، ترجمه المیزان، ج۱۴، ص۶۱، سیّد محمد باقر موسوی همدانی، قم، دفترانتشارت اسلامی جامعۀ مدرسین،۱۳۷۴ ش،چاپ پنجم.    
۱۱۵. سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القران،ج۱۴،ص۴۷.    
۱۱۶. محمدحسن نجفی، جواهر الکلام،ج ۲۲، ص۴۶۴.    
۱۱۷. زین‌الدین بن علی عاملی، الروضة البهیة،ج ۳، ص۲۹۳.    
۱۱۸. احمد بن فهد، المهذب البارع، ج۳، ص۲۰۲.    
۱۱۹. محمد بن حسن طوسی، المبسوط، ج۴، ص۲۶۷.    


منبع



دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «برکت»، شماره۴۷۷۳.    
دانشنامه قرآنی    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۱۰۲.    



جعبه ابزار