بهاء الدین اربلی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بهاء الدين ابو الحسن على بن فخر الدّين عيسى بن ابى الفتح اربلی، دولتمرد،
شاعر و مور خ
شیعه قرن
هفتم هجری بود که در
اربلزاده شد.
او خدمات دولتی را در همان شهر آغاز کرد.
وی پس از انتقال به
بغداد، به عنوان نویسنده در
دیوان به فعالیت پرداخت اما با روی کار آمدن
سعدالدوله یهودی، از کار کناره گرفت و به تألیف روی آورد.
از مهمترین آثار
بهاء الدین کتاب «
کشف الغمه» در شرح زندگانی
پیامبر (صلیاللهعلیهوآله)، حضرت
فاطمه (سلاماللهعلیها) و امامان دوازدهگانه (علیهمالسّلام) است که از منابع معتبر شیعه به شمار میرود.
وی همنین اشعار بسیاری در
مناقب اهل بیت (علیهمالسّلام) سروده و آثاری مانند «
المقامات الاربع» و «
حیات الامامین» را تألیف کرده است.
بهاء الدین سرانجام در سال
۶۹۲ هجری در بغداد درگذشت و در خانه خود به خاک سپرده شد.
بهاء الدین معروف به
ابن فخر، محدث، فقیه، مورخ، نویسنده، شاعر و دولتمرد شیعه در قرن هفتم هجری؛ اصالتاً کرد و از ایل مکاری بود.
خاندان او که اهل علم و دولتمرد بودند، از دیرباز در «اربل»
سکونت داشتند.
بهاء الدین اربلی در اربل متولد شد و در همان شهر به کسب علم و استماع حدیث پرداخت.
بهاء الدین خدمات دولتی را در اربل آغاز نمود و به شغل
کتابت برگزیده شد.
در سال
۶۵۷ هجری به بغداد منتقل شد و در نزد
علاء الدین جوینی صاحب
دیوان تقرب یافت و به کتابت در دیوان اشتغال داشت.
اربلی با روی کار آمدن سعد الدوله یهودی (وزیر
ارغون خان مغول) و تنگ شدن عرصه بر رجال مسلمان، از کار دیوان کناره گرفت و در خلوتگه عزلت به تألیف کتب و سرودن اشعار پرداخت.
بهاء الدین اربلی علاوه بر مقام علم و ادب، شاعری توانا بود و اشعار بسیار در مناقب اهل بیت (علیهمالسّلام) سرود. تذکرهنویسان همه از او به نیکی یاد کردهاند.
شهرت
بهاء الدین به سبب چند کتابی است که از او باقی مانده است؛ از جمله:
• «المقامات الاربع» (مقامات چهارگانه)،
• «رسالة الطیف»،
• «حیات الامامین» (درباره امام زینالعابدین و امام محمدباقر (علیهمالسّلام))،
• «
کشف الغمه عن معرفة الائمة»: مهمترین کتاب او و از کتب معتبر و مستند شیعه امامیه، در شرح احوال رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) و حضرت فاطمه (سلاماللهعلیها) و امامان دوازدهگانه (علیهمالسّلام). این کتاب دو جزء دارد که جزء اول در سال
۶۷۸ و جزء دوم در سال
۶۸۲ هجری به پایان رسیده است.
بهاء الدین اربلی به سال ۶۹۲ هجری وفات یافت و در خانه خود واقع در محله کارپرداز خانه بغداد در کنار
دجله به خاک سپرده شد.
| | |
| ایّها السّادة الائمّة انتم • • • • • خیرة اللّه اوّلا و اخیرا | | |
| قد سموتم الی العلی فافترعتم • • • • • بمزایاکم المحلّ الخطیرا | | |
| انزل اللّه فیکم هل اتی نصّا • • • • • جلیّا فی فضلکم مسطورا | | |
| من یجاریکم؟ و قد طهّر اللّه • • • • • تعالی اخلاقکم تطهیرا | | |
| لکم سؤدد یقررّه القرآن • • • • • لمن اسمع التقریرا | | |
| | |
| | |
۱ -ای پیشوایان بزرگوار! شما بهترین خلق خدا همواره بوده و خواهید بود.
۲ - شما با مزایایی که دارید مقامتان بسیار ارجمند است.
۳ - خدا دربارهی شما سورهی هل اتی را با نص جلی فرستاد.
۴ - چه کسی میتواند با شما همسری کند در صورتی که خداوند اخلاق شما را پاکیزه کرده است.
۵ - براى شما بزرگوارى است كه قرآن آن را تثبيت كرده.
| | |
| إن جري البرق في مداكم كبا من • • • • • دون غاياتكم كليلا حسيرا | | |
| و اذا أزمة عرت و استمرّت • • • • • فترى للعصاة فيها صريرا | | |
| بسطوا للندّى أكفّا سباطا • • • • • و وجوها تحكي الصباح المنيرا | | |
| و أفاضوا على البرايا عطايا • • • • • خلّفت فيهم السحاب المطيرا | | |
| فتراهم عند الأعادى ليوثا • • • • • و تراهم عند العفاة بحورا | | |
| | |
| | |
| | |
۶ و ۷ - و اگر برق بخواهد به انتهاى عظمت شما راه يابد به آخر نرسيده خاموش خواهد شد.
۸ - آنان دستهاى دهنده و چهرههاى نورانى چون صبح صادق دارند.
۹ - و بر مردم بخشش مىكنند و چون ابر رحمت بر سرشان مىبارند.
۱۰ - آنان در برابر دشمنان شير و در برابر بيچارگان درياى كرماند.
| | |
| يمنحون الولىّ جنّة عدن • • • • • و العدوّ الشقىّ يصلى سعيرا | | |
| يطعمون الطعام في العسر و اليسر • • • • • يتيما و بائسا و أسيرا | | |
| لا يريدون بالعطاء جزاء • • • • • محبطا أجر برّهم أو شكورا | | |
| فكفاهم يوما عبوسا و اعطا • • • • • هم اللّه على البرّ نضرة و سرورا | | |
| و جزاهم بصبرهم و هو أولى • • • • • من جزى الخير جنّة و حريرا | | |
| | |
| | |
۱۱ - به دوستان بهشت و به دشمنان جهنم مىدهند.
۱۲ - به يتيم و فقير و اسير در حال عسر و يسر غذا مىدهند.
۱۳ - آنان از بخشش جزايى جز محبت خدا در نظر ندارند.
۱۴ - خداوند آنان را از كيفر روز قيامت در امان نگه داشته و به آنان شادابى و سرور عنايت فرمود.
۱۵ - و در برابر شكيبايى كه كردهاند پاداش نيكو خواهد داد كه او سزاوارتر است به پاداش بهشت و حرير دادن.
| | |
| و إذا ما ابتدو الفصل خطاب • • • • • شرّفوا منبرا و زانوا سريرا | | |
| بخلوا الغيث نائلا و عطاء • • • • • و استخفّوا يلملما و ثبيرا | | |
| يخلفون الشموس نورا و إشراقا • • • • • و في الّليل يخجلون البدورا | | |
| أنا عبد لكم أدين بحبّي • • • • • لكم اللّه ذا الجلال الكبيرا | | |
| عالم إنّني أصبت و إنّ اللّه • • • • • يؤلي لطفا و طرفا قريرا | | |
| | |
| | |
۱۶ - و هنگامى كه آغاز سخن مىكنند به منبر شرف مىدهند و گفتارشان ميزان و فصل خطاب است.
۱۷ - باران و عطايا، نسبت به آنان بخل ورزيد و گروه سپاهيان دشمن همگى زيان ديدند و به هلاكت ابدى و پستى دچار شدند.
۱۸ - از لحاظ نورانيت جانشين خورشيدند و در شب، ماه را شرمنده مىكنند.
۱۹ - من بنده شمايم و در اين علاقهام از خدايم پاداش مىخواهم.
۲۰ - خدا مىداند كه راه درستى رفتهام و خداوند لطف خاصش را نصيب فرمايد.
| | |
| مال قلبى إليكم في الصبى الغ • • • • • ضّ و أحببتكم و كنت صغيرا | | |
| و تولّيتكم و ما كان في أهلي • • • • • ولىّ مثلي فجئت شهيرا | | |
| أظهر اللّه نوركم فأضاء ال • • • • • افق لمّا بدا و كنت بصيرا | | |
| فهداني اليكم اللّه لطفا بي • • • • • و مازال لي وليّا نصيرا | | |
| كم أياد أولى؟ و كم نعمة أسدى؟ • • • • • فلي أن أكون عبدا شكورا | | |
| | |
| | |
۲۱-۲۲ - از زمان طفوليت دلم مملو از علاقه و محبت بود، و شما را دوست مىداشتم در صورتى كه در خانوادهام همانندم كسى نبود.
۲۳ - خداوند نور شما را آشكار كرد تا جايى كه افق روشن گرديد و بينا شدم.
۲۴ - و مرا از روى لطف به سوى شما هدايت فرمود و او همواره ولى و يارم بوده است.
۲۵ - او چقدر به من محبت فرمود و چه نعمتها كه به من ارزانى داشت اينك بر من است كه بندهى شكور باشم.
| | |
| أمطرتني منه سحائب جود • • • • • عاد حالى بهنّ غضّا نضيرا | | |
| و حماني من حادثات عظام • • • • • عدت فيها مؤيّدا منصورا | | |
| لو قطعت الزمان في شكر أدنى • • • • • ما حباني به لكنت جديرا | | |
| فله الحمد دائما مستمرّا • • • • • و له الشكر أوّلا و أخيرا | | |
| | |
| | |
۲۶ - از ناحيه او باران رحمت بر سرم باريد و حالم شاداب و خوب شد.
۲۷ - و هم او همواره مرا را از حوادث ناگوار زمانه حفظ فرمود و من هميشه مؤيد و منصور او بودم.
۲۸ - اگر در برابر نعمتى كه به من ارزانى داشته همواره شكرگزار باشم سزاوار است.
۲۹ - عليهذا سپاس هميشه مال اوست و شكر همواره مخصوص او.
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۱، ص۳۱۶.