بَرْبَهاری
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
بربهاری،
ابو محمدحسن بن علی،
محدث،
فقیه،
واعظ و شیخ حنبلیان بغداد در نیمه دوم قرن سوم و آغاز قرن چهارم بود که در باب مُحَوَّل بغداد میزیست و بیشتر دانش خود را در
حدیث و
فقه از ابوبکر مَرّوذی، شاگرد
احمد بن حنبل، فرا گرفت و به ریاست حنبلیان بغداد رسید. او به شدت از
مذهب احمد بن حنبل دفاع میکرد، با کلام و متکلمان مخالف بود و اساس
دین را
تقلید از
رسولاللّه (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و
اصحاب میدانست.
فعالیتهای تندروانه او و پیروانش در دوره
خلافت راضی باللّه (۳۲۳) به آشوبهای فرقهای، درگیری با
شیعیان و
شافعیان، و سختگیری بر زایران و عزاداران انجامید تا جایی که
خلیفه دستور تعقیب و ممنوعیت گردهمایی آنان را صادر کرد. بربهاری سرانجام در ۳۲۹ در زندگی پنهانی، در خانه خواهر توزون، امیرالاُمرا، بر اثر بیماری درگذشت؛ عمر او را ۷۶ تا ۹۶ سال نوشتهاند و از آثارش شرح کتاب السُّنّه برجای مانده است.
بَرْبَهاری، ابو محمّدحسن بن علی بن خَلَف،
محدث،
فقیه،
واعظ و شیخ حنبلیان در
بغداد در نیمه دوم قرن سوم و آغاز قرن چهارم.
بربهار نام داروهایی گیاهی بود که از
هند به
بصره میآوردند و در آنجا تاجرِ آنها را بربهاری میگفتند.
تاریخ ولادت بربهاری را فقط
زرکلی و
عمررضا کحّاله نوشته و آن را ۲۳۳ ذکر کردهاند که به نظر میرسد استنتاجی از گزارش تاریخ وفات و مدت عمرش بوده است که در آن اختلاف نظر وجود دارد (رجوع کنید به دنباله مقاله).
وی در ناحیه غربی بغداد، در باب مُحَوَّلْ
اقامت داشت و بیشتر عمر خود را در این شهر به کسب دانش سپری کرد و مدتی را در مصاحبت
ابوبکر احمد مَرّوذی (متوفی ۲۷۵) از شاگردان و نزدیکان
احمد بن حنبل، گذرانید و بیشتر دانش خود را در
حدیث و
فقه از او فرا گرفت. علوم دینی را چنان آموخت که بعدها به ریاست حنبلیان در بغداد نایل شد.
به مشایخ صوفیه گرایش داشت و به کلام کسانی چون
فُضیل بن عیاض و
سُفیان ثَوْری استشهاد میکرد.
مدتی در ملازمت سَهْل تُستَری به سر برد و عمری به
زهد و
قناعت گذراند، و نوشتهاند که از تمام
میراث پدرش، که بیش از هفتاد هزار
درهم بود، چشم پوشید.
بربهاری در عهد خود خطیب نافذ الکلمهای بود و خصوصاً به خاطر دفاع سرسختانه از
مذهب احمد بن حنبل، مقابله با اموری که کژدینی و
بدعت میدانست و نیز اهتمام به
امر به معروف و نهی از منکر نزد حنبلیان بغداد، از عامّه و خاصّه، محترم بود. از
ابن بَطّه عُکْبَری روایت شده که اگر بربهاری از مردم برای کاری دینی درخواست کمک مالی میکرد، خواستهاش را برمیآوردند.
.
ابن ابی یعلی گزارش دیگری از کثرت پیروان او (که گاه از آنها با عنوان بربهاریّه یاد میشود) در ۳۲۳ آورده که خلیفه عباسی،
راضی باللّه را بیمناک کرد و در پی برخی رویدادهای خشونتبار که طرفداران بربهاری موجب آن بودند
از رئیس شرطه بغداد، بدر خَرشَنی، خواست که گرد آمدن پیروان بربهاری، حتی دو نفر را ممنوع اعلام کند.
بربهاری از
متکلمان بشدت
انتقاد میکرد،
کلام را
بدعت میشمرد و آن را منشأ همه بدعتها، و گمراهیها میدانست؛ پرداختن به مطالعات رایج کلامی از نظر او ناروا و زیانبار بود و حتی نشستن در حلقههای علمی اهل کلام را منع میکرد.
این مخالفت، گذشته از دیدگاه وی درباره بدعت بودن کلام، به روش متکلمان نیز بازمیگشت. از فقرات برجای مانده کتابش به نام شرح کتاب السّنه بخوبی معلوم است که کاربرد رأی و
قیاس را در امور دینی نمیپسندید.
و با هرگونه کوشش عقلی برای فهم آموزههای دینی و یا
تفسیر و
تأویل آنها مخالف بود.
اساس
دین را «
تقلید» از
رسولاللّه (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و اصحاب میدانست.
و آن را «دین عتیق» مینامید
هنگامیکه
ابوالحسن اشعری بعد از جدا شدن از
مکتب اعتزال و اعلان رسمی پیروی از احمد بن حنبل
نزد وی آمد و گزارش ردّیّه نویسی خود را بر پیروان فرق و ادیان باز گفت، بربهاری نپذیرفت و گفت فقط آنچه را که احمد بن حنبل گفته است میشناسد، و این سخن گویا تعریضی بود بر روش کلامی اشعری.
نوشتهاند که اشعری به دنبال این مواجهه، کتاب
الابانه را، که بیان اصول دیانت بر پایه آرای احمد بن حنبل بود، نگاشت؛ ولی بربهاری همچنان نسبت به وی بیمهر ماند.
شهرت بربهاری بیشتر به خاطر دفاع سرسختانه از مذهب حنبلی، تأکید بر پشتیبانی از آرای سلف و مخالفت با هرگونه افزایش یا دگرگونی در آن و برآشفتن از نقد رفتار صحابیان بود. این دیدگاه در قرن چهارم در میان حنبلیان رواج یافته بود و علاوه بر بربهاری، استادش مَرّوذی نیز با جدّیت از این دیدگاه
حمایت میکرد.
گذشته از آن، بربهاری در امر به معروف و نهی از منکر بسیار میکوشید و در فعالیتهای خود، پیش از آنکه به تألیف رساله و کتاب بپردازد،
روش خطابه و برانگیختن مردم را برگزیده بود. به همین سبب چندین حادثه خشونتآمیز اجتماعی و سیاسی و فرقهای در سالهای حضورِ آشکار و فعّال وی در
بغداد روی داد که یا مستقیماًًً آنها را هدایت میکرد و یا بازتابی از جلسات وعظ و خطابهاش بود.
ابو علی تنّوخی (متوفی ۳۸۴) از پدرش
قاضی ابوالقاسم تنّوخی و دیگران روایت کرده است که در روزگار اقتدار حنبلیان در بغداد، برپا کردن مجالس نوحه سرایی
امام حسین (علیهالسلام) و نیز رفتن به زیارت حائر حسینی بسیار دشوار بود و زایران با آزار حنبلیان روبرو میشدند و حتی بربهاری دستور داد زنی از مردم بغداد، به نام خِلْب را که در مجالس عزاداری، پنهانی
نوحه میخواند، بیابند و بکشند، در حالی که
شعر او کمترین تعریضی به سلَف نداشت.
نزاع حنبلیان با گروهی از عامّه را درباره معنای مراد از «مقام محمود» در
آیه۷۹:سوره اسراء، که در سال ۳۱۷ روی داد، مستقیماً به بربهاری نسبت ندادهاند.
اما با توجه به اینکه آنها را پیروان مرّوذی دانستهاند و بربهاری نیز از شاگردان و پیروان جدّی او بود، و نیز به نوشته
ابن ابی یعلی در تمام مجالس خود به مضمون این
آیه از دیدگاه حنبلی اشاره داشت، به ظنّ قوی وی بیش از دیگران در این «
فتنه» سهم داشته است.
در ۳۲۳ هنگامی که محمّد بن احمد بن ایوب، معروف به
ابن شَنبوذ، مُقری بغدادی به قرائتهای شاذّ روی آورد و با مخالفت معاصرانش روبرو شد، حنبلیان در برانگیختن مردم و دستگاه خلافت بر ضدّ او نقش مرجوع کنید به ثر داشتند تا جایی که
خلیفه او را احضار کرد و وی
توبه نمود؛ ولی به فرمان خلیفه
حبس و
تبعید شد.
قصد تعرّض حنبلیان در ۳۲۷ به کسانی که میخواستند
مراسم نیمه شعبان را برگزار کنند، در پی تهدید و اعتراض شدید رئیس شرطه بغداد تحقق نیافت. در پی این حادثه و نیز به خاطر برخورد قهرآمیز آنان با برخی صاحبان مشاغل تجاری رئیس شرطه بغداد تصمیم به
دستگیری بربهاری گرفت؛ اما او را نیافت و بر یکی از نزدیکترین مصاحبانش، دلاّ ء که در ۳۲۶ دستگیر و زندانی شده و سپس گریخته بود، دست یافت و او را به
قتل رساند.
این حادثه که در دوران زندگی پنهانی بربهاری روی داد، از نفوذ معنوی وی و احتمالاً ارتباط او با طرفدارانش و هدایت آنان خبر میدهد، از آنرو که زمامداران وقت برای فرونشاندن آشوب و نزاع، تنها راه را دستگیری بربهاری میدانستند. به گفته
صفدی چون درگیریها و آشوبهای میان گروههای مختلف به او بازمیگشت، خلیفه دستور داد تا او را دستگیر کنند. دستور تخریب
مسجد براثا و دفن مردگان در آن را نیز بربهاری صادر کرده بود که بَجْکم به نوسازی آن مسجد اقدام کرد
و به همین دلیل وقتی بجکم در ۳۲۹ به دست گروهی از راهزنان کشته شد، حنبلیان شادی کردند و برای تخریب مجدّد مسجد بپاخاستند که به خاطر اطّلاعیه صریح خلیفه عباسی،
متّقیباللّه و دستگیری شماری از حنبلیان این کار صورت نگرفت و برای نگاهبانی از
مسجد نیز کسی را گماشتند.
بیشترین اقدامات بربهاری و پر رونقترین روزگار وی در آغاز خلافت
راضی باللّه در ۳۲۳ بود
ابوبکر صولی (متوفی ۳۳۵) که در آن روزگار میزیسته و گزارشهای آن دوره را ثبت کرده، گفته است که در آن زمان، حنبلیان به پیشوایی بربهاری قدرت یافتند و به درهمشکستن دکانها و فسادانگیزی قیام کردند.
مسکویه
رفتار آنان را با مردم رفتاری خشن و فتنه جویانه وصف کرده است.(
کثره تَشَرُّطِهِمْ عَلَیالناسِ و ایقاعِهِم و الفِتَنَ المتَّصِلَه)
ابن اثیر نیز درباره بربهاری نوشته که فتنه میانگیخت (
کانَ یُثیرُ الْفِتَنَ) و صفدی نیز به نقش او در روی دادن فتنههای فرقهای اشاره کرده است.
. نوشتهاند که حنبلیها به انگیزه اجرای قوانین شرع، بیاجازه خانههای مردم را تفتیش میکردند، به مداخله در امر کسب میپرداختند و مردم را با کمترین گمان دستگیر کرده به مقامات شرطه معرفی میکردند و به گناهکاری آنان
شهادت میدادند.
بر اثر این رفتارها اوضاع
بغداد آشفته شد و سرانجام بدر خرشنی از سوی خلیفه اعلان کرد که هیچیک از پیروان بربهاری حق گردآمدن با یکدیگر را ندارند. اما این اعلان چندان سود نبخشید و اطّلاعیه رسمی خلیفه خطاب به حنبلیان و طرفداران بربهاری صادر شد.
در اطلاعیه خلیفه به برخی رفتارهای بربهاری و یارانش اشاره شده است، از جمله:
۱) تعرّض به پیروان
مذهب شافعی۲) کافر و گمراه نامیدن
شیعیان۳) انتساب
مسلمانان به بدعتگذاری
۴) مخالفت با رفتن به
زیارت قبور۵) آزار رساندنِ زایران (برای مواردی دیگر از کارهای بربهاری به رجوع کنید.
بربهاری با شروع سختگیریهای رسمی خلیفه تحت
تعقیب قرار گرفت و زندگی پنهانی را آغاز کرد؛ چند تن از یارانش دستگیر و به
بصره تبعید شدند و سرانجام در ۳۲۹ خواهر توزون، امیرالاُمرای متّقیباللّه، او را در خانه خود مخفی کرد و بربهاری اندکی بعد بر اثر بیماری درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد.
صفدی
برای او دو دوره زندگی مخفی ذکر کرده که اولی در ۳۲۳ و دومی در ۳۲۹ بوده است. برخی از شرححال نویسان او عمرش را ۹۶ سال نوشتهاند.
و برخی عمر وی را ۷۶ ثبت کردهاند.
که احتمالاً ناشی از تشابه دو کلمه «سبعین» و «تسعین» از نظر کتابت و خطای در قرائت بوده است.
ذهبی عمر او را ۷۷ سال نوشته است.
بر اساس گزارش ابن ابی یعلی و دیگران، بربهاری نزد دانشمندان و فقهای حنبلی معاصر خود محترم بوده و البته کسانی از او به خاطر آرا و روش تندروانهاش انتقاد کردهاند. کسی که بیش از دیگران از او تأثیر گرفت،
ابنبطّهُ عکبری بود که همان روش و دیدگاه را ادامه داد، هرچند نقش فعّال اجتماعی نیافت.
بربهاری چند اثر علمی نگاشته بود، از جمله شرح کتاب السُنّه که ابن ابی یعلی بخشهایی از آن را در شرح حال وی آورده
و ابن عماد حنبلی
نیز بخش اندکی از آن را از ابن ابی یعلی نقل کرده است. از دیگر تألیفات بربهاری نام برده نشده است.
۱. احمد بن محمد مسکویه، کتاب تجارب الامم، ج ۱، چاپ آمدروز، مصر ۱۳۳۲/۱۹۱۴، چاپ افست بغداد (بیتا).
۲. ابن ابی یَعلی'، طبقات الحنابله، بیروت (بیتا).
۳. ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۳۹۹ـ۱۴۰۲/۱۹۷۹ـ۱۹۸۲.
۴. ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الملوک و الامم، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
۵. ابن عماد، شذرات الذهب فی اخبار من ذهب، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۶. ابن کثیر، البدایه و النهایه فی التاریخ، بیروت (بیتا.).
۷. علی بن اسماعیل اشعری، الابانه عن اصول الدیانه، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
۸. محسن بن علی تنّوخی، نشوار المحاضره و اخبار المذاکره، چاپ عبود شالجی، بیروت ۱۳۹۱ـ ۱۳۹۳/ ۱۹۷۱ـ۱۹۷۳.
۹. محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج ۱۵، چاپ شعیب ارنووط و ابراهیم زیبق، بیروت ۱۴۰۳.
۱۰. خیرالدین زرکلی، الاعلام، بیروت ۱۹۸۹.
۱۱. فواد سزگین، تاریخ التراث العربی، نقله الی العربیه محمود فهمی حجازی، ج ۱، جزء ۳، ریاض ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲. عبدالکریم بن محمد سمعانی، الانساب، ج ۲، چاپ عبدالرحمن بن یحیی معلمی یمانی، حیدرآباد دکن ۱۳۸۳/۱۹۶۳.
۱۳. خلیل بن ایبک صفدی، کتاب الوافی بالوفیات، ج ۱۲، چاپ رمضان عبدالتواب، ویسبادن ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۱۴. محمد بن یحیی صولی، اخبار الراضی بالله و المتقی للّه، چاپ هیورث دن، بیروت ۱۳۹۹/۱۹۷۹.
۱۵. عمررضا کحّاله، معجم المؤلفين، بیروت (تاریخ مقدمه ۱۳۷۶).
۱۶. یاقوت حموی، معجمالادباء، بیروت (بیتا).
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «بربهاری».