تخطئه

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



تخطه به معنی این است که برای همه مکلفین چه جاهل و چه عالم احکام واقعى جعل شده باشد .


تعریف اصطلاحی



اصطلاحا تخطئه عبارت است از دیدگاهى که معتقد است از سوى
شارعبه وضع کننده قوانین شرعی شارع‏ می‌گویند که در اصطلاح به خداوند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) اطلاق می شود
براى همه مکلفین- اعم از و
جاهلبه کسی که نسبت به یک مطلبی علم و آگاهی نداشته باشد جاهل می گویند و از آنجا که علم از شرایط عمومی تکلیف است؛ جاهل در ادبیات دینی تعریف خاصی پیدا میکند
-
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
شده است و
علمعلم دارای ارزش ذاتی می‌باشد و در دین مبین اسلام به علم ارزش و بهای بالایی داده شده است
و
جهلجهل‌، واژه‌ای‌ در قرآن‌ و حدیث‌، که مخالف‌ علم‌ می ‌باشد
افراد نقشى در
ثبوتثبوت، اصطلاحی در فلسفه و حکمت اسلامی است
تکلیفتکلیف، از مفاهیم مهم دینی است، تکلیف در لغت به معنای امر به انجام دادن کاری است که انجام دادنش برای کسی که به او امر شده مشقت دارد و در اصطلاح، اوامر و نواهی خداوند به بندگانش است در جهت انجام دادن یا ندادن بعضی افعال
یا عدم آن ندارد.

نقش امارات و اصول



از سوى دیگر امارات و اصولى که جهت
احرازاِحراز به معنی «در حرز قرار دادن چیزی» و نیز به معنی علم پیدا كردن می باشد
واقع جعل شده‏‌اند، تنها نقش منجزیت- در صورت اصابت به واقع- و معذریت- در صورت وقوع خطا- دارند و تغییرى در واقع ایجاد نمى‏‌کنند. بدین جهت از مؤدای
امارهاماره دلیل ظنّى معتبر است که از آن به دلیل علمی نیز تعبیر می شود
به تعبیر مى‏‌شود؛ از آن جهت که احتمال دارد مخالف واقع باشد.
[۱] الاصول العامة ص۶۲۳.
از این عنوان در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
بحث شده است.

معتقدین به تخطئه



عالمان شیعى و بسیارى از مسلمانان غیر شیعى قائل به تخطئه‏‌اند که به آنان «مخطّئه» گفته مى‏‌شود.

ثمره قول به تخطئه



ثمره قول به تخطئه و
تصویبدر اصول فقه به دیدگاه درستى همیشگى فتاواى مجتهد تصویب گفته می شودکه ؛ در برابر تخطئه است ومعنای دیگر آن بالا آوردن پشت و پایین گرفتن سر همانند کمان است
در مسئله
اجزاءاجزاء کفايت امتثال امری از امر ديگر گویند
آشکار مى‏‌شود. بنابر قول به تخطئه در صورت کشف خطاى
امارهاماره دلیل ظنّى معتبر است که از آن به دلیل علمی نیز تعبیر می شود
، معروف نزد امامیه، عدم اجزاء است؛ چه در احکام و چه در موضوعات؛ زیرا با کشف خلاف، واقع در حق مکلف منجز مى‏‌شود و باید آن را انجام دهد و عذرى بر عدم‏ انجام ندارد حتى بنابر قول به مصلحت سلوکى ؛ لیکن بنابر قول به تصویب، یا اصولا موضوعى براى اجزاء باقى نمى‏‌ماند؛ چنان‏که مفاد تصویب اشعری چنین است و یا آنکه عمل برطبق - هرچند مخالف
حکم واقعیحكم شرعي به دو قسم تقسيم مي شودحکم واقعی و حکم ظاهری ==تعریف حکم واقعی== حكم واقعي آن است كه با توجه به خود موضوع، وضع شده باشد و علم و جهل مکلف در آن مدخليتي نداشته باشد
باشد- مجزی خواهد بود، چنان‏که مقتضاى تصویب معتزلی چنین است.
[۳] اجود التقریرات ج ۱، ص۲۸۶.





پانویس


 
۱. الاصول العامة ص۶۲۳.
۲. اصول الفقه ج۱، ص۲۲۹-۲۳۱    
۳. اجود التقریرات ج ۱، ص۲۸۶.
۴. الاصول العامه ص ۶۲۳.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۳۹۳.    



جعبه ابزار