• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تعداد فرقه‌های اسلامی در احادیث (عقاید و مذاهب)

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف





تعداد فرقه‌های اسلامی در احادیث (عقاید و مذاهب)؛ این مقاله به واکاوی چالش‌های «حدیث افتراق امت» می‌پردازد. گزارش‌های تاریخی در شمارش فرقه‌های یهود، مسیحیت و اسلام (۷۱، ۷۲ و ۷۳) دچار اختلافِ سند و متن هستند. در مسئله سرنوشت فرقه‌ها نیز میان روایات «نجات یک فرقه» و «نجات ۷۲ فرقه»، تقابل اساسی وجود دارد.
نقد کلامی نشان می‌دهد که عدد «۷۳» با واقعیت‌های تاریخی فرقه‌ها تطابق ندارد؛ چرا که اکثرِ انشعابات مذکور در کتب ملل و نحل، تفاوت‌های جزئی یا فرعی بوده و اصول مذاهب اسلامی به جریان‌های انگشت‌شماری محدود می‌شود. در نهایت، این آمار یا کنایه از کثرت مطلق است، و یا ناظر به انشعاباتی است که تا پایان تاریخ رخ خواهد داد.



برخی از اختلافات متن حدیث افتراق امت عبارتند از:
نخستین اختلاف، مربوط به تعداد فرقه‌های اهل کتاب و امت اسلامی است. حاکم، تعداد فرقه‌های یهود و نصاری را، گاهی به‌طور قطعی، هفتاد و یک و گاهی به طور مردد، بین هفتاد و یک و هفتاد و دو، نقل می‌کند، در حالی‌که عبدالقاهر بغدادی، با سندی که به «ابی هریره» منتهی می‌گردد، تعداد فرقه‌های یهود را هفتاد یک، و نصاری را هفتاد و دو، و امت اسلامی را هفتاد سه، نقل می‌کند.
وی می‌نویسد: «افترقت الیهود علی احدی و سبعین فرقة، و افترقت النصاری علی اثنتین و سبعین فرقة، و تفترق امتی علی ثلاث و سبعین فرقة». لیکن او با سند دیگر، تعداد فرقه‌های یهود را، هفتاد و یک و تعداد فرقه‌های امت پیامبر را، هفتاد و دو نیز نقل می‌نماید.


اختلاف دوم، به شماره ناجیان و‌ هالکان است. حاکم، به سندی که آن را صحیح نمی‌داند، نقل می‌کند که پیامبر فرمود: «کلهم فی النار الا واحدة»؛ «همگی در آتشند، جز یکی.» عین همین جمله، در برخی از متونی که عبدالقاهر بغدادی، نقل کرده وارد شده است.
در میان نویسندگان صحاح، مانند: ابوداوود، ترمذی و ابن ماجه، گذشته بر اینکه مانند حاکم، تعداد فرقه‌های امت اسلامی را هفتاد و سه تیره یادآور شده‌اند، هدایت یافته را یکی، و باقیمانده را اهل آتش نقل کرده‌اند، در حالی‌که مقدسی، متن حدیث را به گونه‌ای دیگر، نقل کرده و می‌گوید: «اثنتان و سبعون فی الجنة و واحدة فی النار»؛ «هفتاد و دو فرقه اهل نجات و یکی از آنان اهل نار می‌باشند».
سپس یادآور می‌شود که سند این متن، صحیح‌تر از سند متن پیشین است که هفتاد و دو فرقه را در آتش و تنها یکی را اهل نجات دانسته است. (ا حسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم، تألیف شمس‌الدین محمد بن ابی‌بکر بشاری، شیخ معروف اسلامی، متوفای سال ۳۸۰. این کتاب برای نخستین بار در لیدن به سال ۱۳۲۴ (برابر ۱۹۰۶)، چاپ شده است.)


مشکل دیگر این حدیث، شناختن هفتاد و سه ملت است که در آن وارد شده است. یعنی شناخت هفتاد و چند ملتی که اختلاف آنان مربوط به اسلام می‌باشد و امت محمّد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) از آن نظر که پیرو او هستند به چنین گروه‌هایی تقسیم می‌شوند وگرنه اختلاف امت در مسائل طبیعی و فلکی و غیره، ارتباطی به اختلاف امت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) ندارد.
زیرا پیامبر از آن اختلافی سخن می‌گوید که اختلاف کنندگان در آن جا پیرو او هستند، او می‌فرماید: «تفترق امتی». بنابراین، کلیه اختلافات متکلمان درباره حقیقت جسم و «جزء لایتجزّی» و امکان «طفره» و «وجود واسطه میان وجود و عدم» و... ارتباط به اختلاف «امت» او ندارد و نباید آنها را به حساب اختلاف این امت آورد.


با توجه به این حقیقت، هرگز «فرق اسلامی» به هفتاد و‌اندی نمی‌رسد، و تعداد واقعی آنها بسیار کمتر از این رقم است و اصول فرقه‌های اسلامی از تعداد انگشتان بالاتر نمی‌رود. زیرا اصول فِرَق اسلامی عبارتند از:
هر یک از این فرقه‌ها هر چند دارای تیره‌های گوناگون و شعب و فروعی می‌باشند ولی هرگز نمی‌توان آنها را به عنوان فرقه ممتاز به شمار آورده و چه بسیاری از این تیره‌ها که یک پیرو بیشتر ندارد، آن هم کسی جز بانی و مدّعی تیره نیست.
شهرستانی، در ملل و نحل اصرار می‌ورزد که با ترکیب و تلفیق فرقه‌های جزئی با یکدیگر، آمار یاد شده را بر فرقه‌های موجود زمان خود، تطبیق دهد.
برخی، با توجه به اینکه «اشعری» در کتاب «مقالات الاسلامیین» برای «معتزله» دوازده «فرقه»، برای خوارج هشت «فرقه»، برای شیعه غالی پانزده «فرقه» و برای شیعه دوازده امامی چهار «فرقه» یاد آور می‌شود، می‌خواهند آمار یاد شده را بر این فرقه‌ها تطبیق دهند.
در حالی‌که این تلاش بیهوده است، زیرا اختلاف «فرق» دوازده‌گانه معتزله، کاملا جزئی است و همگی در اصول پنجگانه معروف خود، (اصول پنجگانه معتزله به این قرار است: توحید؛ عدل؛ منزلة بین المنزلین، وعد و وعید و امر به معروف و نهی از منکر.) وحدت نظر دارند، زیرا در غیر این صورت «معتزلی» نخواهند بود.
با توجه به این مطلب، نمیتوان هر یک از این تیره‌ها را «فرقه» نامید، چه بسا برخی پیرو نداشته و احیاناً برخی در مسائل غیر مربوط به امور دینی با یکدیگر اختلاف دارند. عین این بیان درباره تیره‌های خوارج نیز حاکم است و نمی‌توان هر یک را «فرقه» نامید.
تیره‌های فزون از حدی که اشعری، از شیعه غالی و یا شیعه امامی گزارش می‌دهد، با تاریخ کلامی شیعه تطبیق نمی‌کند. چنین فرقه‌هایی بر فرض ثبوت، جنبه فردی داشته و پایه‌گذار مذهبی که تابع و پیرو داشته باشد نبوده‌اند.
باید مجموع شیعه را یک گروه بحساب آوریم و در صورت اصرار بر «فرقه» تراشی، نمی‌توان اصول آنان را از کیسانی، زیدیه، اسماعیلیه، واقفی، فطحیه و اثناعشری، بالاتر دانست و حداکثر می‌توان «فرقه» غالی را بر این فرقه‌ها افزود.


در یک کلام، رقم بالا در حدیث، با توجه به واقعیت فرقه‌های اسلامی، مایه حیرت و سرگردانی محدثان می‌باشد.
در این جا با فرض صحت حدیث، دو راه بیش وجود ندارد:
۱: رقم یاد شده را کنایه از کثرت و فزونی فرقه‌ها بدانیم، همان‌گونه که در برخی از آیات، رقم هفتاد، به عنوان کنایه از کثرت و فزونی وارد شده است. چنانکه می‌فرماید: (اِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللّهُ لَهُمْ)«هر گاه درباره منافقان هفتاد بار هم طلب آمرزش کنی، خداوند آنان را نمی‌بخشد».
این وجه، خالی از سستی نیست، زیرا رقم هفتاد و هشتاد، بدون پی آورد آحاد، کنایه از فزونی به کار می‌رود، نه ارقام هفتاد و دو، و یا هفتاد و سه. به‌ویژه که متن حدیث حاکی است، پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) به این ارقام، به همراه آحاد آن، توجه خاصی داشتهاند، به‌گونه‌ای که فرقه‌های یهود را هفتاد و یک، و مسیحی را هفتاد و دو، و مسلمانان را هفتاد و سه، معرفی فرموده‌اند. عنایت به یک و دو و سه، مانع از آن است که هفتاد حمل بر کثرت گردد.
۲: آمار یاد شده، مخصوص اعصار گذشته نبوده، بلکه آینده را نیز در بر می‌گیرد. بنابراین، علت ندارد که فرقه‌های هفتاد و‌اندی را تنها در قرون گذشته جستجو کنیم، بلکه پرونده حدیث، تا روز رستاخیز یا تا قیام مهدی (علیه‌السّلام) باز است و شاید تا آن زمان آمار فرقه‌ها به این پایه برسد.


۱. ↑ بغدادی، عبدالقاهر، الفرق بین الفرق، ص۵-۷.    
۲. ↑ سجستانی، ابوداوود، سنن ابی داود، ج۴، کتاب السنة، ص۱۹۷.    
۳. ↑ ترمذی، محمد بن عیسی، سنن ترمذی، ج۵، کتاب الایمان، ص۲۶، حدیث شماره ۲۶۴۱.    
۴. ↑ ابن ماجه، سنن ابن ماجه، ج۲، باب افتراق الامم، ص۱۳۲۱.    
۵. ↑ شهرستانی، ملل و نحل، ج۱، ص۱۹.    
۶. ↑ توبه/سوره۹، آیه۸۰.    



• سبحانی، جعفر، فرهنگ عقاید و مذاهب اسلامی، ج۱، ص۳۲.    






جعبه ابزار