تفکیک نهادها
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
ساختار اداری دولت
مدینه که شخص
پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در راس آن قرار داشت، بر اساس نظام متمرکز بود و با وجود این نوعی تفکیک قوا در آن به چشم میخورد.
قانون دولت مدینه توسط
وحی با قوانین الهی به صورت تدریجی تدوین واجرا میشد وشخص پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) در تقنین نقشی نداشت، حتی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) از دخل وتصرف در وحی منع شده بود وَ لَوْ تَقَوَّلٌ عَلَیْنا بَعْضَ آلْاَفاوِیلِ لَاخَذْنا مِنَهُ بِالْیمِینِ ثُمَّلقطعنا مِنهُ الولین).
او تنها تبلیغ احکام الهی را بر عهده داشت ومسؤولیت اصلی و اجرایی او فراهم کردن زمینههای مساعد برای اجرای احکام الهی بود. بدین ترتیب دو رکن اصلی دولت به صورت کاملاً مجزا عمل مینمود.
۱: تقنین از جانب خدا و اجرا توسط رئیس دولت اسلامی یعنی پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم). دستگاه تقنینی سه تشکیلات طولی را شامل میشد. وحی، تبلیغ و دعوت. دستگاه وحی رابطه ویژه پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با خدا بود که احکام الهی از طریق آن به پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) نازل میگردید. اِتَّبِعْ مٰا اُوحِیَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ
وَ اُوحِیَ اِلَیَّ هٰذَا اَلْقُرْآنُ لِاُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ
۲: دستگاه تبلیغ توسط پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و کسانی که در مکتب او تربیت میشدند انجام میپذیرفت. یَا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا اُنْزِلَ اِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ ۖ وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ
الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ
و دستگاه دعوت تعلیمات شریعت را به طور برون مرزی گسترش میداد. ادْعُ اِلَیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ ۖ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ اَحْسَنُ
هر چند قضاوت در عصر نبوی بدلیل شرایط آغازین اسلام بر عهده پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) بود لکن زمینه تفکیک آن نیز به مرور فراهم گردید و افراد جامع الشرایط کار
قضاوت را طبق آیین وحی انجام میدادند.
دستگاه اجرایی در عصر نبوی از سه نهاد تشکیل میشد، که دارای مسؤولیتهای معین و هر کدام از آنها بر عهده مسؤولی قرار داده میشد:
به خاطر اهمیتی که مسائل دفاعی و امنیتی در عصر نبوی داشت، امور نظامی از اهمیت ویژهای بر خوردار بود و با تعیین فرمانده برای هر منطقه و ایالت مسؤولیتهای اجرایی این نهاد مشخص میگردید. تعیین امیر و فرمانده نظامی اختصاص به نیروهای اعزام برای عملیات جنگی نداشت بلکه در میان هیاتهای اعزامی برای اداره ایالتها که معمولاً از سه نفر تشکیل میشد یکی از آنها مسؤولیت فرماندهی نظامی را بر عهده داشت.
یک عضو هیات اعزامی همواره کسی بود که به احکام آشنایی داشت و مسؤولیت آشنا کردن مردم با احکام الهی را بر عهده میگرفت. گاه همین فرد مسؤولیتهای قضائی را نیز بر عهده داشت.
والی عهده دار مسؤولیت اجرای احکام الهی بود. و معمولاً بمثابه رئیس سازمان اداری هر ولایت محسوب میشد.
در بری موارد تنها رکن سوم تعیین میشد و تعیین دیگر نهادهای اجرایی بر عهده والی نهاده میشد و گاه والی اعزامی به تناسب محل ماموریت هر سه وظیفه را بر عهده میگرفت. ناکام ماندن دو مامور اعزامی از جانب پیامبراسلام (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به
یمن که ابتدا معاذبن جبل و سپس خالد بن ولید، کاری از پیش نبردند و با اعتراض مردم یمن رو به رو شدند، پیامبر اکرم (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم)
علی (علیهالسّلام) را اعزام نمود و اداره و ایجاد تشکیلات لازم را بر عهده وی نهاد.
علی (علیهالسّلام) نیز برای اداره
مصر،
مالک اشتر را با تمام اختیارات اعزام نمود که خود شخصاً نهادهای دیگر اجرایی و مسؤولان آنها را انتخاب و بکار گمارد.
در نظام اداری در عصر نبوی، مسؤولیتها و سلسله مراتب کلاً امانت تلقی میشد و احساس وظیفه اساس این نظام را تشکیل میداد و به همین دلیل سلسله مراتب نظام بر امر و نهی کور کورانه و مستبدانه متکی نبود و شورا در درون این نظام کوچکترین فرد را به بالاترین شخصیت آن ارتباط میداد.
نظام اداری عصر نبوی به تدریج با نهاد چهارمی مجهز گردید که ماموران آن، عهدهدار جمع آوری
زکات یعنی عمدهترین منبع مالی دولت
مدینه بودند و به آنها جابی گفته میشد.جابیان تحت امر هیچ کدام از نهادهای سه گانه ایالتها نبودند و زیر نظر شخص پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) به وظیفه جمع آوری در آمدهای عمومی دولت مدینه اشتغال داشتند. و همان طور که در مبحث مالیه عمومی توضیح داده خواهد شد، جابیان توسط شخص پیامبر (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مورد حسابرسی قرار میگرفتند.
عباسعلی، عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج۷، ص۴۵۰-۴۵۲.