تقریر

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



امضا و تأیید علیه السّلام نسبت به گفتار یا کرداری را تَقریر گویند و همچنین به
تأییدتأیید به معنای تقویت و پشتیبانى كردن است
و هم تقریر می‌گویند.
از تقریر به معنای نخست در سخن رفته است و از تقریر به معنای دوم به مناسبت در باب
نکاح==معنای نکاح== (مصدر نکح ینکح بر وزن ضرب یضرب می‌باشد لسان العرب، ماده «نکح»
و
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
سخن رفته است.


ماهیت تقریر



تقریر از مصادیق «
سنّتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
» است. دیگر مصادیق آن عبارت است از قول و فعل معصوم علیه السّلام و مراد از تقریر این است که در محضر معصوم علیه السّلام گفتار یا کرداری از شخصی صادر شود و یا در عصر وی،
سیرهسیره به سیرت و روش عملى گفته می شود
و
عادتیعادت عبارت است از يك كيفيت راسخ در نفس يا هيأت مكتسبه كه به صاحب خود امكان مى‏دهد بعضى افعال را به سهولت ادا كند يا اثر بعضى عوامل خارجى را به آسانى تحمل كند
میان
عرفعُرف، شیوه متعارف و پذیرفته شده نزد همه یا گروهی از مردم می باشد
رایج و معمول باشد و علیه السّلام بدون داشتن عذری همچون
تقیّهابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف‌ نظر و اعتقاد قلبی را تقیّه گویند
، فاعل (انجام دهنده) یا عرف را ـ هرچند با
سکوتسکوت و خاموشی «صمت» در فرهنگ اسلامی اهمیت بسیاری دارد، و نکته های دقیق و ظریفی در روایات اسلامی درباره آن بیان شده، و آثار و ثمرات آن با تعبیرات جالبی ذکر شده است
کردن ـ از آن
عملعمل، به کار می‌شود
(قول،
فعلفعل، به دو معنا بکار برده شده، یکی کردار؛ رفتار، و یا کلمه‌ای که بر وقوع عمل در گذشته، حال و یا آینده دلالت دارد، گفته می‌شود
یا ) باز ندارد.
سکوت معصوم علیه السّلام در این صورت، تقریر آن گفتار، کردار و یا سیره و عادت نامیده می‏شود.

حجّیت تقریر



تقریر به معنای یادشده برای اثبات احکام الهی،
حجّتبرای حضرت ولی عصر (ارواحناله‌الفدا)، حضرت مهدی (علیه‌السلام ) القابی ذکر شده است که یکی از آن القاب حجت می‌باشد
و سند است و در قلمرو
دلالتواژه دلالت به دو معنی به کار رفته است: ۱
و شعاع مفاد آن، می‏توان حکم الهی را در مورد تقریر به دست آورد.

مفاد تقریر



مورد تقریر اگر فعل باشد مفاد آن
اباحهاباحه به معنی مباح کردن است
و
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
آن خواهد بود. چنانچه آن عمل
عبادتواژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معنى «خضوع»
و یا از
معاملات«معاملات» عبارت از احکام شرعی متعلق به امور دنیاست به اعتبار بقای شخص؛ مانند بیع، رهن، اجاره، نکاح و جز آن‏ها
باشد، دلالت بر
مشروعیتمشروعیت یعنی کیفیت ارزیابی شدن مثبت، اعتبار قانونی یافتن و مورد قبول قرار گرفتن از جانب یکایک حکمرانان، نهادها و نهضت‌های سیاسی و از طریق نظام‌های مرجعیت به واسطه انطباق این‌گونه نهادها و نظام‌های مرجعیت با قانون، اصل یا منبع ایجاد مرجعیت و اقتدار است
و
صحّتصحت به معنای سلامتی از بیماری می‌باشد
آن خواهد کرد و
اگر مورد تقریر گفتار باشد، مانند آنکه کسی در محضر معصوم علیه السّلام حکمی، یا کیفیّتی خاص از عبادت یا معامله‏ای را بیان کند، سکوت معصوم علیه السّلام حکم امضا و تأیید آن سخن را دارد، در نتیجه عمل به مفاد آن کلام، مشروع خواهد بود.
لازم به یادآوری است، آنچه در دلالت تقریر گفته شده در صورتی است که
شاهددر لغت به معنی حاضر باشد
و
قرینه‌ایقرینه به شیء همراه کلام، و راهنمای مخاطب به مراد جدّی متکلّم اطلاق می‌شود
بر تعیین نوع
حکم•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
فعل یا قول تقریر شده وجود نداشته باشد؛ از این‏رو، اگر پاره‏ای عادات و بناهای عقلایی نزد
عرفعُرف، شیوه متعارف و پذیرفته شده نزد همه یا گروهی از مردم می باشد
و عقلا، محکوم به حکم الزامی باشد، مانند اخذ به خبر ثقه و ظواهر کلام، مفاد تقریرِ چنین بنایی عمل بر طبق آن بنا خواهد بود.

تقریر و تأیید باطل



تقریر و تأیید
باطلباطل در لغت، قرآن و حدیث، اسم فاعل از بطلان است و دارای مفهوم تقابلی «ضد حق» است که در قرآن، حدیث، علوم بلاغی، منطق، فلسفه، فقه، اصول فقه، کلام و عرفان بسیار به کار رفته است
بدون داشتن عذری همچون
تقیّهابراز عقیده یا انجام دادن کاری بر خلاف‌ نظر و اعتقاد قلبی را تقیّه گویند
نیست؛ از این‏رو، نشستن در مجلس
گناهگناه به معنای خلاف است و در اسلام هرگونه کاری که برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است
، بدون در صورتی که توان بازدارندگی و نهی از منکر را ندارد،
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.
[۴] وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۲۲۵.
[۵] وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۲۵۹.


استفهام تقریری



هرگاه کسی به صورت
استفهام تقریریاستفهام تقریری به پرسش به قصد گرفتن اقرار و اعتراف از مخاطب اطلاق می‌شود
از دیگری سؤال کند و مثلا بگوید: فلان مبلغ
پولپول، رایج‌ترین واسطه دادو‌ستد، وسیله مبادله، معیار سنجش ارزش، ذخیره ارزش و وسیله پرداخت تعهدات می‌باشد
از تو ندارم؟ و او پاسخ دهد: آری. این پاسخ،
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
او به می‏باشد.
اگر کسی در قالب استفهام تقریری از دیگری بپرسد: مرا
وکیلجریء آن‌که کاری به وی واگذار شده باشد، و به عبارت دیگر چنان‌که از متون فقهی استفاده می‌شود، وکیل نایب در تصرف را گویند
خود قرار دادی؟ و او در جواب بگوید آری، سپس سؤال کننده بگوید پذیرفتم، عقد وکالت تحقّق می‏یابد. البتّه بنابر قول به عدم اعتبار تأخّر
قبولقبول این است که مشتری بگوید: «قبلت» یا «اشتریت» یا «ابتعت» و نظیر آنها،مغنی المحتاج، ج۲، ص۳
از
ایجابایجاب مقابل قبول است
، بدون نیاز به قبول بعدی، با گفتن آری محقّق می‏شود.

پانویس


 
۱. اصول‌الفقه، ج۲، ص۶۲-۶۱.    
۲. الاصول العامة، ص۲۳۶.    
۳. تذکرة الفقهاء(ق)، ج۲، ص۵۷۸.    
۴. وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۲۲۵.
۵. وسائل الشیعة، ج۱۶، ص۲۵۹.
۶. جواهر الکلام، ج۳۵، ص۸۳.    
۷. جواهر الکلام، ج۲۷، ص۳۴۷.    


منبع



فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۲، ص۵۷۳.    



جعبه ابزار