توحید

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



اعتقاد به یگانگی و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند. از آن به مناسبت در باب و سخن گفته شده است.


مفهوم توحید



توحید، بنیادی ‌ترین آموزه اعتقادی در
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
می‌باشد که دارای جنبه های متعدد نظری و عملی است.
مطابق مفهوم توحید، خداوند، یکتا، دارای همه صفات کمالی ، بی مانند، بری از تغییر و نیز
خالقخالق (الخالق)، از اسماء حسنی می‌باشد
یگانه و بی شریک است، اداره عالم به
ارادهخواستن و همّت و اراده، آن قدر مهم است که گفته شده، خواستن، توانستن است، یعنی این که اگر کسی علاقمند به انجام کاری باشد در مقابل سختی ها و مشقت های آن مقاومت می کند، پس گویا که از همین الان به مقصد و مقصودش رسیده است
او صورت می‌گیرد و و توان فراگیرش بر همه عالم محیط است؛ همه آفریدگان باید او را کنند و این پرستش بی نیاز از پایمردی است.

از منظر قرآن



بنا بر
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
، باور توحیدی ریشه در
فطرتفطرت نوعی خاص از آفرینش‌ و راهنمای انسان به سوی خدا است
انسان هاانسان اصلش از «إِنْسیان» است، زیرا لغت شناسان عربی، مصغّر آن را «اُنیسیانْ» دانسته اند
دارد و هرگونه اعتقاد و رفتار غیر توحیدی نشانه انحراف از این بنیان وجودی و ناشی از عوامل روانی و محیطی و جغرافیایی و تاریخی و غیره است.
همه
پیامبرانپیامبران به برگزیدگان الهی و صاحبان منصب نبوت می‌گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، صلات، صوم، تجارت، نکاح و حدود سخن گفته شده است
منادی توحید بوده‌اند و بیشترین اهتمامشان زدودن
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
و آیین ها و رفتارهای
مشرکانهدر قرآن کریم به مناسبت‌های مختلف از مسئله «شرک» و «مشرکان» سخن به میان آمده است و در آیات متعددی از آنها سخن گفته شده است
بوده است.
قرآن به ویژه از و
ابراهیمابراهیم خلیل از پیامبران اولوالعزم، دارای شریعت و کتاب آسمانی به نام « صحف »، مورد احترام همه پیروان توحیدی می‌باشد
یاد می‌کند و به مناسبت های گوناگون و گاه به تفصیل، مبارزات توحیدی آنان را گزارش میدهد. همچنین از دو دین بزرگ یهودیت و
مسیحیتآیین مسیحیت یک آیین یکتاپرستانه است که بر آموزه‌ها و سخنان عیسی ناصری (مسیح) استوار گشته‌است
به عنوان دو دین توحیدی نام می برد، هرچند برخی آرای آنان در همین موضوع (مثلاً فرزند خدا بودن ) را نقد می کند و آن را انحراف از توحید می‌خواند.

از منظر فلسفه و کلام



نظام های
فلسفیفلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
و در
جهان اسلامجهاناسلام ، منطقه‌ای‌ مشتمل‌ بر مجموعه‌ فضای‌ پیوسته‌ از کشور مغرب ‌ در افریقای ‌ شمالی‌ تا شبه‌قاره‌ هند و آسیای‌ مرکزی ‌ و از قزاقستان ‌ تا مشرق‌ افریقا و چند قسمت‌ ناپیوسته‌ در جنوب‌ و جنوب‌شرقی‌ آسیا و اروپا و حوزه‌های‌ کوچک‌ مسلمان‌نشین‌ جهان‌ می‌باشد
نیز با وجود پاره ای اختلافات، بر پایه توحید شکل گرفته اند. و مکاتب و
فِرقفرقه ازحیث لغت، معنی گروه و دسته را می‌دهد و فريق، گروه جدا شده از ديگران است
درون عالم اسلام نیز پیش از هر چیز با این آموزه آزموده شده اند.
در مطالعات کنونی ادیان، مراد از توحید همان است که در یهودیت و مسیحیت و
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و در نظام های فلسفی مبتنی بر این ادیان وجود دارد، در برابر سایر تصورات از الوهیت در سنن دیگر دینی (مثلاً سرشت غیرشخصی خدا، حلول خدا در عالم، وجود نیروهای شر در کنار خدا)، مثل برخی صورت های آیین هندو و
بوداییبودایی به پیرو مکتب بودا می گویند
.
[۱] دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۶۸ـ۶۹، نیویورک ۱۹۸۷.


از منظر دین شناسی



توحید در تاریخ دین حضوری دیرینه دارد. مطابق یک نظریه، نخستین مرحله درک
بشرموجود قائم بر دو پا که در اصطلاح آدم و بشر اطلاق می‌‌شود را انسان گویند
از امر الوهی، نوعی توحید ابتدایی، و اعتقاد به چند
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
ــ که در اغلب ادیان ابتدایی مشاهده می شود ــ انحراف از این دریافت اولیه بوده است.
هر چند برای این نظریه شواهد دقیق تاریخی یافته نشده است، مطابق تحقیقات متأخر، بسیاری از مردمان بدوی یا باستانی ، علاوه بر خدایان متعدد، به خدایی برتر و مافوق خدایان دیگر نیز معتقد بوده‌اند که چه بسا همین امر زمینه تأمل در توحید را فراهم کرده بوده است.
[۲] دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۶۹، نیویورک ۱۹۸۷.


منشأ عقیده به توحید



در باره پیدایی و شکل گیری به توحید نیز محققان ادیان از روش های تعقلی و پی بردن به منطق
قدرتقدرت یکی از صفات الهی است
واحد الاهی در برخی مناطق و سنّت ها و نیز روش تجربه عرفانی و تجربه تاریخی سخن گفته اند.
[۳] دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۷۱، نیویورک ۱۹۸۷.

به علاوه، در دوره معاصر تأملات و تحقیقات فراوانی در باره توحید و کارکردهای آن، گاه همراه با نگاه
انتقادینقد و انتقاد در لغت به معنی ارزیابی، بررسی، شناسایی نمودن، زیر و رو کردن، عیب­ها را نمایاندن و پنهان­ ها را رو کردن است
(مثلاً منتهی شدن باور توحیدی به تمامت خواهی در جامعه؛ ناسازگاری توحید با
آزادییکی از مهمترین شرایط وجوب تکلیف بر انسان ، مختار بودن و مجبور نبودن او توسط دیگران یا شرایط خاص می باشد که از آن به آزادی یا حریت تعبیر می شود
انسان و ابتنای عقیده به توحید بر دیدگاه های پدرسالارانه )، صورت گرفته است که پاسخ های دیگر محققان (از جمله نقش توحید در آزادی بخشی، به مفاهیم مختلف آن) را درپی داشته است.
[۴] دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۷۵، نیویورک ۱۹۸۷.


مجالات بحث



موضوع این مقاله بررسی توحید در
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
است، مشتمل بر:
۱) واژه ؛ ۲)
در قرآن و تفسیرتأکید بر یکتایی خدا و نفی صریح و قاطع هرگونه شرک ، اصلی ترین پیام قرآن شناخته شده است و قرآن یکسر در باره توحید است
؛ ۳)
در حدیثمضامین مرتبط با توحید در احادیث، به ویژه احادیث امامان اهل بیت پیامبر (علیهم‌السلام)، ادبیات گسترده و پرباری فراهم آورده است
؛ ۴)
در کلامبحث توحید در منابع متقدم کلامی غالباً مشتمل بر تبیین مراد از وحدت خدا و اثبات این وحدت می باشد
؛ ۵)
در فلسفهتوحید خداوند ــ پس‌ از اثبات‌ وجود او، که‌ از نخستین‌ مباحث‌ الاهیات‌ به‌ معنای اخص‌ به‌ شمار می‌رودــ یکی از مهمترین‌ مسائل‌ در فلسفه‌ اسلامی است‌
؛ ۶)
در عرفانتوحید در عرفان، به این معنا است که جز خداوند چیز دیگری وجود ندارد؛ از این دید عارف مسلمان همه چیز را تجلی خدا می‌بیند و غیر از او چیزی را نمی‌بیند و ماسوی الله را مظاهر حق می‌داند که به عنایت او وجود یافته‌اند


واژه شناسی



توحید، از
ریشهبه اندامهاى گیاهى معمولا زیرزمینى که کار آن جذب آب و مواد غذایى است ریشه می‌گویند که از احکام مرتبط با آن به مناسبت در بابهایى نظیر حج، صلح، مزارعه، مساقات و احیاء موات سخن گفته‏اند
«وحد»، به معنای «یکی گفتن» است.
[۵] احمدبن علی بیهقی، تاج المصادر، ج۲، ص۵۹۲، چاپ هادی عالم زاده، تهران ۱۳۶۶ـ ۱۳۷۵ ش.
در دوره جدید به معنای «یکی کردن» نیز به کار می‌رود.
[۶] ادوارد ویلیام لین، واژگان عربی انگلیسی، ذیل «وحد»، کمبریج ۱۹۸۴.
[۷] المعجم الوسیط، تألیف ابراهیم انیس و دیگران، ذیل «وحد»، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۷ش.

کلمه وحد ــ که واژه های واحد ، وحید ، وَحْد (وَحدَهُ، وحدَک، وحدی)، وحدانیت ، وحدانی و
اَحداُحُد، به ضم الف و حاء، یکی از اسمهای خداوند است که به معنای بسیط و منزّه از هر نوع ترکیب می‌باشد
(همزه جانشین واو) از آن یافته ــ دلالت بر یکی بودن دارد و کاربرد این کلمات برای خدا نیز ناظر به همین معناست.
[۸] حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «احد» و «وحد»، چاپ محمد سید کیلانی، تهران ۱۳۳۲ ش.
[۹] ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل «احد» و «وحد».
[۱۰] ابن منظور، لسان العرب، ذیل «احد» و «وحد».


← کاربرد قرآنی


واژه توحید در
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
نیامده اما اشتقاقات مذکور چندین بار و غالباً برای خدا به کار رفته است (وحدَه شش بار فقط برای خدا، واحد ۲۳ بار از سی بار به صورت وصف خدا، وحید یک بار برای خدا بنا بر یکی از دو احتمال، احد فقط دو بار ــ از ۵۳ بار کاربرد آن ــ برای خدا).
[۱۱] محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «اَحد» و «وحد»، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.


← کاربرد حدیثی


در
حدیثحدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
، علاوه بر این واژه ها، واژگان توحید، موحد ، وحدانیت، توحُّد، متوحّد، وحدَک، و وحدی، بارها آمده است.
[۱۲] علیرضا برازش، المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحارالانوار، ذیل «وحد»، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۷۳ ش.
[۱۳] آرنت یان ونسینک، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، ذیل «وحد»، لیدن ۱۹۳۶ـ۱۹۶۹.

طبق احادیث، (صلی اللّه علیه و آله وسلم) واژه توحید را در اشاره و اقرار به یکتایی خدا و نفی هر گونه
شرکدر دین اسلام، شرک در برابر توحید قرار دارد یعنی اعتقاد داشتن به چندین خدا و از گناهان کبیره محسوب می‌شود که نابخشودنی است
، و‌ به‌طور کلی به معنای تصدیق گزاره «لااله الاّ اللّه وحدَه لاشریک له» و مانند آن، به کار بردند.
[۱۴] ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۲۰، حدیث ۸، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش .
[۱۵] ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۲۲ـ۲۳، حدیث ۱۵ و ۱۷، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
این کاربرد در احادیث نیز وجود دارد.
[۱۶] ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۴۲، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
[۱۷] ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۹۰، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش .


←← تطور حدیثی واژه


از قرن دوم به این سو کاربرد واژه توحید در همین معنا و سپس در اشاره به مجموعه مباحث مرتبط با وجود و و افعال خدا رایج شد و در احادیث
شیعهپس از رحلت پیامبر (ص) مسلمانان به دو فرقه «شیعه» و «اهل سنت» تقسیم شدند
نیز در همین گستره معنایی به کار رفت.
[۱۸] ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۵۶ ـ ۵۸، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
[۱۹] ابن بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
[۲۰] ابن بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.

بعدها این توسعه معنایی مبنای تدوین آثاری با عنوان «کتاب التوحید»، به استقلال یا بخشی از یک کتاب جامع حدیثی و غیر آن، گردید و حتی دانش از آن رو که اساسی ‌ترین مبحث آن بحث توحید است، «علم التوحید» و گاه «علم التوحید و الصفات» نام گرفت.
[۲۱] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۶، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
[۲۲] مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۱، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
[۲۳] محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، ج۱، ص۲۲، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
[۲۴] محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، ج۲، ص۱۴۷۰، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
[۲۵] محمد عبده، رساله التوحید، ج۱، ص۴۳، بیروت ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
[۲۶] دایرةالمعارف جهان اسلام، ذیل "Tawhid"، توسط دی ژیماره.
[۲۷] دائرة المعارف الاسلامیه، ذیل «التوحید، علم»، قاهره: دارالشعب، ۱۹۶۹، (از محمدیوسف موسی).


←← ابزار شناسایی


برخی نیز توحید را به منزله معرف مسلمانان ( اهل التوحید ) به کار بردند
[۲۸] علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۱۴۶، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
[۲۹] محمدبن محمد مفید، اوائل المقالات، ص ۵۱، چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
، همچنان که گاه برخی مذاهب کلامی ، مثلاً
معتزلیاناين مذهب در اوايل قرن دوم هجرى توسط واصل بن عطا (۸۰- ۱۳۱) پديد آمد، در آن زمان مسئله مرتكبان گناه و حکم دنيوى و اخروى آنان مورد بحث جدى قرار داشت
و
سَلَفی هااز آغاز قرن چهاردهم، مکتب “سلفیه” بر سر زبان‌ها افتاد و گروهی آن را به عنوان “دین” و “مذهب”، برگزیدند و خود را “سلفی” نامیدند و برخی، آن را “روش فکری” برای رسیدن به حقیقت اسلام دانستند
، به سبب تبیین خاص از آموزه توحید یا تأکید بیش‌تر بر جایگاه نظری آن در مجموعه باورهای دینی، اهل التوحید (یا اهل التوحید و العدل) خوانده شدند.
[۳۰] محمدبن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۷، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ۱۳۶۷ـ ۱۳۶۸/ ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹، چاپ افست بیروت.


←← ابزار جریان سازی


توحید همچنین آموزه کانونی و عامل شکل گیری جریان ها و جنبش های جدید اجتماعی و
سیاسیاصلاح و تدبیر (اداره امور) کشور در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی را سیاست گویند
در جهان اسلام بوده است.

احکام توحید




← میزان کفر و ایمان


توحید از
ارکانآنچه که ترک عمدی یا سهوی آن موجب بطلان عبادت شده و همچنین به هر یک از چهار زاویه کعبه رکن گفته می‌شود که از رکن به معنای نخست در باب صلات و در معنای دوم در باب حج سخن رفته است
و
اصولاُصول‌ِ دین‌ (در مقابل‌ فروع‌ دین)، اصطلاحی‌ کلامی‌ که‌ به‌ نظر بسیاری‌ از دانشمندان‌ دینی‌ مسلمان‌ به‌ مجموعه‌ باورهایی‌ گفته‌ می‌شود که‌ اساس‌ دین‌ اسلام‌ را تشکیل‌ می‌دهد و مسلمانی‌ بدون‌ آنها میسر نیست‌ و انکار هر یک‌ از آن‌ها موجب‌ کفر و استحقاق‌ عذاب‌ است
اسلام بلکه همه ادیان آسمانی می‌باشد و کسی که آن را انکار نماید و برای خداوند شریک قائل شود،
مشرکدر قرآن کریم به مناسبت‌های مختلف از مسئله «شرک» و «مشرکان» سخن به میان آمده است و در آیات متعددی از آنها سخن گفته شده است
و است.
[۳۱] العروة الوثقی ج۱، ص۶۷.
[۳۲] توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۸۴ م۱۰۶.


← رکن تشهد


شهادت به وحدانیّت خداوند متعال از ارکان
تشهّد تشهّد از اجزاء و واجبات نمازکه بعد از دو سجده رکعت دوم و دو سجده رکعت سوم نماز سه رکعتی و دو سجده رکعت چهارم خوانده می شود
نماز است و بدون آن تشهّد تحقق نمی‌یابد.

← در اذان و اقامه


دو بار به توحید از فصول
اذانجملات مخصوص برای اعلام وقت نماز را اذان گویند، که به رسول خدا وحی شده است
و
اقامهاِقامه کلماتی ویژه است که از آن در باب صلات سخن رفته است
است.

← تلقین به محتضر و میت


تلقینالقای کلام به دیگری را تَلقین گویند و از این عنوان در بابهای طهارت، تجارت، لعان، اقرار و قضاء سخن رفته است
توحید، همراه دیگر معارف اعتقادی به محتضر و
میّتمیت که در فارسی به ان مرده یا درگذشته گفته می شود به کسی اطلاق می شود که با خروج و مفارقت روح از کالبد وی ، فعالیت‌‌های قلبی و عروقی او متوقف شده و اعمال مغزی وی بدون بازگشت از بین رفته باشد که این پدیده‌ آثاری حقوفی چون حال شدن دیون ، انحلال عقد نکاح بین میت و همسرش ، تعیین وراث متوفی و
مستحب است.

← استحباب اقرار بیمار


است هنگام عیادت مؤمنان از او، نزد آنان به توحید،
نبوّتاصل نَبُوّت، یعنی باور به اینکه خدا برای رساندن سخن خود به انسان، پیامبرانی را از میان خود آنان برگزیده‌است
،
امامتامامت رهبری امت اسلامی پس از پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) ==پنج محوردر بحث امامت== مباحث امامت بر پنج محور کلی استوار است: ۱
و جز آن از عقاید دینی
اقراراعتراف به حقّی ثابت بر ضرر خود یا نفی حقّی برای خود از ذمّه دیگری را اقرار می‌گویند
کند.

فهرست‌منابع



(۱) علاوه‌برقرآن.
(۲) عبدالرحمان بن حسن آل شیخ، فتح المجید: شرح کتاب التوحید، چاپ عبدالعزیزبن عبداللّه بن باقر، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۳) محمودبن عبداللّه آلوسی، روح المعانی، بیروت: داراحیاء التراث العربی.
(۴) محمود شکری آلوسی، بلوغ الارب فی معرفه احوال العرب، چاپ محمد بهجه اثری، بیروت( ۱۳۱۴ ).
(۵) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ۱۳۸۵ـ۱۳۸۷/ ۱۹۶۵ـ۱۹۶۷، چاپ افست بیروت.
(۶) ابن اسحاق، سیره ابن اسحاق، چاپ محمد حمیداللّه، قونیه ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۷) ابن بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم( ۱۳۵۷ ش ).
(۸) ابن تیمیّه، التسعینیه، چاپ محمدبن ابراهیم عجلان، ریاض ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
(۹) ابن تیمیّه، مجموع الفتاوی، چاپ مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۱۰) ابن جوزی، زادالمسیر فی علم التفسیر، چاپ محمدبن عبدالرحمان عبداللّه، بیروت ۱۴۰۷/۱۹۸۷.
(۱۱) ابن حبیب، کتاب المحبـّر، چاپ ایلزه لیشتن شتتر، حیدرآباد دکن ۱۳۶۱/۱۹۴۲، چاپ افست بیروت.
(۱۲) ابن حبیب، کتاب المنمّق فی اخبار قریش، چاپ خورشید احمد فاروق، حیدرآباد دکن ۱۳۸۴/۱۹۶۴.
(۱۳) ابن سعد، الطبقات الکبری.
(۱۴) ابن شعبه، تحف العقول عن آل الرسول، بیروت ۱۳۹۴/۱۹۷۴.
(۱۵) ابن طاووس، کشف المحجه لثمره المهجه، نجف ۱۳۷۰/۱۹۵۰.
(۱۶) ابن عاشور (محمد طاهر بن محمد)، تفسیر التحریر و التنویر، تونس ۱۹۸۴.
(۱۷) ابن فارس، معجم مقاییس اللغة.
(۱۸) ابن قیّم جوزیّه، اغاثه اللهفان فی مصاید الشیطان، چاپ محمد عفیفی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹.
(۱۹) ابن قیّم جوزیّه، توضیح المقاصد و تصحیح القواعد فی شرح قصیده الامام ابن القیم، چاپ زهیر شاویش، بیروت ۱۴۰۶.
(۲۰) ابن کلبی، کتاب الاصنام، چاپ احمد زکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴.
(۲۱) ابن منظور، لسان العرب.
(۲۲) ابن میثم، شرح نهج البلاغه، قم ۱۳۶۲ ش.
(۲۳) ابن ندیم، کتاب الفهرست.
(۲۴) ابن هشام، مغنی اللبیب عن کتاب الاعاریب، چاپ محمد محیی الدین عبدالحمید، قاهره ( ۱۹۶۴ )، چاپ افست قم ۱۴۰۴.
(۲۵) ابوالصلاح حلبی، تقریب المعارف فی الکلام، چاپ رضا استادی،( قم) ۱۳۶۳ ش.
(۲۶) محمدبن عبداللّه ازرقی، کتاب اخبار مکه شرفهااللّه تعالی و ماجاء فیها من الا´ثار، روایه اسحاق بن احمد خزاعی، در اخبار مکه المشرفه، ج ۱، غتنغه ۱۲۷۵.
(۲۷) علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
(۲۸) عبدالملک بن عبداللّه امام الحرمین، الشامل فی اصول الدین، بیروت ۱۴۲۰/۱۹۹۹.
(۲۹) محمدبن طیب باقلاّنی، الانصاف فیما یجب اعتقاده و لایجوز الجهل به، چاپ عمادالدین احمد حیدر، بیروت ۱۴۰۷/ ۱۹۸۶.
(۳۰) علیرضا برازش، المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحارالانوار، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۷۳ ش.
(۳۱) مرتضی بروجردی، مستندالعروه الوثقی، تقریرات درس آیه اللّه خوئی، ج ۴، قم ۱۳۶۸ ش.
(۳۲) عبداللّه بن عمر بیضاوی، انوار التنزیل و اسرار التأویل، المعروف بتفسیر البیضاوی، مصر ۱۳۳۰، چاپ افست بیروت.
(۳۳) احمدبن علی بیهقی، تاج المصادر، چاپ هادی عالم زاده، تهران ۱۳۶۶ـ ۱۳۷۵ ش.
(۳۴) مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
(۳۵) محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
(۳۶) علی بن محمد جرجانی، شرح المواقف، چاپ محمد بدرالدین نعسانی حلبی، مصر ۱۳۲۵/ ۱۹۰۷، چاپ افست قم ۱۳۷۰ ش.
(۳۷) نعمت اللّه بن عبداللّه جزایری، نورالبراهین، او، انیس الوحید فی شرح التوحید، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۱۷.
(۳۸) محمودبن علی حمصی رازی، المنقذ من التقلید، قم ۱۴۱۲ـ۱۴۱۴.
(۳۹) ابوالقاسم خوئی، البیان فی تفسیرالقرآن، قم ۱۴۱۸.
(۴۰) ابوالقاسم خوئی، معجم رجال الحدیث، بیروت ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳، چاپ افست قم.
(۴۱) دائرة المعارف الاسلامیه، قاهره: دارالشعب،( ۱۹۶۹ (، ذیل «التوحید، علم» (از محمدیوسف موسی).
(۴۲) حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، چاپ محمد سید کیلانی، تهران( ۱۳۳۲ ش ).
(۴۳) قاسم بن ابراهیم رسی، «کتاب اصول العدل و التوحید»، در رسائل العدل و التوحید، چاپ محمد عماره، ج ۱،( قاهره ): دارالهلال، ۱۹۷۱.
(۴۴) محمد رشیدرضا، تفسیرالقرآن الحکیم الشهیر بتفسیر المنار،( تقریرات درس ) شیخ محمد عبده، ج ۳، مصر ۱۳۶۷.
(۴۵) محمود روحانی، المعجم الاحصائی لالفاظ القرآن الکریم = فرهنگ آماری کلمات قرآن کریم، مشهد ۱۳۶۶ـ ۱۳۶۸ ش.
(۴۶) زمخشری، الکشّاف عن حقیقة التنزیل.
(۴۷) جعفر سبحانی، الالهیات علی هدی الکتاب و السنه و العقل، به قلم حسن محمد مکی عاملی، ج ۲، قم ۱۴۱۳.
(۴۸) جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج ۲، قم، ۱۳۷۳ ش.
(۴۹) محمدبن احمد شمس الائمه سرخسی، کتاب المبسوط، قاهره، ۱۳۲۴، چاپ افست استانبول، ۱۴۰۳/ ۱۹۸۳.
(۵۰) محمدبن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ۱۳۶۷ـ ۱۳۶۸/ ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹، چاپ افست بیروت.
(۵۱) محمدبن عبدالکریم شهرستانی، نهایه الاقدام فی علم الکلام، چاپ آلفرد گیوم، قاهره.
(۵۲) لویس شیخو، النصرانیه و آدابها بین عرب الجاهلیه، بیروت ۱۹۸۹.
(۵۳) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، شرح اصول الکافی: کتاب التوحید، قسم ۱، چاپ محمد خواجوی، تهران ۱۳۷۰ ش.
(۵۴) طباطبائی، المیزان فی تفسیر القرآن.
(۵۵) محمدکاظم بن عبدالعظیم طباطبایی یزدی، العروه الوثقی، بیروت ۱۴۰۴.
(۵۶) احمدبن علی طبرسی، الاحتجاج، چاپ محمدباقر موسوی خرسان، نجف ۱۳۸۶/ ۱۹۶۶.
(۵۷) فضل بن حسن طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن.
(۵۸) طبری، جامع البیان فی تفسیر القرآن.
(۵۹) محمدبن حسن طوسی، التبیان فی تفسیرالقرآن، چاپ احمد حبیب قصیر عاملی، بیروت.
(۶۰) محمدبن حسن طوسی، کتاب تمهیدالاصول فی علم الکلام، چاپ عبدالمحسن مشکوه الدینی، تهران ۱۳۶۲ ش.
(۶۱) محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.
(۶۲) محمد عبده، رساله التوحید، بیروت ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
(۶۳) حسن بن عبداللّه عسکری، الفروق اللغویّه، چاپ حسام الدین قدسی، بیروت ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۶۴) عبدالرحمان بن احمد عضدالدین ایجی، المواقف فی علم الکلام، بیروت: عالم الکتب.
(۶۵) حسن بن یوسف علامه حلّی، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، چاپ محمد نجمی زنجانی،( قم ) ۱۳۶۳ ش.
(۶۶) حسن بن یوسف علامه حلّی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، چاپ حسن حسن زاده آملی، قم ۱۴۰۷.
(۶۷) علیبن حسین علم الهدی، شرح جمل العلم و العمل، چاپ یعقوب جعفری مراغی،( تهران ) ۱۴۱۴.
(۶۸) جوادعلی، المفصّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بیروت ۱۹۶۷ـ ۱۹۷۸.
(۶۹) علی بن ابی طالب (علیه‌السلام)، امام اول، نهج البلاغه، چاپ صبحی صالح، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۷۰) مقدادبن عبداللّه فاضل مقداد، ارشاد الطالبین الی نهج المسترشدین، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۵.
(۷۱) مقدادبن عبداللّه فاضل مقداد، اللوامع الالهیه فی المباحث الکلامیه، چاپ محمدعلی قاضی طباطبائی، قم ۱۳۸۰ ش.
(۷۲) محمدبن عمر فخررازی، الاربعین فی اصول الدین، چاپ احمد حجازی سقا، قاهره ۱۹۸۶.
(۷۳) محمدبن عمر فخررازی، التفسیر الکبیر، او، مفاتیح الغیب، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۷۴) محمدبن عمر فخررازی، کتاب المحصَّل، چاپ حسین اتای، قاهره ۱۴۱۱/۱۹۹۱.
(۷۵) یحیی بن زیاد فرّاء، معانی القرآن، ج ۲، چاپ محمدعلی نجار، مصر ۱۹۵۵، چاپ افست تهران.
(۷۶) علی اصغر فقیهی، وهابیان: بررسی و تحقیق گونه ای در باره عقاید و تاریخ فرقه وهابی، تهران( ۱۳۵۷ ش ).
(۷۷) محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی، کتاب الوافی، چاپ ضیاءالدین علامه اصفهانی، اصفهان ۱۳۶۵ـ۱۳۷۴ ش.
(۷۸) محمدسعیدبن محمدمفید قاضی سعید قمی، شرح توحید الصدوق، چاپ نجفقلی حبیبی، تهران، ج ۲، ۱۴۱۶، ج ۳، ۱۴۱۹.
(۷۹) قاضی عبدالجباربن احمد، شرح الاصول الخمسه، چاپ سمیر مصطفی رباب، بیروت ۱۴۲۲.
(۸۰) قاضی عبدالجباربن احمد، المختصر فی اصول الدین، در رسائل العدل و التوحید، چاپ محمد عماره، ج ۱، ( قاهره ): دارالهلال، ۱۹۷۱.
(۸۱) قاضی عبدالجباربن احمد، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، ج ۴، چاپ محمدمصطفی حلمی و ابوالوفا غنیمی تفتازانی، قاهره ۱۹۶۵.
(۸۲) محمودبن مسعود قطب الدین شیرازی، دره التاج، بخش ۱، چاپ محمد مشکوه، تهران ۱۳۶۹ ش.
(۸۳) کلینی، الکافی.
(۸۴) عبدالرزاق بن علی لاهیجی، گوهر مراد، چاپ زین العابدین قربانی لاهیجی، تهران ۱۳۷۲ ش.
(۸۵) محمدبن محمد ماتریدی، کتاب التوحید، چاپ فتح اللّه خلیف، استانبول ۱۹۷۹.
(۸۶) محمدصالح بن احمد مازندرانی، شرح اصول الکافی، مع تعالیق ابوالحسن شعرانی، چاپ علی عاشور، بیروت ۱۴۲۱/۲۰۰۰.
(۸۷) علی بن محمد ماوردی، النکت و العیون:تفسیرالماوردی، چاپ عبد المقصود بن عبدالرحیم، بیروت ۱۴۱۲/۱۹۹۲.
(۸۸) عبدالرحمان بن مأمون متولی شافعی، الغنیه فی اصول الدین، چاپ عمادالدین احمد حیدر، بیروت ۱۴۰۶/ ۱۹۸۷.
(۸۹) مجلسی، بحارالانوار.
(۹۰) احمد مصطفی مراغی، تفسیرالمراغی، بیروت ۱۹۸۵.
(۹۱) المعجم الوسیط، تألیف ابراهیم انیس و دیگران، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۷ش.
(۹۲) محمدبن محمد مفید، اوائل المقالات، چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
(۹۳) محمدباقربن محمد میرداماد، التعلیقه علی کتاب الکافی، چاپ مهدی رجائی، قم ۱۴۰۳.
(۹۴) محمدحسن بن باقر نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، ج ۱۰، چاپ عباس قوچانی، بیروت ۱۹۸۱.
(۹۵) حسن بن محمدنظام الاعرج، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان، چاپ زکریا عمیرات، بیروت ۱۴۱۶/۱۹۹۶.
(۹۶) سعیدبن محمد نیسابوری، فی التوحید، دیوان الاصول لابی رشید سعیدبن محمد النیسابوری قاهره ۱۳۸۵/ ۱۹۶۵.
(۹۷) آرنت یان ونسینک، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، لیدن ۱۹۳۶ـ۱۹۶۹.
(۹۸) یاقوت حموی، معجم البلدان.
(۹۸) یاقوت حموی، معجم الادباء.
(۹۹) یعقوبی، تاریخ الیعقوبی.
(۱۰۰) دایرةالمعارف جهان اسلام، ذیل "Tawhid"، توسط دی ژیماره.
(۱۰۱) دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، نیویورک ۱۹۸۷.
(۱۰۲) ادوارد ویلیام لین، واژگان عربی انگلیسی، کمبریج ۱۹۸۴.
(۱۰۳) دایرة المعارف جهان اسلام آکسفورد، ویرایش جان ال اسپوزیتو، نیویورک ۱۹۹۵، ذیل "توحید" (توسط تامارا سوون).
(۱۰۴) فؤاد سزگین، تاریخ نگارش عرب تا حدود ۴۳۰ ه، لیدن ۱۹۶۷.
(۱۰۵) هری اوسترین ولفسون، فلسفه کلام، کمبریج، ماساچوست ۱۹۷۶.

پانویس


 
۱. دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۶۸ـ۶۹، نیویورک ۱۹۸۷.
۲. دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۶۹، نیویورک ۱۹۸۷.
۳. دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۷۱، نیویورک ۱۹۸۷.
۴. دایرة المعارف دین، ویرایش میرچا الیاده، ج۱۰، ص۷۵، نیویورک ۱۹۸۷.
۵. احمدبن علی بیهقی، تاج المصادر، ج۲، ص۵۹۲، چاپ هادی عالم زاده، تهران ۱۳۶۶ـ ۱۳۷۵ ش.
۶. ادوارد ویلیام لین، واژگان عربی انگلیسی، ذیل «وحد»، کمبریج ۱۹۸۴.
۷. المعجم الوسیط، تألیف ابراهیم انیس و دیگران، ذیل «وحد»، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۷ش.
۸. حسین بن محمد راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ذیل «احد» و «وحد»، چاپ محمد سید کیلانی، تهران ۱۳۳۲ ش.
۹. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة، ذیل «احد» و «وحد».
۱۰. ابن منظور، لسان العرب، ذیل «احد» و «وحد».
۱۱. محمدفؤاد عبدالباقی، المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم، ذیل «اَحد» و «وحد»، بیروت: داراحیاءالتراث العربی.
۱۲. علیرضا برازش، المعجم المفهرس لالفاظ احادیث بحارالانوار، ذیل «وحد»، تهران ۱۳۷۲ـ۱۳۷۳ ش.
۱۳. آرنت یان ونسینک، المعجم المفهرس لالفاظ الحدیث النبوی، ذیل «وحد»، لیدن ۱۹۳۶ـ۱۹۶۹.
۱۴. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۲۰، حدیث ۸، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش .
۱۵. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۲۲ـ۲۳، حدیث ۱۵ و ۱۷، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
۱۶. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۴۲، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
۱۷. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۹۰، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش .
۱۸. ابن بابویه، التوحید، ج۱، ص۵۶ ـ ۵۸، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
۱۹. ابن بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
۲۰. ابن بابویه، التوحید، چاپ هاشم حسینی طهرانی، قم ۱۳۵۷ ش.
۲۱. مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۶، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
۲۲. مسعودبن عمر تفتازانی، شرح المقاصد، ج۴، ص۱۱، چاپ عبدالرحمان عمیره، قاهره ۱۴۰۹/۱۹۸۹، چاپ افست قم ۱۳۷۰ـ۱۳۷۱ ش.
۲۳. محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، ج۱، ص۲۲، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
۲۴. محمد اعلی بن علی تهانوی، کتاب کشاف اصطلاحات فنون، ج۲، ص۱۴۷۰، چاپ محمد وجیه و دیگران، کلکته ۱۸۶۲، چاپ افست تهران ۱۹۶۷.
۲۵. محمد عبده، رساله التوحید، ج۱، ص۴۳، بیروت ۱۳۹۶/۱۹۷۶.
۲۶. دایرةالمعارف جهان اسلام، ذیل "Tawhid"، توسط دی ژیماره.
۲۷. دائرة المعارف الاسلامیه، ذیل «التوحید، علم»، قاهره: دارالشعب، ۱۹۶۹، (از محمدیوسف موسی).
۲۸. علی بن اسماعیل اشعری، کتاب مقالات الاسلامیّین و اختلاف المصلّین، ج۱، ص۱۴۶، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ۱۴۰۰/۱۹۸۰.
۲۹. محمدبن محمد مفید، اوائل المقالات، ص ۵۱، چاپ ابراهیم انصاری زنجانی خوئینی، بیروت ۱۴۱۴/۱۹۹۳.
۳۰. محمدبن عبدالکریم شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۵۷، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ۱۳۶۷ـ ۱۳۶۸/ ۱۹۴۸ـ۱۹۴۹، چاپ افست بیروت.
۳۱. العروة الوثقی ج۱، ص۶۷.
۳۲. توضیح المسائل مراجع ج۱، ص۸۴ م۱۰۶.
۳۳. جواهر الکلام ج۱۰، ص۲۴۶.    
۳۴. جواهر الکلام ج۹، ص۸۱-۸۲.    
۳۵. الروضة البهیة ج۱، ص۵۷۲.    
۳۶. تحریر الوسیلة ج۱، ص۹۲.    
۳۷. العروة الوثقی ج۱، ص۳۷۲.    


منابع



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «توحید»، شماره۵۰۴۹.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۲، ص۶۵۷.    



جعبه ابزار