• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

تولی۱

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



مقالات مرتبط: تبری.

تولى در فقه سیاسی به معنای پذیرش ولایت و امامت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و التزام عملی به رهبری دینی آنان است.
این اصل از ارکان اعتقادی شیعه امامیه است که در قرآن و روایات به‌ عنوان اساس دین و معیار ایمان معرفی شده است.
محبت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) در این چارچوب، ناظر به تصدیق، اطاعت و ترجیح ولایت آنان در عرصه دین و هدایت است.
تولی همراه با تبری، واجب شرعی و ملاک انتساب به ولایت الهی و خروج از ولایت طاغوت به‌ شمار می‌آید.



تولى دوست داشتن اهل‌بيت (علیهم‌السّلام) و پذيرش ولايت و امامت ايشان است.


تولى به معناى يادشده اصطلاحى در برابر تبرى از مهم‌ترين آموزه‌هاى اعتقادى نزد شيعه اماميه است.
در قرآن كريم، مودت و محبت ذى‌القربى (علیهم‌السّلام) مزد رسالت رسول اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) تعيين‌ شده و در روايات بر آن فراوان تأكيد شده است.

بلكه اساس و پايه اسلام برشمرده شده و ديندارى و ايمان بدان منوط شده است.
در برخى روايات ولایت اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) در كنار نماز، روزه، زکات و حج از اركان اسلام و بلكه مهمترين ركن آن تلقى شده است.


مراد از محبت اهل‌بيت (علیهم‌السّلام) - كه روايات بر آن تأكيد كرده‌اند - پذيرش امامت و ولايت امامان (علیهم‌السّلام)، تسليم در برابر آنان، تصديق، تبعیت از ايشان در رفتار و گفتار و قرار دادن آنان در جايگاهى است كه خدای متعال براى آنان قرار داده است.
از اين رو، مقدم داشتن ديگران بر آنان در اين قلمرو، در واقع خروج از دايره محبت محسوب مى‌شود.
[۱۰] الشهاب الثاقب، ص۱۴۴.



اين همه تأکید و اهتمام به مسئلۀ تولى در متون دينى براى اين است كه محبت به اهل‌بيت (علیهم‌السّلام) و پذيرش ولايت ايشان در واقع، محبت به خدا و پیامبر خدا (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم) و قبول ولايت خدا و رسول او است.
چنان‌ كه دشمنى با آنان، دشمنى با خدا و رسول و انکار ولايت ايشان، انكار ولايت خدا و رسول و دخول در ولایت شیطان است.


از عنوان تولى به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن رفته است.


تولى همراه تبرى - كه مفهوم متضاد و مخالف آن است - از واجبات،
[۱۶] لاری، سيد‌ ‌عبدالحسين، التعليقه على المكاسب، ج۱، ص۲۳۲.
بلكه مهم‌ترين ركن اسلام، تحقق بخش ايمان و از امورى است كه به محتضر و میت، تلقین مى‌شود.



۱. شوری، سوره۴۲، آیه۲۳.    
۲. صفار قمی، محمد بن حسن، بصائر الدرجات، ص۳۸۴-۳۸۵.    
۳. ابن قولویه قمی، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، ۳۳۶.    
۴. شیخ صدوق، محمد، علل الشرائع، ج۱، ص۱۴۱.    
۵. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۲۴، ص۲۹۹.    
۶. محدث نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج۵، ص۳۵۹.    
۷. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۸۴.    
۸. علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۳، ص۲۳۳.    
۹. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱، ص۱۸.    
۱۰. الشهاب الثاقب، ص۱۴۴.
۱۱. علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۳۶.    
۱۲. علامه مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۲۷، ص۸۸.    
۱۳. حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۱۷۶.    
۱۴. ملکی میانجی، محمدباقر، بدایع الکلام، ص۲۶۴.    
۱۵. علامه مجلسی، محمدباقر، مرآة العقول، ج۸، ص۲۵۹.    
۱۶. لاری، سيد‌ ‌عبدالحسين، التعليقه على المكاسب، ج۱، ص۲۳۲.
۱۷. بحرانی، یوسف، الحدائق الناضره، ج۱۸، ص۴۲۳.    
۱۸. مکی عاملی، محمد، البیان، ص۱۴۰.    
۱۹. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۲، ص۲۵۱.    
۲۰. کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۲، ص۲۸۹.    
۲۱. موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ فقه فارسی، ج۲، ص۶۶۷-۶۶۸.    



عمید زنجانی، عباس‌علی، فقه سیاسی، ج۱، ص۵۷۰-۵۷۱.    






جعبه ابزار