جنگ یا جهاد (فقه سیاسی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
جنگ یا جهاد، از مباحث مطرح در
فقه سیاسی است.
جنگ در مفهوم عام با خشونت، خونریزی و انگیزههای مادی و قدرتطلبانه همراه است، در حالی که جهاد در
اسلام دارای ماهیت معنوی و عبادی است.
جهاد به عنوان یک فریضه الهی، عملی نظامی است که باید با
قصد قربت و انگیزه معنوی انجام شود و خشونت یا اهداف مادی
مشروعیت ایجاد نمیکند.
آثار حقوقی جهاد شامل محدودیتهای جنگی، احکام مربوط به اسراء و
غنایم و تأثیرات سیاسی و
اجتماعی آن است.
جهاد دفاعی نیز حتی در حفظ حقوق مادی و جان
مسلمانان، دارای جنبه عبادی و تکلیفی الهی تلقی میشود.
عبادی بودن جهاد به معنای باطل شدن آن بدون قصد قربت نیست و انجام آن با مسئولیت فردی و اجتماعی نیز مشروعیت دارد، هرچند آثار معنوی آن کمتر خواهد بود.
جنگ معمولاً آميخته با خشونت، بيرحمى، قساوت، انتقامجويى، ويرانى، خونريزى، ايجاد وحشت، نابودى و نفى
کرامت انسانها است و بيشتر در راستاى اهداف توسعهطلبانه و اغراض مادى و كسب يا حفظ
قدرت و اشباع حس برترى جويیها و جاهطلبیها انجام مىگيرد. در حالى كه جهاد در مفهوم اسلامى از همه اين آلودگیها مبرا است.
انتخاب واژه جهاد در متون و منابع اسلامى نشانگر بُعد معنوى و عبادى عمليات نظامى در
جهاد فی سبیل الله مىباشد و در
قرآن بهجز واژه جهاد از كلماتى چون
قتال و
حرب نيز كه به معنای درگيرى نظامى بهکار رفته است. ولى بيشترين موارد به كارگيرى اين واژهها عمليات نظامى و تهاجمى
کفار و كسانى است كه فاقد انگيزه معنوى و انسانى و الهى بوده و جنبه ضدارزشى داشته است و در مواردى كه اين دو واژه به مفهوم جهاد به كار گرفته شده همواره با قيد «فى سبيل» همراه بوده است.
بنابراين، مىتوان گفت كه ماهيت جهاد در اسلام به معنى يك سلسله عمليات نظامى و خشونتآميز توأم با قتل، كشتار و تخريب نيست و هيچ نوع انگيزه مادى و فاقد ارزشهاى معنوى و الهى نمىتواند مجوزى براى جهاد محسوب گردد چنين جنگى از ديدگاه اسلام
مشروع شمرده نخواهد شد.
بهعلاوه جهاد يكى از فرايض عبادى اسلام محسوب شده و بيش از آن كه يك عمل سياسى تلقى گردد يك عبادت مىباشد و فقها جنگ مشروع در اسلام را در حوزه
معاملات و
قواعد حقوقی نياورده و آن را در شمار عبادات آوردهاند.
ارتباط جهاد با مباحث حقوقى، ناشى از آثار مادى اين
آیین سیاسی - عبادی است كه اين آثار در ديگر عبادات اسلامى، كمتر ديده مىشود.
محدوديتهاى عمليات جنگى و احكام مربوط به اسراء،
غنایم، سرزمين و امثال آن كه از آثار جهاد مىباشد موجب گرديده است كه جهاد به صورت جزئى از
حقوق سیاسی و مباحث عمومى
حقوق اسلامی مطرح گردد.
حتى در مورد جهاد دفاعى در برابر تجاوز به منافع مادى اسلام و دولت اسلامى و نيز جهاد به مفهوم فردى و دفاع از مال، جان و عرض كه انگيزه و هدف مادى آن كاملاً آشكار مىباشد و به منظور حفظ حقوق مادى اسلام و
جامعه اسلامی انجام مىگيرد نيز اصل جهاد به عنوان يك فريضه الهى مطرح است.
مفهوم عبادى بودن جهاد در فقه آن نيست كه هرگاه بدون قصد قربت و انگيزهاى انجام پذيرد مانند: ساير عبادات اسلامى بىاعتبار و فاقد اثر و در يك كلام باطل خواهد بود.
فقها جهاد را از عناوين قصديه به شمار آوردهاند به اين معنى كه هرگاه فرد يا جامعه مسلمان فريضه جهاد را با انگيزه مادى و بدون قصد قربت انجام دهند به وظيفه خود عمل نموده و از مسؤوليت مبرّا خواهند بود ولى ديدگاه اسلام در جهاد و معنى و ماهيت اين وظيفه كاملاً الهى و مبتنى بر احساس مسؤوليت فرد و جامعه در برابر خداست.
با اين حال خصلت عبادى بودن جهاد در
جهاد ابتدایی روشنتر و مؤثرتر مىباشد. زيرا در جهاد دفاعى بدون قصد عبادت و قربت امكان دستيابى به آثار ديگر مانند حفظ حقوق مادى وجود دارد ولى در جهاد ابتدايى اگر جنبه عبادى آن منتفى گردد نتيجه ديگرى براى فرد و جامعه به بار نخواهد آورد مگر آن كه آثار معنوى چون انتشار اسلام و كسب پيروزیهاى سياسى و نظامى و عقيدتى در شمار آثار ناشى از جهاد ملحوظ گردد.
در هر صورت عبادى بودن جهاد حتى در مورد جهاد ابتدايى نيز به معنى عبادى بودن نماز و روزه نيست. زيرا اين گونه فرايض دينى بدون قصد قربت ملغى الاثر و كان لم يكن مىباشد كه فقها از آن حالت به بطلان تعبير مىكنند و مكلف موظف است بار ديگر آن عبادات را با قصد قربت تكرار نمايد ولى در مورد جهاد هرگاه فرد مسلمان يا
دولت اسلامی به مسؤليت خود در انجام فريضه جهاد قيام نمايد؛ حتى اگر بدون قصد قربت هم باشد عمل آنان باطل محسوب نشده و دوباره مكلف به انجام آن نيستند. به همين دليل است كه فقها در عين اين كه جهاد را از عبادات شمردهاند ولى از نظر آثار فقهى آن را در شمار
توصّلیات آوردهاند.
•
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، ج۵، ص۵۷-۵۹.