جهاد

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جهاد بذل
جانجان به معنای نَفْس (روح) هر موجود جاندار می باشد و از آن در بابهایى نظیر حج، جهاد، اطعمه و اشربه، حدود و قصاص سخن گفته‌اند
و مال در در
جنگجنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
با دشمن
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و است.


واژه و معنای لغوی



جِهاد،
جنگ‌جنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
مشروع‌ در راه‌
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و عنوان‌ یکی‌ از ابواب‌
فقه‌‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
اسلامی‌.جِهاد واژه‌ای‌ عربی‌ است‌ از
ریشه‌به اندامهاى گیاهى معمولا زیرزمینى که کار آن جذب آب و مواد غذایى است ریشه می‌گویند که از احکام مرتبط با آن به مناسبت در بابهایى نظیر حج، صلح، مزارعه، مساقات و احیاء موات سخن گفته‏اند
جه د به‌ معنای‌ مشقت‌، تلاش‌، مبالغه‌ در کار، به‌ نهایت‌ چیزی‌ رسیدن‌ و توانایی‌.
[۲] ترتیب‌ اصلاح‌ المنطق‌، چاپ‌ محمدحسن‌ بکائی‌، مشهد ۱۴۱۲.
[۴] ابن‌اثیر، النهایه‌ فی‌ غریب‌ الحدیث‌ و الاثر، ذیل‌ «جهد»، چاپ‌ محمود محمد طناحی‌ و طاهر احمد زاوی‌، بیروت‌ ۱۳۸۳/۱۹۶۳، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۴ ش‌.


معنای اصطلاحی



مهم‌ترین‌ مفهوم‌ اصطلاحی‌ این‌ واژه‌ در متون‌ دینی‌، همانند کاربرد
عام‌لفظ شامل تمام مصادیق مدخول آن را عام می‌گویند
آن‌، گونه‌ای‌
خاص‌لفظ یا حکمِ دارای شمول کمتر در مقایسه با لفظ یا حکم دیگر را خاص می‌گویند
از تلاش‌ است‌ یعنی‌ مبارزه‌ کردن‌ در راه‌ خدا با جان‌، مال‌ و دارایی‌های‌ دیگر خود در با
کافرانکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
و
باغیانباغى به معنای خروج‌ کننده بر امام معصوم علیه السّلام است
، با هدف‌ گسترش‌ و اعتلای
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و برپا داشتن
شعائرشعائر به معنی نشانه ‏ها می باشد و به هر چیزی که شعار و نشانه باشد اطلاق می شود
یا
دفاع‌دفاع به معنای دفع کردن مهاجم است
از آن‌..
[۶] ابن عابدین‌، ردّ المحتار علی‌ الدّر المختار، ج۳، ص۲۱۷، چاپ‌ سنگی‌ مصر ۱۲۷۱ـ۱۲۷۲، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
[۷] محمد خیر هیکل‌، الجهاد و القتال‌ فی‌ السیاسه‌ الشرعیه‌، ج۱، ص۴۴، بیروت‌ ۱۴۱۷/۱۹۹۶.


← معنای دیگر


در متون‌ دینی‌، علاوه‌ بر این‌ معنای‌ خاص‌ و اصطلاحی‌، جهاد به‌ مفهوم‌ لغوی‌ و عام‌ خود نیز بسیار به‌کار رفته‌ است‌، مانند کاربرد تعبیر «
جهاد اکبرجهاد اکبر همان جهاد نفس است
» در باره‌ مجاهدت‌ و تلاش‌ نفس‌ در برابر
شیطان‌هر موجود سرکش و متمرد از فرمان خداوند متعال از جن و انس که دور از رحمت است و کارش وسوسه خلق است را شیطان می‌گویند
و هوای‌ نفس‌.

مثابه‌های جهاد



در احادیث‌ برخی‌ از کارها به‌ مثابه‌ جهاد شمرده‌ شده‌اند، که‌ ظاهراً برای‌ ارج‌ نهادن‌ به‌ این‌ کارها بوده‌ است‌، مانند
امر به‌ معروف‌آیین مقدس اسلام در كنار دیگر برنامه‌های فردی واجتماعی خود، از پیروانش می‌خواهد كه نسبت به آن‌چه از دیگران می‌بینند بی‌تفاوت نباشند بلكه آن‌ها را به سوی خوبی‌ها فرا خوانده و از بدی‌ها باز دارند
و نهی‌ از منکر، سخن‌ گفتن‌ به‌
عدالت‌عدالت، یعنی نهادن هر چیزی به جای خود و لفظی است که با معنایی وسیع در کلیه شؤون آدمی حضور مؤثر دارد
در برابر
سلطان‌سلطان‏ به معنای تسلط‌دارنده و در اصطلاح به حاکم و سرپرست یک جامعه گفته می‌شود
ستمگر، تلاش‌ مرد برای‌ زنده‌ کردن‌ سنّتی‌ نیکو در
جامعه‌جامِعه، کتـابـی نـام‌بـردار در روایـات شیعه ، بـه امـلای رسول‌الله (ص) و خط امیرالمؤمنین علی (ع) است
، خوب‌
شوهرداری‌یکی از موضوعات مهمی که هر مؤمنی خواهان فهم آن از کلام گهربار معصومین (علیهم‌السّلام) است، موضوع «آیین همسرداری» است
کردن‌
زن‌زن مقابل مرد است
و تلاش‌ مرد برای‌ کسب‌
روزی‌هر چیزی که مایه دوام زندگی مخلوقات زنده است را رزق و روزی گویند
حلال‌حلال،این عنوان در مقابل حرام وبه معنای انچه که از لحاظ شرعی جایز است
برای‌
خانواده‌خانواده ، به اهل خانه شامل پدر، مادر و فرزندان گفته می شود
.
[۱۵] محمد عبدالرووف‌بن‌ تاج‌العارفین‌ مناوی‌، فیض‌ القدیر: شرح‌ الجامع‌ الصغیر، ج۳، ص۳۶۶، بیروت‌) ۱۳۹۱/۱۹۷۲.
[۱۷] محمد خیر هیکل‌، الجهاد و القتال‌ فی‌ السیاسه‌ الشرعیه‌، ج۱، ص۴۶ـ۴۷، بیروت‌ ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
[۱۸] محمد خیر هیکل‌، الجهاد و القتال‌ فی‌ السیاسه‌ الشرعیه‌، ج۱، ص۱۰۹ـ۱۱۰، بیروت‌ ۱۴۱۷/۱۹۹۶.


جهاد در قرآن



جهاد از برترین اعمال و دری از درهای
بهشتبهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
و از ارکان مهم اسلام است و در
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
و برای جهاد و مجاهدان فضایل بسیاری ذکر شده است.
[۱۹] مهذّب الاحکام ج۱۵، ص۷۷-۷۸.
، چون‌
حکم‌•حکم به ضم حاء و سکون کاف به معنای رأی قاضی است
جهاد در
مدینه‌مدینه یکی از شهرهای اصلی کشور عربستان هست
تشریع‌ شده‌، واژه‌ جهاد و مشتقات‌ آن‌ در آیات‌ مکی‌ در معنای‌ عام‌ و لغوی‌ آن‌ به‌کار رفته‌ است‌. نخستین‌ آیه‌ راجع‌ به‌ تشریع‌ جهاد، به‌ جهاد دفاعی‌ اختصاص‌ دارد که‌ در سال‌ اول‌ هجری‌ نازل‌ شد و به‌ مسلمانان‌ اجازه‌ داد که‌ در برابر هجوم‌ مشرکان‌ به‌ دفاع‌ از خود بپردازند.
[۲۶] علی‌بن‌ احمد واحدی‌ نیشابوری‌، اسباب‌ النزول‌ الایات‌، ج۱، ص۲۰۸، قاهره‌ ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
[۲۷] طباطبائی، المیزان‌.، ذیل‌ آیات.
آیات‌ متعددی‌ در بسیاری‌ از سوره‌های‌ مدنی‌، به‌ویژه‌ ،
انفال‌اموال اختصاص یافته به رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و امامان علیهم السّلام را اَنفال می‌گویند و از این موضوع هرچند فقها به تفصیل در بخش پایانی کتاب خمس یا در بابی مستقل تحت همین عنوان بحث کرده‏اند، لیکن از آن در بابهای جهاد و احیاء موات نیز سخن گفته‏اند
،
آل‌عمران‌آلِ عِمران، از اعلام قرآن کریم، این عنوان تنها یک‌بار در کلام خدا آمده است: اِنَّ اللّهَ اصْطَفی ادَمَ وَ نُوحاً وَ الَ اِبْراهیمَ وَ الَ عِمْرانَ عَلَی الْعالَمین: خداوند آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید
،
توبه‌پشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
و احزاب‌، به‌ جهاد و مباحث‌ متعلق‌ به‌ آن‌ اختصاص‌ دارد
[۲۸] محمدفؤاد عبدالباقی‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ‌ القرآن‌ الکریم‌، ذیل‌ «جهد»، بیروت‌: داراحیاء التراث‌ العربی.
[۲۹] محمدفؤاد عبدالباقی‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ‌ القرآن‌ الکریم‌، ذیل‌ «قتل‌»، بیروت‌: داراحیاء التراث‌ العربی.
در تحلیل‌ این‌ آیات‌ نباید
شأن‌ نزول‌شأن نزول آیات قرآن، یعنی دانستن موجبات نزول آیات قرآنی است
آنها و اهداف‌ اساسی‌ را، به‌ویژه‌ در زمینه‌
فلسفه‌فلسفه آن علمی است که درباره کلی‌ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می‌کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می‌کند
جنگ‌جنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
و
صلح‌صلح یکی از اقسام عقود می‌باشد
، از نظر دور داشت، پس‌ از [[فتح‌
مکه‌مَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
]] در سال‌ هشتم‌ هجری‌، آیاتی‌ نازل‌ شد که‌ به‌حسب‌ ظاهر، بر جنگ‌ با همه‌ مشرکان‌، در هر مکان‌ و زمان‌، دلالت‌ دارد.

← اختلاف در نسخ برخی آیات جهاد


به‌ نظر برخی‌ از مفسران‌ و فقها، این‌ آیات‌، به‌ویژه‌
آیه‌نماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
۵
سوره‌ توبه‌سوره توبه، نهمین سورۀ قرآن کریم، دارای ۱۶ واحد موضوعی (رکوع)، ۱۲۹ (یا ۱۳۰) آیه، ۴۹۷‘۲ کلمه و ۷۸۷‘۱۰ حرف می‌باشد
، مشهور به‌ آیه‌ «سیف‌»،
[۳۳] ابوالقاسم‌ خوئی‌، البیان‌ فی‌ تفسیر القرآن‌، ج۱، ص۳۰۵، بیروت‌ ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
آیات‌ دیگری‌ را که‌ به‌ گونه‌ای‌ دالّ بر مدارا کردن‌ با مشرکان‌ هستند
نسخ‌مسئله نسخ یکی از مسائل بسیار مهم در علوم قرآنی است که میان صاحب نظران در تعریف و مصادیق آن اختلافات فراوانی وجود دارد
کرده‌ است‌.
[۳۹] ابن‌حزم‌، الناسخ‌ و المنسوخ‌ فی‌ القرآن‌ الکریم‌، ج۱، ص‌۳۰، چاپ‌ عبدالغفار سلیمان‌ بنداری‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۴۰] ابن‌حزم‌، الناسخ‌ و المنسوخ‌ فی‌ القرآن‌ الکریم‌، ج۱، ص‌۳۵-۳۴، چاپ‌ عبدالغفار سلیمان‌ بنداری‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
[۴۴] ابن‌جوزی‌، نواسخ‌ القرآن‌، ج۱، ص۲۴۲، بیروت‌: دارالکتب‌ العلمیه.
شماری‌ از مستشرقان‌ نیز در موافقت‌ با حکم‌ نسخ‌ گفته‌اند که‌ تنها آیاتی‌ که‌ به‌ ظاهر مسلمانان‌ را به‌ جهاد با مشرکان‌، از جمله‌
اهل‌ کتاب‌مقصود از اهل کتاب، پیروان مذاهب و ادیانی می‌باشند که پیامبر آنان دارای کتابی بوده است که از سوی خداوند برای هدایت انسان‌ها به او وحی شده باشداز آن در بسیاری از باب‌های فقهی مانند طهارت، صلات، جهاد، نکاح و صید و ذباحه، از جهات مختلف بحث شده است
، در هر زمان‌ و مکان‌، دعوت‌ می‌کنند، به‌ قوّت‌ خود باقی‌اند و بقیه‌ آیات‌، که‌ وجوب‌ جهاد را منوط‌ به‌ وجود شرایط‌ خاصی‌ مانند فتنه‌انگیزی‌ دشمنان‌ کرده‌اند،
منسوخ‌منسوخ به حکم شرعیِ نسخ شده توسط حکم شرعی دیگر اطلاق می‌شود
شده‌اند.
در برابر، مخالفان‌ نسخ‌ بر آن‌اند که‌ با توجه‌ به‌ قواعد نسخ‌ آیات‌
قرآن‌قرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
و تاریخ‌ و شأن‌ نزول‌ آیات‌ موردنظر، امکان‌ نسخِ آنها وجود ندارد
[۴۷] محمد رشید رضا، تفسیر القرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیر المنار،(تقریرات‌ درس‌ شیخ‌محمد عبده)، ج۲، ص۲۱۵، مصر ۱۳۶۷.
[۴۸] ابوالقاسم‌ خوئی‌، البیان‌ فی‌ تفسیر القرآن‌، ج۱، ص۳۰۵، بیروت‌ ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
[۴۹] ابوالقاسم‌ خوئی‌، البیان‌ فی‌ تفسیر القرآن‌، ج۱، ص۳۵۳، بیروت‌ ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
[۵۲] وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، آثار الحرب‌ فی‌ الفقه‌ الاسلامی‌، ج۱، ص۱۱۴ـ۱۲۰،) دمشق‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.


فضائل‌ دنیوی‌ و اخروی‌ جهاد



در آیات‌ و احادیث‌ فضائل‌ دنیوی‌ و اخروی‌ جهاد مطرح‌ شده‌ است‌.به‌ موجب‌ آیات‌ قرآن‌، کسانی‌ که‌ جان‌ و مالشان‌ را در راه‌ خدا فدا کنند در درگاه‌ الاهی‌ از دیگر مسلمانان‌ برترند و خداوند به‌ آنها مژده‌
بهشت‌بهشت، به جایگاه نیكان و مؤمنان در آخرت گفته می شود، که از آن به مناسبت، در باب هاى طهارت، صلاة و حج سخن رفته است
و دستیابی‌ به‌ مقام‌ شهادت‌ داده‌ است‌. قرآن‌ کریم‌ مهم‌ترین‌ مانع‌ انسان‌ برای‌ جهاد را وابستگی‌ به‌ خانواده‌، مال‌ و خانمان‌ شمرده‌ است‌.همچنین‌ کسانی‌ را که‌ از جهاد رویگردان‌اند فاسق‌ خوانده‌ و به‌ آنها کیفر الاهی‌ را وعید داده‌ است‌.بنابر
قرآن‌قرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
، پیروزی‌ تنها به‌ دست‌ خداست‌ و پیروی‌ از فرمان‌
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و ، دوری‌ از نزاع‌ و تفرقه‌، صبر و استقامت‌ و فرار نکردن‌ از دشمن‌، از مهم‌ترین‌ احکام‌ جهاد به‌شمار رفته‌ است‌. به‌موجب‌ آیات‌ قرآن‌، مجاهدان‌ به‌ میزان‌
صبرصبر، عبارت است از ثَبات نفس و اطمینان آن و مضطرب نگشتن و مقاومت کردن در بلایا و مصایب، به گونه‌ای که سینه انسان تنگ نشود و خاطرش پریشان نگردد
و استقامت‌ خود از امدادهای‌ غیبی‌ برخوردار می‌شوند. از جمله‌ امدادهای‌ غیبی‌ الاهی‌، آرامش‌ بخشیدن‌ به‌ مجاهدان‌ و افکندن‌ ترس‌ و وحشت‌ در دل‌ کافران‌ است‌.بنا بر احادیث‌، جهاد در راه‌ خدا از برترین‌ کارهاست‌ و پاداش‌ اخروی‌ مجاهد
شهیدکشته راه خدا در جهاد با دشمنان را شهید گویند
چنان‌ است‌ که‌ وی‌ نیل‌ به‌ جهاد و شهادت‌ را دوباره‌ آرزو می‌کند.
[۷۰] ابن‌حنبل‌، مسند الامام‌ احمد بن‌ حنبل، ج۱، ص۱۴، بیروت‌:دارصادر.
[۷۱] ابن‌حنبل‌، مسند الامام‌ احمد بن‌ حنبل، ج۳، ص۱۲۶، بیروت‌:دارصادر..
[۷۲] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، ج۱، ص۱۲،) چاپ‌ محمد ذهنی‌ افندی، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۷۳] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، ج۶، ص۱۵،) چاپ‌ محمد ذهنی‌ افندی، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۷۴] مسلم‌بن‌ حجاج‌، صحیح‌ مسلم‌، ج۱، ص۸۸، چاپ‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۷۵] مالک‌بن‌ انس‌، المُوَطّأ، ج۲، ص۴۴۳ـ ۴۴۵، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.


آثار



به‌ سبب‌ اهمیت‌ و جایگاه‌ مهم‌ جهاد در
اسلام‌اسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
، آثار بسیاری‌ در باره‌ آن‌ تدوین‌ شده‌ است‌.
[۷۹] حاجی‌خلیفه‌، کشف‌الظنون عن اسامی‌الکتب و الفنون، ج۱، ستون۵۶.
[۸۰] اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۱، ستون۲۵۱، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
[۸۱] اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۱، ستون۲۸۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
[۸۲] اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۲، ستون۱۹۶، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
[۸۳] اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۱ـ۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
[۸۴] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۱۹۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۸۵] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۲۶۴، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۸۶] اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۲، ستون‌۱۲۳، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.


کتاب جهاد درکتب روایی



همچنین‌ در منابع‌ جامع‌ حدیثی‌ و فقهی‌ همواره‌ بخشی‌ با عنوان‌ کتاب‌ «جهاد» یا « سِیر » به‌ احکام‌ جهاد اختصاص‌ داشته‌ است‌.مهم‌ترین‌ موضوعات‌ این‌ مبحث‌ عبارت‌اند از: بالا بردن‌ آمادگی‌ رزمی‌ مجاهدان‌، شرایط‌ وجوب‌ جهاد بر مؤمنان‌، اقسام‌ جهاد، احکام‌ مربوط‌ به‌ میدان‌ جنگ‌ مانند شیوه‌ مبارزه‌ و چگونگی‌ رفتار با نظامیان‌، کشته‌ شدگان‌، اسرا و بازماندگان‌ (
جنگ‌جنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
، اسارت‌)، تقسیم‌ غنایم‌ (
غنیمت‌غنیمت به معنی فیی‌ء و مالی است که عاید شخص می‏شود
) و خاتمه‌ دادن‌ به‌ جهاد.
[۸۷] [http://lib.eshia.ir/۱۱۰۱۹/۱/۳۴۹/الغزو زیدبن‌ علی‌ (ع‌)، مسند الامام‌ زید، ج۱، ص۳۴۹ـ ۳۶۲، بیروت‌: دارمکتبه‌ الحیاه.
[۸۸] محمدبن‌ ادریس‌ شافعی‌، الاُمّ، ج۴، ص۱۶۷ـ۳۱۳، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۸۹] عبدالسلام‌بن‌ سعید سحنون‌، المدونه‌ الکبری‌، ج۲، ص۲ـ ۵۰، التی‌ رواها سحنون ‌بن‌ سعید تنوخی‌ عن‌ عبدالرحمان‌بن‌ قاسم‌ عتقی‌ عن‌ مالک‌بن‌ انس‌، قاهره‌ ۱۳۲۳، (چاپ‌ افست‌ بیروت).
[۹۰] مسلم‌بن‌ حجاج‌، صحیح‌ مسلم‌، ج۲، ص۱۳۵۶ـ ۱۴۵۰، چاپ‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۹۴] محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، کتاب‌ المبسوط‌، ج‌۱۰، ص۲ـ ۱۴۴، قاهره‌ ۱۳۲۴ـ۱۳۳۱، چاپ‌ افست‌ استانبول‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۹۵] ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۶۴ ـ۶۳۵، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
«رباط‌» یا «مرابطه‌» (مرزبانی‌) نیز موضوعی‌ مرتبط‌ با جهاد و در برخی‌ موارد ــ بر پایه‌ احادیث‌ ــ از مصادیق‌ آن‌ است‌.
[۹۷] محمد عبدالرووف‌بن‌ تاج‌العارفین‌ مناوی‌، فیض‌ القدیر: شرح‌ الجامع‌ الصغیر، ج۴، ص۱۸، بیروت‌) ۱۳۹۱/۱۹۷۲.

نگارش‌ کتاب‌هایی‌ با عنوان‌ «السِّیر» مانند السِیر اوزاعی‌ (متوفی‌ ۱۵۷) و السیر الصغیر و السیر الکبیر محمدبن‌ حسن‌ شیبانی‌ (متوفی‌ ۱۸۹) نیز، که‌ بیانگر روش‌ برخورد مسلمانان‌ با غیرمسلمانان‌ در زمان‌ جنگ‌ و صلح‌ است‌، در میان‌ فقهای‌ متقدم‌، به‌ویژه‌
اهل‌ سنّت‌اهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
، متداول‌ بود.السیرالکبیر شیبانی‌ به‌دلیل‌ قدمت‌ و جامعیت‌ مباحث‌، اهمیت‌ بسیاری‌ دارد و شروح‌ متعددی‌ بر آن‌ نوشته‌ شده‌ است‌.حکومت‌ عثمانی‌ این‌ کتاب‌ را به‌ مثابه‌ قانون‌ روابط‌ بین‌الملل‌ می‌دانست‌.
[۹۸] محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، شرح‌ کتاب‌ السیر الکبیر، ج۱، مقدمه‌ منجد، ص۱۴، چاپ‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌ ۱۹۷۱.
[۹۹] محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، کتاب‌ المبسوط‌، ج۱۰، ص۲، قاهره‌ ۱۳۲۴ـ۱۳۳۱، چاپ‌ افست‌ استانبول‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
کتب‌
فقه‌ سیاسی‌فقه را فهم و استنباط مقررات عملی اسلام از منابع و مدارک تفصیلی مربوط به آن، یعنی قرآن، سنت، اجماع و عقل تعریف کرده‌اند و فقه سیاسی را به معنای کلیه‌ مباحث سیاسی فقه یا تمامی پاسخ‌هایی که فقه به سوال‌های سیاسی عصر و زمان می‌دهد‌ تعریف کرده‌اند
، مانند الاحکام‌ السلطانیه‌ ماوردی‌ و کتاب‌ الخراج‌ قاضی‌ ابویوسف‌ (متوفی‌ ۱۸۳)، نیز بخشی‌ را به‌ احکام‌ جهاد اختصاص‌ داده‌اند.
[۱۰۴] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۵، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۱۰۵] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۶۸، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۱۰۶] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۲۴۸، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۱۰۷] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۴۳۸، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۱۰۸] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۵۸۹، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۱۰۹] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۶۱۸، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۱۱۰] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۷۰۶، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۱۱۱] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۲، ستون۲۴، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
[۱۱۲] اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۲، ستون۵۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.


جهاد در فقه



در منابع‌ جامع‌ فقه‌ شیعه‌، گاه‌ مباحث‌ مربوط‌ به‌ جهاد در ضمن‌ مباحث‌ دیگر، مانند
حدودحدود، از مباحث مهم کیفری در فقه و حقوق به معنای کیفرهایی با میزان مشخص برای جرائمی خاص است
و
امر به‌ معروف‌آیین مقدس اسلام در كنار دیگر برنامه‌های فردی واجتماعی خود، از پیروانش می‌خواهد كه نسبت به آن‌چه از دیگران می‌بینند بی‌تفاوت نباشند بلكه آن‌ها را به سوی خوبی‌ها فرا خوانده و از بدی‌ها باز دارند
و نهی‌ از منکر، مطرح‌ شده‌ است‌.، همچنین‌ برخی‌ از فتاوای‌ جهادی‌ علمای‌ شیعه‌، به‌ خصوص‌ در مواجهه‌ با هجوم‌ استعمارگران‌، از جمله‌ در جنگ‌های‌ ایران‌ و روسیه‌ در قرن‌ سیزدهم‌، که‌ نقش‌ عمده‌ای‌ در دفاع ‌از سرزمین‌های‌ اسلامی‌ داشته‌، در مجموعه‌هایی‌ گردآوری‌ شده‌ است‌.
[۱۱۴] عیسی‌بن‌ حسن‌ میرزا بزرگ‌ قائم‌مقام‌، احکام‌ الجهاد و اسباب‌ الرشاد، ج۱، ص۶۲، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ۱۳۸۰ ش.
[۱۱۵] عیسی‌بن‌ حسن‌ میرزا بزرگ‌ قائم‌مقام‌، احکام‌ الجهاد و اسباب‌ الرشاد، ج۱، ص۷۴، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌.
[۱۱۶] عیسی‌بن‌ حسن‌ میرزا بزرگ‌ قائم‌مقام‌، احکام‌ الجهاد و اسباب‌ الرشاد، ج۱، ص۷۶، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ۱۳۸۰ ش.
[۱۱۷] رسایل‌ و فتاوای‌ جهادی‌، تدوین‌، ج۱، ص۲۰ـ۳۵۱، تحقیق‌ و تحشیه‌ از محمدحسن‌ رجبی‌، تهران‌: وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، معاونت‌ پژوهشی‌ و آموزشی‌، ۱۳۷۸ ش.
در پاره‌ای‌ مقاطع‌ تاریخی‌ دعوت‌ به‌ جهاد در میان‌ علمای‌ اهل‌ سنّت‌ نیز دیده‌ می‌شود، مانند تشویق‌
ابن‌عساکراِبْن‌ِ عَساکر، نام‌ تنی‌ چند از دودمان‌ بنی‌ عساکر که‌ پس‌ از درگذشت‌ ابوالقاسم‌ علی‌ بن‌ عساکر چهره نامدار این‌ خاندان‌ به‌ این‌ عنوان‌ خوانده‌ شدند
(متوفی‌ ۵۷۱) به‌ جهاد در جریان‌
جنگهای‌ صلیبی‌مجموعه ‌جنگهای ‌مسیحیان‌ غرب ‌اروپا با مسلمانان ‌بخشهایی ‌از جهان ‌اسلام‌ بین ‌سده ‌پنجم ‌و هفتم‌/ یازدهم ‌و سیزدهم‌ می باشد
، با گردآوری‌ چهل‌
حدیث‌حدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا فعل یا تقریر معصوم (ع) باشد و بر آن خبر و سنت و روایت نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره
در این‌ باره‌.
[۱۱۸] احمد عبدالکریم‌ حلوانی‌، ابن‌عساکر و دوره‌ فی‌ الجهاد ضدالصلیبیین‌ فی‌ عهد الدولتین‌ النوریه‌ و الایوبیه، ج۱، ص۱۱ـ۱۳، دمشق‌ ۱۹۹۱.


اقسام جهاد



فقها در کتاب‌هایشان‌ جهاد را به دو قسم ابتدایی و دفاعی تقسیم کرده‌اند.
البته‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ در کتاب‌های‌ فقهی‌ متقدم‌ صریحاً ذکر نشده‌ و آنان‌ معمولاً احکام‌ جهاد ابتدایی‌ را به‌ گونه‌ای‌ مبسوط‌ و احکام‌ جهاد تدافعی‌ را به‌طور ضمنی‌ بیان‌ کرده‌اند.
[۱۲۶] محمدبن‌ ادریس‌ شافعی‌، الاُمّ، ج۴، ص‌۱۷۰، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۲۸] محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، شرح‌ کتاب‌ السیر الکبیر، ج۱، ص۱۸۷ـ ۱۸۹، چاپ‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌ ۱۹۷۱.
، و برخی، نام جهاد بر قسم دوم نهادن را مَجاز دانسته و گفته‌اند: جهاد ثابت در که دارای احکامی ویژه است، همان جهاد ابتدایی است و قسم دوم از اقسام دفاع است.
[۱۲۹] سداد العباد ص۴۰۹.


← جهاد ابتدایی


جهاد ابتدایی‌ به‌ معنای‌ جنگ‌ با مشرکان‌ و کفار برای‌ دعوت‌ آنان‌ به‌ اسلام‌ و توحید و برقراری‌ عدالت‌ است‌.در این‌ نوع‌ از جهاد، که‌ مسلمانان‌ آغازگر نبردند، هدف‌، از بین‌ بردن‌ سیطره‌
کفر«كفر» به معناى «پوشاندن و پنهان كردن چيزى » مى باشد
و فراهم‌ آوردن‌ امکان‌ گسترش‌ دین‌ الاهی‌ است.
[۱۳۲] احمدبن‌ علی‌ جصاص‌، احکام‌ القرآن‌، ج۳، ص۶۵، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدعلی‌ شاهین‌، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۴.


←← مشروعیت



←← فقهای امامیه


بیشتر فقیهان‌ امامی‌ وجوب‌ جهاد ابتدایی‌ و حتی‌
مشروعیت‌مشروعیت یعنی کیفیت ارزیابی شدن مثبت، اعتبار قانونی یافتن و مورد قبول قرار گرفتن از جانب یکایک حکمرانان، نهادها و نهضت‌های سیاسی و از طریق نظام‌های مرجعیت به واسطه انطباق این‌گونه نهادها و نظام‌های مرجعیت با قانون، اصل یا منبع ایجاد مرجعیت و اقتدار است
آن‌ را منوط‌ به‌ موافقت‌ و
اجازه‌اجازه به معنی اظهار رضایت و صدور جواز انجام عمل یا روی دادن حالتی می باشد
امام‌امام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
یا نایب‌ او می‌دانند.
[۱۳۷] محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، الاقتصاد الهادی‌ الی‌ طریق‌ الرشاد، ج۱، ص‌۲۹۰، تهران‌ ۱۴۰۰.
مراد این‌ فقها از نایب‌ امام‌، نایب‌ خاص‌ است‌ و شامل‌ نایبان‌ عام‌ امام‌ (فقها) در عصر غیبت‌ نمی‌شود، اما به‌ نظر برخی‌ دیگر، اجازه‌ امام‌ معصوم‌ یا نایب‌ خاص‌ او برای‌ جهاد لازم‌ نیست‌ و حتی‌ نایب‌ عام‌ او نیز می‌تواند برای‌ بسط‌ توحید و عدل‌ و جلوگیری‌ از ظلم‌ و استبداد ظالمان‌ و حمایت‌ از مظلومان‌، به‌ حکم‌ عقل‌ به‌ جهاد ابتدایی‌ روی‌ آورد.
[۱۴۵] عیسی‌بن‌ حسن‌ میرزا بزرگ‌ قائم‌مقام‌، احکام‌ الجهاد و اسباب‌ الرشاد، ج۱، ص۶۶، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ۱۳۸۰ ش.
به‌ نظر این‌ فقها
اجماع‌«اجماع» اصطلاحی اصولی است و یکی از ادلّه اربعه به شمار می‌رود
مورد ادعا در این‌ زمینه‌، مناقشه‌پذیر است‌ و تعبیر « » در احادیث‌ جهاد به‌معنای‌ امام‌ معصوم‌ نیست.

←← فقهای اهل سنت


فقهای‌ اهل‌ سنّت‌ جهاد ابتدایی‌ را در صورت‌ وجود
مصلحت‌مصلحت در لغت به معنای صلاح، خیر و صواب است
اسلام‌اسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و مسلمانان‌ در آن‌ ــ که‌
حاکم‌به انشاء کننده حکم حاکم می‌گویند
، چه‌ عادل‌ چه‌ فاسق‌، آن‌ را تشخیص‌ می‌دهد ــ
واجب‌واجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
دانسته‌اند.
[۱۴۷] احمدبن‌ علی‌ جصاص‌، احکام‌ القرآن‌، ج۳، ص۱۵۴، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدعلی‌ شاهین‌، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
[۱۴۸] محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، شرح‌ کتاب‌ السیر الکبیر، ج۱، ص۱۵۶ـ ۱۵۷، چاپ‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌ ۱۹۷۱.
[۱۴۹] ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۷۱، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
[۱۵۰] محمد شوکانی‌، نیل‌الاوطار: شرح‌ منتقی‌ الاخبار من‌ احادیث‌ سیدالاخیار، ج۷، ص۲۴۲ـ ۲۴۳، مصر: شرکه‌ مکتبه‌ و مطبعه‌ مصطفی‌ البابی‌ الحلبی‌ (چاپ‌ افست‌ بیروت).
به‌ نظر آنان‌، اطاعت‌ از حاکم‌ در امر جهاد مانند نمازهای‌ پنج‌گانه‌ واجب‌ است.
[۱۵۱] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۹، بیروت‌: دارالفکر.
[۱۵۲] ۲۷۷، عبدالحمید شروانی‌، حاشیه‌ العلامه‌ الشیخ‌ عبدالحمید الشروانی‌، در حواشی‌ الشروانی‌ و ابن ‌قاسم‌ العابدی‌ علی‌ تحفه‌ المحتاج‌ بشرح‌ المنهاج‌، ج۹، ص۲۳۷، چاپ‌ سنگی‌ مصر ۱۳۱۵، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ (: داراحیاء التراث‌ العربی.

از دیدگاه‌ برخی‌ مؤلفان‌ مسلمان‌، وجوب‌ جهاد به‌ معنای‌ وجود تقابل‌ همیشگی‌ میان‌ مسلمانان‌ و غیرمسلمانان‌ نیست‌، بلکه‌ جهاد به‌ منزله‌ آخرین‌ راه‌حل‌ برای‌ تثبیت‌ مصالح‌ اسلام‌ و مسلمانان‌است‌.
[۱۵۳] وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، ج۱، ص‌۹۰، آثار الحرب‌ فی‌ الفقه‌ الاسلامی‌، دمشق‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۱۵۴] وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، ج۱، ص‌۹۷، آثار الحرب‌ فی‌ الفقه‌ الاسلامی‌، دمشق‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
پیش‌ از آغاز جهاد، لازم‌ است‌ که‌ طرف‌ مقابل‌ را به‌ اسلام‌ و تعالیم‌الاهی‌ آن‌ و رها کردن‌ کفر و عصیان‌ در برابر
خداآفرینندۀ جهان هستی را خدا گویند
و زیرپا نگذاشتن‌ حقوق‌ انسان‌ها دعوت‌ کرد و ابتدا باید به‌ مناطق‌ نزدیک‌تر به‌ سرزمین‌ اسلامی‌ پرداخت‌
[۱۵۵] محمدبن‌ ادریس‌ شافعی‌، الاُمّ، ج۴، ص۱۷۷، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
[۱۵۶] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، بیروت‌: دارالفکر.
، به‌ نظر برخی‌ فقها، به‌ استنادِ سیره‌ پیامبر اکرم‌، در صورت‌ وجود شرایط‌ مناسب‌ و آمادگی‌ سپاه‌ اسلام‌ برای‌ جهاد، انجام‌ دادن‌ آن‌ حداقل‌ یک‌بار در هر سال‌
واجب‌واجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است‌
[۱۶۱] ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۶۷ـ۳۶۸، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
[۱۶۲] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۶، بیروت‌: دارالفکر.
فرار از میدان‌ نبرد جایز نیست‌، مگر در موارد استثنایی.
[۱۶۵] محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۷۳، بیروت‌ ۱۹۸۱.


←← وجوب کفایی بودن


به‌ نظر مشهور در فقه‌ اسلامی‌، جهاد ابتدایی با فراهم آمدن شرایط آن واجب کفایی است؛ بدین معنا که تا زمان نیاز جبهه نبرد به نیرو، بر همه واجدان شرایط
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است در آن حضور یابند و با حضور نیرو به مقدار کفایت، جهاد بر دیگران واجب نخواهد بود،مگر آنکه
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
علیه السّلام حاکم‌ به‌ دلایل‌ خاصی‌ افراد معینی را فرا بخواند، که در این صورت حضور آنان
واجب عینیواجب عینى آن است كه از هر یك از مكلفین بالخصوص خواسته شده، و تك تك مكلفین باید شخصاً آن را انجام دهند مانند نماز و روزه و وضو
خواهد بود.پس‌ از حضور در صحنه‌ جنگ‌ و رویارویی‌ دو طرف‌، جهاد واجب‌ عینی‌ است‌ و انصراف‌ از آن‌ حرام‌ است.
[۱۷۱] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۷، بیروت‌: دارالفکر.
[۱۷۲] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۷۷، بیروت‌: دارالفکر.
[۱۷۴] ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۶۴، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.


←← طرف مقابل جهاد ابتدایی


جهاد ابتدایی در برابر سه گروه
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است: کافران غیر ذمّی اعم از
اهل کتابمقصود از اهل کتاب، پیروان مذاهب و ادیانی می‌باشند که پیامبر آنان دارای کتابی بوده است که از سوی خداوند برای هدایت انسان‌ها به او وحی شده باشداز آن در بسیاری از باب‌های فقهی مانند طهارت، صلات، جهاد، نکاح و صید و ذباحه، از جهات مختلف بحث شده است
و غیر اهل کتاب؛ کفار ذمّی‌ای که شرایط
ذمهذمّه از ماده «ذَمَمَ» به معنی عهد، کفالت، امان، حرمت، حق و ضمان می‏باشد
را نادیده گرفته‌اند و باغیان.
جهاد با غیر کتابی با هدف دعوت به
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
انجام می‌گیرد.آنان تنها دو راه در پیش دارند: پذیرش آیین اسلام یا تن دادن به جنگ.
جهاد با کفّار کتابی غیر ذمّی یا ذمّی‌ای که پیمان ذمّه را نقض کرده باشند برای پذیرش اسلام و یا تن دادن به پیمان ذمّه و پرداخت
جزیهمالیاتی که از اهل ذمه گرفته می شود جزیه نام دارد
است.در نتیجه آنان یکی از سه راه را باید برگزینند: گرویدن به اسلام، باقی ماندن بر آیین خود و پرداخت جزیه و یا تن دادن به جنگ.
جهاد با باغیان به جهت نقض پیمان و خروج آنان از
بیعتبیعت در لغت به معنای پیمان‌بستن بر فرمان‌بردارى و سپردن امور است
با
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
علیه السّلام و وادار کردن ایشان به بیعت مجدد است.

←← شرایط


وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
جهاد ابتدایی منوط به تحقق این شرایط است: ،
عقلعقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است
، آزاد بودن (حریتمرد بودن و معذور نبودن.
بنابر این، جهاد ابتدایی بر نابالغ، ، ،
زنزن مقابل مرد است
، و معذور از شرکت در امر جهاد، مانند کور،
زمین گیرزمین گیری حالتی است که فرد به سبب آن توانایی حرکت خود را از دست داده است
نقص‌ عضو و ناتوان از سوار شدن بر مرکب و دویدن و همچنین فقیر ناتوان از تأمین مخارج خانواده خویش و نیز هزینه‌های راه و تهیه سلاح،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نیست.
[۱۸۲] ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۶۶ـ۳۶۷، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
[۱۸۳] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۷۰ـ۲۷۲، بیروت‌: دارالفکر.
همچنین‌ جهاد از عهده‌ کسی‌ که‌ پدر و مادرش‌ راضی‌ به‌ شرکت‌ کردن‌ او در جهاد نیست‌، برداشته‌ شده‌ است‌، مگر آنکه‌ جهاد برای‌ او
واجب‌ عینی‌واجب عینى آن است كه از هر یك از مكلفین بالخصوص خواسته شده، و تك تك مكلفین باید شخصاً آن را انجام دهند مانند نماز و روزه و وضو
باشد.فقها در باره‌ ضرورت‌ اجازه‌ گرفتن‌ از
پدرپدر به معنای مردی است که دیگرى از نطفه‌ی‌ او- از طریق شرعی یا وطی به شبهه- به وجود آید یا صاحب شیر را گویند
و مادر
مشرک‌در قرآن کریم به مناسبت‌های مختلف از مسئله «شرک» و «مشرکان» سخن به میان آمده است و در آیات متعددی از آنها سخن گفته شده است
، و نیز
اجدادپدربزرگ پدری و مادری و پدرانشان را جد مي گويند و از آن در بابهاى زکات، حج، تجارت، وکالت، هبه، وصیت، نکاح، طلاق، ارث، حدود و قصاص سخن رفته و احکامى مشترک بين جدّ پدرى و مادرى و خصوص جدّ پدرى بر آن مترتب گشته است که به آنها اشاره مى‌شود
خود و نیز در باره‌ لزوم‌ اجازه‌ گرفتن‌ از طلبکار برای‌ عزیمت‌ به‌ جهاد اختلاف‌نظر دارند.
[۱۸۵] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۷۴ـ۲۷۶، بیروت‌: دارالفکر..
همچنین‌ در باره‌
اجیربه کسی که خود را برای انجام کاری مانند بنّایی و خیّاطی اجاره می‌دهد، اجیر گفته می‌شود
گرفتن‌ و نیز قراردادن‌
جعاله‌التزام به پرداخت عوضی معلوم در ازای انجام دادن کاری را جُعاله می‌گویند
برای‌ جهاد اختلاف‌نظر وجود دارد.
[۱۸۹] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص‌۲۸۰، بیروت‌: دارالفکر.

علاوه بر شرایط یاد شده، شرط وجوب، بلکه مشروعیت جهاد ابتدایی، حضور امام علیه السّلام و حاکمیت وی، یا نایب خاص ایشان است.بنابر این، جهاد ابتدایی در عصر غیبت مشروعیت ندارد.
لیکن برخی معاصران قائل به
جوازجواز: اباحه، صحّت، عدم لزوم عقدو نافذ بودن
آن با وجود فقیه جامع شرایط وحاکمیت وی شده‌اند.

←← احکام و آداب


جنگ‌ در (
رجب‌هفتمین ماه قمری که اولین ماه از ماه‌های حرام می باشد و فضیلت زیادی در روایات برای آن یاد شده است ماه رجب می‌باشد و از آن به مناسبت در بابهاى طهارت، صلات، صوم و حج سخن گفته‏ اند
،
ذیقعده‌ذیقعده: یازدهمین ماه قمری واز ماه هاى حج است، [http://lib
،
ذیحجه‌ماه ذیحجّه دوازدهمین و آخرین ماه قمری می‌باشد که ازاحکام آن،در باب‌های صلاة، طهارت، حج و دیات سخن گفته‌اند
، محرّم‌) نزد عرب‌ قبل‌ از
اسلام‌اسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
، ممنوع‌ بود و اسلام‌ نیز آن‌ را تأیید کرد و فقها به‌ استناد آیات‌ قرآن‌، از جمله‌ آیه‌ ۲۱۷ و ۵
توبه‌پشیمانی و بازگشت از گناه همراه با تصمیم بر ترک آن را توبه گویند و از این عنوان به مناسبت در بابهای طهارت، صلات، حج، نکاح و حدود سخن رفته است
، قائل‌ به‌
حرمت‌حرمت به معنی حرام بودن است
جهاد در این‌ ماهها شده‌اند. البته‌ به‌ نظر برخی‌ از فقهای‌ اهل‌ سنّت‌ حرمت‌ کارزار در ماه‌های‌ حرام‌
نسخ‌مسئله نسخ یکی از مسائل بسیار مهم در علوم قرآنی است که میان صاحب نظران در تعریف و مصادیق آن اختلافات فراوانی وجود دارد
شده‌ و جهاد در همه‌ مکان‌ها و زمان‌ها است‌.
[۱۹۷] احمدبن‌ علی‌ جصاص‌، احکام‌ القرآن‌، ج۱، ص‌۳۹۰، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدعلی‌ شاهین‌، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
همچنین‌ فقها جهاد را در منطقه‌
حرم‌حَرَم، محدوده‌ای پیرامون اماکن مقدّس اسلامی، به ویژه کعبه می‌باشد
(محدوده‌ خاصی‌ که‌ شهر
مکه‌مَکّه نام شهری است در کشور پادشاهی عربستان سعودی واقع در شبه جزیره عربستان که اعمال حج در آن انجام می‌شود
جزو آن‌ است‌)
حرام‌==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
دانسته‌اند مگر آنکه‌ دشمن‌ در این‌ منطقه‌ اقدام‌ به‌ پیکار کند.
[۱۹۹] ابن‌جوزی‌، نواسخ‌ القرآن‌، ج۱، ص۷۲ـ۷۴، بیروت‌: دارالکتب‌ العلمیه.

بنابه قولی، جهاد ابتدایی در
سالسال به سال قمری و شمسی تقسیم می‌شود وسال شرعی که احکام مرتبط با زمان بر اساس آن تنظیم شده، سال قمری است که دوازده ماه می‌باشد
، بیش از یک بار
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نیست.فرار از جنگ
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
، بلکه از
گناهان کبیرهعالمان دینی گناهان را به دو قسم کبیره(بزرگ) و صغیره(کوچک) تقسیم کرده اند و برای هر کدام احکام خلصی قرار داده اند
است، مگر آنکه شمار کمتر از نصف نیروهای دشمن باشد، که در این صورت مقاومت در برابر آنها
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
نیست.
هنگامی که شمار نیروهای
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
اندک و دشمن زیاد باشد، بر
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است تا رسیدن نیرو به حد نصاب صبر کند.بر
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
علیه السّلام یا منصوب از جانب ایشان واجب است قبل از آغاز به جنگ، را به
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
( به
توحیداعتقاد به یگانگی خداوند و نفی هرگونه شریک برای او را توحید گویند
و رسالت پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و لوازم آن از اصول و ) فراخواند، مگر آنکه پیش از آن، دعوت به آنان رسیده باشد، که در این صورت تکرار دعوت است.
است آغاز جنگ پس از
اقامهاِقامه کلماتی ویژه است که از آن در باب صلات سخن رفته است
نماز ظهر و
عصرعصر در سه معنا به کار رفته‌است: فاصله زمانی بین زوال خورشید تا غروب آن؛بخش پایانی روز و فشردن
باشد و شروع آن قبل از
زوالزوال‏ هم به معنی متمایل شدن وهم به معنی زایل شدن است
و نیز یورش شبانه جز در حال ضرورت
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.
مبارز طلبیدن بدون اذن امام علیه السّلام بنابر قولی
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است.برخی آن را
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
دانسته‌اند؛ لیکن با منع
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
علیه السّلام شکی در
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
آن نیست.مبارزه کردن با دعوت امام علیه السّلام، ، و با الزام به آن،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است.
جنگیدن با دشمن با هر نوع
سلاحابزار جنگی را سلاح گویند
و با هر کیفیتی که منجر به پیروزی گردد است؛ لیکن قطع کردن درختان، پرتاب
آتشآتش‏ ماده ای است که می سوزاند و گرما و نور تولید می کند و از آن در باب‏هاى طهارت، صلات، جهاد، صید و ذباحه و حدود سخن رفته است
و گسیل کردن
آببه آنچه آب نامیده شود، هر چند به طور مَجاز آب گفته می‌شود
به سوی دشمن جز در حال ضرورت مکروه است.در حرمت ریختن سمّ بر دشمن یا
کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
آن در غیر حال ضروت اختلاف است.
[۲۱۱] اشارة السبق ص۱۴۳.
[۲۱۲] إصباح الشیعة ص۱۸۹.
برخی، بریدن درختان، خراب کردن دژها و به کارگیری منجنیق را تنها در صورت توقف پیروزی بر آن دانسته‌اند.
کشتن ، کودکان، دیوانگان و نیز ناتوانان از جنگیدن، مانند افراد
پیرپیر در اصل به معنای سال‌مند و کهن‌سال و اصطلاحاً به معنای شیخ ، مرشد و راهنما و انسان باتجربه است
، نابینا و
زمین گیرزمین گیری حالتی است که فرد به سبب آن توانایی حرکت خود را از دست داده است
در صورتی که از فکر و نظر آنان در جنگ استفاده نشود،
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است، مگر در حال ضرورت، مانند آنکه کفّار از وجود آنان به عنوان سپر استفاده کنند یا چیره شدن بر دشمن منوط به کشتن ایشان باشد.
مثلهمثله بمعنای بریدن اعضای بدن برای شکنجه دادن است
کردن دشمن به بریدن گوش‌ها،
بینیبينى عضو داراى حسّ بويايى است که از آن در بابهاى طهارت، صلات، قصاص و دیات سخن رفته است
و سایر اعضا
حرام==حرام در اصطلاح فقه== حرام در اصطلاح فقه، چیزی است که فعل آن شرعا سبب ذم و نکوهش گردد و یا امری است که فعل آن موجب عقاب شود
است.
خدعهخدعه در لغت به‏معنی، نیرنگ، گول‌زدن و گمراه‏کردن، چشم‌بندی و غیره
در جنگ، جز در صورتی که دشمن
امانامان (ذِمام) به قرارداد ویژه میان مسلمان و کافر حربی گفته می شود
داشته باشد، است.
پی کردنپی‏کردن به قطع کردن پای حیوان می گویند و از آن به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
مرکبمرکب، به ضم میم و فتح راء و تشدید کاف به معنای ماده‌ای است که در نوشتن از آن استفاده می‌شود
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
مکروهمکروه امری است که راجح الترک باشد
است؛ لیکن پی کردن مرکب
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
بنابه تصریح برخی
کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
ندارد.
یاری گرفتن از کفّار در جنگ در صورتی که مصلحت اقتضا کند و
خیانت‏خیانت مقابل امانت است
پیشه نباشند است.
تحرف و تحیز در جنگ فرار به شمار نمی‌رود و جایز است.
قرار دادن حق
جعالهالتزام به پرداخت عوضی معلوم در ازای انجام دادن کاری را جُعاله می‌گویند
از سوی برای کسی که سپاه اسلام را در پیشبرد جنگ و کسب پیروزی یاری رساند، جایز است، مانند آنکه بگوید: هرکس ما را در گشودن در دژ دشمن راهنمایی کند، فلان مبلغ به او می‌دهم.
اطاعتفرمان بردن را اطاعت گویند
از فرمانده بر رزمندگان
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
است.
[۲۲۱] کشف الغطاء ج۴، ص۳۷۳.

پوشیدن لباس ابریشمی برای مردان در جنگ جایز است؛ لیکن در صحّت
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
با آن در فرض امکان در آوردن آن، اختلاف است.
تحکیمتَحْکیم، عنوانی برای شعار «لاحُکمَ اِلاّ للّٰه» و ماجرای حکمیت پس از پیکار صفین می‌باشد
در جنگ جایز است؛ بدین صورت که دو طرف درگیر پس از تراضی و توافق روی فردی به عنوان «حَکم» متعهد شوند به آنچه وی حکم کند تن دهند.

←← غنیمت


اموالی که در جنگ از دشمن به دست مسلمانان می‌رسد،
غنیمتغنیمت به معنی فیی‌ء و مالی است که عاید شخص می‏شود
به شمار می‌رود و با شرایطی بین رزمندگان تقسیم می‌شود.

←← اسارت


کافری که در حال جنگ به
اسارتکسی را در بند کشیدن و به اسیری درآوردن را اسارت گویند
درآمده، کشته می‌شود؛ امّا اگر پس از پایان درگیری گردد بنابر مشهور کشته نمی‌شود.کشتن باغی‌ای که در حال
جنگجنگ، واژه ای پارسی و کهن و پر کاربرد به معنای هر گونه درگیری (ذهنی و لفظی و بدنی) افراد با خود یا با دیگران، خصوصاً به معنای زد و خورد خشن میان گروه‌ها و اقوام و ملت‌ها و کشورها به انگیزه های مختلف؛ همین معنای تقریباً اصطلاحی است که در مقاله مفصّل حاضر مورد نظر است
اسیر گشته، با داشتن مرکزیت و وجود رهبری که آنان را دوباره سازماندهی و به جنگ با مسلمانان بسیج کند، است.

←← احکام کشته شدگان


رزمنده‌ای که در میدان نبرد با دشمن کشته شده،
شهیدکشته راه خدا در جهاد با دشمنان را شهید گویند
محسوب می‌شود و حکم آن را دارد؛ بدین معنا که پس از اقامه
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
بر پیکرش با لباس‌هایش
دفندفن در لغت به معنای به خاک سپردن مرده، پنهان کردن چیزى در زیر خاک و مانند آن است
می‌گردد.و در صورت مشتبه شدن با
کافرکافر یا همان فاعل کفر به معنی فردی است که ایمان ندارد
، به قول گروهی آن که آلتش کوچک است، دفن می‌شود.در اینکه این نشانه، تنها برای دفن است یا شامل
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
نیز می‌شود، اختلاف است.بنابر قول دوم بر آن که آلتش کوچک است نماز نیز خوانده می‌شود.
[۲۳۰] کلمة التقوی ج۱، ۱۹۹.
بسیاری گفته‌اند: نماز بر همه به
نیت«نیت» عنصری است که در زمینه و مسائل متعدد مباحث علمی و اسلامی مطرح می‌شود
نماز بر
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
، گزارده می‌شود.
[۲۳۴] روض الجنان ج۲، ص۸۱۴.
[۲۳۵] مصباح الهدی ج۶، ص۳۰.
برخی نیز برای شناخت مسلمان از کافر، برای دفن، رجوع به
قرعهقرعه، حاصل مصدر از ریشۀ قَرَعَ و به معنای نصیب است
را لازم دانسته و گفته‌اند: بر همه آنان یک نماز به نیت نماز بر
مسلمانمسلمان کسی است که به دین اسلام باور دارد
خوانده می‌شود.برخی نیز دفن همه را به
احتیاطاحتیاط عبارت است از عمل به گونه‌ای که موجب یقین به ادای تکلیف واقعی شود
،
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
دانسته‌اند.

← جهاد دفاعی


جهاد دفاعی عبارت است از با هدف دفاع از
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
و سرزمین‌های اسلامی در برابر دشمن مهاجمی که اساس اسلام را تهدید می‌کند یا قصد استیلا بر سرزمین‌های اسلامی و ناموس و اموال مسلمانان و یا کشتن گروهی از مسلمانان را دارد.
[۲۴۲] دلیل تحریر الوسیلة ج۳، ص۱۱۵.

آیا جهاد دفاعی همان جهاد مصطلح در
شریعتشَریعت به معنی آنچه خداوند متعال براى بندگان خود وضع و تشریع کرده است، می باشد
است تا محکوم به
احکام\'\'\'احکام\'\'\' به مجموعه دستورالعمل‌هایی گفته می‌شود که یک دین برای پیروان خود وضع می‌کند
آن، از قبیل
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
فرار، تقسیم غنایم به کیفیت خاص و غیر آن باشد یا چنین نیست، بلکه از اقسام دفاع است؟ کلمات در این باره مختلف است.قول دوم به ظاهر کلمات آنان نسبت داده شده است.
[۲۴۴] جامع الشتات ج۱، ص۳۵۶-۳۵۷.

ظاهر کلمات گروهی این است که دفاع از موجودیت
اسلاماسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
در برابر تهاجم دشمن، جهاد محسوب می‌شود و معدودی‌ از فقهای‌ تابعی‌ قائل‌ به‌
وجوب‌وجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
جهاد نبوده‌ یا آن‌ را شمرده‌اند.
[۲۴۵] محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، شرح‌ کتاب‌ السیر الکبیر، ج۱، ص۱۸۷، چاپ‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌ ۱۹۷۱.
[۲۴۶] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۸، بیروت‌: دارالفکر.
[۲۴۷] وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، آثار الحرب‌ فی‌ الفقه‌ الاسلامی‌، ج۱، ص۹۵، پانویس‌۱، دمشق‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.


←← شرایط


برای‌ جهادِ دفاعی‌ بسیاری‌ از شرایط‌ مذکور از جمله‌ اجازه‌ امام‌ لازم‌ نیست‌، زیرا دفاع‌ از جان‌ و مال‌ و حیثیت‌ مسلمانان‌ بر هر مسلمانی‌ که‌ توان‌ دفاع‌ دارد، در هر شرایطی‌ واجب‌ است.
[۲۴۸] محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۹، بیروت‌: دارالفکر.


مستحبات



در منابع‌ فقهی‌، به ‌استناد احادیث‌، برخی‌ کارهای‌ مستحب‌ برای‌ جهاد ذکر شده‌ است‌، ازجمله‌: بالا بردن‌ روحیه‌ نظامی‌ مجاهدان‌ و برقراری‌ نظم‌ میان‌ آنها با قراردادن‌ علائم‌ و
پرچم‌هایی‌پرچم از نشانه‌های یک قوم می‌باشد و از آن به مناسبت در باب جهاد سخن رفته است
برای‌ هر گروه‌ و نیز
تکبیربه گفتن اللّهُ‌اکبر تکبیر گویند و از آن در باب‌های طهارت، صلات، حج و تجارت سخن رفته است
گفتن‌ و
رجزبه نوعی از شعر که با وزن خاصی که عموما در جنگ و مقام تفاخر و
خواندن‌،
[۲۵۲] زیدبن‌ علی‌ (ع‌)، مسند الامام‌ زید، ج۱، ص۳۵۵، بیروت‌: دارمکتبه‌ الحیاه.
[۲۵۴] احمد بن‌ حسین‌ بیهقی‌، السنن‌ الکبری‌، ج۹، ص۱۵۳، بیروت‌ ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
[۲۵۶] منصوربن‌ یونس‌ بهوتی‌ حنبلی‌، کشاف‌ القناع‌ عن‌ متن‌ الاقناع، ج۳، ص۷۲، چاپ‌ محمدحسن‌ شافعی‌، بیروت‌ ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
آغاز کردن‌ به‌ پیکار پس‌ از به‌جا آوردن‌ نماز ظهر
[۲۵۹] محمد شوکانی‌، نیل‌الاوطار: شرح‌ منتقی‌ الاخبار من‌ احادیث‌ سیدالاخیار، ج۸، ص۶۴، مصر: شرکه‌ مکتبه‌ و مطبعه‌ مصطفی‌ البابی‌ الحلبی‌ (چاپ‌ افست‌ بیروت).
و خواندن‌ دعاهای‌ مخصوص‌.
[۲۶۰] اسماعیل‌ معزی‌ ملایری‌، جامع‌ احادیث‌ الشیعه‌ فی‌ احکام‌ الشریعه‌، ج۱۶، ص۱۹۰ـ ۱۹۹، قم‌ ۱۳۷۱ـ۱۳۸۳ ش‌.
همچنین‌ مجاهدان‌ از آسیب‌ رساندن‌ به‌ طبیعت‌ و کشتن‌ زنان‌، کودکان‌ و پیران‌ و کارهای‌ ضدانسانی‌ نهی‌ شده‌اند.

پایان جهاد



جهاد ممکن‌ است‌ از یکی‌ از این‌ راهها به‌ پایان‌ برسد:
اسلام‌اسلام، گرویدن به آیین آسمانی حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله را گویند که یکی از ادیان توحیدی و ابراهیمی است و از جامعیت خاصی نسبت به دیگر ادیان برخوردار است
آوردن‌ دشمن‌ در صورتی‌ که‌ جنگ‌ با هدف‌ هدایت‌ آغاز شده‌ باشد،
[۲۶۱] محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، ج۱، ص۳۹، چاپ‌ محمد ذهنی‌ افندی، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
[۲۶۲] طبری، تفسیر، ذیل‌ فتح‌: ۱۶.
پناهندگی افراد دشمن‌ به‌ مسلمانان‌ (امان)، بستن‌ قرارداد موقت‌ ترک‌ مخاصمه‌ ( ) یا مصالحه‌ دائم.

فهرست منابع



(۱) قرآن‌.
(۲) ابن‌اثیر، النهایه‌ فی‌ غریب‌ الحدیث‌ و الاثر، چاپ‌ محمود محمد طناحی‌ و طاهر احمد زاوی‌، بیروت‌ ۱۳۸۳/۱۹۶۳، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۴ ش.
(۳) ابن‌جوزی‌، نواسخ‌ القرآن‌، بیروت‌: دارالکتب‌ العلمیه.
(۴) ابن‌حزم‌، المحلّی‌، چاپ‌ احمد محمدشاکر، بیروت‌: دارالافاق‌ الجدیده.
(۵) ابن‌حزم‌، الناسخ‌ و المنسوخ‌ فی‌ القرآن‌ الکریم‌، چاپ‌ عبدالغفار سلیمان‌ بنداری‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
(۶) ابن‌حنبل‌، مسند الامام‌ احمد بن‌ حنبل، بیروت‌:دارصادر.
(۷) ابن‌سکیت‌، ترتیب‌ اصلاح‌ المنطق‌، چاپ‌ محمدحسن‌ بکائی‌، مشهد ۱۴۱۲.
(۸) ابن عابدین‌، ردّ المحتار علی‌ الدّر المختار، چاپ‌ سنگی‌ مصر ۱۲۷۱ـ۱۲۷۲، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
(۹) ابن‌قدامه‌، المغنی‌، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
(۱۰) ابن‌کثیر، تفسیر القرآن‌ العظیم‌، بیروت‌ ۱۴۱۲.
(۱۱) محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، چاپ‌ محمد ذهنی‌ افندی، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۱۲) اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۱ـ۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
(۱۳) اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱ـ۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
(۱۴) منصوربن‌ یونس‌ بهوتی‌ حنبلی‌، کشاف‌ القناع‌ عن‌ متن‌ الاقناع، چاپ‌ محمدحسن‌ شافعی‌، بیروت‌ ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
(۱۵) احمد بن‌ حسین‌ بیهقی‌، السنن‌ الکبری‌، بیروت‌ ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
(۱۶) احمدبن‌ علی‌ جصاص‌، احکام‌ القرآن‌، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدعلی‌ شاهین‌، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
(۱۷) اسماعیل‌بن‌ حماد جوهری‌، الصحاح‌: تاج‌ اللغه‌ و صحاح‌ العربیه‌، چاپ‌ احمد عبدالغفور عطار، بیروت‌ بی‌تا، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۳۶۸ ش‌.
(۱۸) حاجی‌خلیفه‌، کشف‌الظنون عن اسامی‌الکتب و الفنون.
(۱۹) حرّ عاملی‌، وسائل الشیعه.
(۲۰) احمد عبدالکریم‌ حلوانی‌، ابن‌عساکر و دوره‌ فی‌ الجهاد ضدالصلیبیین‌ فی‌ عهد الدولتین‌ النوریه‌ و الایوبیه، دمشق‌ ۱۹۹۱.
(۲۱) علی‌ خامنه‌ای‌، رهبر جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، اجوبه‌ الاستفتاءات، ج۱، کویت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۹.
(۲۲) خلیل ‌بن‌ احمد، کتاب‌ العین‌، چاپ‌ مهدی‌ مخزومی‌ و ابراهیم‌ سامرائی‌، قم‌ ۱۴۰۵.
(۲۳) ابوالقاسم‌ خوئی‌، البیان‌ فی‌ تفسیر القرآن‌، بیروت‌ ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
(۲۴) ابوالقاسم‌ خوئی‌، منهاج‌ الصالحین‌، قم‌ ۱۴۱۰.
(۲۵) رسایل‌ و فتاوای‌ جهادی‌، تدوین‌، تحقیق‌ و تحشیه‌ از محمدحسن‌ رجبی‌، تهران‌: وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، معاونت‌ پژوهشی‌ و آموزشی‌، ۱۳۷۸ ش.
(۲۶) محمد رشید رضا، تفسیر القرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیر المنار،(تقریرات‌ درس‌ شیخ‌محمد عبده)، مصر، ج۲، ۱۳۶۷.
(۲۷) وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، آثار الحرب‌ فی‌ الفقه‌ الاسلامی‌، دمشق‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۲۸) زیدبن‌ علی‌ (ع‌)، مسند الامام‌ زید، بیروت‌: دارمکتبه‌ الحیاه.
(۲۹) عبدالسلام‌بن‌ سعید سحنون‌، المدونه‌ الکبری‌، التی‌ رواها سحنون ‌بن‌ سعید تنوخی‌ عن‌ عبدالرحمان‌بن‌ قاسم‌ عتقی‌ عن‌ مالک‌بن‌ انس‌، قاهره‌ ۱۳۲۳، (چاپ‌ افست‌ بیروت).
(۳۰) عبدالرحمان‌بن‌ ابی‌بکر سیوطی‌، الاتقان‌ فی‌ علوم‌ القرآن، بیروت‌: دارالمعرفه.
(۳۱) محمدبن‌ ادریس‌ شافعی‌، الاُمّ، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۳۲) عبدالحمید شروانی‌، حاشیه‌ العلامه‌ الشیخ‌ عبدالحمید الشروانی‌، در حواشی‌ الشروانی‌ و ابن ‌قاسم‌ العابدی‌ علی‌ تحفه‌ المحتاج‌ بشرح‌ المنهاج‌، چاپ‌ سنگی‌ مصر ۱۳۱۵، (چاپ‌ افست‌(بیروت‌ : داراحیاء التراث‌ العربی).
(۳۳) محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، شرح‌ کتاب‌ السیر الکبیر، چاپ‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌ ۱۹۷۱.
(۳۴) محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، کتاب‌ المبسوط‌، قاهره‌ ۱۳۲۴ـ۱۳۳۱، چاپ‌ افست‌ استانبول‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
(۳۵) محمد شوکانی‌، نیل‌الاوطار: شرح‌ منتقی‌ الاخبار من‌ احادیث‌ سیدالاخیار، مصر: شرکه‌ مکتبه‌ و مطبعه‌ مصطفی‌ البابی‌ الحلبی‌، چاپ‌ افست‌ بیروت.
(۳۶) زین‌الدین‌بن‌ علی‌ شهیدثانی‌، مسالک‌ الافهام‌ الی‌ تنقیح‌ شرائع‌ الاسلام‌، قم‌ ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
(۳۷) طباطبائی، المیزان‌.
(۳۸) طبرسی‌، مجمع البیان.
(۳۹) طبری، تفسیر.
(۴۰) محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، الاقتصاد الهادی‌ الی‌ طریق‌ الرشاد، تهران‌ ۱۴۰۰.
(۴۱) محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، التبیان‌ فی‌ تفسیرالقرآن، چاپ‌ احمد حبیب‌ قصیر عاملی‌، بیروت.
(۴۲) محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌ الامامیه، ج۲، چاپ‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌ ۱۳۸۷.
(۴۳) حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، تذکره‌ الفقهاء، قم‌ ۱۴۱۴ـ.
(۴۴) حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، قواعد الاحکام‌، قم‌ ۱۴۱۳ـ۱۴۱۹.
(۴۵) محمدبن‌ حسن‌ فخرالمحققین‌، ایضاح‌ الفوائد فی‌ شرح‌ اشکالات‌ القواعد، چاپ‌ حسین‌ موسوی‌ کرمانی‌، علی‌ پناه‌ اشتهاردی‌، و عبدالرحیم‌ بروجردی‌، قم‌ ۱۳۸۷ـ۱۳۸۹، چاپ‌ افست‌ ۱۳۶۳ ش.
(۴۶) محمدبن‌ احمد قرطبی‌، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن، بیروت‌ ۱۴۰۵/۱۹۸۵.
(۴۷) کلینی‌، الکافی.
(۴۸) مالک‌بن‌ انس‌، المُوَطّأ، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
(۴۹) محمدفؤاد عبدالباقی‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ‌ القرآن‌ الکریم‌، بیروت‌: داراحیاء التراث‌ العربی.
(۵۰) مسلم‌بن‌ حجاج‌، صحیح‌ مسلم‌، چاپ‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۵۱- محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۳ـ۲۰، بیروت‌: دارالفکر.
(۵۲) اسماعیل‌ معزی‌ ملایری‌، جامع‌ احادیث‌ الشیعه‌ فی‌ احکام‌ الشریعه‌، قم‌ ۱۳۷۱ـ۱۳۸۳ ش.
(۵۳) محمدبن‌ محمد مفید، المقنعه‌، قم‌ ۱۴۱۰.
(۵۴) محمد عبدالرووف‌بن‌ تاج‌العارفین‌ مناوی‌، فیض‌ القدیر: شرح‌ الجامع‌ الصغیر، بیروت‌) ۱۳۹۱/۱۹۷۲.
(۵۵) حسینعلی‌ منتظری‌، دراسات‌ فی‌ ولایه‌ الفقیه‌ و فقه‌ الدوله‌ الاسلامیه‌، قم‌ ۱۴۰۹ ـ ۱۴۱۱.
(۵۶) عیسی‌بن‌ حسن‌ میرزا بزرگ‌ قائم‌مقام‌، احکام‌ الجهاد و اسباب‌ الرشاد، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ۱۳۸۰ ش.
(۵۷) احمدبن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنفّی‌ الشیعه‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.
(۵۸) محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، بیروت‌ ۱۹۸۱.
(۵۹) علی‌بن‌ احمد واحدی‌ نیشابوری‌، اسباب‌ النزول‌ الا´یات‌، قاهره‌ ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
(۶۰) محمد خیر هیکل‌، الجهاد و القتال‌ فی‌ السیاسه‌ الشرعیه‌، بیروت‌ ۱۴۱۷/۱۹۹۶.

پانویس


 
۱. کتاب‌ العین‌، چاپ‌ مهدی‌ مخزومی‌ و ابراهیم‌ سامرائی‌، قم‌ ۱۴۰۵.    
۲. ترتیب‌ اصلاح‌ المنطق‌، چاپ‌ محمدحسن‌ بکائی‌، مشهد ۱۴۱۲.
۳. الصحاح‌:تاج‌ اللغه‌ و صحاح‌ العربیه‌، چاپ‌ احمد عبدالغفور عطار، بیروت‌ (چاپ‌ افست‌ تهران‌ ۱۳۶۸ ش)..    
۴. ابن‌اثیر، النهایه‌ فی‌ غریب‌ الحدیث‌ و الاثر، ذیل‌ «جهد»، چاپ‌ محمود محمد طناحی‌ و طاهر احمد زاوی‌، بیروت‌ ۱۳۸۳/۱۹۶۳، چاپ‌ افست‌ قم‌ ۱۳۶۴ ش‌.
۵. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص‌۳، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۶. ابن عابدین‌، ردّ المحتار علی‌ الدّر المختار، ج۳، ص۲۱۷، چاپ‌ سنگی‌ مصر ۱۲۷۱ـ۱۲۷۲، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ۱۴۰۷/ ۱۹۸۷.
۷. محمد خیر هیکل‌، الجهاد و القتال‌ فی‌ السیاسه‌ الشرعیه‌، ج۱، ص۴۴، بیروت‌ ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۸. حرّ عاملی‌، وسائل الشیعه، ج۱۵، ص۱۶۱.    
۹. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۳۵۰، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۱۰. کلینی‌، الکافی، ج‌۴، ص‌۲۵۹.    
۱۱. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۹۱۰.    
۱۲. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۱۲.    
۱۳. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۶۰.    
۱۴. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۸۸.    
۱۵. محمد عبدالرووف‌بن‌ تاج‌العارفین‌ مناوی‌، فیض‌ القدیر: شرح‌ الجامع‌ الصغیر، ج۳، ص۳۶۶، بیروت‌) ۱۳۹۱/۱۹۷۲.
۱۶. حرّ عاملی‌، وسائل الشیعه، ج۱۶، ص۳۴.    
۱۷. محمد خیر هیکل‌، الجهاد و القتال‌ فی‌ السیاسه‌ الشرعیه‌، ج۱، ص۴۶ـ۴۷، بیروت‌ ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۱۸. محمد خیر هیکل‌، الجهاد و القتال‌ فی‌ السیاسه‌ الشرعیه‌، ج۱، ص۱۰۹ـ۱۱۰، بیروت‌ ۱۴۱۷/۱۹۹۶.
۱۹. مهذّب الاحکام ج۱۵، ص۷۷-۷۸.
۲۰. عنکبوت‌/سوره۲۹، آیه۶.    
۲۱. عنکبوت‌/سوره۲۹، آیه۸.    
۲۲. عنکبوت‌/سوره۲۹، آیه۶۹.    
۲۳. لقمان‌/سوره۳۱، آیه۱۵.    
۲۴. حج‌/سوره۲۲، آیه۳۹.    
۲۵. حج‌/سوره۲۲، آیه۴۰.    
۲۶. علی‌بن‌ احمد واحدی‌ نیشابوری‌، اسباب‌ النزول‌ الایات‌، ج۱، ص۲۰۸، قاهره‌ ۱۳۸۸/ ۱۹۶۸.
۲۷. طباطبائی، المیزان‌.، ذیل‌ آیات.
۲۸. محمدفؤاد عبدالباقی‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ‌ القرآن‌ الکریم‌، ذیل‌ «جهد»، بیروت‌: داراحیاء التراث‌ العربی.
۲۹. محمدفؤاد عبدالباقی‌، المعجم‌ المفهرس‌ لالفاظ‌ القرآن‌ الکریم‌، ذیل‌ «قتل‌»، بیروت‌: داراحیاء التراث‌ العربی.
۳۰. توبه‌/سوره۹، آیه۵.    
۳۱. توبه‌/سوره۹، آیه۳۶.    
۳۲. توبه‌/سوره۹، آیه۴۱.    
۳۳. ابوالقاسم‌ خوئی‌، البیان‌ فی‌ تفسیر القرآن‌، ج۱، ص۳۰۵، بیروت‌ ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
۳۴. اعراف‌/سوره۷، آیه۱۹۹.    
۳۵. بقره‌/سوره۲، آیه۱۰۹.    
۳۶. انعام‌/سوره۶، آیه۱۱۲.    
۳۷. حجر/سوره۱۵، آیه۸۵.    
۳۸. زخرف‌/سوره۴۳، آیه۸۹.    
۳۹. ابن‌حزم‌، الناسخ‌ و المنسوخ‌ فی‌ القرآن‌ الکریم‌، ج۱، ص‌۳۰، چاپ‌ عبدالغفار سلیمان‌ بنداری‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۰. ابن‌حزم‌، الناسخ‌ و المنسوخ‌ فی‌ القرآن‌ الکریم‌، ج۱، ص‌۳۵-۳۴، چاپ‌ عبدالغفار سلیمان‌ بنداری‌، بیروت‌ ۱۴۰۶/۱۹۸۶.
۴۱. محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، التبیان‌ فی‌ تفسیرالقرآن،ج۱، ص۳۳۱، چاپ‌ احمد حبیب‌ قصیر عاملی‌، بیروت.    
۴۲. طبرسی‌، مجمع البیان، ج۱، ص۴۵۰.    
۴۳. طبرسی‌، مجمع البیان، ج۸، ص۱۱۴.    
۴۴. ابن‌جوزی‌، نواسخ‌ القرآن‌، ج۱، ص۲۴۲، بیروت‌: دارالکتب‌ العلمیه.
۴۵. ابن‌کثیر، تفسیر القرآن‌ العظیم‌، ج۲، ص‌۳۵۰، بیروت‌ ۱۴۱۲.    
۴۶. عبدالرحمان‌بن‌ ابی‌بکر سیوطی‌، الاتقان‌ فی‌ علوم‌ القرآن، ج۲، ص۲۹، بیروت‌:دارالمعرفه‌.    
۴۷. محمد رشید رضا، تفسیر القرآن‌ الحکیم‌ المشتهر باسم‌ تفسیر المنار،(تقریرات‌ درس‌ شیخ‌محمد عبده)، ج۲، ص۲۱۵، مصر ۱۳۶۷.
۴۸. ابوالقاسم‌ خوئی‌، البیان‌ فی‌ تفسیر القرآن‌، ج۱، ص۳۰۵، بیروت‌ ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
۴۹. ابوالقاسم‌ خوئی‌، البیان‌ فی‌ تفسیر القرآن‌، ج۱، ص۳۵۳، بیروت‌ ۱۳۹۵/۱۹۷۵.
۵۰. طباطبائی، المیزان، ج۲، ص۳۴۴.    
۵۱. حجر/سوره۱۵، آیه۸۵.    
۵۲. وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، آثار الحرب‌ فی‌ الفقه‌ الاسلامی‌، ج۱، ص۱۱۴ـ۱۲۰،) دمشق‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۵۳. نساء/سوره۴، آیه۹۵.    
۵۴. عنکبوت‌/سوره۲۹، آیه۶۹.    
۵۵. توبه‌/سوره۹، آیه۲۰.    
۵۶. توبه‌/سوره۹، آیه۲۱.    
۵۷. آل‌عمران‌/سوره۳، آیه۱۶۹.    
۵۸. توبه‌/سوره۹، آیه۲۴.    
۵۹. آل‌عمران‌/سوره۳، آیه۱۲۶.    
۶۰. انفال‌/سوره۸، آیه۱۰.    
۶۱. انفال‌/سوره۸، آیه۱۵۱۶.    
۶۲. انفال‌/سوره۸، آیه۴۴۴۶.    
۶۳. انفال‌/سوره۸، آیه۶۵ ۶۶.    
۶۴. آل‌عمران‌/سوره۳، آیه۱۲۳۱۲۵.    
۶۵. احزاب‌:سوره۳۳، آیه ۹-۱۰.    
۶۶. توبه‌/سوره۹، آیه۲۶.    
۶۷. آل‌عمران‌/سوره۳، آیه۱۲۶.    
۶۸. انفال‌/سوره۸، آیه۱۲.    
۶۹. احزاب‌/سوره۳۳، آیه۲۶.    
۷۰. ابن‌حنبل‌، مسند الامام‌ احمد بن‌ حنبل، ج۱، ص۱۴، بیروت‌:دارصادر.
۷۱. ابن‌حنبل‌، مسند الامام‌ احمد بن‌ حنبل، ج۳، ص۱۲۶، بیروت‌:دارصادر..
۷۲. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، ج۱، ص۱۲،) چاپ‌ محمد ذهنی‌ افندی، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۷۳. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، ج۶، ص۱۵،) چاپ‌ محمد ذهنی‌ افندی، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۷۴. مسلم‌بن‌ حجاج‌، صحیح‌ مسلم‌، ج۱، ص۸۸، چاپ‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۷۵. مالک‌بن‌ انس‌، المُوَطّأ، ج۲، ص۴۴۳ـ ۴۴۵، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۷۶. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۲.    
۷۷. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۴.    
۷۸. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۵۳.    
۷۹. حاجی‌خلیفه‌، کشف‌الظنون عن اسامی‌الکتب و الفنون، ج۱، ستون۵۶.
۸۰. اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۱، ستون۲۵۱، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
۸۱. اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۱، ستون۲۸۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
۸۲. اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۲، ستون۱۹۶، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
۸۳. اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۱ـ۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
۸۴. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۱۹۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۸۵. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۲۶۴، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۸۶. اسماعیل‌ بغدادی‌، ایضاح‌ المکنون‌، ج۲، ستون‌۱۲۳، در حاجی‌خلیفه‌، ج۳ـ۴.
۸۷. [http://lib.eshia.ir/۱۱۰۱۹/۱/۳۴۹/الغزو زیدبن‌ علی‌ (ع‌)، مسند الامام‌ زید، ج۱، ص۳۴۹ـ ۳۶۲، بیروت‌: دارمکتبه‌ الحیاه.
۸۸. محمدبن‌ ادریس‌ شافعی‌، الاُمّ، ج۴، ص۱۶۷ـ۳۱۳، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۸۹. عبدالسلام‌بن‌ سعید سحنون‌، المدونه‌ الکبری‌، ج۲، ص۲ـ ۵۰، التی‌ رواها سحنون ‌بن‌ سعید تنوخی‌ عن‌ عبدالرحمان‌بن‌ قاسم‌ عتقی‌ عن‌ مالک‌بن‌ انس‌، قاهره‌ ۱۳۲۳، (چاپ‌ افست‌ بیروت).
۹۰. مسلم‌بن‌ حجاج‌، صحیح‌ مسلم‌، ج۲، ص۱۳۵۶ـ ۱۴۵۰، چاپ‌ محمد فؤاد عبدالباقی‌، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۹۱. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۲ ۵۵.    
۹۲. محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌ الامامیه، ج۲، ص۲۷۵، ج۲، چاپ‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌ ۱۳۸۷.    
۹۳. ابن‌حزم‌، المحلّی‌، ج۷، ص۲۹۱ ۳۵۴، چاپ‌ احمد محمدشاکر، بیروت‌:دارالافاق‌ الجدیده‌..    
۹۴. محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، کتاب‌ المبسوط‌، ج‌۱۰، ص۲ـ ۱۴۴، قاهره‌ ۱۳۲۴ـ۱۳۳۱، چاپ‌ افست‌ استانبول‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۹۵. ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۶۴ ـ۶۳۵، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
۹۶. حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، تذکره‌ الفقهاء، ج۹، ص۴۵۱، قم‌ ۱۴۱۴.    
۹۷. محمد عبدالرووف‌بن‌ تاج‌العارفین‌ مناوی‌، فیض‌ القدیر: شرح‌ الجامع‌ الصغیر، ج۴، ص۱۸، بیروت‌) ۱۳۹۱/۱۹۷۲.
۹۸. محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، شرح‌ کتاب‌ السیر الکبیر، ج۱، مقدمه‌ منجد، ص۱۴، چاپ‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌ ۱۹۷۱.
۹۹. محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، کتاب‌ المبسوط‌، ج۱۰، ص۲، قاهره‌ ۱۳۲۴ـ۱۳۳۱، چاپ‌ افست‌ استانبول‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۰۰. احمدبن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنفّی‌ الشیعه‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۳۵۲، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.    
۱۰۱. احمدبن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنفّی‌ الشیعه‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۳۵۴، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.    
۱۰۲. احمدبن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنفّی‌ الشیعه‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۳۷۵، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.    
۱۰۳. احمدبن‌ علی‌ نجاشی‌، فهرست‌ اسماء مصنفّی‌ الشیعه‌ المشتهر ب رجال‌ النجاشی‌، ج۱، ص۳۸۸، چاپ‌ موسی‌ شبیری‌ زنجانی‌، قم‌ ۱۴۰۷.    
۱۰۴. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۵، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۱۰۵. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۶۸، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۱۰۶. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۲۴۸، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۱۰۷. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۴۳۸، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۱۰۸. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۵۸۹، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۱۰۹. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۶۱۸، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۱۱۰. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۱، ستون۷۰۶، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۱۱۱. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۲، ستون۲۴، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۱۱۲. اسماعیل‌ بغدادی‌، هدیه ‌العارفین، ج۲، ستون۵۲، در حاجی‌خلیفه‌، ج۵ـ۶.
۱۱۳. محمدبن‌ محمد مفید، المقنعه‌، ج۱، ص۸۱۰ ۸۱۲، قم‌ ۱۴۱۰.    
۱۱۴. عیسی‌بن‌ حسن‌ میرزا بزرگ‌ قائم‌مقام‌، احکام‌ الجهاد و اسباب‌ الرشاد، ج۱، ص۶۲، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ۱۳۸۰ ش.
۱۱۵. عیسی‌بن‌ حسن‌ میرزا بزرگ‌ قائم‌مقام‌، احکام‌ الجهاد و اسباب‌ الرشاد، ج۱، ص۷۴، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ۱۳۸۰ ش‌.
۱۱۶. عیسی‌بن‌ حسن‌ میرزا بزرگ‌ قائم‌مقام‌، احکام‌ الجهاد و اسباب‌ الرشاد، ج۱، ص۷۶، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ۱۳۸۰ ش.
۱۱۷. رسایل‌ و فتاوای‌ جهادی‌، تدوین‌، ج۱، ص۲۰ـ۳۵۱، تحقیق‌ و تحشیه‌ از محمدحسن‌ رجبی‌، تهران‌: وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، معاونت‌ پژوهشی‌ و آموزشی‌، ۱۳۷۸ ش.
۱۱۸. احمد عبدالکریم‌ حلوانی‌، ابن‌عساکر و دوره‌ فی‌ الجهاد ضدالصلیبیین‌ فی‌ عهد الدولتین‌ النوریه‌ و الایوبیه، ج۱، ص۱۱ـ۱۳، دمشق‌ ۱۹۹۱.
۱۱۹. ابن حمزة الطوسی، الوسیلة، ج۱، ص۱۹۹.    
۱۲۰. الجامع للشرایع ص۲۳۳.    
۱۲۱. تذکرة الفقهاء ج۹، ص۱۹-۲۰.    
۱۲۲. الروضة البهیه ج۲، ص۳۸۱-۳۸۲.    
۱۲۳. مسالک الأفهام ج۳، ص۷-۸.    
۱۲۴. الحدائق الناضرة ج۳، ص۴۱۵.    
۱۲۵. حسینعلی‌ منتظری‌، دراسات‌ فی‌ ولایه‌ الفقیه‌ و فقه‌ الدوله‌ الاسلامیه‌، ج۱، ص۱۱۵، قم‌ ۱۴۰۹ ۱۴۱۱.    
۱۲۶. محمدبن‌ ادریس‌ شافعی‌، الاُمّ، ج۴، ص‌۱۷۰، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۲۷. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۲۲۳.    
۱۲۸. محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، شرح‌ کتاب‌ السیر الکبیر، ج۱، ص۱۸۷ـ ۱۸۹، چاپ‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌ ۱۹۷۱.
۱۲۹. سداد العباد ص۴۰۹.
۱۳۰. بقره‌/سوره۲، آیه۱۹۳.    
۱۳۱. انفال‌/سوره۸، آیه۳۹.    
۱۳۲. احمدبن‌ علی‌ جصاص‌، احکام‌ القرآن‌، ج۳، ص۶۵، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدعلی‌ شاهین‌، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
۱۳۳. محمدبن‌ احمد قرطبی‌، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن، ذیل‌ بقره‌:۱۹۳، بیروت‌ ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۱۳۴. طباطبائی، المیزان‌، ج۲، ص۶۳.    
۱۳۵. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۲۳.    
۱۳۶. محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌ الامامیه، ج۲، ص۸، چاپ‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌ ۱۳۸۷.    
۱۳۷. محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، الاقتصاد الهادی‌ الی‌ طریق‌ الرشاد، ج۱، ص‌۲۹۰، تهران‌ ۱۴۰۰.
۱۳۸. زین‌الدین‌بن‌ علی‌ شهیدثانی‌، مسالک‌ الافهام‌ الی‌ تنقیح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۳، ص۹، قم‌ ۱۴۱۳۱۴۱۹.    
۱۳۹. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۱۱، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۱۴۰. زین‌الدین‌بن‌ علی‌ شهیدثانی‌، مسالک‌ الافهام‌ الی‌ تنقیح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۳، ص۹، قم‌ ۱۴۱۳۱۴۱۹.    
۱۴۱. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۱۱، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۱۴۲. ابوالقاسم‌ خوئی‌، منهاج‌ الصالحین‌، ج۱، ص۳۶۴، قم‌ ۱۴۱۰.    
۱۴۳. حسینعلی‌ منتظری‌، دراسات‌ فی‌ ولایه‌ الفقیه‌ و فقه‌ الدوله‌ الاسلامیه‌، ج۱، ص۱۱۵، قم‌ ۱۴۰۹ ۱۴۱۱.    
۱۴۴. علی‌ خامنه‌ای‌، رهبر جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌، اجوبه‌ الاستفتاءات، ج۱، ص۳۳۱، کویت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۹.    
۱۴۵. عیسی‌بن‌ حسن‌ میرزا بزرگ‌ قائم‌مقام‌، احکام‌ الجهاد و اسباب‌ الرشاد، ج۱، ص۶۶، چاپ‌ غلامحسین‌ زرگری‌نژاد، تهران‌ ۱۳۸۰ ش.
۱۴۶. حسینعلی‌ منتظری‌، دراسات‌ فی‌ ولایه‌ الفقیه‌ و فقه‌ الدوله‌ الاسلامیه‌، ج۱، ص۱۱۸، قم‌ ۱۴۰۹ ۱۴۱۱.    
۱۴۷. احمدبن‌ علی‌ جصاص‌، احکام‌ القرآن‌، ج۳، ص۱۵۴، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدعلی‌ شاهین‌، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
۱۴۸. محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، شرح‌ کتاب‌ السیر الکبیر، ج۱، ص۱۵۶ـ ۱۵۷، چاپ‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌ ۱۹۷۱.
۱۴۹. ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۷۱، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
۱۵۰. محمد شوکانی‌، نیل‌الاوطار: شرح‌ منتقی‌ الاخبار من‌ احادیث‌ سیدالاخیار، ج۷، ص۲۴۲ـ ۲۴۳، مصر: شرکه‌ مکتبه‌ و مطبعه‌ مصطفی‌ البابی‌ الحلبی‌ (چاپ‌ افست‌ بیروت).
۱۵۱. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۹، بیروت‌: دارالفکر.
۱۵۲. ۲۷۷، عبدالحمید شروانی‌، حاشیه‌ العلامه‌ الشیخ‌ عبدالحمید الشروانی‌، در حواشی‌ الشروانی‌ و ابن ‌قاسم‌ العابدی‌ علی‌ تحفه‌ المحتاج‌ بشرح‌ المنهاج‌، ج۹، ص۲۳۷، چاپ‌ سنگی‌ مصر ۱۳۱۵، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ (: داراحیاء التراث‌ العربی.
۱۵۳. وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، ج۱، ص‌۹۰، آثار الحرب‌ فی‌ الفقه‌ الاسلامی‌، دمشق‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۵۴. وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، ج۱، ص‌۹۷، آثار الحرب‌ فی‌ الفقه‌ الاسلامی‌، دمشق‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۱۵۵. محمدبن‌ ادریس‌ شافعی‌، الاُمّ، ج۴، ص۱۷۷، بیروت‌ ۱۴۰۳/۱۹۸۳.
۱۵۶. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۸۵ـ ۲۸۷، بیروت‌: دارالفکر.
۱۵۷. محمدبن‌ حسن‌ فخرالمحققین‌، ایضاح‌ الفوائد فی‌ شرح‌ اشکالات‌ القواعد، ج۱، ص۳۵۴، چاپ‌ حسین‌ موسوی‌ کرمانی‌، علی‌ پناه‌ اشتهاردی‌، و عبدالرحیم‌ بروجردی‌، قم‌ ۱۳۸۷۱۳۸۹، چاپ‌ افست‌ ۱۳۶۳ ش.    
۱۵۸. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۵۱، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۱۵۹. ابوالقاسم‌ خوئی‌، منهاج‌ الصالحین‌، ج۱، ص۳۶۹، قم‌ ۱۴۱۰.    
۱۶۰. محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌ الامامیه، ج۲، ص‌۱۰، چاپ‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌ ۱۳۸۷.    
۱۶۱. ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۶۷ـ۳۶۸، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
۱۶۲. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۶، بیروت‌: دارالفکر.
۱۶۳. حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، قواعد الاحکام‌، ج۱، ص۴۷۷، قم‌ ۱۴۱۳۱۴۱۹.    
۱۶۴. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۴۹، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۱۶۵. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۷۳، بیروت‌ ۱۹۸۱.
۱۶۶. ابوالقاسم‌ خوئی‌، منهاج‌ الصالحین‌، ج۱، ص۳۷۱، قم‌ ۱۴۱۰.    
۱۶۷. جواهر الکلام ج۲۱، ص۵.    
۱۶۸. جواهر الکلام ج۲۱، ص۹-۱۰.    
۱۶۹. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۴.    
۱۷۰. محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌ الامامیه، ج۲، ص۲، چاپ‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌ ۱۳۸۷.    
۱۷۱. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۷، بیروت‌: دارالفکر.
۱۷۲. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۷۷، بیروت‌: دارالفکر.
۱۷۳. حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، تذکره‌ الفقهاء، ج۹، ص۸، قم‌ ۱۴۱۴.    
۱۷۴. ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۶۴، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
۱۷۵. جواهر الکلام ج۲۱، ص۴۶.    
۱۷۶. کشف الرموز ج۱، ص۴۱۸-۴۲۲.    
۱۷۷. المهذب البارع ج۲، ص۳۰۰-۳۱۰.    
۱۷۸. ریاض المسائل ج۷، ص۴۵۶.    
۱۷۹. جواهر الکلام ج۲۱، ص۵-۹.    
۱۸۰. محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌ الامامیه، ج۲، ص۲، چاپ‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌ ۱۳۸۷.    
۱۸۱. محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌ الامامیه، ج۲، ص۴۵، چاپ‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌ ۱۳۸۷.    
۱۸۲. ابن‌قدامه‌، المغنی‌، ج‌۱۰، ص۳۶۶ـ۳۶۷، بیروت‌: دارالکتاب‌ العربی.
۱۸۳. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۷۰ـ۲۷۲، بیروت‌: دارالفکر.
۱۸۴. ابوالقاسم‌ خوئی‌، منهاج‌ الصالحین‌، ج۱، ص۳۶۲ ۳۶۳، قم‌ ۱۴۱۰.    
۱۸۵. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۷۴ـ۲۷۶، بیروت‌: دارالفکر..
۱۸۶. حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، تذکره‌ الفقهاء، ج۹، ص۲۷ ۳۳، قم‌ ۱۴۱۴.    
۱۸۷. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۲۱۲۶، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۱۸۸. ابوالقاسم‌ خوئی‌، منهاج‌ الصالحین‌، ج۱، ص۳۶۶ ۳۶۷، قم‌ ۱۴۱۰.    
۱۸۹. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص‌۲۸۰، بیروت‌: دارالفکر.
۱۹۰. حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، تذکره‌ الفقهاء، ج۹، ص۵۴۵۷، قم‌ ۱۴۱۴.    
۱۹۱. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۳-۱۴.    
۱۹۲. صراط النجاة ج۳، ص۳۵۹.    
۱۹۳. اجوبة الإستفتاءات ج۱، ص۳۳۱.    
۱۹۴. محمدبن‌ حسن‌ طوسی‌، المبسوط‌ فی‌ فقه‌ الامامیه، ج۲، ص۳، چاپ‌ محمدتقی‌ کشفی‌، تهران‌ ۱۳۸۷.    
۱۹۵. محمدبن‌ احمد قرطبی‌، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن، ذیل‌ بقره‌:۹۰، بیروت‌ ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۱۹۶. ابوالقاسم‌ خوئی‌، منهاج‌ الصالحین‌، ج۱، ص۳۶۸ ۳۶۹، قم‌ ۱۴۱۰.    
۱۹۷. احمدبن‌ علی‌ جصاص‌، احکام‌ القرآن‌، ج۱، ص‌۳۹۰، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمدعلی‌ شاهین‌، بیروت‌ ۱۴۱۵/۱۹۹۴.
۱۹۸. محمدبن‌ احمد قرطبی‌، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن، ج۲، ص۳۵۱، بیروت‌ ۱۴۰۵/۱۹۸۵.    
۱۹۹. ابن‌جوزی‌، نواسخ‌ القرآن‌، ج۱، ص۷۲ـ۷۴، بیروت‌: دارالکتب‌ العلمیه.
۲۰۰. حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، تذکره‌ الفقهاء، ج۹، ص۹، قم‌ ۱۴۱۴.    
۲۰۱. ابوالقاسم‌ خوئی‌، منهاج‌ الصالحین‌، ج۱، ص۳۶۹، قم‌ ۱۴۱۰.    
۲۰۲. جواهر الکلام ج۲۱، ص۳۲-۳۴.    
۲۰۳. جواهر الکلام ج۲۱، س۴۹.    
۲۰۴. جواهر الکلام ج۲۱، ص۵۶.    
۲۰۵. جواهر الکلام ج۲۱، ص۶۱.    
۲۰۶. جواهر الکلام ج۲۱، ص۵۰-    
۲۰۷. جواهر الکلام ج۲۱، ص۵۱-۵۴.    
۲۰۸. جواهر الکلام ج۲۱، ص۸۱-۸۲.    
۲۰۹. جواهر الکلام ج۲۱، ص۸۵-۸۶.    
۲۱۰. جواهر الکلام ج۲۱، ص۶۶-۶۸.    
۲۱۱. اشارة السبق ص۱۴۳.
۲۱۲. إصباح الشیعة ص۱۸۹.
۲۱۳. الروضة البهیه ج۲، ص۳۹۲.    
۲۱۴. جواهر الکلام ج۲۱، ص۶۸.    
۲۱۵. جواهر الکلام ج۲۱، ص۷۳-۷۷.    
۲۱۶. جواهر الکلام ج۲۱، ص۷۷-۷۸.    
۲۱۷. جواهر الکلام ج۲۱، ص۷۸-۷۹.    
۲۱۸. جواهر الکلام ج۲۱، ص۸۲-۸۵.    
۲۱۹. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۹۳-۱۹۴.    
۲۲۰. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۱۷-۱۱۸.    
۲۲۱. کشف الغطاء ج۴، ص۳۷۳.
۲۲۲. مستند الشیعة ج۴، ص۳۴۳.    
۲۲۳. العروة الوثقی ج۲، ص۳۴۳-۳۴۴.    
۲۲۴. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۱۰-۱۱۱.    
۲۲۵. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۴۷-۱۵۱.    
۲۲۶. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۲۲-۱۲۶.    
۲۲۷. جواهر الکلام ج۲۱، ص۳۲۸.    
۲۲۸. مختلف الشیعة ج۴، ص۴۵۴-۴۵۵.    
۲۲۹. جواهر الکلام ج۲۱، ص۱۳۳-۱۳۴.    
۲۳۰. کلمة التقوی ج۱، ۱۹۹.
۲۳۱. المعتبر ج۱، ص۳۱۵.    
۲۳۲. تذکرة الفقهاء ج۲، ص۲۳-۲۴.    
۲۳۳. ذکری الشیعة ج۱، ص۴۰۱.    
۲۳۴. روض الجنان ج۲، ص۸۱۴.
۲۳۵. مصباح الهدی ج۶، ص۳۰.
۲۳۶. کتاب السرائر ج۲، ص۲۰.    
۲۳۷. تذکرة الفقهاء ج۲، ص۲۴.    
۲۳۸. حسینعلی‌ منتظری‌، دراسات‌ فی‌ ولایه‌ الفقیه‌ و فقه‌ الدوله‌ الاسلامیه‌، ج۱، ص۱۱۵، قم‌ ۱۴۰۹ ۱۴۱۱.    
۲۳۹. المهذب ج۱، ص۲۹۷.    
۲۴۰. الروضة البهیه ج۲، ص۳۸۱-۳۸۲.    
۲۴۱. مسالک الأفهام ج۳، ص۷-۸.    
۲۴۲. دلیل تحریر الوسیلة ج۳، ص۱۱۵.
۲۴۳. الدروس الشرعیة ج۲، ص۳۰.    
۲۴۴. جامع الشتات ج۱، ص۳۵۶-۳۵۷.
۲۴۵. محمدبن‌ احمد شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، شرح‌ کتاب‌ السیر الکبیر، ج۱، ص۱۸۷، چاپ‌ صلاح‌الدین‌ منجد، قاهره‌ ۱۹۷۱.
۲۴۶. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۸، بیروت‌: دارالفکر.
۲۴۷. وهبه‌ مصطفی‌ زحیلی‌، آثار الحرب‌ فی‌ الفقه‌ الاسلامی‌، ج۱، ص۹۵، پانویس‌۱، دمشق‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۲۴۸. محمد نجیب‌ مطیعی‌، التکمله‌ الثانیه‌، المجموع‌: شرح‌ المهذّب‌، در یحیی‌بن‌ شرف‌ نووی‌، المجموع: شرح‌ المهذّب‌، ج۱۹، ص۲۶۹، بیروت‌: دارالفکر.
۲۴۹. حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، تذکره‌ الفقهاء، ج۹، ص۳۷، قم‌ ۱۴۱۴.    
۲۵۰. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۱۵۱۶، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۲۵۱. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۴۱، ص۶۵۰۶۵۱، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۲۵۲. زیدبن‌ علی‌ (ع‌)، مسند الامام‌ زید، ج۱، ص۳۵۵، بیروت‌: دارمکتبه‌ الحیاه.
۲۵۳. کلینی‌، الکافی، ج۵، ص۳۴.    
۲۵۴. احمد بن‌ حسین‌ بیهقی‌، السنن‌ الکبری‌، ج۹، ص۱۵۳، بیروت‌ ۱۴۲۴/۲۰۰۳.
۲۵۵. حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، تذکره‌ الفقهاء، ج۹، ص۵۲، قم‌ ۱۴۱۴.    
۲۵۶. منصوربن‌ یونس‌ بهوتی‌ حنبلی‌، کشاف‌ القناع‌ عن‌ متن‌ الاقناع، ج۳، ص۷۲، چاپ‌ محمدحسن‌ شافعی‌، بیروت‌ ۱۴۱۸/۱۹۹۷.
۲۵۷. حسن‌بن‌ یوسف‌ علامه‌ حلّی‌، تذکره‌ الفقهاء، ج۹، ص۷۱، قم‌ ۱۴۱۴.    
۲۵۸. محمدحسن‌بن‌ باقر نجفی‌، جواهر الکلام‌ فی شرح‌ شرائع‌ الاسلام‌، ج۲۱، ص۸۱، بیروت‌ ۱۹۸۱.    
۲۵۹. محمد شوکانی‌، نیل‌الاوطار: شرح‌ منتقی‌ الاخبار من‌ احادیث‌ سیدالاخیار، ج۸، ص۶۴، مصر: شرکه‌ مکتبه‌ و مطبعه‌ مصطفی‌ البابی‌ الحلبی‌ (چاپ‌ افست‌ بیروت).
۲۶۰. اسماعیل‌ معزی‌ ملایری‌، جامع‌ احادیث‌ الشیعه‌ فی‌ احکام‌ الشریعه‌، ج۱۶، ص۱۹۰ـ ۱۹۹، قم‌ ۱۳۷۱ـ۱۳۸۳ ش‌.
۲۶۱. محمد بن‌ اسماعیل‌ بخاری‌، صحیح‌ البخاری‌، ج۱، ص۳۹، چاپ‌ محمد ذهنی‌ افندی، استانبول‌ ۱۴۰۱/۱۹۸۱.
۲۶۲. طبری، تفسیر، ذیل‌ فتح‌: ۱۶.


منبع



دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جهاد»، شماره۵۲۵۰.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۱۳۹-۱۴۵.    



جعبه ابزار