جواد جهان آرایی (شعر عاشورایی)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
جواد جهانآرایی (جهانآرا)، متولد ۱۳۳۴
کاشان و دارای فوقدیپلم است.
فعالیت جدی شعری او از سال ۱۳۶۲ در انجمن ادبی صبای کاشان آغاز شد، اما بهرغم شرکت در مجامع ادبی، تاکنون کتاب شعری منتشر نکرده است.
جواد جهانآرایی فرزند حیدرعلی متخلص به
«جهان آرا» در سال ۱۳۳۴ ه. ش در یک خانواده مذهبی در
کاشان به دنیا آمد.
وی تحصیلات خود را تا سوم متوسطه ادامه داد و سپس به هنرستان نساجی کاشان رفت و دیپلم خود را از آنجا اخذ کرد.
در سال ۱۳۵۲ شمسی به
تهران رهسپار شد و فوقدیپلم خود را گرفت و پس از خدمت سربازی به استخدام کارخانه کاشی
اصفهان درآمد و تا سال ۱۳۶۰ در همین شغل باقی بود و آنگاه به زادگاهش بازگشت.
جهانآرایی در سال ۱۳۶۲ که به انجمن ادبی صبا راه یافت، دوران
شعر و شاعری خود را از همین زمان آغاز کرد و تاکنون در بسیاری از شبهای شعر و کنگرهها شرکت کرده است. از او هنوز کتاب شعری منتشر نشده است.
در ادامه، نمونههایی از سرودههای او آمده است.
برادر، آب:| آنکه را بود مَهر مادر، آب • • • • • دیده میدوخت تشنه لب، بر آب | | |
| کربلا بود و جنگ و هُرم عطش • • • • • داشت آنجا بهای گوهر، آب | | |
| چنگ میزد رباب بر دل ریش: • • • • • که خدا! کی رسد به اصغر، آب؟ | | |
| مانده حیران درین میان چکند؟ • • • • • از کجا میشود میسّر، آب؟! | | |
| بُرد او را پدر به عرصهی رزم • • • • • تا دهد جای شیر مادر، آب | | |
| وه! که سیراب شد ز جرعهی تیر • • • • • نرسید آه! بر لبش گر آب! | | |
| دید تا کودکان تشنه، حسین • • • • • گفت از سوز جان: برادر! آب | | |
| ای بهین آبیار گلشن عشق! • • • • • بهر این غنچهها بیاور آب | | |
| رفت آن میر عشق سوی فرات • • • • • تا که بنهاد پای جان، بر آب | | |
| کفی از آب برگرفت و، شگفت • • • • • دید تصویر کودکان در آب! | | |
| تشنه لب بود و، لب بر آب نزد • • • • • تا بنوشد ز حوض کوثر، آب | | |
| خواست تا نوشد از فرات، اما • • • • • بر دلش زد شرر چو آذر، آب! | | |
| مشگ را پر از آب کرد و شتافت • • • • • تا دهد باغ را سراسر، آب | | |
| تیرها سوی او روانه شدند • • • • • گاه در چشم رفت و گه، در آب! | | |
| تا تهی مشگ شد از آب، افسوس • • • • • گشت از شرمِ پور حیدر، آب! | | |
| | |
•
محمدزاده، مرضیه، دانشنامه شعر عاشورایی، ج۲، ص۱۵۰۵.