• خواندن
  • نمایش تاریخچه
  • ویرایش
 

جون بن حوی

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



جَوْنِ بْنِ حُوَیِّ بن قتادة بن اعور بن ساعدة بن عوف بن کعب بن حویّ
[۱] تنقيح المقال ج۱، ص۲۳۸.
از شهدای کربلا است.




از وى با عنوان‏ هاى جريره
[۲] تذكرة الشهدا، ص۱۳۲.
جرير
[۳] تذكرة الشهدا، ص۱۳۲.
، جون بن جوى
[۴] اكليل المصائب، ص۱۳۵.
، جون بن حرىّ
[۵] اقبال، ج ۳، ص ۷۸.
جويره
[۶] تذكرة الشهداء، ص۱۳۲.
[۷] تذكرة الشهداء، ص۶۱.
جوين بن ابی مالک حرز
[۹] الاشتقاق، ص۴۰۹.
، حرّه و حريره
[۱۰] روضة الشهداء، ص ۳۰۵.
حوىّ
[۱۱] انساب الاشراف ج۳، ص۱۸۵.
و خون بن حوى
[۱۲] حسين كيست، ص ۲۷۰.
نيز ياد شده است



غلامی سیاه و اهل نوبه بود. امیرالمؤمنین علیه السلام او را از فضل بن عباس بن عبدالمطلب به مبلغ ۱۵۰ دینار خریداری نمود، و به ابوذر هدیه کرد. وی تا هنگام تبعید ابوذر و نیز در تبعیدگاه (ربذه) در کنار او بود. پس از وفات ابوذر در سال ۳۲ هجری جون به مدینه برگشت و در خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام و سپس در خدمت امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و سرانجام در خدمت امام سجاد علیه السلام بود.



او همراه امام حسین علیه السلام از مدینه به کربلا آمد و در زمره یاران آن حضرت قرار گرفت.
[۱۴] تنقيح المقال ج۱، ص۲۳۸.
در شب عاشورا که امام علیه السلام سلاح خویش را اصلاح می‏ کرد. وی در کنار امام بود.
[۱۵] تاريخ طبرى ج۵، ص۴۲۰.




جون روز عاشورا از امام اجازه خواست. امام به او اجازه نداد، و فرمود: من به تو اذن می ‏دهم که از این سرزمین بروی و جان خود را حفظ کنی، زیرا تو همراه ما آمدی تا به عافیت و خوشی برسی، پس در گرفتاری ما خود را مبتلا مساز. جون گفت: ای پسر پیغمبر آیا سزاوار است که من در زمان خوشی و نعمت نان ‏خور شما باشم، ولی در سختی ‏ها شما را تنها بگذارم؟
درست است که بوی بد، نژاد پست و رنگ سیاه دارم، ولی شما بر من منّت بگذار و مرا به آسایش جاویدان بهشتی برسان تا بدنم خوشبو، نژادم شریف، و رویم سفید شود. نه، هرگز! به خدا قسم از شما دور نمی ‏شوم تا این ‏که خون سیاه خویش را با خون پاک شما درآمیزم! امام اجازه داد.



جون مشغول نبرد شد و چنین رجز می ‏خواند:
کَیْفَ یَریَ الْفجَّارُ ضَرْبَ الأَسْوَدِ • بِالْمُشْرِفِی الْقاطِعِ الْمُهَنَّدِ
بِالسَّیْفِ صَلْتاً عَنْ بَنی‏ مُحَمَّدٍ • أَذُبُّ عَنْهُمْ بِاللِّسانِ وَالْیَدِ
أَرْجُو بِذاکَ الْفَوْزَ عِنْدَ الْمَوْرِدِمِنَ الالهِ الْواحِدِ الْمُوَحَّدِ
[۱۸] مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى ج۲، ص۲۳.

چگونه می ‏بینند گنهکاران، ضربت شمشیر مشرفی هندی و برّان غلام سیاه را
که با دست و زبان از فرزندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم دفاع می‏کنم؟
امید به شفاعت و نجات از یگانه شفیع نزد خدای یکتا (رسول اکرم) دارم.



به گفته برخی از معاصرین او ۲۵ تن از دشمن را به هلاکت رساند؛
[۲۰] مقتل الحسين عليه السلام، مقرم، ص۲۵۲.
سپس خود به شهادت رسید.
[۲۱] تسمية من قتل شماره ۳۳.
[۲۴] نفس ‏المهموم، ص۲۶۳.




امام علیه السلام در کنار او ایستاد و گفت: «خدایا صورتش را سفید گردان؛ بوی او را پاکیزه و خوشبو گردان؛ او را با محمد صلی الله علیه و آله و سلم محشور کن و میان او و خاندان پیامبر آشنایی برقرار ساز.» امام باقر علیه السلام از پدرش امام زین‌ العابدین علیه السلام نقل می ‏کند که پس از گذشت ده روز از شهادت جون، بدن او بوی مشک می‏ داد.
[۲۶] نفس المهموم، ص۲۶۴.
[۲۷] ابصارالعين، ص۱۷۷.
[۲۸] مقتل الحسين عليه السلام مقرم، ص۲۵۲.




در زیارت ناحیه از وی چنین یاد شده است: السَّلامُ عَلی جُونِ بْنِ حَرِیّ مَوْلی ابی‏ ذَرِ الْغَفّارِیِّ.
[۲۹] اقبال ج۳، ص۷۸.



 
۱. ↑ تنقيح المقال ج۱، ص۲۳۸.
۲. ↑ تذكرة الشهدا، ص۱۳۲.
۳. ↑ تذكرة الشهدا، ص۱۳۲.
۴. ↑ اكليل المصائب، ص۱۳۵.
۵. ↑ اقبال، ج ۳، ص ۷۸.
۶. ↑ تذكرة الشهداء، ص۱۳۲.
۷. ↑ تذكرة الشهداء، ص۶۱.
۸. ↑ مناقب ج۳، ص۲۵۲.    
۹. ↑ الاشتقاق، ص۴۰۹.
۱۰. ↑ روضة الشهداء، ص ۳۰۵.
۱۱. ↑ انساب الاشراف ج۳، ص۱۸۵.
۱۲. ↑ حسين كيست، ص ۲۷۰.
۱۳. ↑ رجال طوسی، ص۹۹.    
۱۴. ↑ تنقيح المقال ج۱، ص۲۳۸.
۱۵. ↑ تاريخ طبرى ج۵، ص۴۲۰.
۱۶. ↑ ارشاد شیخ مفید ج۲، ص۹۳.    
۱۷. ↑ مناقب ابن شهرآشوب ج۳، ص۲۵۲.    
۱۸. ↑ مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى ج۲، ص۲۳.
۱۹. ↑ بحارالانوار ج۴۵، ص۲۳.    
۲۰. ↑ مقتل الحسين عليه السلام، مقرم، ص۲۵۲.
۲۱. ↑ تسمية من قتل شماره ۳۳.
۲۲. ↑ ملهوف، ص۱۶۳.    
۲۳. ↑ مثیرالاحزان، ص۴۷.    
۲۴. ↑ نفس ‏المهموم، ص۲۶۳.
۲۵. ↑ بحارالانوار ج۴۵، ص۲۳.    
۲۶. ↑ نفس المهموم، ص۲۶۴.
۲۷. ↑ ابصارالعين، ص۱۷۷.
۲۸. ↑ مقتل الحسين عليه السلام مقرم، ص۲۵۲.
۲۹. ↑ اقبال ج۳، ص۷۸.
۳۰. ↑ بحارالانوار ج۴۵، ص۷۱.    




جمعی از نویسندگان، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا،ص۱۲۷-۱۲۹.    









جعبه ابزار