حجاب (فرمایشهای رهبر شهید 1387-1386)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
«
حجاب»، حکم شرعی و یک مسئلهی قانونی است که رهبر معظم انقلاب در مقاطع گوناگون سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷ به آن پرداختهاند.
این پژوهش صرفاً به گردآوری و تدوین بیانات رسمی منتشرشده در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری، بدون تحلیل، تفسیر یا دخل و تصرف، پرداخته است.
متن اصلی فاقد عنوانبندی و دارای ساختار سخنرانی است. در فرایند تدوین، ساختار سخنرانی با حفظ کامل محتوا و الفاظ اصلی، مطابق استانداردهای نگارش علمی به ساختار مقاله تبدیل شده است.
تغییرات اعمالشده عمدتاً شامل مستندسازی، عنوانبندی است که برای استقلال معنایی مقاطع تفکیکشده ضرورت داشته است.
تمام مداخلات صرفاً صوری بوده و محتوای علمی کاملاً حفظ شده است.
چکیده فرمایشهای رهبر شهید انقلاب (آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای) در این مقطع عبارت است از:
۱. یک روز به جامعهی ما اینجور تفهیم کرده بودند که راه پیشرفت این است که ما از غربیها تقلید کنیم؛ «تقلید در ظواهر»؛ زنهایمان بیحجاب بشوند.
۲. پیشرفت کشور را در این دانستند که مردم ما کت و شلوار بپوشند، کروات ببندند، زنهای ما بیحجاب حرکت بکنند؛ این «بیراهه» بود.
۳. در مسألهی زن «از دنیا طلبگاریم»؛ «ما مدعی دنیائیم».
۴. ترویج «بیبندوباری» نه فقط به معنای رشد دادن به زن نیست، خودش مانع حرکت به سمت کمال و تعالی زنان است.
۵. در نظام اسلامی «محدودیتی» که به وجود میآید، که این «محدودیت» بر طبق فطرت انسانىِ زنانه است.
۶. «اخلاق اسلامی» در روابط زن و مرد - بخصوص در داخل خانواده - باید مورد توجه قرار بگیرد.
۷. «زن غربی» با ورود در منجلاب فساد، دستاوردش «نابودی خانواده» بود؛ اینجور نبود که زن با برداشتن حجاب در میدان فعالیتهای اجتماعی پیشرفت کند.
۸. «حجاب»، تکریم آن کسی است که در «حجاب» است؛ «حجاب زن»، «تکریم زن» است.
۹. در ایران باستانی زنهای اعیان همه باحجاب بودند، زنهای افراد پائین، بیحجاب هم میآمدند.
۱۰. اسلام آمد این «تبعیض» را گذاشت کنار، گفت نخیر، زن باید باحجاب باشد؛ یعنی این «تکریم» مال همهی زنان است.
۱۱. غربیها بیحجابی را اجباری میکنند، آن وقت به ما میگویند چرا شما حجاب را اجباری کردید! اینها «هوچیگریهای غرب» است.
بیانات در دیدار دانشجویان، ۱۳۸۷/۰۷/۰۷: - راه پیشرفت را در «تقلید در ظواهر» از غربیها میدانستند.
- زنهایمان بیحجاب بشوند؛ این را پیشرفت میدانستند.
- «چقدر خسارتبار» و «مایهی شرمندگی» است.
- این «بیراهه» است.
بیانات در دیدار بانوان نخبه در آستانه سالروز میلاد حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، ۱۳۸۶/۰۴/۱۳: - «ما از دنیا طلبگاریم»؛ «ما مدعی دنیائیم».
- ما هستیم که به دنیا خطاب میکنیم: شما به بشریت و به زن خیانت کردهاید.
- «بزرگترین خیانت» دریدن پرده و رواج بیقانون جنسی است.
- «زن نخبه» در دوره طاغوت نداشتیم؛ امروز بمراتب بیشتر داریم.
- ترویج «بیبندوباری» مانع حرکت به سمت کمال و تعالی زنان است.
- «اخلاق اسلامی» در روابط زن و مرد باید مورد توجه قرار بگیرد.
- «مسألهی حجاب» خیلی مهم است؛ اهمیتش در «مسألهی خانواده» خودش را نشان میدهد.
بیانات در دیدار مردم قم در سالروز قیام نوزدهم دیماه، ۱۳۸۶/۱۰/۱۹: - «قضایای هفدهم دی» طبق نقشه دشمنان اسلام و ایران اتفاق افتاد.
- «کشف حجاب» «یکی از جنایات بزرگ رژیم طاغوت» است.
- «زن غربی» با ورود در منجلاب فساد، دستاوردش «نابودی خانواده» بود.
- زنهای مسلمان ما در مقابل «فشار سرکوبگر» «مقاومت» کردند.
- در دیماه ۱۳۵۶ زنان مسلمان با شعار «حفظ حجاب» تظاهرات راه انداختند.
بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاههای استان یزد، ۱۳۸۶/۱۰/۱۳: - «حجاب»، تکریم آن کسی است که در «حجاب» است.
- اسلام آمد «تبعیض» را کنار گذاشت؛ این «تکریم» مال همهی زنان است.
- «یک سوم زنهای دنیا» از دست مردها کتک میخورند؛ این «گریهآور» است.
- خود آنها بیحجابی را اجباری میکنند؛ این «هوچیگریهای غرب» است.
بیانات در دیدار دانشجویان، ۱۳۸۷/۰۷/۰۷:
(راه پیشرفت؛ «تقلید در ظواهر» از غربیها)
یک روز به جامعهی ما اینجور تفهیم کرده بودند که راه پیشرفت این است که ما از غربیها تقلید کنیم.
آن هم نه تقلید در دانشآموزی و دانشاندوزی، «تقلید در ظواهر».
زنهایمان بیحجاب بشوند.
مردهایمان کلاه فلان جور و لباس فلان جور بپوشند.
میدانید در کشور ما، دورهای بر مردم ما گذشت که گذاشتنِ یک کلاه مخصوص به نام کلاهْ پهلوی اجباری شد و اگر کسی این کلاه را بر سر نمیگذاشت، مجرم شمرده میشد!
بعد یک قدم جلوتر رفتند، گفتند یا کلاه پهلوی یا شاپو.
چون غربیها - اروپائیها - این لباس را میپوشند.
انواع و اقسام لباسهایی که در داخل کشور - لباسهای محلی - پوشیده میشد، همه منسوخ و ممنوع شد.
برای اینکه لباس متحد الشکلِ از غرب آمده، پوشانده بشود.
برای چی؟
برای پیشرفت!
پیشرفت کشور را در این دانستند که مردم ما کت و شلوار بپوشند، کروات ببندند، زنهای ما بیحجاب حرکت بکنند.
رسوم و عادات غربی را یاد بگیرند.
(«چقدر خسارتبار» و «مایهی شرمندگی»)
ببینید «چقدر خسارتبار» است برای یک کشور.
«چقدر مایهی شرمندگی» است، وقتی انسان فکر بکند.
آن روز نه فقط شرمنده نمیشدند، افتخار هم میکردند، با صدای بلند هم این را فریاد میکردند.
این، «بیراهه» است.
نسخهی پیشرفت، نسخهی غلط؛ «بیراهه».
اصول برای این است که این اشتباهات پیش نیاید.
بیانات در دیدار بانوان نخبه در آستانه سالروز میلاد حضرت زهرا (سلاماللهعلیها)، ۱۳۸۶/۰۴/۱۳:
(«ما از دنیا طلبگاریم»؛ «مدعی دنیائیم»)
همانطور که بارها من اشاره کردهام، در مسألهی زن «از دنیا طلبگاریم»؛ «ما مدعی دنیائیم».
حالا مؤسسات وابسته به سازمان ملل یا غیر آنها یا فلان مجموعهی روزنامهنگار بیایند به اسم حقوق بشر، موضوع حجاب و بعضی از این قبیل چیزها را زیر سؤال بکشند و اظهار طلبگاری کنند، این واقعیت قضیه را عوض نمیکند.
«ما از دنیا طلبگاریم».
دنیا که عرض میکنم، یعنی دنیای غرب.
ما هستیم که به دنیا خطاب میکنیم و میگوئیم: شما به بشریت عموماً و به زن خصوصاً خیانت کردهاید.
(«بزرگترین خیانت»؛ دریدن پرده و رواج بیقانون جنسی)
با کشاندن زن و مرد به وادی ابتلائات جنسی و برافروختن و دامن زدن به آتش زیادهرویهای جنسىِ بیقانون و بینظم در جامعه،
با آوردن زن به شکل متبرج به وسط میدان.
معلوم است که زن، آن بخش زیبای آفرینش بشر است.
این بخش زیبا به طور طبیعی با اندکی در پرده بودن همراه است.
این خاصیت این بخش زیبا و لطیف وجود انسانی است.
این پرده را دریدن و آنچه را که باید با نظم و قانون پیگیری شود
- آن نیاز غریزی انسانی، چه در زن و چه در مرد - بیقانون و بینظم در جامعه رواج دادن،
«بزرگترین خیانتی» است که در درجهی اول به زن و در درجهی بعد به همهی بشریت - زن و مرد - انجام گرفته.
این کار را سیاستهای غربی کردهاند.
(«زنان نخبه» در نظام اسلامی)
ما این همه «زن نخبه» در دورهی حاکمیت طاغوت نداشتیم.
این، حرف من است و بر این اصرار دارم.
امروز عدد مطلق و نسبی محققین زن، اساتید زن، دانشمندان زن در رشتههای مختلف، متفکرین و نویسندگان زن که در رشتههای گوناگون فکر میکنند، صاحبنظرند و قلم میزنند، ادبای زن، شعرای زن، هنرمندان زن - قصهنویسها، شاعرها، نقاشها - بمراتب بیشتر از دورهی طاغوت است.
یعنی آن دورهای که به نام طرفداری از زن، حجاب و عفاف و وجود فاصلهی بین زن و مرد را بکلی از بین برده بودند
و روزبهروز هم این بیبندوباری را ترویج میکردند.
حتّی در مواردی از کشورهای اروپائی هم بدتر و تندتر عمل میکردند.
امروز ما در نظام جمهوری اسلامی و زیر پوشش حجاب، زیر چادر، زیر مقنعه، این تعداد عظیم نخبهی فکری، علمی، عملی، فعال سیاسی، صاحبنظران فرهنگی و هنری داریم.
آن روز بخشی از بخشها و بعضی از ابعاض این مجموعه را هم ما نداشتیم.
بسیار محدود بودند.
(ترویج «بیبندوباری»؛ مانع حرکت به سمت کمال و تعالی)
این، یک نظریهای درست عکس آن چیزی را که درصدد بودند القاء کنند، احیاء میکند
و او اینکه آن کیفیت ترویج «بیبندوباری» نه فقط به معنای رشد دادن به زن، به معنویات زن، به استعدادهای زن نیست،
بلکه سرگرم کردن زن به آنچه که لوازم آن، کیفیت زندگی است
- آرایشهای گوناگون و گرفتاریهای گوناگونِ جنبیای که این کارها دارد -
خودش مانع حرکت به سمت کمال و تعالی زنان است.
(«محدودیت» بر طبق فطرت؛ کمک به رشد فکری و علمی و عملی)
در نظام اسلامی «محدودیتی» که به وجود میآید، که این «محدودیت» بر طبق فطرت انسانىِ زنانه است.
هم برای مردها «محدودیت» است، به یک کیفیتی.
هم برای زنها به کیفیت دیگری «محدودیت» است، کمک کنندهی به این است که نیروهای آنها هرز نرود و حتیالمقدور در جهت درستی به کار بیفتد.
که آن وقت نتیجهاش میشود رشد فکری و علمی و عملی در جامعهی زنان، که امروز شاهدش هستیم.
این نکتهی اول.
اینکه گفته میشد - و البته هنوز هم بعضیها با غفلتِ تمام میگویند
- مگر میشود با حجاب و با رعایت حدود شرعی و اسلامی، جامعهی زنان رشد کند،
تکلیف مسألهی زن در نظام اسلامی چه میشود،
این جواب عملیاش، جواب عینیاش، همین وجود مجموعهی عظیم نخبگان زن در جامعهی ماست، که هیچ وقت ما در کشور چنین وضعی را نداشتیم.
در دورهی طاغوت هم نبوده، قبل از آن هم که وضع تعلیم و تربیت از جهت دیگری اشکال داشته.
امروز در نظام اسلامی بحمدالله این فراهم است.
حالا تعداد بیشتر برگزیدگان دختر در دانشگاهها و امثال آن، اینها مسائل درجهی دو است.
مسألهی درجهی یک این است که همین مجموعهی زنان نخبه توانستهاند در نظام جمهوری اسلامی در بخشهای مختلف بدرخشند.
(«اخلاق اسلامی در روابط زن و مرد»؛ باید مورد توجه قرار بگیرد)
تصویر کیفیت برخورد زن و مرد در «اخلاق اسلامی» و «قانون اسلامی» هم به نظر ما بایستی بیشتر رویش کار شود.
بعضی متدین هم هستند، اما چون با مفاهیم اسلامی درست آشنا نیستند و اخلاقیات مرتبط با روابط زن و مرد را در اسلام درست نمیدانند،
تدینشان موجب نمیشود که از غلظتشان کم شود، از تحکم و زورگوئیشان بکاهد.
نه، هم متدینند، هم آن تحکمها و زورگوئیها را دارند.
این هم باید اصلاح شود.
«اخلاق اسلامی» در روابط زن و مرد - بخصوص در داخل خانواده - باید مورد توجه قرار بگیرد.
(«مسألهی حجاب»؛ خیلی مهم)
البته «مسألهی حجاب» خیلی مهم است.
من «مسألهی حجاب» را واقعاً مهم میدانم.
اهمیت «مسألهی حجاب» در جاهای باواسطهای خودش را نشان میدهد.
از جمله در «مسألهی خانواده» خودش را نشان میدهد.
بیانات در دیدار مردم قم در سالروز قیام نوزدهم دیماه، ۱۳۸۶/۱۰/۱۹:
(«کشف حجاب»؛ نقشه دشمنان اسلام و ایران)
یکی از همین فعالیتهای فاجعهآمیز، «قضایای هفدهم دی» بود که در زمان رضاشاه اتفاق افتاد.
طبق نقشهی دشمنان اسلام و ایران، به کمک روشنفکران آن روزِ متصل به دربار پهلوی،
تصمیم گرفتند که زن ایرانی را از دائرهی عفاف و حجاب خود بیرون کنند
و این نیروی عظیم ایمانی را که به برکت عفاف، زن همواره در جوامع مسلمان وجود داشته است، نابود کنند و بر باد بدهند.
یکی از «جنایات بزرگ رژیم طاغوت»، همین مسئلهی هفده دی هست.
«کشف حجاب»، از بین بردن آن حائل و فاصلهای که در اسلام میان دو جنس قرار داده شده است
- که این برای سلامت زن و سلامت مرد است؛ برای سلامت جامعه است -
تا همان بلائی که بر سر زن در جوامع غربی آمد، بر سر زن مسلمان ایرانی بیاورند.
این اقدام را با چماق، رضاخان در داخل کشور انجام داد.
(ورود «زن غربی» در منجلاب فساد)
«زن غربی» با ورود در منجلاب فساد، دستاوردش «نابودی خانواده» بود.
اینجور نبود که زن با برداشتن حجاب در میدان علم یا در میدان سیاست یا در میدان فعالیتهای اجتماعی پیشرفت کند.
همهی اینها با حفظ حجاب و عفت ممکن بود و ما در نظام اسلامی این را تجربه کردیم.
برداشتن حجاب، مقدمهای برای برداشتن عفت بود.
برای برداشتن حیا در جامعهی اسلامی بود.
برای سرگرم کردن مردم به عامل بسیار قوی و نیرومند جنسی بود.
برای اینکه از همهی کارهای دیگر بمانند.
و یک مدتی هم موفق شدند، اما ایمان عمیق ملت ایران نگذاشت.
(«مقاومت» زنهای مسلمان در مقابل «فشار سرکوبگر»)
زنهای مسلمان ما با وجود سختگیریها در طول زمان، در مقابل این «فشار سرکوبگر» «مقاومت» کردند.
بعد از رفتن رضاخان به نحوی، در زمان خود او به نحوی، در طول دوران بقیهی طاغوت هم به نحوی.
لذا در همان دیماه ۱۳۵۶، روز هفدهم دیماه در مشهد، یک اجتماع عظیمی، تظاهراتی از زنان مسلمان با شعار «حفظ حجاب» راه افتاد.
ما آنوقت در تبعید بودیم.
خبر آن را شنیدیم که زنان مؤمن و مسلمان و شجاع یک چنین حرکتی را به راه انداختند.
این، گوشهای از فجایع رژیم طاغوت بود.
نابود کردن آرمانهای دینی، ارزشهای اخلاقی، پیشرفتهای اقتصادی، عزت بینالمللی و خلاصه بر باد دادن سرمایههای یک ملت جزو کارهایی بود که آن رژیم طاغوت و سیاهکار انجام داد.
بیانات در دیدار دانشجویان دانشگاههای استان یزد، ۱۳۸۶/۱۰/۱۳:
(«حجاب»؛ «تکریم زن»)
«حجاب»، تکریم آن کسی است که در «حجاب» است.
«حجاب زن»، «تکریم زن» است.
در بیشتر کشورها - حالا من بیشتر که میگویم، چون همه را اطلاع ندارم -
در گذشته، در قدیم، در همین اروپا تا دویست سیصد سال پیش زنهای اعیان و اشراف، حجابی روی صورتشان میانداختند.
در بعضی از فیلمهای قدیمی شاید دیده باشید.
یک حجاب میانداختند که چشمها به روی آنها نیفتد.
این، «تکریم» است.
(اسلام «تبعیض» را کنار گذاشت؛ «تکریم» مال همهی زنان)
در ایران باستانی زنهای اعیان و اشراف و رؤسا همه باحجاب بودند.
زنهای افراد پائین و طبقات پست، نه، بیحجاب هم میآمدند.
مانعی هم نبود.
اسلام آمد این «تبعیض» را گذاشت کنار، گفت نخیر، زن باید باحجاب باشد.
یعنی این «تکریم» مال همهی زنان است.
این است نظر اسلام.
آن وقت آنها حالا شدهاند طلبکار، ما شدهایم بدهکار!
آنها بدهکارند.
آنها باید بگویند چرا زن را مثل یک کالا وسیلهی شهوترانی قرار دادند.
(«یک سوم زنهای دنیا» کتک میخورند)
یک آماری را همین دیروز برای من نقل کردند - آمار مال یک هفته قبل است - که «یک سوم زنهای دنیا» از دست مردها کتک میخورند!
به نظر من اشک انسان در میآید.
این «گریهآور» است.
و این بیشتر در کشورهای صنعتی است.
در کشورهای فرنگی است و ناشی از همان خشونتهای جنسی و مطالبات خشن جنسی است که مرد از زن دارد.
(«هوچیگریهای غرب» و اجبار بیحجابی)
این هوچیگریهای آنها در مورد زن است.
آن وقت راجع به زن بحث میکنند: شما حجاب را اجباری کردید.
خود آنها بیحجابی را اجباری میکنند،
دختر دانشجو را تو دانشگاه راه نمیدهند، به خاطر اینکه روسری دارد، آن وقت به ما میگویند چرا شما حجاب را اجباری کردید!
این در جهت کرامت زن است، آن در جهت پردهدری و بیاحترامی به زن است.
و از این قبیل مواردی هست که اینها «هوچیگریهای غرب» است.
گروه پژوهشی ویکی فقه.