حجاب (فرمایشهای رهبر شهید 1389)
ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف
«
حجاب»، حکم شرعی و یک مسئلهی قانونی است که رهبر معظم انقلاب در مقاطع گوناگون سال ۱۳۸۹ به آن پرداختهاند.
این پژوهش صرفاً به گردآوری و تدوین بیانات رسمی منتشرشده در پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبری، بدون تحلیل، تفسیر یا دخل و تصرف، پرداخته است.
متن اصلی فاقد عنوانبندی و دارای ساختار سخنرانی است. در فرایند تدوین، ساختار سخنرانی با حفظ کامل محتوا و الفاظ اصلی، مطابق استانداردهای نگارش علمی به ساختار مقاله تبدیل شده است.
تغییرات اعمالشده عمدتاً شامل مستندسازی، عنوانبندی است که برای استقلال معنایی مقاطع تفکیکشده ضرورت داشته است.
تمام مداخلات صرفاً صوری بوده و محتوای علمی کاملاً حفظ شده است.
چکیده فرمایشهای رهبر شهید انقلاب (آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای) در این مقطع عبارت است از:
۱. دنیای فاسد غرب خواستند بروز شخصیت زن را در روشهای غلط و انحرافی که همراه با «تحقیر جنس زن» است، به ذهن دنیا فرو کنند.
۲. این افتخاری برای یک زن نیست، این تجلیل زن نیست؛ این «تحقیر زن» است.
۳. «عظمت زن» آن است که بتواند «حجب و حیا و عفاف زنانه» را که خدا در جبلّت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند.
۴. عدهای برای اینکه اسلام علاقهمندان و طرفدارانی پیدا کند، بعضی از احکام اسلام را ندیده میگرفتند؛ حکم حجاب را انکار و پنهان میکردند، این غلط است.
۵. از «توحید و نبوت و امامت و ولایت» تا «حجاب و حدود شرعیه» دائم «شبههپراکنی» میشود.
۶. من معتقدم دولت در این زمینه وظیفه دارد، اما وظیفهی دولت چیست؟ وظیفهی دولت درست کردن عقاید مردم است؟ نه، وظیفهی دولت زمینهسازی است.
۷. وظیفهی عملیاتی و میدانی به عهده روحانیت است، به عهدهی زبدگان است، به عهدهی «نخبگان حوزه و دانشگاه» است.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران نمونه کشور، ۱۳۸۹/۰۲/۰۱: - دنیای فاسد غرب خواستند شخصیت زن را در روشهای غلط و انحرافی همراه با «تحقیر جنس زن» به ذهن دنیا فرو کنند.
- زن برای اینکه شخصیت خودش را نشان بدهد باید برای مردان چشمنواز باشد؟ این «تحقیر زن» است.
- «عظمت زن» آن است که «حجب و حیا و عفاف زنانه» را حفظ کند.
- این «آمیزهی ظریف لطافت و بُرندگی» مخصوص زنهاست.
- در قرآن به عنوان نمونهی ایمان همهی بشر، دو زن را مثال میزند: «امرأت فرعون» و «مریم ابنت عمران».
خطبههای نمازجمعه در بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، ۱۳۸۹/۰۳/۱۴: - عدهای برای اینکه اسلام طرفدارانی پیدا کند، بعضی از احکام اسلام را «کمرنگ» میکردند.
- حکم قصاص، حکم جهاد و حکم حجاب را انکار و پنهان میکردند.
- این غلط است؛ «اسلام را با کلیتش» باید بیان کرد.
بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۳۸۹/۰۶/۲۵: - از «توحید و نبوت و امامت و ولایت» تا «حجاب و حدود شرعیه» دائم «شبههپراکنی» میشود.
- باید در مقابل «هنجارشکنیهای دینی»، «فرقهسازیها» و «هنجارشکنیهای اخلاقی و جنسی» ایستاد.
- «انگیزههای داخلی» هم وجود دارد اما دشمن تقویت میکند.
- دولت مسئولیتهایی دارد اما به تنهایی نه.
بیانات در دیدار جمعی از پرستاران نمونه کشور، ۱۳۸۹/۰۲/۰۱:
(«تحقیر زن» در روشهای غلط و انحرافی غرب)
دنیای فاسد غرب خواستند بروز زن را، شخصیت زن را در روشهای غلط و انحرافی که همراه با «تحقیر جنس زن» است، به زور به ذهن دنیا فرو کنند.
زن برای اینکه شخصیت خودش را نشان بدهد، بایستی برای مردان چشمنواز باشد.
این شد شخصیت برای یک زن!؟
بایستی حجاب و عفاف را کنار بگذارد، جلوهگری کند تا مردها خوششان بیاید.
این تعظیم زن است یا «تحقیر زن»؟
این غرب مستِ دیوانهی از همه جا بیخبر، تحت تأثیر دستهای صهیونیستی، این را به عنوان تجلیل از زن عَلم کرد.
یک عده هم باور کردند.
عظمت زن به این نیست که بتواند چشم مردها را، هوس هوسرانان را به خودش جلب کند.
این افتخاری برای یک زن نیست.
این تجلیل زن نیست.
این «تحقیر زن» است.
(«عظمت زن»؛ حفظ «حجب و حیا و عفاف زنانه»)
«عظمت زن» آن است که بتواند «حجب و حیا و عفاف زنانه» را که خدا در جبلّت زن ودیعه نهاده است، حفظ کند.
این را بیامیزد با عزت مؤمنانه.
این را بیامیزد با احساس تکلیف و وظیفه.
آن لطافت را در جای خود به کار ببرد، آن تیزی و بُرندگی ایمان را هم در جای خود به کار ببرد.
(«آمیزهی ظریف لطافت و بُرندگی»؛ امتیاز زن)
این ترکیب ظریف فقط مال زنهاست.
این «آمیزهی ظریف لطافت و بُرندگی»، مخصوص زنهاست.
این امتیازی است که خدای متعال به زن داده است.
لذا در قرآن به عنوان نمونهی ایمان - نه نمونهی ایمان زنان، نمونهی ایمان همهی بشر؛ زن و مرد - دو زن را مثال میزند:
(وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ
(«و خدا برای مؤمنان همسر فرعون را مثل زده است.»){{(آیه):وَ مَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ
)یکی زن فرعون است، دومی هم حضرت مریم است.
اینها اشارهها و نشانههایی است که منطق اسلام را نشان میدهد. }}
خطبههای نمازجمعه در بیست و یکمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمهالله)، ۱۳۸۹/۰۳/۱۴:
(«کمرنگ کردن» بعضی از احکام اسلام برای خوشایند دیگران)
عدهای در یک دورانی - که ما آن دوران را به یاد داریم؛ دوران جوانیهای ما
- برای اینکه اسلام علاقهمندان و طرفدارانی پیدا کند، بعضی از احکام اسلام را «کمرنگ» میکردند، ندیده میگرفتند.
حکم قصاص را، حکم جهاد را، حکم حجاب را انکار و پنهان میکردند،
میگفتند اینها از اسلام نیست، قصاص از اسلام نیست، جهاد از اسلام نیست،
برای اینکه فلان مستشرق یا فلان دشمن مبانی اسلامی از اسلام خوشش بیاید!
این غلط است.
«اسلام را با کلیتش» بایستی بیان کرد.
بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۱۳۸۹/۰۶/۲۵:
(«شبههپراکنی» از «توحید و نبوت» تا «حجاب و حدود شرعیه»)
از «توحید و نبوت و امامت و ولایت» و از اینها بگیرید تا احکام و «حجاب و حدود شرعیه» و بقیهی چیزها.
دائم دارد «شبههپراکنی» میشود.
باید حواسمان باشد که اینها روش دشمن است.
باید در مقابل اینها تدبیر داشت، باید کار کرد.
(وظیفه در برابر «هنجارشکنیهای دینی»)
البته در اینجا و در این شبهههایی که به طرق مختلف مطرح میشود،
همه وظیفه دارند که در برابر این «هنجارشکنیهای دینی» که در این سایتها و در این اظهارات مشاهده میشود و این «فرقهسازیهایی» که وجود دارد،
و این «هنجارشکنیهای اخلاقی و جنسی» که انسان مشاهده میکند و از این قبیل چیزها، بایستند.
(«انگیزههای داخلی» و تقویت دشمن)
اینها کارهایی است که نه اینکه همهی این کارها را دشمن دارد از خارج میکند.
نه، «انگیزههای داخلی» هم وجود دارد، اما دشمن تقویت میکند،
جهت میدهد، کمک میکند و اینها را هل میدهد به جلو و دشمن از این چیزها خرسند است.
باید این را مواظب باشیم.
باید مواظبت کنیم.
(«مسئولیت» دولت؛ «زمینهسازی» )
مسئولیت به عهدهی کیست؟
آیا به عهدهی دولت است؟
به تنهایی، نه.
دولت البته مسئولیتهایی دارد.
من خودم بارها به شورای انقلاب فرهنگی در دورههای مختلف گفتم که شما نمیتوانید خود را از متدین کردن مردم و وظیفهای که در این راه دارید، برکنار نگه دارید.
اینها مخالف بودند.
آن جریانهای بداخلاق مخالف بودند، میگفتند نه، این دینِ دولتی میشود.
من معتقدم دولت در این زمینه وظیفه دارد، اما وظیفهی دولت چیست؟
وظیفهی دولت درست کردن عقاید مردم است؟
نه، وظیفهی دولت زمینهسازی است.
(«وظیفهی میدانی»؛ نخبگان حوزه و دانشگاه)
وظیفهی عملیاتی و میدانی به عهده
روحانیت است، به عهدهی
زبدگان است، به عهدهی «
نخبگان حوزه و دانشگاه» است.
این «
وظیفهی میدانی» است.
گروه پژوهشی ویکی فقه.