حدیث

ذخیره مقاله با فرمت پی دی اف



حدیث اصطلاحا كلامی است كه حاكی قول یا
فعلفعل، به دو معنا بکار برده شده، یکی کردار؛ رفتار، و یا کلمه‌ای که بر وقوع عمل در گذشته، حال و یا آینده دلالت دارد، گفته می‌شود
یا (ع) باشد و بر آن خبر و
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
و نیز اطلاق شدهشیخ بهائی در وجیزه فرموده الحدیث كلام یحكی قول المعصوم او فعله او تقریره.
سپس فرماید: و اما نفس الفعل و التقریر فیطلق علیهما اسم السنه لا الحدیث..
.
در مجمع البحرین حدیث را مرادف كلام دانسته و وجه تسمیه باین نام را تجدید و حدوث آن گرفته.در قاموس آمده (الحدیث: الخبر و الجدید) در مصباح المنیر فرموده الحدیث ما یتحدث به و ینقل و منه حدیث الولایه
[۱] فراء گوید: واحد احدوثه است ولی بر خلاف قاعده در جمع حدیث استعمال شده.صاحب کشاف آنرا اسم جمع دانسته.ابو حیان در تفسیر خود بنام (البحر) آنرا جمع حدیث (منتهی بر خلاف قیاس) گرفته مانند اباطیل جمع باطل (قواعد التحدیث ص ۶۱) .
.


وجه تسمیه حدیث به خبر



ظاهرا وجه تسمیه
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
بحدیث از آن جهت است كه در مقابل
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
كه هر دو بیان احکام الهی است قرار گرفته زیرا اكثر
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
قائل بقدم
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
می باشند و از اینرو احكامی كه از ناحیه شخص انتشار یافته (حدیث) در مقابل (کلام قدیم ـ
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
) نامیده اند
[۲] فتح الباری فی شرح صحیح البخاری تألیف ابن حجر عسقلانی.چاپ مصر.
و ممكن است از این لحاظ گفته و
امامامام به معنی پیشوا است و از این عنوان در باب‌های بسیاری همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، انفال، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، نکاح، اطعمه و اشربه، احیاء موات، ارث، قضاء، حدود، قصاص و دیات، از جهات مختلف سخن رفته است
را حدیث نامند كه در تشریع قوانین الهی تازگی و نوی دارد چنانكه
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
نیز از این نظر تازه و حدیث است و در خود
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
به این نكته اشاره شده آنجا كه فرماید: الله نزل احسن الحدیث كتابا
[۳] سوره زمر، آیه ۲۳.خداوند قرآن را فرستاد كه بهترین حدیث است.
یا در جای دیگر
قرآنقرآن، در اصل مصدر است و به کتابی که بر پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌و آله‌و‌سلم) اختصاص پیدا کرده است گفته می‌شود
، فلیأتوا بحدیث مثله
[۴] سوره طور، آیه ۳۴.اگر راست می‏گویند كه قرآن كتاب خدا نیست آنها هم سخنی نوین مانند قرآن بیاورند.
فبای حدیث بعده یومنون
[۵] سوره مرسلات، آیه ۵۰.شما پس از آیات خدا بكدام حدیث ایمان می‏آورید؟
فذرنی و من یكذب بهذا الحدیث
[۶] سوره القلم، آیه ۴۴.ای رسول تو كیفر مكذبان و منكران قرآن را بمن واگذار.
.بعضی
[۷] رك، قواعد التحدیث ص۶۱.
احتمال داده اند كه چون حروف متعاقب یكدیگر می آید قهرا حرف بعدی پس از حرف قبل استعمال شده و حادث گردیده، یا از آن جهت كه در دل شنونده ایجاد معنی تازه می كند حدیث نامیده شده. اما
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
بمعنی مخبر به استعمال شده.در
تاج العروستاجُ الْعَروس، فرهنگ عربی به عربی سدۀ ۱۲ق/ ۱۸م اثر زبیدی (د ۱۲۰۵ق/۱۷۹۱م)
آمده:
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
چیزی است كه از دیگری نقل شود و اهل عربیت قید (احتمال الصدق و الكذب) را در آن اضافه كرده اند ولی نزد محدثین بمعنی حدیث آمده.
باید دانست كه نوعا لغویین موارد استعمال را ذكر می كنند و توجه باصل معنی لغوی كه موارد استعمال نوعا بمناسبتی كه در مصادیق و اصل معنی برقرار است، نداشته و امتیاز آنرا از فروع و مصادیق متذكر نمی شوند.مثلا در اینجا ظاهر معنی
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
، اعلام غیر است چنانچه در مصباح المنیر و المنجد آمده و در معنی (الخبیر) كه از اسماء الهی است گفته اند (العالم) .در
آیهنماز و آباد کردن مساجدخداوند در قرآن کریم حق آباد کردن مساجد را تنها به‌مومنین عطا نموده است، آنجا که فرمود: «انّما یعمر مساجد الله من امن بالله و الیوم الاخر و اقام الصّلوة و آتی الزّکوة و لم یخش الاّ الله فعسی اولئک ان یکونوا من المهتدین؛ مساجد الهی را تنها کسی آباد می‌کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و نماز را بر پا دارد و زکات را بپردازد و از چیزی جز خدا نترسد، امید است چنین گروهی هدایت یابند»
شریفه (فكیف تصبر علی مالم تحط به خبرا)
[۸] سوره كهف، آیه۶۸.
(علما)
تفسیردانش‌ شرح‌ و تبیین‌ آیات‌ قرآن‌ که‌ از عهد نزول‌ وحی با شخص‌ پیامبر صلی الله علیه وآله آغاز شده‌ و پس‌ از رحلت‌ آن‌ حضرت‌، بتدریج‌ بسط‌ و تنوع‌ یافته‌ و گرایشها و روشهای مختلف‌ در این‌ حوزه‌ پدید آمده‌ است‌
شده و در مثل گویند (علی الخبیر سقطت) ای علی العالم به، همچنین لفظ خبره كه بمعنی عالم آمده پس استعمال
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
در گفته (ص) از لحاظ اعلام به مضمون
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
است.چنانكه اطلاق حدیث بلحاظ تازگی مضمون آن برای سامع یا در مقابل
کلام اللهخدای سبحان در سوره مبارکه توبه قرآن کریم را «کلام الله» معرفی نموده: «و ان احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلام الله؛ [http://lib
قدیم (بنا بمذهب بعضی از اهل سنت) است.

رابطه سنت و حدیث



اما مراد از
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
همان قول و
فعلفعل، به دو معنا بکار برده شده، یکی کردار؛ رفتار، و یا کلمه‌ای که بر وقوع عمل در گذشته، حال و یا آینده دلالت دارد، گفته می‌شود
و است (منتهی به قول
اهل سنتاهل سنت اصطلاحی است در علم ملل و نحل که بر گروهی از مسلمانان اطلاق می شود
و بعضی از بزرگان در غیر عادیات) كه مشتق از سنن (بفتح سین و نون) بمعنی طریقه پسندیده باشد
[۹] در قرآن مجید آمدهو لن تجد لسنه الله تبدیلا(سوره فاطر، آیه ۳۵) یعنی تو ای رسول گرامی در سنت خداوندی تبدیلی نمی‏بینی.یا آیه شریفه : سنه من ارسلنا قبلك من رسلنا (سوره اسراء آیه ۷۷) .ولی گاهی با قرینه در امور ناشایست نیز استعمال شده مانند من سن فی الاسلام سنه سیئه كان علیه وزر، من عمل بها.
بنابر این
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
در مقابل
کتابکتاب یکی از اسمای قرآن کریم است
، بآنچه طریقه معصوم و منتسب بوی است اصطلاح شده مانند: من رغب عن سنتی فلیس منی، چنانكه در
فقه‌فقه، به معنای فهمیدن و درک کردن می باشد که به استنباط احکام شرع کمک می‌کند
بیشتر همین معنی یا در مقابل
بدعتبدعت یا همان تشریع، بنیان نهادن عقیده یا عملی از پیش خود به نام دین است
آمده مانند : اصطلاح طلاق سنی و بدعی.گاهی هم در مقابل و بمعنی آمده مثلا گفته می شود :
قنوتقنوت از ماده­ی "قنو" است که در لغت به معنای به دست آوردن چیزی و خوشه ­ی خرما آمده و در اصطلاح قرآنی یعنی طاعت و پرستش همراه با خضوع و فروتنی؛راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ المفردات فی غریب القرآن‏، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۲۶ق، چاپ چهارم، ص۶۸۴
در
نمازیکی از اعمال و تکالیفی که از طرف خداوند بر انسان واجب شده است نماز می باشد
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
است.ولی می شود نتیجه گرفت كه
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
بمعنی اعم (از
واجبواجب در اصطلاح فقه اسلامی ، فعلی است که تارک آن در دنیا مستحق ذم و در آخرت مستحق عقاب باشد
و ) همان نفس
فعلفعل، به دو معنا بکار برده شده، یکی کردار؛ رفتار، و یا کلمه‌ای که بر وقوع عمل در گذشته، حال و یا آینده دلالت دارد، گفته می‌شود
و قول و است كه در مقابل
کتابکتاب یکی از اسمای قرآن کریم است
استعمال می شود و بمعنی اخص، مرادف و قسیم بقیه (
وجوبوجوب یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
و
حرمتحرمت به معنی حرام بودن است
و
کراهتکَراهت به فتح کاف یکی از احکام خمسه تکلیفی می‌باشد
و
اباحهاباحه به معنی مباح کردن است
) اطلاق شده و الفاظ حاكی از آنرا (
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
) و (حدیث) و () و غیره نامند.ولی در علم الحدیث اطلاق
سنتدومین منبع استنباط به اتّفاق تمامى فقهاى اسلام، سنّت است
بیشتر بهمان معنی اعم است.لذا اسم پاره ای از كتب مهم ، (سنن) گذارده شده.چون () (سنن ابن ماجه) و (سنن بیهقی) و غیر هم.

رابطه روایت و حدیث



اما را بمعنی حدیث گفته اند.در مجمع البحرین فرموده: در اصطلاح
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
ی است كه بطریق نقل بمعصوم ختم شود.
اصل از (روی البعیر الماء ای حمله) مشتق است.چون راوی نیز حامل و ناقل حدیث شمرده می شود.
اغلب معانی دیگر كه از برای ماده (روی) نقل شده است بهمین مناسبت است مانند (ریان) كه بمعنی سیراب آمده چون قهرا شخص در اینحال حامل مقداری آب است.همچنین (یوم الترویه) كه هشتم
ذیحجهماه ذیحجّه دوازدهمین و آخرین ماه قمری می‌باشد که ازاحکام آن،در باب‌های صلاة، طهارت، حج و دیات سخن گفته‌اند
است بمناسبت تهیه و حمل حاجیان، آب مصرفی خود را در
عرفاتعرفه منطقه ای در مکه است
می باشد.و كلام (ع) در خطبه شقشقیه (فطفقت ارتای بین ان اصول بید جذاء)
[۱۰] ای تفكرت فی الامر فوجدت الصبر اولی (شرح نهج عبده) .
كه بمعنی (فجعلت افكر) است از همین ماده اخذ شده كه (ارتائی) بمعنی (احمل الفكره) آمده، و هكذا (عین ریه) و (سحاب روی) ای كثیر الماء.البته متعلق فعل (روی) باید چیز صافی و روان باشد.لذا در حمل آب و فكر و كلام استعمال شده و شاید بهمین مناسبت آخر شعر را (روی) گویند زیرا حامل شعریت و نظم سخن همان (روی) است.و در عین حال روانی و صافی نظم به آن صورت می گیرد.

رابطه حدیث و اثر



در صحاح اللغه فرموده (اثرت الحدیث اذا ذكرته غیرك.و منه قیل حدیث مأثور ای ینقله خلف عن سلف) و در قاموس آمده الاثر: نقل الحدیث و روایته.در المنجد و مجمع البحرین نیز همین معنی را یاد نموده. در وجیزه فرموده:
اثراثر به معنی باقی مانده از چیزی و نتیجه شی‌ء است
مرادف با حدیث است و بعضی اعم از حدیث دانسته اند و جمعی اثر را به آنچه از صحابه نقل شود اختصاص داده اند.

ولی معنی اصطلاحی و لغوی
اثراثر به معنی باقی مانده از چیزی و نتیجه شی‌ء است
یكی است.زیرا
اثراثر به معنی باقی مانده از چیزی و نتیجه شی‌ء است
چنان كه از موارد استعمال آن معلوم می شود بمعنی بقیه و بازمانده شیئی است.در مجمع البحرین فرموده: قوله تعالی: قالوا تالله لقد آثرك الله علینا
[۱۱] سوره یوسف، آیه ۹۱.برادران یوسف بوی گفتند، بخدا سوگند پدرمان ترا بر ما مقدم می‏دارد.
ای فضلك من قولهم: له علیه اثره ای فضل.
ایضا قوله تعالی، ایتونی بكتاب من قبل هذا او اثاره من علم
[۱۲] سوره احقاف، آیه ۴.یعنی ای رسول ما بمشركان بگو آیا از كتابهای پیشینیان دلیلی بر خدائی بتها دارید یا اثر و نشانی بر عقیده خویش دارید؟
ای بقیه.ایضا قوله تعالی:
انا نحن نحیی الموتی و نكتب ما قدموا و آثارهم ای ما سنوه بعدهم. (ما مردگان را زنده نموده و آنچه را كرده و یا از خود سنت گذارده اند در نامه عملشان می نویسیم) .
و در معنی (
اثراثر به معنی باقی مانده از چیزی و نتیجه شی‌ء است
) بضم همزه فرموده
اثراثر به معنی باقی مانده از چیزی و نتیجه شی‌ء است
ی كه بعد از شیئی باقی می ماند.و
اثراثر به معنی باقی مانده از چیزی و نتیجه شی‌ء است
دار بمعنی بقیه آنست.در قاموس فرموده: الاثر محركه: بقیه الشی ء.در حدیث آمده: من سره ان یبسط الله فی رزقه و ینشاء فی اثره فلیصل رحمه
[۱۳] هر كس كه می‏خواهد خداوند روزیش را فراخ و نامش را باقی گذارد صله رحم كند.
.كه در اینجا
اثراثر به معنی باقی مانده از چیزی و نتیجه شی‌ء است
بمعنی اجل آمده.زیرا اجل در عقب عمر آدمی می آید و از همین معنی است (مأثره) بضم ثاء بمعنی مكرمت چون پس از آدمی می ماند و از او بازگو می شود.
بنابر این
اثراثر به معنی باقی مانده از چیزی و نتیجه شی‌ء است
در استعمال روات بتناسب حكم موضوع همان بقایای اقوال و افعال منقوله از پیغمبر و سلف صالح است و چنانكه دیدیم با معنی لغوی مغایرت ندارد.

نحوه استعمال فعل در حدیث



اما نحوه استعمال فعل در حدیث، (مشدد) و از باب تفعیل آمده گفته می شود حدثه بكذا و حدثه كذا ای اخبره به و در (
خبرخبر به دو معنای مقابل انشاء و حدیث آمده است
) از باب تفعیل و افعال هر دو آمده.یقال (خبره و اخبره الشی ء و بالشی ء) : انباه به.و در فقط از ثلاثی مجرد از باب ضرب استعمال شده منتهی محدثین جائی كه
راوینقل کننده احادیث معصومان علیهم‏ السّلام را راوی می گویند
به تنهائی حدیث را از استاد شنیده (حدثنی) و در موردی كه دیگری نیز باوی سماع نموده (حدثنا) استعمال نموده اند و همچنین اگر بر او قرائت حدیث شده (اخبرنی) و چنانچه دگری با وی شركت داشته (اخبرنا) بكار برده اند
[۱۴] در وصول الاخیار آمده ص ۱۱۹ كه در عصر اول حدثنا و اخبرنا و انبأنا مفید اخبار بلفظ بوده ولی در اعصار بعد لفظ (اخبرنا) در مورد قرائت و لفظ (انبأنا) در زمینه اجازه شایع گردیده.
.
اما سند حدیث،چون تدوین حدیث خاصه مجامع در اعصاری صورت گرفته كه و ناقلین به وسائطی از حدیث را نقل می نموده اند برای تعبیر از مراد، لفظ (حدثنی یا اخبرنی فلان) بكار می رفته و گاهی بلفظ (عن فلان) با حذف فعل متعلق بآن اكتفا می شده.

علائم اختصار



در كتب متأخر برای تعبیر از حدثنا و اخبرنا و همچنین حدثنی و اخبرنی، علائم اختصاری وضع و استعمال شده.علائم مزبور بقرار ذیل است:
ثنا ـ نا: در حدثنا انا: در اخبرنا
ح: رمز (حیلوله) كه اگر محدث متنی را بدو سند نقل نماید هنگام انتقال از سندی بسند دیگر (ح) می نویسند.این رمز از تحول، بمعنی انتقال یا حیلوله (بمعنی فاصله و حاجز شدن) مشتق شده.
نیز معمولا در ضمن سلسله سند حدیث، (قال) را كه تكرار می شود، حذف می كنند.مثلا: محمد بن یعقوب قال حدثنی علی بن ابراهیم قال قال حدثنی ابی ابراهیم بن هاشم...كه (قال) اول را حذف و بیك (قال) اكتفا می كنند.
ولی متأخرین طریقه دیگری در اختصار بكار برده اند و آن اینست كه فقط نام كسانی را كه از آنان نقل حدیث شده ذكر و بكیفیت
سندسند همان زنجیره ی راویان حدیث است كه متن را از معصوم خبر می دهند
(، ، و غیره) اشاره و سپس متن حدیث را از آخرین راوی یا نقل می نمایند.
البته اگر كتبی كه بدین طریق از آن نقل حدیث شده جزو كتب مشهوره متداوله (از قبیل ) باشد، این نحوه نقل، در واقع
مسندمسند، كتاب حدیثی است كه در آن روایات، به ترتیب صحابه (چه به حروف تهجی و چه به حسب سابقه ی اسلامی) جمع آوری شده باشد
خواهد بود و الا داخل در مرسلات، می باشد.
گاهی نیز در چند حدیث كه از یك اصل یا یك
راوینقل کننده احادیث معصومان علیهم‏ السّلام را راوی می گویند
نقل شده، در اولین حدیث سلسله روات، آورده شده و در بقیه بلفظ (و بهذا الاسناد) ، از ذكر سلسله روات استغنا شده.
غیر آنچه گفتیم، طرق خاصی در كیفیت اختصار
سندسند همان زنجیره ی راویان حدیث است كه متن را از معصوم خبر می دهند
نزد
شیخ صدوقابن بابِوِیه‌ْ، محمد بن علی‌ بن حسین‌ بن موسی‌ بن بابویه‌ قمی‌، ملقب‌ به‌ شیخ‌ صدوق‌ (ح‌ ۳۰۵-۳۸۱ق‌/ح‌۹۱۷-۹۹۱م‌)، محدث‌ و فقیه‌ بزرگ‌ شیعه امامیه‌، در قرن چهارم هجری قمری بود
و (در كتاب و كتاب ) معمول است .
در كتاب (منتقی الجمان ص ۲۱) فرماید:
باید دانست كه حال مشایخ ثلاثه (صاحبان کتب اربعه حدیث شیعه) در ذكر اسانید، مختلف است. را تماما نقل می نماید، یا بسند حدیثی كه قریبا گذشته ارجاع می دهد. بیشتر سند را ترك كرده ولی طریق متروكه را در آخر كتاب بتفصیل آورده، گاهی تمام سند را ذكر و زمانی بیشتر آنرا ترك می كند، و بسا كه قسمتی را ترك و بقیه را ذكر نموده (كه اهل فن درایه، ترك اوائل سند را تعلیق نامند) سپس در آخر بصراحت و نیز در
استبصارهدایت یافتن مسلمان غیر شیعه به مذهب شیعۀ امامیّه را استبصار گویند
فرموده: هر حدیثی كه قسمت اول
سندسند همان زنجیره ی راویان حدیث است كه متن را از معصوم خبر می دهند
را نیاورده ام بنام كسی است كه حدیث مزبور از كتاب وی اخذ شده و طریق خود را بصاحبان كتب در كتاب (فهرست) یاد نموده ام.
در فائده چهارم كتاب منتقی الجمان، طریق شیخ را بصاحبان كتب اصول حدیث، بتفصیل آورده.


پانویس


 
۱. فراء گوید: واحد احدوثه است ولی بر خلاف قاعده در جمع حدیث استعمال شده.صاحب کشاف آنرا اسم جمع دانسته.ابو حیان در تفسیر خود بنام (البحر) آنرا جمع حدیث (منتهی بر خلاف قیاس) گرفته مانند اباطیل جمع باطل (قواعد التحدیث ص ۶۱) .
۲. فتح الباری فی شرح صحیح البخاری تألیف ابن حجر عسقلانی.چاپ مصر.
۳. سوره زمر، آیه ۲۳.خداوند قرآن را فرستاد كه بهترین حدیث است.
۴. سوره طور، آیه ۳۴.اگر راست می‏گویند كه قرآن كتاب خدا نیست آنها هم سخنی نوین مانند قرآن بیاورند.
۵. سوره مرسلات، آیه ۵۰.شما پس از آیات خدا بكدام حدیث ایمان می‏آورید؟
۶. سوره القلم، آیه ۴۴.ای رسول تو كیفر مكذبان و منكران قرآن را بمن واگذار.
۷. رك، قواعد التحدیث ص۶۱.
۸. سوره كهف، آیه۶۸.
۹. در قرآن مجید آمدهو لن تجد لسنه الله تبدیلا(سوره فاطر، آیه ۳۵) یعنی تو ای رسول گرامی در سنت خداوندی تبدیلی نمی‏بینی.یا آیه شریفه : سنه من ارسلنا قبلك من رسلنا (سوره اسراء آیه ۷۷) .ولی گاهی با قرینه در امور ناشایست نیز استعمال شده مانند من سن فی الاسلام سنه سیئه كان علیه وزر، من عمل بها.
۱۰. ای تفكرت فی الامر فوجدت الصبر اولی (شرح نهج عبده) .
۱۱. سوره یوسف، آیه ۹۱.برادران یوسف بوی گفتند، بخدا سوگند پدرمان ترا بر ما مقدم می‏دارد.
۱۲. سوره احقاف، آیه ۴.یعنی ای رسول ما بمشركان بگو آیا از كتابهای پیشینیان دلیلی بر خدائی بتها دارید یا اثر و نشانی بر عقیده خویش دارید؟
۱۳. هر كس كه می‏خواهد خداوند روزیش را فراخ و نامش را باقی گذارد صله رحم كند.
۱۴. در وصول الاخیار آمده ص ۱۱۹ كه در عصر اول حدثنا و اخبرنا و انبأنا مفید اخبار بلفظ بوده ولی در اعصار بعد لفظ (اخبرنا) در مورد قرائت و لفظ (انبأنا) در زمینه اجازه شایع گردیده.


منبع



سایت اندیشه قم    




جعبه ابزار